لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه و زيرنويس توسط shine021
حیوانات خانگی در قطار
هو هو هو هو!
کریسمس مبارک!
اوه!
چطوره؟
ها.
هی، اون ناهار منو قاپید.
باشه.
ام؟
اونو برمیدارم، و اونو.
یوهو!
آه، عاشق بوی سس کچاپ صبحگاهیام.
خب، یه هاتداگ با سس کچاپ گرفتم
و یه سیبزمینی سرخکرده کوچیک.
بله. میتونم یکی هم با سس خردل بگیرم؟
حتماً.
ببخشید. اجازه بدید. دارم رد میشم.
فکر اینجاشو نکرده بودی، نه؟
سه، دو، یک...
خداحافظ.
نه، تو همینجا بمون.
به اطلاع همه مسافران میرسانیم
که قبل از ترک ایستگاه، از همراه داشتن تمام وسایل خود
اطمینان حاصل کنند. ما مسئولیتی نداریم--
-اوه، سلام فالکون. -تحویل ویژه.
خیلی ممنون. امشب میبینمت.
هی، فکر کنم اینو انداختی.
اوه، خیلی ممنون که به فکرم بودی.
فقط امشب رو فراموش نکنیا. باشه؟
سلام! کسی اونجاست؟
-اوه، دوباره گیر کردی؟ -آره.
-ببین چی برات آوردم. -اوه، عاشقشم.
لذت ببر.
امشب میبینمت.
-من نمیدونم تو چی، ولی من... -من کادو دارم.
اوه، هورا!
-خب. این برای توئه. حواست باشه، بگیر. -گرفتم. ممنون.
-بیا. ساردین مورد علاقهتو آوردم. -عالیه.
-شیرینی یا دسر نداری؟ -امروز نه. متاسفم.
ولی نگران نباشید، چون امشب، دوستای پشمالوی من،
دیگه از اون آشغالای همیشگی نمیخوریم.
نه. امشب بالاخره اینقدر خوششانسیم که میتونیم حسابی بخوریم
و بازم برای دور دوم برگردیم.
امشب یه غذای سه وعدهای داریم
که برای همهمون کافیه. برای تو، برای تو. و حتی تو،
-کوچولوی خجالتی من. -برای من؟
چون امشب قراره کریسمس رو جشن بگیریم.
فالکون، فالکون، فالکون، فالکون!
...اون سبکهای مبارزه خندهدارن.
اگه مثل استیون تو نیروهای ویژه بودی،
اون وقت حسابی کاربلد میشدی.
چون وقتی وقت مبارزه است،
فقط یک سبک جواب میده. اونم کراکنه.
اینجا اشتباه میکنی. قدرته.
-نه، سوپلکس! -نه، کراکنه!
-نه، قدرت. -نه، سوپلکسه.
-نه، کراکنه. -قدرت.
-سوپلکس. -کراکن!
هی، عموها. هاتداگ میخواین؟
بله، تا چهار بشمار.
باشه.
-هنوزم بلدی، آره؟ -خب، من چند تا استاد عالی داشتم.
-در مورد اون کار بزرگ چه حسی داری؟ -خوبه.
همه چیز طبق برنامه پیش میره.
و امشب جشن میگیریم. ولی من باید برم، عموها.
باید حرکت کنیم تا کمی کالری بسوزونیم
تا جا برای اون ضیافتی باز کنیم
که امشب برامون میاری.
باشه، برو، برو، برو، برو!
من اینجام.
یه کم هل دادن اینجا بد نیست، نه؟
بله.
اوله!
راستی، فالکون، ریکو از نقشهات خبر داره؟
آره، ولی از اینکه بهش گفتم پشیمونم.
-آه، موریس. -ریکو.
چند بار باید بهت بگم؟ منو فالکون صدا کن.
باشه، باشه. هرچی تو بخوای، موریس. ببین.
باید حرف بزنیم. مطمئنی میخوای این کارو انجام بدی؟
-ما حتی این یارو رو نمیشناسیم. اسمش چی بود؟ -هانس.
آره. هانس. هانس و اون به اصطلاح کار مطمئنش.
-ممنون، فالکون. -راستش رو بخوای،
اون حسابی منو میترسونه.
مطمئن نیستم که باید بهش اعتماد کنیم.
-یعنی، سرقت از یه دکه هاتداگفروشی، باشه. -آره، فالکون!
یه خواربارفروشی کوچیک وقتی اوضاع سخته. حتماً.
ولی داریم در مورد یه قطار حرف میزنیم. واقعاً ارزش این ریسک رو داره؟ اگه این کار خراب بشه،
یه بلیط یکطرفه به زندانه.
ریکو، باید نگران نباش. بیا. این کاریه که من میکنم.
آره. مثل اون موقع که اون ایده ناب رو دادی
که یه پپرونی از اون سگهای نگهبان بدزدی.
-ممنون، فالکون. -نزدیک بود غذای سگ بشی.
آره، ولی انجامش دادم، مگه نه؟
اوه، آره، همیشه همین رو میگی.
ولی این یکی خیلی خطرناکه.
بذار این هانس خودش این کارو بکنه.
ولی ریکو، چطور میتونیم این فرصت رو از دست بدیم
که بالاخره یه ضیافت واقعی تو کریسمس داشته باشیم؟
فقط تصور کن، برای اولین بار، همه با هم جشن بگیریم
با شکمهای سیر بدون اینکه دوستامون نگران باشن که از کدوم سطل آشغال
غذای بعدیمون میاد.
و کیه که همه انتظار دارن این کارو انجام بده؟
-ممنون، فالکون. -شنیدی که. فالکون.
هوم.
هرچی تو بگی، ولی لطفاً حواست به خودت باشه، موریس.
باشه، ریکو، من باید برم.
قطار شماره ۷۲۶۸۹ با مقصد شهر تورو
هماکنون وارد ایستگاه میشود.
من نه، من یه جورایی...
ببخشید. ممکنه کمکم کنید چمدونم رو ببرم؟
-البته آقا. -اوه، ممنون.
-خیلی... -کریسمس مبارک.
مار رو کجا بذاریم؟
اون معمولاً جاهای تاریک رو دوست داره.
-بذاریمش عقب. -نگران نباش.
تا چند ساعت دیگه میبینمت.
سعی کن تو طول سفر کمی بخوابی.
به زودی میبینمت.
ها؟
وای.
هانس، بیا. من در موقعیت هستم. هانس، صدامو داری؟
صداتو واضح و رسا دارم، فالکون.
برو به سمت موتور.
عملیات جشن کریسمس هماکنون آغاز شد.
همینطوره، جنیس. فقط نفس بکش، کینوا کوچولوی من.
ارتباط با کیهان رو حس کن.
اوه، جیمی. ستارهها بهم میگن که ما قراره والدین فوقالعادهای بشیم.
-آه، منتظر بچهاید؟ -آره.
و اگه ستارههای آسمانی ما همراستا باشن،
باید این کریسمس ۱۰ نفر بشیم.
خب، تو چطور، آفتابگردون کوچولو؟
برای سفر آمادهای؟
من و صاحبم همیشه با هم سوار قطار میشیم.
ولی باید بگم، هیچوقت سوار قطاری مثل این نبودم.
میگن این یکی از سریعترین قطارهای دنیاست.
مطمئنی قرمز رو به قرمز وصل کردی؟
ها؟ آره، البته. موتور هک شده.
خوبه. حالا بریم مرحله بعدی.
-اوه نه. بهت میگم، این قطار فوقالعاده مدرنه. -واقعاً؟
اوه آره. همه کنترلها پیشرفتهترین هستن.
-این تکنولوژی پیشرفتهایه. -اوه پسر. خب، میدونی،
همه این چیزای تکنولوژی برای ما خیلی غریبهست.
ما فقط خوشحالیم که زیر آفتاب دراز بکشیم.
و وقتی قطارمون سر وقت میرسه.
اوه بله. امیدوارم دیر نکنن
در شب کریسمس.
حالت خوبه، رفیق؟ کمی لرزون به نظر میای.
من سفر رو دوست ندارم. حالت تهوع میگیرم.
خب، نگران نباش. مطمئنم همه چی خوب پیش میره.
اوه، راستی، اسم من جودیه.
جودی.
از آشنایی با شما خوشبختم.
و اسم من... اسم من...
ککا.
- ها؟ - کوکو. کوکو. اسمم کوکوئه. نه، ککا نه.
باشه. تازه از بخش اکونومی اومدم.
آه، عالی کار میکنی، فالکون. ادامه بده.
- تو الان تو قطاری؟ - آره.
فقط منتظرم یکی بهم کمک کنه
با چمدونم. تو چی؟
سلام، آقای نوازنده.
این آهنگ غمگینیه که میزنی، نه؟
هوم.
مومو، به نظرت من شانسی دارم
برای اون نقش نینجا توی شهر تورو؟
من هنوز نمیتونم روی پاهای عقبم وایسم.
تو که کار رو میشناسی، لئو. اونا از آدمای گمنام مثل ما تست میگیرن
بعد یه ستاره رو انتخاب میکنن. ما ته خطیم.
آره. به جز تبلیغاتمون برای پرایس اس-مارت.
باید هزینههاتون رو کم کنید؟
خب، خبرای خوبی دارم. در پرایس اس-مارت،
ما کلی تخفیف داریم. شیر، میوه، مواد شوینده،
مبل، بنزین و اره برقی.
و البته پیتزاهای معروفمون. از دست ندید.
پرایس اس-مارت. شعبهها ۲۴ ساعته بازن.
- اوه. - همینه.
شما همونایی هستید که تو تبلیغات پرایس اس-مارت هستید.
میدونستم شما دو تا رو یه جایی دیدم.
بیصبرانه منتظرم به تیم بگم
که با سلبریتیها سفر کردم.
اوه، ما رو سلبریتی نمینامم.
- ما در بهترین حالت سلبریتی درجه سه هستیم. - بازیگرای روزمزد.
- نماد. - آره. این بیادبی میشه.
شرط میبندم یه روزی هر دوتون ستارههای بزرگی میشید.
اما در این مدت، مطمئن باشید
- که به سرتون نزنه، ها؟ - آره.
فالکون، باید اینو تموم کنی.
باید قبل از حرکت قطار کارمون تموم شه.
باشه.
من کجام؟ صاحبم کجا رفت؟ این قفس چیه؟
اون یارو کیه؟ ها؟ باشه. باشه. باشه. منو دزدیدن.
اوه، هی. تو هم دزدیده شدی؟
اوه، صاحب بیچارهام حتماً از نگرانی مریض شده. هی. هی.
- شکر داری؟ - ها؟
- شکر؟ - نه.
چرا باید شکر داشته باشم؟
باشه، اینجا گیر افتادی و غذای خشک میخوری، نه؟
من همه چیز رو در مورد غذای خشک میدونم.
اگه میدونستی چی توشه، من همه چیز رو در موردش میدونم.
No comments yet. Be the first to leave one.