لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در "پاندورا" گذشت...
مانع همان مسیر است. یعنی چی ؟
تصاویری که ما از اتاق کارِ مادرت بازگردانی کردیم.
اینا همون تصاویریان که مادرت وقتی داشته روشون کار میکرده کشته شده.
ما باید یه قرار باهم بریم.
- ازت خوشم میاد زاندر. - داستان شما دوتا چیه ؟
- داستانی وجود نداره. - همینو هی به خودت بگو.
میدونم که خودت دختره رو میشناسی.
یه مدتی با خواهرم بوده اما میدونم که از این موضوع خبر داری.
یه چیزی اون طرفِ درگاه هست.
اگه اطلاعات کاپیتان جوراسکی درموردِ تیاگرا صحت داشته باشه،
پس هر دولتی در این دنیای متمدن
مدیون ما خواهند بود.
کارا رو راستوریس کردید ؟
یه پیشرفتهایی داشتیم.
پس یعنی نه.
بهشون بگو تندتر کار کنن.
صبر ایوب ندارم
بابامم بدتر از منه.
یه چیز دیگه هم هست که باید بهتون نشون بدیم.
مطمئن نیستیم که چه معنایی داره.
دکتر مارخام، به این معناست که
جای درستی رو داریم حفر میکنیم.
میدونید چقد منتظرِ تعطیلاتِ سالستیک بودم ؟
هیچکاری نداریم جز عشقوحال زیر نور خورشید.
خب درواقع باید بگم خورشیدها.
این جایی که میخوایم بریم توی منظومهی ستارهی مزدوجه.
هنوزم باورم نمیشه که برای اومدن متقاعدم کردید.
بیخیال پیلار، این سفر حالت رو بهتر میکنه.
باید یکم از همهچیز دور باشی.
چرا ؟ من میتونم بدون اینکه از اتاقـم
خارج بشم هرجایی پا بذارم.
سلام رفقا
چه خبره؟
هیچی.
فقط داشتیم درمورد متن امروز شرال صحبت میکردیم.
بعله.
داشتید دوباره درمورد سفر صحبت میکردید مگه نه ؟
بچهها واقعا اشکالی نداره که جلوم راجعبهش صحبت کنید.
واقعا برام اهمیتی نداره.
ما فقط حس خوبی نداریم که تو باهامون نمیای.
بعد از همه اتفاقاتی که امسال افتاد،
حس خوبی به جشن گرفتن ندارم.
اما میخوای برای تعطیلات زمستونهی سالستیک همینجا بمونی ؟
جایی رو نداری که بخوای بری ؟
حالا که پدرومادرم فوت کردن، آموزشگاه تنها جاییه که دارم.
اما اونقدرام بد نیست.
ربطی به شخص دیگهای که قراره این تعطیلات سالستیک
رو همینجا بمونه که نداره، داره ؟
بچهها، برای آخرین بار میگم
هیچ چیزی بین منو زاندر نیست.
حتی اگرم بود، الان با کساراست پس...
دیگه نیست. کسارا بهم گفت که به هم زدن،
پس خودت رو آماده کن برای شروع این ماجرای
دلبرانه.
میتونی جوری رفتار کنی که این اشتیاقت رو نشون نده،
اما یه کلون همیشه میفهمه.
باهام کار داشتید پروفسور ؟
بنظرمیاد که پارالاکس یه
اسلحهی جدید قدرتمندی رو با اسم رمزیِ "ژنوس" به تصرفش درآورده.
- به چه دردی میخوره ؟ - نمیدونم.
تنها چیزی که داریم همین تصاویرـه.
اینا دقیقا همون نمادهای بیگانگانی هستن
که ما از کلونیِ نیوپورتلند بازگردانی کردیم.
دقیقا.
هرچی که هست، به شدت خطرناکه که توی
دستای هارلن فرید بمونه.
میخوام که بفهمی چیه.
و اینجا از جاکلین استفاده میکنیم.
جکس ؟
باتوجه به گزارشات اطلاعات،
دختر کوچکتر فرید، کوردیلا،
داره برای تعطیلات سالستیک به یوفوریا 7 میره.
چند سال پیش با جکس رابطه داشته.
میخوایم که جکس دوباره باهاش تجدید مراوده کنه.
تجدید مراوده ؟
منظورتون اینه که دوباره برگردن باهم ؟
خیلی خطرناکـه.
- تو پیششی. - هیچوقت قبول نمیکنه.
داری قدرت متقاعدکنندگیت
رو دست کم میگیری آقای دووال.
درضمن ما میخوایم ازش تقاضا کنیم
که رابطهی قدیمیش رو ادامه بده،
نه چیزی که تابحال انجام نداده.
و اگه من قبول نکنم قربان ؟
میلیونها انسان در سراسر کهکشان
طبیعتا اگر این اسلحه به دستای هارلن
فرید بیفته به خطر میفتن،
پس چاره دیگه نداری.
تو و جاکلین به یوفوریا 7 میرید،
و میرید تا اون اطلاعات رو بدست بیارید.
به هر قیمتی که شده.
توماس.
مگه اینجوری نیست که باید لباسارو جمع کنیم ؟
من باهاتون نمیام.
چی ؟ چرا نه ؟
تعلیق آکادمیک.
گفتن بخاطر اینکه نمرات خیلی خوبی نداشتم،
پس باید اینجا بمونم و به درسام برسم.
نمیتونی با کسی حرف بزنی ؟
سعیـم رو کردم، فایدهای نداره.
میدونی بدترین جای ماجرا کجاست ؟
قرار بود این اولین سفر دوتاییمون باشه.
حالام که کلا خراب شده!
لزوما نه.
اگه بگم منم اینجا میمونم چی ؟
جدی ؟
اینکار رو برام میکنی ؟
معلومه که میکنم.
نیازی نیست واسه خوش گذروندن بریم یه اردوگاه خیلی باکلاس.
میتونیم خوشمون داشته باشیم.
- چی ؟ - یعنی وقتیکه میری عشق و حال
اما درواقع جایی نمیری.
زیاد شبیه به یه تعطیلات نیست.
عالی میشه.
فقط من و توییم...
تنها توی آموزشگاه.
کاملا رمانتیک، حالا میبینی.
برای من که خوبه.
نیازی نیست بااون همه افکار توی ذهنم دست و پنجه نرم کنم.
فقط من و توییم.
سلام.
میشه بشینم ؟ - اوهوم
آم
خب میخواستم بدونم که...
دوست داری یه سفری بری ؟
با من ؟
سفر ؟
تو و من؟
باهم ؟
آره باهم.
بخاطر دکتر آزبورن.
سیآیاس به اطلاعات نیاز داره.
و ما فکر میکنیم که تو میتونی کمکمون کنی.
اطلاعات، از کی ؟
کوردیلا فرید.
حتما
باید میدونستم.
صبر کن جکس، میشه یه لحظه گوش بدی ؟
ما شواهدی داریم که
نشون میده هارلن فرید تکنولوژیِ
بیگانهی قدرتمندی رو در اختیار داره،
و تو تنها کسی هستی که میتونی کمکمون کنی تا پیداش کنیم.
ما به کمکت نیاز داریم.
نگو که با این موضوع مشکلی نداری ؟
خب اگه پای محافظت کردن از اتحادیه وسط باشه،
پس مشکل ندارم.
تو کوردیلا رو مثل من نمیشناسی.
عقدهای و کنترل کنندهاس و همینطور به شدت روان پریش
و الان ازم میخوای که دوباره باهاش وارد رابطه بشم ؟
یه رابطه نیست.
فقط اطلاعاتیه که تنها تو میتونی بدست بیاری.
خب در این صورت...
جکس!
اگه از این طریق بتونی درمورد پدرومادرت بفهمی چی ؟
فقط در نظر بگیرش لطفا.
اینا از حفاری هارلن فرید بازگردانی شدن.
تقریبا مشابه همونایی هستن که ما توی نیوپورتلند
پیدا کردیم.پیدا کردیم.
فردا سرساعت 0600 حرکت میکنیم.
بکنش ساعت 9.
دوست دارم یکم بخوابم.
کجان ؟ سفینه یه ساعت دیگه میره.
آتریا کجاست ؟
کیفاتون کو ؟
نمیتونه بیاد.
و منم همینطور.
اما اینکه فکر خودش بود.
متاسفم اما باید پیش آتریا بمونم.
خوش بگذره حالا.
باورت میشه ؟
اول آتریا بعدشم توماس جا میزنه ؟
خب بنظر میاد که فقط منو تو موندیم ریلن.
راستش منم نمیام دیگه.
یعنی من باید تنها برم ؟
من که از همون اولشم دلم نمیخواست بیام.
به یوفوریا 7 خوش آمدید.
طرف و بپا.
شماره 6 چک کن
حالا چی ؟
حالا صبر میکنیم تا توجهش رو جلب کنیم.
نگران نباش، بلدم چیکار کنم.
یوفوریا 7
خوش امدید به یوفوریا 7
دید ؟
خیلی هم خوب دید.
خوبه.
حالا اینو بگیر.
استفاده کردم.
برای تو نیست، مال منه.
یا باید بگم کوردیلا.
تظاهر کن که یه چیز بامزه گفتم.
جکس ؟
کوردیلا فرید ؟
چطوری عزیزکم ؟
عالی بنظر میای.
توهم همینطور.
حواسم کجاست ؟ ایشون زاندر دوست پسرمه.
سلام.
چطور همدیگر رو میشناسید ؟
No comments yet. Be the first to leave one.