لومړۍ 200 کرښې.
❤ سرنوشت خوشمزه ❤
اینجا چیکار میکنی؟
مست کردی؟
بازهم بخاطر یوژه
خیله خب زود باش بیا تو
دیگه بیخیالش شو ببین چه جوری داری خودتو شکنجه میدی، اونم فقط بخاطر یوژه
!نه
نمیتونم
...ژوهان... کمکم کن
تو باید کمکم کنی
،میخوام کاری کنم که سانگ جیامینگ بفهمه
باید تاوان دزدیدن اموال منو پس بده
تو و یوژه، هردوتون دوستای خوب منین
جیامینگ هم همکار سابق منه نمیخوام ببینم که دارین همدیگه رو آزار میدین
ولی کاملا مشخصه الان فقط منم که داره اذیت میشه
همه تون مدام اسم جیامینگو میارین مدام کمکش میکنین. پس من چی؟
بیخیال
اگه نمیخوای کمکم کنی، حرفامو نشنیده بگیر
ییلان، آروم باش
ژوهان... منو دوست داری؟
اگه واقعا دوستم داری، پس آرزومو براورده کن
،دیگه بیشتر از این نمیخوام برای گدایی محبت
جلوی نامادریم نقش بازی کنم
دیگه هم نمیخوام وجود یه زن دیگه کنار عشقم رو تحمل کنم
اگه عاشقانه دوستم داری، نذار اینجوری زجر بکشم
باید این خشممو بیرون بریزم
فقط بهم بگو چی میخوای؟
پول؟ یا تبلیغات؟
اگه تو و یوژه نامزد کنین، سرمایه خانواده یه، به شرکت لیشی میرسه
در اون صورت، لیشی به پول باد آوردش طمع نمیکنه؟
،درسته. به هرحال، مهم نیست چه رتبه و مقامی میخوای
یا چه مقدار پولی مد نظرته من میتونم همشو بهت بدم
باشه
میخوام معاون رییس بشم - مشکلی نیست -
لی جیانگو رو متقاعد میکنم که تو رو به جای من بنشونه
باشه، کمکت میکنم
...ولی یادت باشه
اگه یه روزی با یوژه ازدواج کردی، اونوقت پشیمون نشی
هرگز پشیمون نمیشم
مامان - اومدی -
میخوام یه چیزی بهت بگم
میدونی که بابا به دروغ به کونجین گفته که باباش مرده؟
حتی یه عالمه پول هم بهش داده و ازش خواسته برگرده تایلند
ولی نمیدونم کونجین از کی شنیده بود که باباش زنده ست
حالا هم هنوز میخواد بمونه و بازم دنبال باباش بگرده
چرا بابات باید چنین کاری کنه؟
همون واسه منم عجیب بود
بابا و کونجین چه ارتباطی میتونن داشته باشن؟
چرا باید تو کار بقیه دخالت کنه؟
چرا بابات چنین کاری کرده؟
از برگردوندن کونجین به تایلند، چه سودی نصیبش میشه؟
اومد
!عزیزم! عزیزم! اومدی خونه
عزیزم، شنیدم که رفتی کونجینو ببینی
درسته، بابا چرا بهش دروغ گفتی که باباش مرده؟
یه کاری کردی که دیگه تقریبا داشت از چین میرفت حالا دیگه با چه رویی تو چشماش نگاه کنم؟
درسته، کونجین بچه خوبیه چرا باید بهش دروغ بگی؟
همش بخاطر توئه
مدام میری پیش اون پسر تایلندی
کلی شایعه تو شرکت پیچیده
نمیتونم چنین خفتی رو بپذیرم
دختر قشنگم، عجیب نیست؟! چطوری من شدم آدم بده ماجرا؟
!من و کونجین چه ارتباطی میتونیم داشته باشیم آخه؟
چطور ممکنه بین مون سَر و سِری باشه؟
...من خیلی زن خوبیم! این
لی جیانگو؟
چانگهای. چانگهای
لیهوا، بگو ببینم، چرا لی جیانگو این وقت شب بهت پیام داده؟
حتما خانم لی که از این گوشی استفاده میکنه، پیام داده
واقعا؟
آره، چند روز پیش همدیگه رو ملاقات کردیم
تا برای برگزاری یه دورهمی دوستانه صحبت کنیم
پس "نقشه مو نقش بر آب کردی" یعنی چی؟
تو ژانگ کیانلانو نمیشناسی از این شوخیا زیاد میکنه
همیشه از کاه، کوه میسازه
شما مردا واقعا زنا رو درک نمیکنین
ببخشید، انگار اشتباه کردم
چانگهای، تازگیا متوجه شدم که ییلان دوباره با یوژه در ارتباطه
واقعا نگرانم که ییلان، بیخیالش نشه و بازم کارای احمقانه بکنه
تو پدرشی باید زیر نظر داشته باشیش
چانگهای، گفته بودی که از وقتی ییلان برای ،لی جیانگو کار میکنه
تبدیل به آدم پیچیده و توداری شده؟
حرفت کاملا منطقیه ...ییلان انگار جدیدا یه جورایی
دیگه تقریبا نمیتونم دخترمو بشناسم
لی جیانگو مرد حقه بازیه
دختر ما تو محیط امن و آرومی بزرگ شده
،حالا که دیگه بین دو خانواده توافقی برای ازدواج وجود نداره
به نظرم بهتره که دیگه خودمونو کنار بکشیم
لی جیانگو کجاست؟ - نمیتونی بری داخل -
قرار قبلی نداشتی نمیتونی بیای تو
رییس
اشکال نداره برو بیرون
لی جیانگو، چرا بهم دروغ گفتی که بابام مرده؟
اینم پولت
ارزونی خودت بقیه شم دفعه دیگه برات میارم
حالا قشنگ بهم توضیح بده
چطور چنین کار شیطانی کردی و گفتی که بابام مرده؟
کونجین
به من دست نزن
منم نمیخواستم این کارو بکنم خواسته بابات بود
!بابای من هرگز دروغ نمیگه
بابات نمیخواد ببینتت
سالها تنها زندگی کرده و با آرامش و سکوت خو گرفته
نمیخواست دیگه هیچکس مزاحمش بشه
بخاطر همین ازم خواست کاری کنم که برگردی خونه
اینطور نیست این واقعیت نداره
کونجین
یه بار بهم دروغ گفتی میخوای بازم بهم کلک بزنی؟
دیگه گولتو نمیخورم بابای من چنین آدم ضعیفی نیست
بذار روشنت کنم
تا وقتی بابامو پیدا نکنم، برنمیگردم تایلند
...کونجین
من فکر میکنم کلید حل این ماجرا، تو تایلنده
میخوای برگردی پیچیت و از اهالی اونجا بپرسی؟
از اونجایی که بابات قبلا اونجا کار میکرده، حتما هنوزم آدمایی هستن که بشناسنش
مامانم بهم گفت که
همه کسایی که با بابا توی تایلند کار میکردن، برگشتن چین
الان دیگه کسی توی پیچیت نیست که بشناستش
مامانت آمار و اطلاعات دیگه ای بهت نداد؟
خب... از عکس بابات کپی کرده بودی؟
نکردم! اگه میدونستم اینجوری میشه که بعد از اون برنامه ده تا یا صدتا
از روش کپی میکردم
اوهوم
صبر کنین
اگه عکسو توی برنامه نشون دادی، ممکنه کارگردان ازش کلوزآپ* گرفته باشه
حتما گرفته
خب پس حله ،فقط کافیه برنامه رو دوباره نگاه کنیم
اون صحنه ای که عکسو نشون دادی پیدا کنیم و بعدم کاتش کنیم. اینجوری یه عکس جدید داریم
درسته، درسته - آره، آره -
الان توی نت میگردم و اون برنامه رو پیدا میکنم
!نابغهای! نابغه
چرا همه ویدئوهای اون قسمت، ناپدید شده؟
چطور ممکنه؟ چطوری ناپدید شده؟
...انگار که
...الو افو
بسه، دیگه نگردین
الان به دوستم زنگ زدم
گفت که بابات به وبسایت اون برنامه ایمیل زده و گفته این فیلم، تجاوز به حریم شخصیشه
،انگار از اینکه عکسشو نشون دادن، خوشش نیومده
برای همین تیم تولید، فیلمو حذف کردن
لی جیانگو هم همینو گفت
گفت که بابام نمیخواد منو ببینه
من... ۲۸ ساله که دارم به بابام فکر میکنم
هرگز فکر نمیکردم که نخواد دوباره برگرده پیشم
بیست و هشت سال؟ - اوهوم -
کونجین ۲۸ سالشه
بابای من ۲۹ سال پیش توی تایلند کار میکرده
مدام کونجینو اذیت کرده
بدون اینکه برای من و مامان، دلیل قانع کننده ای بیاره
یعنی ممکنه... نه، غیر ممکنه
به چی فکر میکنی؟
زیاد غصه نخور
من قبلا فیلمو دانلود کردم. اون دفعه هم وقتی عکسو دیدم، ازش اسکرین شات گرفتم
،با اینکه ممکنه خیلی واضح نباشه
ولی وقتی پرینتش کنیم، احتمالا به دردمون بخوره
!خیلی ممنون
وقتی رسیدی خونه، فورا عکسو برام بفرست
چه عجله ایه
من یکم کار دارم دیگه میرم
یوژی، یه دقیقه صبر کن
!یوژی، صبر کن
چی میخوای؟
نرو
اگه الان بری، حتما پشیمون میشی
چه خبره مگه؟
spexial خدای من! بلیط کنسرت
...وای خدایا
میدونستم عاشقشونی
امروز صبح که سایت برای فروش بلیط باز شد، فورا همه بلیطا فروخته شد
چطوری اینو خریدی؟
این دست سال ها با بازی کامپیوتری، خو گرفته
مگه ازم نخواسته بودی عذرخواهیمو نشون بدم؟ کافیه؟
از صدقه سر ایناست که میبخشمت
خب پس میتونم از یکی دعوت کنم که باهام کنسرت بیاد
...ردیف
صندلی ۱۵ - خوشحالی؟ -
فکر میکنی انقدر سخاوتمندم که دوتاشو بهت بدم؟
این یکی مال منه
مگه تو نبودی که از پسرای جوون و خوشتیپ خوشت نمیومد؟
فقط میخوام ببینم اون پسرا در مقایسه با من، چقدر خوشتیپ ترن
میترسم به محض اینکه ببینی شون، افسردگی حاد بگیری و دیگه حتی روت نشه پاتو از خونه بذاری بیرون
اصلا فرض کن خودآزاری دارم، خوبه؟
به هر حال، باید امشب بیرون منتظرم وایسی تا بیام
میترسم نتونی جاتو پیدا کنی که بشینی
بسیار خب. بهت اجازه میدم که بیای ،جذابیت این گروه رو با چشمای خودت ببینی
اینطوری به عیب و نقصای خودتم پی میبری
خیلی خوشحالم
،خانم یه
...در مورد موضوع بین من و کونجین
چی؟ خانم لی فهمید؟
شاید فقط من نباشم که درباره این موضوع میدونه
چرا به من شک کردی؟
ای بابا
من که هنوز حرفی نزدم ولی شما به خودت گرفتی
اگه من باشم، خب که چی؟
که چی؟
اگه بخاطر دخالت تو نبود، الان کونجین طبق نقشه من، رفته بود تایلند
چن لیهوا... دارم بهت هشدار میدم انقدر تو کارم سرک نکش
آقای لی، فکر نمیکنم الان در جایگاهی باشی که بتونی کسی رو تهدید کنی
بسیار خب
No comments yet. Be the first to leave one.