Pandora

Pandora

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Pandora 2019 S01E08 Internal 480p WEB x264 RMTeam
Pandora 2019 S01E08 iNTERNAL 720p WEB h264-TRUMP
Pandora 2019 S01E08 All WEB
د لخوا تبصره PerDL
هماهنگ سازی با نسخه WEB: www.PerDL.ir ترجمه از وبسایت :www.film2movie.ws

تګونه

web
x264
480p
480
720p
720
په خپور شو: 2019-09-20
ډاونلوډونه: 22
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه در "پاندورا" گذشت...

‫مانع همان مسیر است. ‫یعنی چی ؟

‫تصاویری که ما از اتاق کارِ ‫مادرت بازگردانی کردیم.

‫اینا همون تصاویری‌ان که مادرت ‫وقتی داشته روشون کار میکرده کشته شده.

‫ما باید یه قرار باهم بریم.

‫- ازت خوشم میاد زاندر. ‫- داستان شما دوتا چیه ؟

‫- داستانی وجود نداره. ‫- همینو هی به خودت بگو.

‫میدونم که خودت دختره رو ‫میشناسی.

‫یه مدتی با خواهرم بوده اما ‫میدونم که از این موضوع خبر داری.

‫یه چیزی اون طرفِ درگاه هست.

‫اگه اطلاعات کاپیتان جوراسکی درموردِ ‫تیاگرا صحت داشته باشه،

‫پس هر دولتی در این ‫دنیای متمدن

‫مدیون ما خواهند بود.

‫کارا رو راست‌وریس کردید ؟

‫یه پیشرفت‌هایی داشتیم.

‫پس یعنی نه.

‫بهشون بگو تندتر کار کنن.

‫صبر ایوب ندارم

‫بابامم بدتر از منه.

‫یه چیز دیگه هم هست که ‫باید بهتون نشون بدیم.

‫مطمئن نیستیم که ‫چه معنایی داره.

‫دکتر مارخام، به این معناست که

‫جای درستی رو داریم ‫حفر میکنیم.

‫میدونید چقد منتظرِ ‫تعطیلاتِ سالستیک بودم ؟

‫هیچکاری نداریم جز عشق‌وحال ‫زیر نور خورشید.

‫خب درواقع باید بگم خورشیدها.

‫این جایی که میخوایم بریم ‫توی منظومه‌ی ستاره‌ی مزدوجه.

‫هنوزم باورم نمیشه که ‫برای اومدن متقاعدم کردید.

‫بیخیال پیلار، ‫این سفر حالت رو بهتر میکنه.

‫باید یکم از همه‌چیز دور باشی.

‫چرا ؟ من میتونم بدون اینکه از اتاقـم

‫خارج بشم هرجایی پا بذارم.

‫سلام رفقا

‫چه خبره؟

‫هیچی.

‫فقط داشتیم درمورد متن امروز ‫شرال صحبت میکردیم.

‫بعله.

‫داشتید دوباره درمورد سفر صحبت ‫میکردید مگه نه ؟

‫بچه‌ها واقعا اشکالی نداره که ‫جلوم راجع‌بهش صحبت کنید.

‫واقعا برام اهمیتی نداره.

‫ما فقط حس خوبی نداریم که ‫تو باهامون نمیای.

‫بعد از همه اتفاقاتی که ‫امسال افتاد،

‫حس خوبی به جشن گرفتن ندارم.

‫اما میخوای برای تعطیلات زمستونه‌ی ‫سالستیک همینجا بمونی ؟

‫جایی رو نداری که بخوای بری ؟

‫حالا که پدرومادرم فوت کردن، ‫آموزشگاه تنها جاییه که دارم.

‫اما اونقدرام بد نیست.

‫ربطی به شخص دیگه‌ای ‫که قراره این تعطیلات سالستیک

‫رو همینجا بمونه که ‫نداره، داره ؟

‫بچه‌ها، برای آخرین بار میگم

‫هیچ چیزی بین منو ‫زاندر نیست.

‫حتی اگرم بود، الان ‫با کساراست پس...

‫دیگه نیست. کسارا ‫بهم گفت که به هم زدن،

‫پس خودت رو آماده کن برای ‫شروع این ماجرای

‫دلبرانه.

‫میتونی جوری رفتار کنی که این ‫اشتیاقت رو نشون نده،

‫اما یه کلون همیشه میفهمه.

‫باهام کار داشتید پروفسور ؟

‫بنظرمیاد که پارالاکس یه

‫اسلحه‌ی جدید قدرتمندی رو ‫با اسم رمزیِ "ژنوس" به تصرفش درآورده.

‫- به چه دردی میخوره ؟ ‫- نمیدونم.

‫تنها چیزی که داریم ‫همین تصاویرـه.

‫اینا دقیقا همون نمادهای بیگانگانی هستن

‫که ما از کلونیِ نیوپورتلند ‫بازگردانی کردیم.

‫دقیقا.

‫هرچی که هست، ‫به شدت خطرناکه که توی

‫دستای هارلن فرید بمونه.

‫میخوام که بفهمی چیه.

‫و اینجا از جاکلین استفاده میکنیم.

‫جکس ؟

‫باتوجه به گزارشات اطلاعات،

‫دختر کوچکتر فرید، ‫کوردیلا،

‫داره برای تعطیلات سالستیک به ‫یوفوریا 7 میره.

‫چند سال پیش با جکس ‫رابطه داشته.

‫میخوایم که جکس دوباره ‫باهاش تجدید مراوده کنه.

‫تجدید مراوده ؟

‫منظورتون اینه که دوباره ‫برگردن باهم ؟

‫خیلی خطرناکـه.

‫- تو پیششی. ‫- هیچوقت قبول نمیکنه.

‫داری قدرت متقاعدکنندگیت

‫رو دست کم میگیری آقای دووال.

‫درضمن ما میخوایم ازش تقاضا کنیم

‫که رابطه‌ی قدیمیش رو ‫ادامه بده،

‫نه چیزی که تابحال ‫انجام نداده.

‫و اگه من قبول نکنم قربان ؟

‫میلیون‌ها انسان در سراسر کهکشان

‫طبیعتا اگر این اسلحه به ‫دستای هارلن

‫فرید بیفته به خطر میفتن،

‫پس چاره دیگه نداری.

‫تو و جاکلین به یوفوریا 7 میرید،

‫و میرید تا اون اطلاعات ‫رو بدست بیارید.

‫به هر قیمتی که شده.

توماس.

‫مگه اینجوری نیست که ‫باید لباسارو جمع کنیم ؟

‫من باهاتون نمیام.

‫چی ؟ چرا نه ؟

‫تعلیق آکادمیک.

‫گفتن بخاطر اینکه نمرات ‫خیلی خوبی نداشتم،

‫پس باید اینجا بمونم و ‫به درسام برسم.

‫نمیتونی با کسی حرف بزنی ؟

‫سعیـم رو کردم، فایده‌ای نداره.

‫میدونی بدترین جای ماجرا کجاست ؟

‫قرار بود این اولین سفر دوتاییمون باشه.

‫حالام که کلا خراب شده!

‫لزوما نه.

‫اگه بگم منم اینجا میمونم چی ؟

‫جدی ؟

‫اینکار رو برام میکنی ؟

‫معلومه که میکنم.

‫نیازی نیست واسه خوش گذروندن بریم ‫یه اردوگاه خیلی باکلاس.

‫میتونیم خوشمون داشته باشیم.

‫- چی ؟ ‫- یعنی وقتیکه میری عشق و حال

‫اما درواقع جایی نمیری.

‫زیاد شبیه به یه ‫تعطیلات نیست.

‫عالی میشه.

‫فقط من و توییم...

‫تنها توی آموزشگاه.

‫کاملا رمانتیک، حالا میبینی.

‫برای من که خوبه.

‫نیازی نیست بااون همه افکار ‫توی ذهنم دست و پنجه نرم کنم.

‫فقط من و توییم.

‫سلام.

‫میشه بشینم ؟ - اوهوم

آم

‫خب میخواستم بدونم که...

‫دوست داری یه سفری بری ؟

‫با من ؟

‫سفر ؟

تو و من؟

‫باهم ؟

‫آره باهم.

‫بخاطر دکتر آزبورن.

‫سی‌آی‌اس به اطلاعات نیاز داره.

‫و ما فکر میکنیم که تو میتونی ‫کمکمون کنی.

‫اطلاعات، از کی ؟

‫کوردیلا فرید.

حتما

‫باید میدونستم.

‫صبر کن جکس، میشه یه لحظه ‫گوش بدی ؟

‫ما شواهدی داریم که

‫نشون میده هارلن فرید تکنولوژیِ

‫بیگانه‌ی قدرتمندی رو در اختیار داره،

‫و تو تنها کسی هستی که میتونی ‫کمکمون کنی تا پیداش کنیم.

‫ما به کمکت نیاز داریم.

‫نگو که با این موضوع ‫مشکلی نداری ؟

‫خب اگه پای محافظت کردن ‫از اتحادیه وسط باشه،

‫پس مشکل ندارم.

‫تو کوردیلا رو مثل من نمیشناسی.

‫عقده‌ای و کنترل کننده‌اس و ‫همینطور به شدت روان پریش

‫و الان ازم میخوای که دوباره ‫باهاش وارد رابطه بشم ؟

‫یه رابطه نیست.

‫فقط اطلاعاتیه که تنها ‫تو میتونی بدست بیاری.

‫خب در این صورت...

‫جکس!

‫اگه از این طریق بتونی درمورد ‫پدرومادرت بفهمی چی ؟

‫فقط در نظر بگیرش لطفا.

‫اینا از حفاری هارلن فرید ‫بازگردانی شدن.

‫تقریبا مشابه همونایی ‫هستن که ما توی نیوپورتلند

‫پیدا کردیم.‫پیدا کردیم.

‫فردا سرساعت 0600 حرکت میکنیم.

‫بکنش ساعت 9.

‫دوست دارم یکم بخوابم.

‫کجان ؟ ‫سفینه یه ساعت دیگه میره.

‫آتریا کجاست ؟

‫کیفاتون کو ؟

‫نمیتونه بیاد.

‫و منم همینطور.

‫اما اینکه فکر خودش بود.

‫متاسفم اما باید ‫پیش آتریا بمونم.

‫خوش بگذره حالا.

‫باورت میشه ؟

‫اول آتریا بعدشم ‫توماس جا میزنه ؟

‫خب بنظر میاد که فقط منو تو ‫موندیم ریلن.

‫راستش منم نمیام دیگه.

‫یعنی من باید تنها برم ؟

‫من که از همون اولشم ‫دلم نمیخواست بیام.

‫به یوفوریا 7 خوش آمدید.

‫طرف و بپا.

شماره 6 چک کن

‫حالا چی ؟

‫حالا صبر میکنیم تا ‫توجهش رو جلب کنیم.

‫نگران نباش، بلدم ‫چیکار کنم.

یوفوریا 7

خوش امدید به یوفوریا 7

‫دید ؟

‫خیلی هم خوب دید.

‫خوبه.

‫حالا اینو بگیر.

‫استفاده کردم.

‫برای تو نیست، مال منه.

‫یا باید بگم کوردیلا.

‫تظاهر کن که یه چیز ‫بامزه گفتم.

‫جکس ؟

‫کوردیلا فرید ؟

‫چطوری عزیزکم ؟

‫عالی بنظر میای.

‫توهم همینطور.

‫حواسم کجاست ؟ ‫ایشون زاندر دوست پسرمه.

‫سلام.

‫چطور همدیگر رو میشناسید ؟

More Farsi Persian subtitles for Pandora

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left