لومړۍ 200 کرښې.
بلِیز، نوبت توئه.
بجنگ، بجنگ، بجنگ، بجنگ، بجنگ، بجنگ.
همینه.
مبارزه تموم شد.
اینجوری باید شکستشون بدی.
بزن بریم.
آفرین دختر خوب. کارت خوب بود.
پس بزن.
چطوری؟
ببخشید.
خودم درستش می کنم.
بفرمایید.
اینو بگیر.
کمکت می کنه.
به این نیاز داری.
نه؟
احمق.
واسه همینه که می بازی.
'کارتر' و اون عوضی خنگ، 'نائومی' رو از اینجا بندازین بیرون.
می خوام از مسابقات حذفشون کنین.
فقط به من نگاه نکن.
صدامو می شنوی؟
اون حرومزاده ها رو همین الان از مسابقات بندازین بیرون.
چرا فقط داری منو نگاه می کنی؟
لعنتی.
چرا همه اینقدر احمقن؟
خودم انجامش می دم.
خداحافظ، جنده.
خداحافظ، احمق.
دســـتها
زيرنويس از مهدي shine021
آفرین دختر.
خوبه، خوبه، خوبه.
لعنتی، داغه، داغه.
بزن دیگه، محکم بزن.
آفرین دختر.
کارت خوب بود.
کارت خوب بود، 'نِی'.
کارت خوب بود عزیزم.
ادامه بده.
آفرین.
هی عزیزم، تو کفشای منو برداشتی؟
آفرین دختر؟
آره، چون من می خوام با کفشای بوگندو کل روز تمرین کنم.
من اونا رو از روی میز برداشتم، چون کفشا
نباید روی میز باشن.
مادرت اینو بهت یاد نداده؟
کجا گذاشتیشون؟
وای عزیزم، متاسفم.
گذاشتمشون روی زمین کنار میز.
باشه، اشتباه از من بود.
هی، من تو کمدم کفش دارم.
چرا نمیری اونا رو برداری و آماده شی، باشه؟
- دیگه کشش نده. - باشه، باشه، باشه.
بله قربان.
بزن بریم، دختر خوب.
آفرین دختر.
آفرین دختر. باشه، بسه.
یه استراحت بکن، باشه؟ یه استراحت بکن.
یه استراحت بکن.
یه استراحت بکن.
میدونی اگه من نبودم که دستاشو بگیرم،
حتماً دستاشو گم میکرد.
اوه، این حرفا از دهن دختری در میاد که اونو کل شهر رو دَوونده
دنبال کارت اعتباریش؟
طرف کی هستی؟
خب، میدونی که من طرف توام.
اون یه احمقِ.
همینه که فکر میکردم.
یادت باشه، اون این چیزا رو فراموش میکنه چون به تو تکیه میکنه،
چون تو رو داره.
اون قبل از اینکه تو رو ببینه، هیچوقت کفشاشو گم نمیکرد.
تا اونجایی که ما میدونیم.
هی، 'Bas'.
چرا کفشای صورتیِ کوفتی پوشیدی، مرد؟
'باز' با جنبه زنانه خودش در ارتباطه،
که خیلی هم خوبه.
دیگه کشش نده و گرم کن، باشه؟
لعنتی. باشه.
باشه.
من باید از اینجا برم.
برو تمیز شو، خودتو بشور.
نمیخوای صبر کنی؟
نه، بو میدم.
بابا تو که بوی خوبی میدی.
بسه دیگه.
ولی صبر میکنی دیگه، نه؟
هرچی.
اون صبر میکنه.
میدونی چیه؟
دیگه برام مهم نیست بمونه یا بره،
باشه؟ پس فقط آماده شو.
بیا. اینم دستکشها.
لعنت.
این شبکه پنج، خبر فوریه.
صبر کردی.
باید اون یکی یارو رو هم ببینم، درسته؟
میدونی که من دلشو ندارم به 'Bas' ضربه بزنم.
فکر کنم این یعنی تو داشتی
انرژیتو واسه من ذخیره میکردی.
خودت این چیزا رو میدونی.
یه دماغ خونی دیگه.
هی، این زندگی یه مبارزه کننده است.
راه یه جنگجو.
آمادهای؟
آره.
میدونی که 'باس' سخت داره باهام کار میکنه.
چی میگه؟
بازیم روی زمین یکم کار داره.
اون دست بردار نیست.
البته تونستم بهتر روی پاهام وایسم.
ولی هربار که میرم زمین، منو میچرخونن.
بذار حدس بزنم، بعدش قیافه 'باس' رو میبینی.
از اون قیافه متنفرم.
خب، من میتونم فردا یکم بهت کمک کنم.
عالی میشه.
فقط باید یکم آرومترش کنیم،
اون کلهی خرکیِ پُرِ فکر و خیالِتو خالی کنی.
اگه اینقدر آسون بود که تا حالا انجامش داده بودم.
میدونی چی شنیدم؟
چی شنیدی؟
اینکه چند بار 'رابطه' داشتن تو یه شب،
میتونه واقعاً به یه مبارز کمک کنه.
جدی؟
این اولین چیزیه که امروز یه کم منطقی به نظر میرسه.
با این حال میکنم.
بیا اینجا دختر.
نه، بیا اینجا.
چیه؟
فاکتور 'پارملی' رو فرستادی؟
آقای 'پارملی' گفت که میتونه آخر ماه بهمون پرداخت کنه.
جوری رفتار میکنی انگار این مغازه مال توئه.
مگه نیست؟
چی؟
میدونی که فقط دارم شوخی میکنم بابا.
اوه، این دیگه چه کوفتیه؟
خودم گرفتمش.
چی؟
از دیدن من خوشحال نیستی؟
من همیشه از دیدن دو تا دوست قدیمیم خوشحال میشم.
'میندی' چی میخوای؟
اوه، فکر کردم بعد از دو سال،
- دلتون برام تنگ شده. - نه، نشده.
خیلی بیادبی. یعنی مطمئنی؟
منو نگاه کن.
تو 'کارتر' بیچاره رو نابود کردی.
خیلی تو سرش میرفتی.
اینا دیگه قدیمی شده.
اومدم بهتون بگم که 'کارتر' رو
برای مسابقات جهانی دعوت کردم.
'باس' قبلاً همهی اینا رو ردیف کرده.
تو دیگه چه کارهای؟
اوه، دیگه زیاد بیرون نمیری، مگه نه؟
میدونی که من الان دست راست 'گریگور' هستم، درسته؟
شنیدم.
خب، منظورم همینه.
من از آدمای خودم مراقبت کردم.
'کارتر' خیلی پیشرفت میکنه و بعد تو مسابقات قهرمانی میبازه.
اون میبره.
فقط تماشا کن.
نه اگه شما دو تا بخواین پیشرفت کنین.
من میخوام 'کارتر' تو فینال ببازه.
همیشه دنبال نقشه کشیدنی.
این اتفاق نمی افته.
هیچکس نمیدونه پسرت کیه، باشه؟
اون اینجا خوب کار میکنه، یه پایگاه میسازه و
بعد شاید دفعه بعد، شما
دو تا پول خوبی به جیب بزنید.
و شاید دیگه مجبور نباشی تو این گنددونی کار کنی
و بالاخره ناخن های تمیز داشته باشی.
لازم نیست نگران این باشی که ما چیکار میکنیم.
ما کاملاً از جایی که با هم هستیم خوشحالیم.
اوه، چه رمانتیک.
تو هنوز همون دختر پیشاهنگ قدیمی هستی، 'نائومی'.
خب، این مزخرفات رو ببین، سرگروه.
اگه اون نبازه، تو مبارزه نمیکنی
تو مسابقات زنونه.
'گریگور' از آدمای خودش مراقبت میکنه و تبعید میکنه
کسایی رو که نمیخوان همراهی کنن.
میدونی، فکر میکنم وقتشه که بری.
بهش فکر کن.
همه چیز رو به خاطر یه سری مزخرفات اخلاقی دور نریز.
منظورم اینه که شاید یه روزی حتی با من مبارزه کنی.
اون همه تصمیمات رو برات میگیره؟
بهت غذا هم میده؟
خداحافظ.
باشه، میذارم در موردش فکر کنی.
ولی میدونی چطوری با من تماس بگیری.
- میدونم. - آره، و مردت هم همینطور.
حالت خوبه؟
آره، خوبم.
همون 'میندی' عوضی همیشگی.
همیشه دنبال اینه که یه آشوبی به پا کنه.
چی میخواست؟
منو دیوونه کنه.
بیا، 'نِی'.
اون میخواد 'کارتر' تو فینال مسابقات ببازه.
چرا اینو به تو گفت؟
اون الان با 'گریگور' کار میکنه.
ظاهراً، اون دست راستشه.
No comments yet. Be the first to leave one.