Black Dog

Black Dog

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Black Dog 2023 1080p WEB-DL AAC x265
د لخوا تبصره onlinesub
ترجمه شده توسط onlinesub.ir

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-03-28
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

خیلی سخته داداش، خیلی خیلی سخته.

باید به اون تاک‌ها برسم

نگاه کن این ایکس من گم شده، همون قدرتی که تارزان داره رو داره

اگه دخترام ول کنن، چون من روی برف نیستم

روی برف نیستم

کلوپ رو با مَش نابود می‌کنیم.

دوست دخترتو می‌زنیم، فقط برای پول، ها؟

هِی، جی، کی... کی تا حالا این کارو کردی؟

نه، نه، نه، من هیچوقت تو کلوپ ندیدمت داداش.

هفته پیش داداش.

یه بار. یه بار.

هی، یوها

سفت و محکم بمون

چون زندگی تضمین‌شده نیست، یه افتخاره بزرگ

یقه کرمی که سر کار می‌پوشم، حس می‌کنم مثل یه یقه برده است

وای.

در حالی که تلاش کردن یه دلار امن به همراه داره

پس زندگی عادلانه نیست

هی، یواش، به عدالت هم مثل یه ولگرد بی‌خانمان تف کن

ولگرد بی‌خانمان.

هی داداش، ادامه بده، ادامه بده.

هی!

-اِ، اون صدا رو شنیدی؟ -چیه بابا؟

از اون بالا بیا پایین!

-خداحافظ. -هی، کجا میری داداش؟

به دوستات بگو همین الان بیان پایین!

اوه، خراب شد، باشه.

موفق باشی تو پیدا کردن اسکارلت، آره.

مواظب خودت باش داداش.

میام دیدنت، آره.

هی داداش، بهتره بدویی داداش!

اسکاتلند، آره! قلعه و این چیزا.

میشه دیگه به در خونه‌ات لگد نزدم؟

دیگه اینجا چیزی نیست؟

دنبال چی می‌گردی؟

آره

هر بار که از وسط می‌بری

و دوباره خودم رو به تو می‌دم

قراره چیکار کنم؟

با تو

با تو

هیچ راهی نیست که خم نشم

و می‌دونی که دوباره این کارو می‌کنم

خدای من، هیچوقت تموم نمیشه

با تو

با تو

هی! هی، دره! هی، آندره!

چرت، مرد. معذرت می‌خوام رفیق.

نه، من خوبم. به چیزی احتیاج داری؟ به چیزی احتیاج داری؟

اوه، اِ، من اینجا کار می‌کنم. من شاگردم، آره.

اسم تو چیه، شاگرد؟

مارک. خب؟

مارک، باید یه لباس کار تن‌ت می‌کردی.

باشه؟

این خیلی احمقانست، نیتن! ای بابا!

اینجوریاست که اتفاقات مزخرف می‌افته!

چت شده؟

پسرعموم یه انگشت شستشو با چرخ‌گوشت از دست داد

بخاطر یه احمق مثل این.

باز داره از عموی یه دستش برات تعریف می‌کنه؟

جدی می‌گم، باشه؟

می‌خوای حقوقتو بگیری یا نه؟

بیا دیگه، بابا شوخی می‌کنم.

این مایکل، شاگرد جدیده‌.

- مارک. - مارک.

- مارک. - مارک.

امروز خوب کار کردی رفیق. می‌تونی بری خونه.

نیتن قفل می‌کنه.

چی؟ این که عادلانه نیست! چرا اون نمی‌تونه این کارو بکنه؟

چون هنوز بلد نیست با در کار کنه،

به همین خاطره.

بیا دیگه! باشه، خب.

آبجو می‌خوری؟

آره، بریز.

راستی ساعت چنده؟

ده دقیقه تا 5.

هممم، باید برم.

چی؟ انگار 5 سالته؟

خب، این 300 تاست.

50 تا هم اضافه توش هست.

باورت نمی‌شه که باید بگی «ممنون»، نه؟

جایگزین من، خوب به نظر می‌رسه.

ولی قرار نیست با چرت و پرتات کنار بیاد،

نه؟

آره، بچه خوبیه.

سعی کن تو دردسر نیفتی.

بهت می‌گم نیتن، قسم می‌خورم به خدا،

یه بچه خوب اون تو هست که سعی داره بیرون بیاد.

هیچ مدرکی ندارم که اینو ثابت کنه، ولی...

یه حدسه.

و اگه و وقتی برگشتی لندن،

می‌دونی که همیشه اینجا یه شغل داری.

هِی، دره.

بله.

قسمت «دوستت دارم» رو یادت رفت بگی.

وقتی به خونه رسیدم به دوست دخترت می‌گم.

و نیت، امیدوارم پیداش کنی.

ممنون، مارک.

اِی!

لعنتی!

هِی داداش! داداش، حالت خوبه؟

هِی رفیق، چاقو زدن بهت؟ چاقو خوردی داداش.

لعنتی. لعنتی. لعنتی، نه. لعنتی، لعنتی.

اوه، نه، نه، حالت خوبه. بینیت خونیه.

لعنتی.

حالت خوبه، حالت خوبه. حالت خوبه.

چیزی بردن؟

نمیدونم.

فکر کنم... کیف پولم.

سم.

لعنتی، باید بزنم به چاک، داداش. اینو برمیداری؟

نه، مال تو باشه رفیق.

آره. باشه.

سلام، حالت خوبه؟

سلام، حالت خوبه؟ آره، خوبم.

نه، اشکالی نداره.

هیچ نگران نباش.

نه، نگران من نباش. چیزی خوردی؟

یه شام برات بیارم؟

حالت خوبه بابا؟

میشه... آه...

ناتان؟

بله.

کجا بودی؟

نمیدونم... بیرون.

اوه، واقعا؟

آره، مشغول مواد کشیدن بودم.

ها ها، خیلی باحال.

نگاه کن، داشتم فکر میکردم

که یه جشن کوچولو برات بگیریم،

فقط تا بچه ها یه خداحافظی درست حسابی باهات بکنن.

خوب میشه.

تو یه عضو مهم این خانواده هستی، میدونی؟

مهمه.

یه موفقیت بزرگ و درست حسابی، میدونی،

اینکه خونه خودت رو داشته باشی.

خصوصا تو لندن رفیق، کار راحتی نیست.

خیلی خوب عمل کردی و بهت افتخار میکنم.

میدونم نشون نمیدم، ولی واقعا افتخار میکنم.

بیا، فقط یه جشن کوچیکه.

باشه، باشه. آره. یه جشن کوچولو میگیریم.

بیا این طرف.

داداش، خیلی بزرگ شدی.

خوش بخوابی.

صبح میبینمت مل.

دلتنگت میشم رفیق.

بیا این طرف.

بیا. بیا.

اوه، من هیچ کاری نمیکردم.

شششش، بس کن، بس کن. بس کن. بس کن.

نه، نه جدی میگم! باید راجع به این موضوع حرف بزنیم.

راجع به چی حرف بزنیم ها؟ چیزی برای حرف زدن نیست که!

بیا دیگه! البته که چیزایی هست که باید راجع بهشون حرف بزنیم.

چیکار کنیم اگه اونجا نباشه؟

به من گفت اونجا هست، باشه؟

آره، چی مثلا سه سال پیش؟

شاید رفته جای دیگه یا یه چیزی. اگه اونجا نباشه چی؟

برمی‌گردی، درسته؟

- آره، شاید. - شاید؟

- آره، من... - یه شایدِ لعنتی؟

نمیدونم. ششش! یه شانسی هست.

چه جور شانسی؟

نمیدونم. یه شانس دیگه، باشه؟

خب، ٩٠٪، ٨٠٪، ٧٠، ٦٠، ٥٠، ٤٠٪؟

- چی؟ چی میگی؟ - نمیدونم!

چی؟ ١٪؟

اگه... اگه یه درصد لعنتی باشه، کیلا، باشه؟

بعدش چی کار می‌کنی؟

نگا، بیا دیگه، میدونی منظورم چیه.

نمیتونی اینجوری ولم کنی، نیتن.

دوستت دارم. دوستت دارم نیتن.

بیا دیگه، چرا اینو میگی؟

آره. اینکارو نکن.

نگاه، من فقط اینجا داشتم با اسباب بازیام بازی میکردم...

- و بعد تو ریختی تو کارم... - نه، نمیتونی بری...

به اسکاتلند نیتن. نمیخوام بری.

اگه نذارم بری چی میشه؟

اگه اون اصلاً تورو نخواد چی؟

البته که دوستم داره.

ششش، هیچی نگو، لطفا.

نیتن داره فرار میکنه به اسکاتلندِ لعنتی!

لعنتی.

یه ساندویچ بیکن و پلانتیین برات درست کردم.

بفرمایید.

حالا، اینو میخوری، آره؟

این قبلا غذای مورد علاقت بود.

ممنون.

راستش، اگه خسته شدی، میتونی ول کنی.

- چطوری... - پول کافی داری...

پول کافی برای هتل داری؟

- آره. - باشه.

اممم...

مواظب خودت باش.

باشه.

داری چیکار می‌کنی؟

آره.

باشه مرد، امم، کیف پولتو پیدا کردم.

صبح تو جاده پیداش کردم

جایی که اون دوتا پسره بهت حمله کردن، اما...

آره، آدرست روش بود و من...

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left