Time Slip Dr. Jin (Dakteo Jin / 닥터진)

Time Slip Dr. Jin (Dakteo Jin / 닥터진)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Dr Jin 2012 E09 450p HANrel KoreanDream
د لخوا تبصره saba22
ترجمه و زیرنویس :ســـبــا

تګونه

other
په خپور شو: 2012-07-16
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت نهم =-

.زماني که من ازش ميام 156سال بعده

.وقتي به هوش اومدم،ديدم که اينجام

.ميدونم که باورش سخته

.باورش حتي براي خودمم سخت بود

نه

.من حرفهاتونُ باور ميکنم ، دکتر جين

،اون مهارتهاي عجيبتون در طبابت

و لباسها و وسايل همراهتونُ تا حالا .هيچ جا نديده بودم

.ميدونستم که بايد يه خبرهايي باشه

،پس اون دختري که اسمش مي ناست

،هموني که گفتين شبيه منه

عشقتون تو اون دنيا بوده؟

.درسته

براي همينه که ميخواين برگردين؟

.بله

ميدونيد چطور بايد برگردين؟

،نه

.نميدونم

...پس

.حس ميکنم که ديگه نبايداين جابمونم

چون نميخوام کوچکترين آسيبي به شما يا هر .کس ديگه برسونم ،خانم

.نبايد اينجوري فکر کنين

فراموش کردين که باعث نجات زندگي چند نفر شدين، دکتر جين؟

تمام کارهاتونُ فراموش کردين؟

.نميدونم

...نميدونم کار درستي انجام دادم يا نه

.حتي خودمم مطمئن نيستم که براي چي اينجام

مطمئنم ...که حتما دليلي براي حضور شما در .اينجا وجود داره

،مطمئن نيستم

ولي شايد براي نجات زندگي افرادي که بايد .زنده بمونن، اينجايين

،وقتي در آتش زخمي شده بودم و تو تب ميسوختم

.هيچ کاري ازم ساخته نبود به جز نفرت از بدنم

فکر کردن به اين که اين بدن مالِ منه .درد غير قابل تحملي داشت

.خيلي ترسيده بودم،از خودم بدم ميومد

.تازه اون موقع بود که احساس بيمار ها رو درک ميکردم

حتما اونها هم احساس و ترسي که من .تجربه کردمُ ،داشتن

،مراقبت يه پزشک زمان بيماري ازشون

.مهم تر از مراقبت از هر شخص قدرتمنديه

.اين دنيا بهتون نياز داره ، دکتر جين

براي همينه که ازتون خواهش ميکنم .جايي نرين

،ملکه دواگر

لطفا منِ ناسپاسُ ببخشيد که .براي عرض ادب خدمتتون نميرسيدم

اوضاع بر وفق مراده، شاهزاده هيونگ سون؟

چه خوشبختي اي بالاتر از اين که ميبينم .علياحضرت در سلامتي کامل به سر ميبرن

.براي ديدن شما روزشماري ميکردم

براي چي ميخواستين با اين پيرزن ملاقات کنيد؟

،دربار وسعت زيادي داره

اميدوار بودم که مدتي با هم صحبتي من .از تنهايي در بياين

زندگي در قصر همينه ، مگه نه؟

اين سرنوشت زماني که با شاه ازدواج کردم .و عضوي از خانواده ي سلطنتي شده ، براي من مُقَدر شد

،الان کار هر روزم شده ،خوندن کتاب هاي قديمي

.يا تماشاي کار دلقک هاست

ملکه دواگر،بالاترين مقام و اعتبارُ ،در اين سرزمين دارن

يعني شما بعد از رها کردن کارهاي دولتي زندگيتونُ اينجوري ميگذرونيد؟

اين خدمتگزار ناچيز شما،کاري به جز اشک ريختن .ازش ساخته نيست

.شاهزاده هيونگ سون

...بله

.اين پيرزن ديگه قدرتي نداره

اگه طلب مرحمت داشتي، بهتر نبود ميرفتي سراغ وزير حزب چپ؟

.عليا حضرت، غير ممکنه

.اين غذاها خيلي شيرينن

تو اين سن ، فقط بايد چيزهاي .شيرين بخورم

.مزه اشون کنين

،بگذريم

از افسر لي کيون ري شنيدم که .دکتر بسيار ماهري رو ميشناسين

چرا امروز همراه خودتون نياوردينش؟

مگه احساس ناراحتي ميکنيد؟

.تو سن و سال من ، سلامتي رو به زوال ميره

ظاهرا داروهايي که پزشک دربار برام تجويز .کرده ، تاثيري ندارن

اگه واقعا پزشک قابليه ، ميخوام مهارتشو .در درمان من نشون بده

پس شما از اين خدمتگزار ناچيزتون ميخواين که دکتر جينُ به اينجا بياره، عليا حضرت؟

قصر هميشه همينقدر کوچيک بوده؟

چي؟ ...شاهزاده هيونگ سون

.بله. پدر

در چه موردي با ملکه دواگر صحبت کردن؟

،با اينکه از مضمون حرفهاشون اطلاعي نداريم .ولي ميدونيم که قراره دوباره به ديدن ايشون بره

احتمالش هست که بخوان در مورد جانشيني شاه صحبت کنن؟

.فکر نميکنم

تو اين سن و سال ديگه نميتونه به اين راحتي ها .به کسي اعتماد کنه

با وجود اينکه سلامتي شاه در وضعيت بحرانيه و انتخاب ،جانشين يک امر ضروري

امکان نداره با يکي از بستگان شاه که سال هاست .اونو نديده ، در اين مورد صحبت کنه

.ولي هر چي باشه ، ملکه دواگره

سلامتي شاه مثل يک درخت در حال پژمردگي ...روز به روز بدتر ميشه، اگه يه وقت

...از دنيا برن و

اونوقت ملکه دواگر به عنوان بزرگ خاندان سلطنتي .ميتونه جانشين شاهُ انتخاب کنه

همه ي اين بدبختيهامون به خاطر مهارت هاي طبابت دکتر جين نيست؟

،فرقي نميکنه، چه دکتر جين باشه چه شاهزاده هيونگ سون .بايد از شرشون خلاص شيم

منظورت چيه؟

.هيچ چي. پدر

ديگه نبينم بدون اجازه ي من دست به کاري زدي .و خودتو تو دردسر انداختي

فهميدي؟

.بله ،پدر

شنيدم که شاهزاده هيونگ سون به ديدن .ملکه دواگر رفته

.معلومه که ميخواد دکتر جينم همراهش ببره

يعني فقط بايد بشينيم و نظاره گر باشيم؟

من چيکار کنم؟

.تصميم پدره

براي همينه که ميگن وقتي شمشيرتو از غلاف ميکشي ...بيرون بايد کارتو تموم کني.و حالا

الان کيو داري سرزنش ميکني؟

من مطابق حرف شما کار کردم دکتر يو، ولي نتيجه اش .فقط شنيدن سرزنش از پدرم بود

.بازم ميگم که نميشه همينجوري به حال خودشون بذاريمشون

!به هيچ عنوان

.اين دنيا بهتون نياز داره ، دکتر جين

.براي همينه که ازتون خواهش ميکنم ،نرين

کجا بودي؟

.دنبالت ميگشتم

اينها...کِي رسيدي درستشون کني؟

اگه هوش و استعداد نداشتم که اين همه !وقت دکتر نبودم

...من...از يه دنياي ديگه ميام

.از يه آينده ي خيلي دور

،دختري که ميگفتين شبيه منه

عشقتون تو اون دنيا بوده؟

.درسته

چرا صبح به اين زودي بيدار شدين؟ .هنوز کاملا حالتون خوب نشده

چرا قيافه تون اينجوري شده؟

.بانوي من

،سرورم

.لطفا منو نبخشيد

...متوجه نميشم چي ميگين؟

...ازدواج .نميتونم باهاش کنار بيام

.فکر ميکردم بخواين اين حرفُ بزنين

.از قبل ميدونستم

وقتي نزديک ازدواج ميشه، افکار ضد و نقيض زيادي سراغ .دخترها مياد

...و خودشونم نميدونن که ميخوان ازدواج کنن يا نه

.نه، اينجوري نيست

ميدونم که شما چقدر به من اهميت ميدين .سرورم

قراري بوده که از خيلي وقت پيش ،توسط خانواده هامون گذاشته شده

.من چاره اي به جز قبولش نداشتم

...ولي واقعا نميتونم

!کافيه

براي چي؟

فقط براي اين که پدرم، خانواده ي شما و حزب جنوبي رو از قدرت به زير کشيده ، نيمتوني خانواده امو ببخشي؟

.نه ، اينجوري نيست

پس، يعني نميخواي با پسر يه صيغه اي ازدواج کني؟

.سرورم

،اگه اينم نيست

پس به خاطر دکتر جينه؟

.نه ، نيست

.قلبم...نميتونم

.نميتونم قلبمُ بدم به شما ، سرورم

،براي همين

.اعتباري به خوشبخت شدنم نيست

فکر ميکنم اشتباهه که با وجود

.چنين احساسي، ازدواج کنم

.خواهش ميکنم، منو فراموش کنيد

اي کاش...اي کاش گفته بودي به اين خاطر که پسر .يه صيغه اي هستم دوستم نداري

.اينجوري ميتونستم تا ابد ازت متنفر باشم

گناهي که من مرتکب شدم ، مجازاتي .به جز مرگ نداره،سرورم

.منو با دستهاي خودت کُشتي

...با اون لحنت، با اون حرفهات

.از اينجا برين، همه تون

.خون ريزي دارين

.آره،منم

.کمي صبر کنيد

...احساس يک زن بهم گفتي که فقط يه زن ميتونه درکش کنه ، مگه نه؟

.جوابمو بده

خواست قلبي يه زن چيه؟

پوله يا قدرت؟

...ازدواجتون مشکلي براي ازدواجتون پيش اومده؟

.فقط جوابمو بده

.پول و قدرت از دست ميرن، ترکت ميکنن

تنها چيزي که در قلب يک زن موندگاره .عشق ابديشه

واقعا فقط همينه؟

.ما 20 سال باهم بوديم، يعني براش کافي نبود

...هنوزم

اگه امشب باهات بخوابم ، ميتونه باعث بشه که دوستم داشته باشي؟

ممکنه بتونيد جسم منو در اختيار داشته باشيد .ولي نميتونيد قلبمُ تسخير کنيد

... قلب زن ها چقدر

.سرد و بي عاطفه است

.اين دوتا هيچوقت با هم جمع نميشن

.از همون اول همين بوده

...عجب پيش گويي اي .دفعه ي قبلم از اين حرفهات تحويلم دادي

.ديگه نميخوام ببينمت .برو بيرون

.مادر، لطفا آروم باشيد

يونگ هواي، تو هم شنيدي چي گفت، مگه نه؟

!گفت نامزديشو به هم زده

مگه ميشه آروم باشم؟ !مگه ميشه ببخشمش؟

.يونگ رائه ، بگو که حقيقت نداره .زودباش

.نميخوام...ازدواج کنم

...يونگ رائه ، تو

.مادر، خواهش ميکنم منو درک کنيد

.ديگه نميخوام صداتو بشنوم !همين حالا برو بيرون

.من ديگه همچين بچه اي ندارم !برو بيرون!زودباش

.اگه تو نميري ، من ميرم

مادر، اين چه کاريه؟

...نميتونم - مادر!مادر!حالتون خوبه؟-

.نميتونم اينجوري زندگي کنم .بندازش بيرون

.اگه نميخواي مرگ منو ببيني، بندازش بيرون !زودباش

ملکه دواگر؟

.منم باورم نشد که ميخواد تو رو ببينه

انگار خيلي از درمان

همسر افسر لي راضيه که ميخواد .شخصا ازت تشکر کنه

...ولي قربان

چيه؟ ميخواي بگي آداب حضور در قصرُ بلد نيستي؟

!فقط کافيه هر کاري که من انجام ميدمُ انجام بدي

وقتي باهات حرف ميزنه بايد بگي "مايه ي افتخاره" يا "لطف شماست عليا حضرت "

.همين ها رو يادت بمونه کفايت ميکنه

،شنيدم که ملکه دواگر بيماره

.بايد معاينه اش کني .همراه من بيا بريم به قصر

Time Slip Dr. Jin (Dakteo Jin / 닥터진) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Time Slip Dr. Jin (Dakteo Jin / 닥터진)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left