لومړۍ 200 کرښې.
چرا بازم خونه شماییم آخه؟
چیه ؟ چرا اینجوری نگامون میکنین ؟
زیر بارون بودین؟
پس چرا از چتر ، استفاده نکردین ؟
کردی ، این کارو کردی
اوه!همدیگه رو بوسیدین ؟
نه- نه-
اوه، من با اجازه میرم
پس شام چی؟
میتونم خونه شام بخورم
نه، باید قبل رفتنت شام بخوری
نه، ممنونم
سرما میخوری نه ، خوبم
اینو درش بیار ، درش بیار
اونجا آویزونش کن
خوبه
نه غذا خوردین ، تازه زیر بارون هم بودین
چرا زل زدین و کارتونو نمیکنین
بریم هم که ، اینجا کوچیکه بازم همینجاییم
گونگ گالپانگ ، فکتو جراحی پلاستیک کردی اینقدر صافه؟
!چشاتم بزرگ کردی
نه
میخوام یه چیزی رو بهتون بگم
چی میخوای بگی؟ خانوادتو شوکه میکنی
اون یه میلیون آنتی فن داره باهاش مشکلی نداری؟
بابا، تو بچشونو بزرگ کن- من ؟-
بعید میدونم بدونه چطور درست کارشو انجام بده اگه مشکلی داشتی به من بگو باشه؟
!خیلی شلوغش کردم
هر کسی یه فکری میکنه زود براشون توضیح بده
. من میخوام با گونگ ماسونگ قرار بزارم
جدی میگی؟
آره ، واقعا
میخوام فقط باهام قرار بزاری ازدواج نه ، فقط قرار
گی بوم
تو باید قانونی باهاش ازدواج کنی تا بتونی وارث به دنیا بیاری
بعد ما میتونیم همه بدهیامونو بدیم
و بعدشم یه خونه بخریم
تو موقع قرار گذاشتن هم باید موافقت دیگرانو بگیری
. وگرنه فکر میکنن ، مزاحمش شدی
آره ، تلفنتو بده من باید اینو گزارش بدم
هی - مسخره بازیو تموم کنین
هر دوتا تونو با لگد میندازم بیرون ها
.بابامون ، شروع کرد
معنی این چیه؟
. بیا ، بخور
مشروب ، زندگیه بابامونه
سون گولمه هم عشق باباست
عشق بابا منم ،جو سا رانگ
ولی پدر ، اگه مشروب بخورم سختم میشه برم خونم
. همینجا بخواب
اینجا بخوابم ؟جدی میگی؟
تو کدوم اتاق؟- تو کدوم اتاق؟-
. اتاق من هست
چی میگی ؟ اونجا اتاق منم هست
!همتون گمشین
. من براتون مشروب میریزم
. باشه
. بفرمایین
آه ، تو این سن و سال تختمو با یه مرد شریک شدم
. خیلی آزار دهنده ست
!فقط برای یه امروزو درک کن
.فقط نمیخوام تنهاش بزارم
. باشه
نگران نباش
من ازت محافظت میکنم
تمام شبو بیرون بوده توام نمی تونی باهاش تماس بگیری؟
نه ، نمیتونم
تا حالا این اتفاق نیافتاده بود دارم دیوونه میشم
تو دردسر که نیافتاده ، درسته ؟
تو این سن تو دردسر بیافته ؟ اون یه مرد گنده ست
نباید درباره جو گی بوم بهش چیزی میگفتم
جو گی بوم ؟ اونا الان با همن ؟
من کجام؟
اینجا کجاست؟
صبح بخیر
ببخشید
بیدار شدی؟
بشین ،غذا حاضره
دیروزو یادت نمیاد؟
داداش ، ظرفیت مشروب خوردنت خیلی پایینه
گالیله؟
تو که 15 سال بیشتر نداری
تو کی هستی؟
توام حتما بالای سی داری تو گالیله ای؟
....کشتمتا ، گالیله
این چیه ؟
نمیدونم
حالتون خوبه؟ دیروز گی بوم حسابی دستمالیت کرد
دستمالیم کرد؟
دستمالی چیه؟
زود بشین ،غذا بخوریم بعدش بزنیم بیرون
زود بیا
اوه ، این چیه ؟
چرا دیشب اینجا خوابیدم ؟
دیروز زیر بارون اتفاقای خیلی داغی ، برامون پیش اومد
و منم بهت مشروب دادمو و گذاشتم تو تختم بخوابی نمیخواستم بزارم بری
!!!خجالتم که سرت نمیشه
تازه یه حرکتم زدم و ازت خواستم باهام قرار بزاری
پس ،اگه یادتم نمیاد اینو بدون
چرا نباید یادم بیاد؟
یادت میاد؟- آره-
گفتم که ، هر چی درباره تو باشه رو یادم می مونه
فقط مشروب خوردن و خوابیدنمو یادم نمیاد
آه ، یه چیزیو خیلی واضح یادم میاد
چی؟
تو مثه شیر به لبم چسبیده بودی
اوه ، هنوزم گرماشو حس میکنم
اگه اینقدر دوستم داشتی چطور اینقدر جلوی خودتو گرفتی؟
من متهم به قتلم میتونم تهاجمی رفتار کنم
چرا ؟ بازم انجامش بدم ؟ تا نتونی فراموشش کنی؟
آره دوباره اینکارو بکن منم نتونم فراموشش کنم
زود بیا
پس چرا در رفتی؟
دیروز کار اشتباهی کردم که یادم نمیاد؟
نه ، نه ، فقط خوابیدی نگران نباش
خیالم راحت شد
چرا یهویی منو بردی خونتون ؟
فقط ،اینجوری دلم میخواست
چون مریضم اینقدر باهام خوبی؟
تو واسم غذا پختی ، گذاشتی خونتون بخوابم ...منو میرسونی خونه ،بوسیدیم
پس اگه غش کنم ،میای با من زندگی کنی؟
چطور میتونی یه جوری رفتار کنی انگار هیچ مشکلی وجود نداره ؟
منظورت چیه ؟
همیشه نشون میدی خوبی میخندی ، جوک میگی
اینو میبینم عصبانی میشم
فکر نکنم من بتونم تظاهر کنم همه چی خوبه
خب توام همینجوری
توام هر روز داری زندگی میکنی
من و تو ، تو شرایط متفاوتی هستیم
... مریض بودن
فقط یه بخشی از زندگیه
همه مریض میشن و همه هم می میرن
مریض شدن یه بخشی از زندگیه
مثل خودت منم هر روز زندگیمو سپری میکنم
پس دیگه درباره من نگران نباش ، باشه؟
.باید بری خونه
تو اول برو
برو- باشه-
واقعا باید بری - باشه ، برو تو -
اون الان با یه بچه 15ساله ست؟
چطور میتونی فقط با شنیدن صداش بگی چند سالشه ؟
همه طرفدارای من بچه دبیرستانین
اون عصیان و خشونت تو صداش مال بچه های 15ساله ست
آه ، بله
!اومدش
من باید یه قفل مطمئن برای خونم بزارم
اینجا زمین بازیه ؟ شما دوتا اینجا چیکار میکنین؟
چی ؟ چیه؟
دیشب کجا خوابیدین و چرا جواب تلفنتو نمی دادین؟
تو با یه بچه دبیرستانی بودی؟
یه بچه دبیرستانی؟
آه ،اون آره
داداش، دیوونه شدی؟
دیروز با جو گی بوم نبودین ؟
چرا، اون بچه هم خواهر کوچیکه جو گی بومه
چرا خواهرش تلفنتو جواب داد؟
دیشب خونه ،جو گی بوم خوابیدین؟
چی؟
من مشروب خوردم و وقتی بیدار شدم تو تخت جو گی بوم بودم
نه ، حقیقت نداره
اون حتی لباسامو برام خشک کرد
میتونی بو کنی
!نه
!بگو ، داری دروغ میگی
مغزش درست کار نمیکنه
خاطراتش میان و میرن
اون باید یه دکتر خوب میشد
همش بخاطره توئه
اما داره اینجاشو از دست میده
پیشرفتش شبیه به شروع آلزایمر زودرسه
اتفاقای اخیر رو زودتر از اتفاقای گذشته فراموش میکنی
درست مثل قرارملاقاتی که با بِن داشتی
تا الان خاطرات اخیر بوده
بالاخره من گذشته رو فراموش میکنم
و درآخر هرکسی که اطراف هست رو فراموش میکنم
با مشکلاتی که توی مغزت داری حس چشایی و بیناییت
همه این حواس کم کم از کار میافتن
آخرشم دیگه نمیتونی غذا بخوری
بهبود پیدا کردن که خیلی سخته ولی تا الان خوب تحمل کردی
باید بهترین روش برای کاهش سرعتش پیدا کنیم
عمم درباره وضعیتم میدونه
واقعا؟
حتما کار مدیر یوئه معلومه دیگه
واقعا اینجوری فکر می کنی؟
میدونی که شک کردنم یکی از نشونه های بیماریه
دکتر
من هیچ وقت بیخیال دهکده سلامت نمیشم
تا تهش میرم
معلومه که باید بری
بهت هشدار داده بودم مگه نه؟
اگه اوضاع رو اینجوری پیش ببری باید بیخیال توسعه بیمارستان بشی
اگه اینجوری بخواد پیش بره
میز ریاست رو باید فراموش کنی چی کار میکنی؟
چی میگی؟
من هیچ وقت بیخیال کار توسعه بیمارستان نمیشم
چطور؟
رئیس گونگ خیلی واضح گفت که انجامش نمیده
چیزی هست که من دربارش نمیدونم؟
مدیر یو ،الان دیگه میتونین برید
شنیدم ما سونگ شروع به یادآوری اتفاقای روزه تصادفش کرده
No comments yet. Be the first to leave one.