لومړۍ 71 کرښې.
فردا فروشگاه بسته س
به همین خاطر، امشب رو همگی اومدیم بیرون سلامتی بزنیم
ها؟ نمیدونم ناناسه سان و فومی چان کجا رفتن
خدا میدونه ؟
ناناسه سان، چرا اینکار میکنی؟
تازگیا یه جورایی من ُ نادیده نمیگیری؟
نه ، این ...
آخه
انگاری داره درمورد گذشته میفهمه و این من ُ میترسونه
ها؟ وایسا !
برخلاف اینکه از وقتی بهت نزدیک شدم اینطوری تحریک شدی...
بوی ناناسه سان
نه ، دفعه آخری هم همینطور شد
صب کن ... ناناسه سان
اگه یکی بیاد اینجا
اگه بچه های فروشگاه ما رو ببینن
نمیخواد خودتو نگه داری
همونطور که اینقدر دلت میخواد بایدم ازش لذت ببری ، هوشیا
نه
اینکار نکن ، ناناسه سان
حسی جز خجالت زدگی ندارم
اما بدنم داره هات میشه
اینکار نکن !
نه
نکن
وقتی انگشت های ناناسه سان بهم میخوره
نمیتونم باش مخالفت کنم
وجهه سکسیت رو بهم نشون بده
شاید این رابطه که داریم باهم کاملا فیزیکیه
اما اون من ِ قدیم ، که ناناسه سان تحسین میکرد
همون فومی چان قدیم ، دیگه اینجا نیست
اما فایده نداره
دیگه کاریش نمیشه کرد
وای
ها!؟
یعنی اینقدر بهت خوش میگذره ؟
اینطوری تحقیرم کنی
هوشیا !
با انگشت های من تحریک شدی
Oتنها در کنار هم توی فروشگاه بعد از تایم کاری""
قسمت پنجم: فقط با کنار تو بودن بهم حس گرمی دست میده
قسمت پنجم: فقط با کنار تو بودن بهم حس گرمی دست میده
قسمت پنجم: فقط با کنار تو بودن بهم حس گرمی دست میده
یه جورایی حالم بده
اصلا نمیدونم چیکار میخوام کنم
ها؟
ها!؟
کـ ... کانامه کون
آه
داشتم فک میکردم برم چیزی بخورم، میخوای باهام بیای؟
ها!؟ وایسا
کانامه کون ؟
اینجا کافه ی مانگا نیس؟
چرا
اکثرا روز های تعطیلم اینجا میگذرونم
ها؟
مردم اینجا عاشق و دیوونه کمیک ها و بازی های مورد علاقه شون هستن
واسه همین اصلا متوجه ما نمیشن
یکی مثل تو رو ؟
اینجا اتاق های خصوصی دارن
وای
انگاری دارم خواب میبینم
واقعا میتونم درکنارت از اینا بخورم؟
اشکالی نداره ، اینجوریا نیست که توی یه رستوران لوکس باشیم
کانامه کون ، نکنه یکم خسته ای؟
کار الانم زیاد دوست ندارم
فک نکنم زیاد توش خوب باشم
اینطور نیست !
من عاشق تکامن رایدری هستم که خوب توش ظاهر شدی !
برادر زاده من هم حتی هر هفته دنبالش میکنه
من که خود "رایدر" نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.