لومړۍ 200 کرښې.
«دست راست سرخ»
«مترجمین:«محیا مبین مقدم و آیدا نادری»
.صبح به خیر، دایی کش
این واسه بچه کلاس نهمی .زیادی سنگینه
از کتابای قدیمی ...دوران دانشگاه مامانه
یه مرد انگلیسی به اسم .اریک پجت نوشتهش
،یه جور فیلسوفه ...درمورد اخلاقیات مینویسه
.و اینکه چطوری آدم خوبی باشیم
تو کتابای مرجع درسی رو تفریحی میخونی؟
.گمونم آره
.خب، به خودت صدمه نزن
بابات بیدار شده؟
ساعت چنده؟ - .ساعت غذا دادن به حیووناست -
.دارم میام - .یالا -
.دارم میام - .پاشو بریم -
.باشه، باشه، باشه
...آقایی که کبکت خروس میخونه
.یه دقیقه بهم مهلت بده
.واسه کلاس لاماز وقت نداریم
!پاشو بریم .یالا، بریم سر کار
.چندتا کرگدن گرسنه منتظرمونن
.بیا ببینم، مرغی، مرغی، مرغی
،لازم نیست همدیگه رو هل بدین .واسه همتون غذا هست
.یالا آقا کوچولو، بیا بریم
.برو تو، خیلی خب .حالا شد
!برو
.یالا
.بیا بریم
حالش چطوره؟
بیشتر از یه ماهه که .حسابی روی (ماده معدنی) میخوره
...وقتی یه گاو ماده هم توی گله هست
.دلیلی نداره جفتگیری نکنه
.اگه ریچل بود، میفهمید چشه
انگار حیوون لامصب .باهاش حرف میزد
.آره
.با من که هیچوقت حرف نزد
.آره، با منم حرف نزد
.ولی من همچنان بهش گوش میدم
خوبی، دخترجون؟
!بابا
چرا یه جوری ...داره میدوئه تا اینجا
که انگار خونه آتیش گرفته؟
چی شده، عزیزم؟ - !زود بیا -
تو خوبی؟
!بچه داره میاد
.هی. هی، آفرین دختر خوب
،هی، هی، آروم باش .آروم، آروم
.آروم باش دخترجون
.آروم باش دخترجون
.از این وضعیت خوشم نمیاد
.دارم محکم زور میزنه
.آره، ولی هیچی بیرون نمیاد
.هی، هی
،خیلی خب مامان ...میخوام یه نگاهی بندازم
.تا مطمئن بشم همه چی مرتبه
.اوه آره، دیدم مشکل چیه
چی شده؟
.کره اسب گیر کرده .یه پاش رو آورده جلو
میخوای دامپزشک بیاریم؟
،تا وقتی اون برسه .احتمالا کره تلف شده
با این وضعیت 10، 15 دقیقه .بیشتر وقت نداریم
و به نظر من دیگه .داره وقتمون تموم میشه
.نذار تکون بخوره، کش - .هی -
.هی، هی، هی، هی
.آروم باش، دخترم - .من گرفتمش -
.دمش رو بکش عقب
.بابا سعی داره درستش کنه
گرفتیش؟ - !واستا. سُمش رو گرفتم -
.خیلی خب - .فقط باید سُم رو بگیرم، دخترجون -
.آروم باش، فلگن
.برو عقب. خودش میتونه - .آره -
.خودش میتونه
.حالا شد - .خیلی خب -
.از پسش برمیاد
.آره، کوچولوی دوست داشتنی
فکرش رو بکن، الان یکشنبهست .و بیشتر مردم هنور بیدار نشدن
.حداقل اونایی که عقل دارن
.خودشون ضرر کردن - .آره -
.به خانواده خوش اومدی
.بریم
!ساوانا، بیا بریم
میخوای پیداش کنی؟ - .آره -
.هر چندوقت یه بار، گم میشه
.چه خوشگل شدی، دختر کوچولو
.ممنون، بابا - .آره -
چرا تو باهامون نمیای؟
این روزا زیاد توی .فاز کلیسا رفتن نیستم
بعدشم، باید اون تراکتور رو .راه بندازم
.یه ماهه دارم حرفش رو میزنم
...خب
ناهار بیا کبابی .پیش ما
.میبینم داری کل زورت رو میزنی
.به خاطر همبرگرهای بزرگش بیا خب
خب... مهمون تو؟
،وقتی از راه برسی .غذای داغ آماده روی میزه
.باشه بابا .قانع شدم
.میدونستم جواب میده
.برید خوش بگذرونید
.پس اون لامصب رو درست کن
.رفتم تو کارش
خب، کوتاه نمیایم .و بازم ازش میخوایم باهامون بیاد
.دلش برای مامان تنگ شده
.آره - .منم دلم تنگ شده -
اگه مامان بود، به کاری که .بابا امروز کرد، افتخار میکرد
.آره، افتخار میکرد
...وقتی بچه بودم
.بابام منو میبرد شکار
،قبل طلوع بیدار میشدیم ...به سختی توی سرما و تاریکی
،راه میرفتیم .برگها زیرپامون خش خش میکرد
.بعضیاتون خوب منظورم رو درک میکنید
.میبینم که سرت رو تکون میدی، اندی
،اونوقت ببینید چی شده .من به عنوان واعظ جلوی شما ایستادم
،منم مثل شما .گناهکارم
.درست مثل شما
.یه زمانی من یه حرومزاده واقعی بودم
.اصلا میتونید برید چک کنین
.توی کلانتری، ازم پرونده دارن
.منم یه چیزایی درموردش میدونم
.خب دیگه .هیچی نگو، کلانتر
...ولی یه روز توی همون جنگلی بودم
که با بابام .توش شکار میکردم
،و یه دفعه بهم وحی شد ...و فهمیدم که
.خدا همیشه هست
،همیشه بوده ...با گوشی شنوا، منتظر و آماده
.که آغوشش رو برای ما باز کنه
.آمین - .یه آمین دیگه بگید -
.آمین - .ممنون -
.ممنون
.عالی بود، کشیش
.ممنون که وقت گذاشتی اومدی
.عمرا اینو از دست نمیدادم
.اینطوری صبحمون زیبا شروع میشه
.خیلی خب - .کلانتر -
خب، پروردگار سریعتر از آدمیزاد .گناهانت رو میبخشه
فینی چطوره؟
.درست نمیدونم
.باید از ممفیس بلایند ببریش بیرون
شکار میکنه؟
.خیلی کم
.خب، وضعیت بدتر از چیزیه که فکر میکردم
.آره - تو چطور، ساوانا؟ -
این فصل، داییت تو رو برده شکار؟
.رفتیم، ولی کوفت هم گیرم نیومده
،اینطوری ها هم نیست .چند باری نزدیک بودی
یالا، نشون بده .چی انتخاب کردی
چی داری؟
.اوه، عجب فولاد برندهی درجه یکی داره .نگاهش کن
فکر کنم هنوز 6 ماه دیگه ...باید صبح زود کارهای مزرعه رو بکنه
.تا حسابش تسویه بشه
اوه، داییت عجب حرومزاده نامردیه، نه؟
.خسیس هم هست
.این بچه خوب تو رو شناخته، کش
.آره، برای خودش یه پا دکتر فیل شده
.اینو بهت گفته باشم
...اگه بابات زود از راه نرسه
.همبرگرش رو میخورم
.بایدم بخوریش
.الان برمیگردم
فینی، کدوم گوری هستی؟
.برگر 12 دلاری داره سرد میشه
این دیگه چه وضعشه؟
کش. فکر نکردیم .از اومدنمون ناراحت بشی
.دو اینجا فقط داره یه چیزی میخوره
،دست اونو که نگاه میکنم .اشتهام کور میشه
.هوم
.بلند شو. بذار بیاد بیرون
.تو تنها گذاشته بودیش
،ما هم به رسم ادب .پیشش بودیم که تنها نباشه
.بیا، ساوانا
.پرواز کن، پروانه کوچولو
.فقط میخوایم با داییت گپ بزنیم
.بیا اینجا، عزیزم
.برو از بار، دسر سفارش بده
.زیاد طول نمیکشه .چیزی نشده. نگران نباش
.بشین
چی میخواید؟
.ما چیزی نمیخوایم .بیگ کت" میخواد"
.من با بیگ کت حرفی ندارم
.بیگ کت با تو حرف داره
.درمورد مزرعهت
درمورد مزرعهم؟ چی شده مگه؟
.خیلی خب، بریم
.خیلی خب، بریم
.اومدش
.دختر خودمه کلیسا خوب بود؟
.فکر کردم ناهار میای
.ببخشید، بچه جون
ساوانا، یه دقیقه من و بابات رو تنها بذار، باشه؟
.برو عزیزم .بذار با کش صحبت کنم
.من یه گیلاس دیگه برای خودم درست میکنم
،اگه نظرت عوض شد .بگو واسه تو هم درست کنم
الان مثلا بامزه بازی درمیاری؟
واقعا سعی داری ترک کردنم رو به گند بکشی؟
.هنوز سیگار میکشی که
و بذار بهت بگم که سیگار .واقعا چیز کثافتیه
...آها
.الان داری عوضی بازی درمیاری
.همینطوری گفتم
تو هم به خوبی بقیه .میتونی یه پیک رو یک نفس بری بالا
...من یه زمانی یه احمق دائمالخمر بودم
No comments yet. Be the first to leave one.