لومړۍ 200 کرښې.
خانم هوپر؟
خانم هوپر خرید شما رو آوردم
سلام؟
خانم هوپر!
من دارم میرم خریدهای شما رو ابنجا میزارم
من هفته ی بعد پولش را میگیرم باشه؟
سلام؟
خانم هوپر؟
چندش
خانم هوپر من هستم از خواروبار فروشی
خانم هوپر؟
خواهر ما از میان ما رفت تا در بهشت به آرامش ابدی برسد
ایمان و امید و زندگی ابدی
باشد که خداوند از او استقبال کند
در سفره فرزندان خود در بهشت
برای چند دقیقه در سکوت برای روح ایشان دعا کنیم؟
الیزابت دیوانه نبود راجر
پیر بود و شاید کمی ولی
اون این شکلی نبود که همچین کاری بکنه
ممنونم آقای جونز زن من اون دیوانه است
اما عمه تو خانم خوبی بود
خیلی خوب همگی میتونم خواهش کنم چند قدم عقب برید
به آقای کوب یک مقدار جا بدید تا کتابت ان را امضا کنه
آها
برای دوست عزیزم یوهان
بفرمائید کتاب عالیه مرد
آقای کوب ما زمان زیادی را صبر کردیم
میتونید به من بگید موضوع کتاب بعدیتان چیه؟
ام...
در مورد تجربیات شخصیم در ویتنام
در مورد جنگ بله کاملا درسته
اوه،اوه
عالیه
این درسته که شما با سندی سیکلر ازدواج کردین؟
بله اما طلاق گرفتم
فقط میخواستم بهش بگم فکر می کنم اون یک بازیگر شگفت انگیز است
اون یک خانم جوان و با استعداده
اینو بهش میگم
کتاب عالیه ممنون
از موهات خوشم میاد متشکرم
من هرگز نمایش هاش را از دست نمیدم
حتی یک بار، از زمانی که شروع کرده
او خیلی محسور کننده است این دیوونه کیه فرانک
از هوادارای شماست
من اینا را مثل گنج میدونم همیشه
راجر کتاب رقص خون بیشتر از یکساله که منتشر شده
دیگه نمیتونیم این کار را ادامه بدیم رونمایی و امضا کتاب
طرفدارات دنبال یک چیز جدیدن
چیزی توی ذهنت هست حتی پنج صفحه هر چیزی فرانک
ببین راجر اگه کتاب جدیدی تا آخر این ماه روی میزم نباشه
مجبوری عقب گرد کنی به به موسسه دابل دی
بعد واقعا از دور خارج میشی
بیخیال راجر قبلا هم این کار و کردی همسرت را برای همین از دست دادی
چی
میخوای کار خودت را کنار بذاری بشینی دم کوزه آبش را بخوری
راج باید برگردی به مسیر زندگیت فرانک بیخیال
و گوش کن در مورد موضوع کتابت
راجر هیچکس نمیخواد دیگه در باره جنگ ویتنام و وقایعش بخونه
آنها میخوان یک داستان وحشتناک خوب بخونن
فرانک برای یک ثانیه به حرفام گوش میدی خوب
من میدونم این کتاب برای من مشکل ساز میشه اما این کاریه که باید بکنم
من باید این کتاب را بنویسم
دفتر تحقیقات فدرال
سلام ام... مامور تاچر لطفا بهش بگین راجر کوب هستم
بگین کار فوری دارم متاسفم خطشان مشغوله
میگم با شما تماس بگیره منتظر میشم
بله آقای کوب
ام خبری نشده
نه ما خبر تازه ای در باره پسر شما نداریم
اگه خبری بشه تماس میگیرید شما که میدونید این کار را میکنیم
ام، اتفاقا یک تماس از دکر در سی آی ای داشتم
خواهش میکنم لطفی به من بکن و تنهاش بزار
باشه
خیلی متشکرم ما با شما تماس میگیریم
سلام
راجر بله
ای صدای چیه
دوستام صدای موزیک را زیاد کردن یه لحظه صبر کن
هی بچه ها صدای ضبط را کم میکنید
منظورم اینه دارم تلفن صحبت میکنم محض رضای خدا
آره
اه متاسفم این بازی پوکر یکم از کنترل خارج شده
کی اونجاست؟ ام
اه یک سری از دوستام میدونی
از مراسم اهدا جوایز دارم زنگ میزنم
از دست دادم
اوه متاسفم که این جوری شده مراسم اهدا جوایز را فراموش کرده بودم
ام من با کارام مشغول بودم
داری دوباره مینویسی این عالیه
ام سندی متاسفم
یک لحظه صبر کن سخت نگیر
نمیتونی همه جوایز را ببری من فقط تماس گرفتم
بهت بگم پیغامت را گرفتم از بابت عمت متاسفم
من رفتم خونه
راجر چرا داری همیشه این کار را با خودت میکنی
خوب همگی حالت خوشحال بگیرید چرا تو نمیتونی
میشه یک لحظه صبر کنی
صبرکن صبرکن سندی من باید برم
گوش کن من بازی را نگه داشتم
پس ام من بعدا باهات صحبت میکنم باشه
کیه باشه راجر
آره
زود باش عزیزم لبخند بزن هیچی خداحافظ
خداحافظ
الو سندی سندی
من خیلی احمقم
خوب اینم از مرد خوش شانس
آقای پارکر آقای کوب
این افتخاریه که دوباره شما را می بینم رانندگی چطور بود
خب در واقعه... خوب خوب خوب
خوشحالم که میشنوم خیلی بد
میدونید من انتظار نداشتم به این زودی شما را اینجا ببینم
من تازه دیروز تابلو فروش را نصب کردم
من میتونم به شما اطمینان بدم همه چی روبراهه
واقعا لازم نبود شما این همه راه را بیاید
مشکلی نیست خودم میخواستم
عموی شما واقعا یک ماهیگیر بوده
فهمیدم که اون برای دو سال متوالی رکورد آمریکا را داشته
ام
همانطور که میبینید ما کمی اینجا را تمیز کردیم
برنامه ریزی کردیم برای هفته دیگه بزاریمش به مزایده
میتونیم فروش خوبی داشته باشیم از این آشغالا
حالا اگه دوست داری دنبالم بیا تا یک سری اطلاعات بهت بدم در مورد خونه
مشکلی نیست من به دور و برم را بلدم
من اینجا بزرگ شدم چطورمگه
وقتی مادرم فوت کرد عمم من را بزرگ کرد
من اصلا نمیدونستم چه زن نازنینی
ما استخر را هم تمیز کردیم
جیمی؟
جیمی؟
جیمی؟
جیمی؟
جیم!
سندی؟
سندی مشکلی پیش آمده؟
عزیزم جیمی اونجا پیش تو؟ نه من فکر میکردم با تو
نه نیست حیاط پشتی را چک کردی
جیمی
جیمی
جیمی
آقای کوب حالتان خوبه؟
بله اجازه بدین بریم به استودیو باشه
اینجا میتونه اتاق مهمان بزرگی بشه
دستشویی اینجا با یک جکوزی عالی اون پشت
آشپزخونه میره اینجا
هی میدونی یه برادر زاده دارم به اسم مانی
که تو کار ساخت و سازه ارزان هم کار میکنه
اون میتونه یه دستی به سر روی اینجا بکشه
در حالت خیلی بد
آدم میتونه ام خونه را اجاره بده بیاد اینجا
تامین مالی خلاقانه
ببین چه اتفاقی افتاده بود برای عموت
اوه اون در حال غواصی بود برای جمع کردن صدف خارج از محدوده علامت گذاری شده
اوپس ببخشید
میدونید که عمه شما نقاش بود اجازه بدید به شما بگم
میشه یک نگاه به این بکنید
داشته روی این کار میکرده درست قبل از مردنش
یه مقدار من رو ناراحت میکنه یک مقدار ناراحت بود مگه نه
این کمده اتاق خواب اونه
همان اتاقی که خودش را دار زده
جایی که مرده
میدونید اون فکر میکرد این خونه جن زده است
برو بابا
داری شوخی میکنی مگه نه
آقای کوب پسر شما داخل استخر نیست
پسرت هیچ جایی از اطراف این محله نیست
من دارم به شما میگم من توی استخر دیدمش
من دیدمش توی استخر بعد شیرجه زدم توی استخر
و اون اونجا نبود
آقای کوب من به تمام واحدها در مورد پسر شما گفتم
بزودی به شما اطلاع میدیم اگه چیزی فهمیدیم
اون خونه است
این خونه بود که این کار رو کرد
درسته خانم هوپر ما درک میکنیم
دارم میگم راجر کار این خونه بود
میشه خفه شی میشه خفه شی برای یکبار هم که شده خفاش پیر
دل نازک
متاسفم آقای پارکر من قصد فروش ندارم
چی؟ من گفتم قصد فروش ندارم
خوب امیدوارم تجدید نظر کنین
فکر میکنم مدتی اینجا بمونم
یک مقدار کار کنم
سلام
سلام
عمه الیزابت
برنده شد راجر
به من کلک زد
فکر نمیکردم بتونه اما این کار را کرد
چی؟
اون بهت کلک میزنه راجر
این خونه همه چیز را در مورد تو میدونه
تا میتونی برو
نه
هی هی
صبح بخیر
خوشگله نه
سلام
سلام همسایه آمدین اینجا
بله دیشب
هارولد گورتون سلام راجر
No comments yet. Be the first to leave one.