Kabul

Kabul (Kaboul)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Kabul S01 WEB-DL persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کابل

تګونه

webdl
professional_translation
full_subtitles
په خپور شو: 2026-07-30
ډاونلوډونه: 7
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 25

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زنده است! سریع ببریدش بیمارستان.

نگران نباش، همه چی درست میشه.

یادم نمیاد، اما بیدار شدم. عرق ریخته بودم و مونیکا...

آروم کنارم خوابیده بود.

این عارضهی پرازولامه.

به حملات پنیک ترجیح میدم.

اگه هنوز می‌لرزی، برات نسخه می‌نویسم.

نه، حالم خوبه.

آره، دلم برای کار میدانی تنگ شده، ولی به کار اداری عادت کردم.

واقعاً حالم بهتره.

راستی، به مونیکا هم خیلی سخت گذشت.

وقتی از افغانستان برگشتم.

با اختلال استرس پس از سانحه و این چیزا.

اما همیشه کنارم بود.

بیداری قبل حادثه‌ست یا بعدش؟

درباره اتفاقاتی که الان می‌افته، چه حسی داری؟

امروز از همان جایی صحبت می‌کنم که اکتبر ۲۰۰۱،

رئیس‌جمهور بوش به ملت گفت ارتش آمریکا حملات رو شروع کرده.

به اردوگاه‌های تروریستی در افغانستان.

با هواپیما رفتم افغانستان، به دره کونار.

چیزی که اون سفر دیدم، باورمو محکم کرد.

که فقط افغان‌ها حق و مسئولیت رهبری کشورشون رو دارن.

و ادامه حضور نظامی بی‌پایان آمریکا،

نمی‌تونه دولت با ثبات افغانستان بسازه یا حفظ کنه.

به این نتیجه رسیدم که وقت پایان طولانی‌ترین جنگ آمریکا رسیده.

زمان بازگشت نیروهای آمریکایی به خونه‌شونه.

امروز صبح یه هواپیما به مرکز تجارت جهانی برخورد کرد.

ارتش آمریکا حملاتش رو علیه طالبان در افغانستان شروع کرد.

زنان افغان نگران حقوقشون هستن.

از وقتی آمریکایی‌ها اعلام کردن می‌رن.

آمریکا با طالبان قرارداد امضا کرد.

جنگ افغانستان بعد از دو دهه تموم میشه.

یکی یکی سفارت‌ها در کابل دارن بسته می‌شن.

کارمندان آمریکایی دارن اضطراری تخلیه می‌شن.

فقط مربوط به مردم افغانستان نیست، به ما و امنیتمون هم مربوطه.

طالبان پایتخت رو محاصره کردن، هر لحظه تهدید به حمله دارن.

همه جای کابل مردم وحشت زده‌ان.

«کـــــــابل»

چهار ماه بعد

ایست بازرسی ارتش افغانستان، جاده جلال‌آباد

فضل، یه ماشین داره نزدیک میشه.

غیرنظامی‌ان.

برو چکشون کن.

سلام بر شما فرمانده.

از مزار شریف می‌یایم.

جاده‌های اصلی شلوغه، ولی این راه رو بلدم.

تاجرم. - کجا داری می‌ری؟

برای آلمانی‌ها کار کردم، می‌رم از سفارتشون کمک بگیرم.

بیشتر سفارت‌ها بسته‌ان.

مستقیم برو فرودگاه، اونجا هیئت‌های دیپلماتیک هستن.

نباید اینجا بمونید، جاده پر از طالبانه.

چقدر نزدیکن؟

اون‌ها تو جاده کوه دامان هستن، ولی ممکنه از این راه هم بیان.

موفق باشید. - خدا نگهدار فرمانده.

برگرد به حالت عادی!

کابل رو محاصره کردن، اما این به معنی حمله نیست.

ولی اگه حمله کنن چی؟

واقعاً بهشون اعتماد داری؟

منطقه ایتالیا، فرودگاه کابل

نزدیک هرات کار می‌کردم.

قالی باف بودم.

توی بازار یه دکه کوچیک داشتم.

دو سال، بین ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، برای ارتش ایتالیا در هرات خبرچین بودم.

بعد فهمیدم پدرم مریضه، برگشتم پیش خانوادم نزدیک قندوز.

چه جور خبرچینی؟

اطلاعات درباره تحرکات و کسایی که از طالبان حمایت می‌کردن می‌دادم.

و ورود طالبان به شهر، همه جور اطلاعات.

مدرکی داری؟

کسی هست حرفت رو تأیید کنه؟ مدرک داری؟

کی باهات در ارتباط بود؟ - معلومه که مدرک ندارم.

اگه مدرک داشتم نابودش می‌کردم. می‌دونی طالبان با خائنا چیکار می‌کنه؟

فقط برای زنم و چهار تا بچم ویزا می‌خوام، همین.

آره، ولی اگه مدرک نداری، پس طالبان چی؟

می‌دونی ما براتون چیکار کردیم؟ چه خطرایی کردیم؟

و فداکاری‌ها چون طالبان رو نمی‌خوایم... - می‌دونم.

متاسفم، نمی‌تونیم به همه ویزا بدیم.

این مشکل من نیست.

متاسفم.

چرا به شما اعتماد کردیم؟

اومدید کشورم، همه چی رو خراب کردید.

قبل از اومدن شما، هرج و مرج حاکم نبود؟ فکر نمی‌کنی؟

خب.

اینجا صبر کن، صبر کن.

سرهنگ.

پنج دقیقه، برمی‌گردم.

یه کلمه حرف بزنم؟

حتماً. - خب...

پانزده دقیقه با این مرد بودم، گوش نمی‌ده.

می‌گه خبرچین ارتش بوده ولی مدرکی نداره.

پس فکر کردم شاید باید... - سوابق رو چک کردی؟

نه، دسترسی ندارم. - پس به رم زنگ بزن، درخواست دسترسی بده.

و اگه شک داری، به وجدانت رجوع کن.

به نظر دروغگو میاد یا راستگو؟

نمی‌دونم.

اگه نمی‌دونی، به خاطر خودش این کار رو نکن.

به خاطر اون‌ها انجام بده.

یه چیز رو بهت تضمین می‌دم...

تاریخ از ما به خاطر فروش این کشور به بهای جان زنان حساب می‌کشه.

چند وقته اینجایی؟ - سه ماهه.

تا حالا از سفارت بیرون رفتی؟

آره، خب، تو اینجایی که ویزا مهر کنی، نه؟

خب، می‌تونی از رم هم انجامش بدی.

بعدی، لطفاً.

همیشه اینطوریه؟

سه سال در سوریه، دو سال در عراق بوده.

این جواب سوالت رو میده؟

چی شد؟ - بیمارستان سه تا ژنراتور اضطراری داره.

پس خطری نیست.

آمینه! آمینه!

آمینه، به پرونده نوریا کوچولو نگاه کردم، چرا هنوز اینجاست؟

فکر کنم هنوز ثبات نداره. - بر چه اساسی؟

چون سه تا بیمار دیالیزی تو راهرو خوابیدن.

پس می‌خوام بدونم چرا بیماری که شش هفته پیش پیوند زده،

و حالش خوبه، تخت اشغال کرده؟

با داروهای ضد رد مشکل داره.

ترجیح می‌دم کمی بیشتر تحت نظر بمونه.

پس پیشنهادت اینه که یه بیمار با حالت تهوع رو تو بخش شلوغ نگه داریم؟

می‌خوام تا آخر هفته ترخیصش کنی!

یه اژدهاست. - می‌خواستم تو بخشش کار کنم.

اگه یه روز مثلش شدم، بکش منو.

حالت چطوره؟

چرا نمی‌خوری؟ - گرسنه نیستم.

عزیزم...

عزیزم، باید بخوری...

وگرنه قوی نمی‌شی.

نمی‌خوام حالم بهتر بشه.

می‌دونم نمی‌خوای، ولی باید زودتر به قندهار برگردی.

ولی آمینه و بقیه دخترا اونجا خیلی بد هستن.

مطمئنم بزرگش می‌کنی.

فشار خونت رو می‌گیرم، باشه؟

مشکل این نیست که زن حق خروج از خونه بدون شوهر نداره،

همونطور که متهم آقای محمد ادعا می‌کنه،

و نه اینکه می‌خوان دادگاه‌هامون رو با دادگاه اسلامی عوض کنن.

نه، مشکل اینه...

که اون‌ها یه حمله تروریستی به دبیرستان زرغونه ترتیب دادن.

و دادستانی به وضوح ارتباطشون رو با این توطئه ثابت کرده.

و به خاطر همین از شما قاضی محترم درخواست می‌کنم...

این مردها رو به ۱۵ سال زندان محکوم کنید،

به جرم کمک و تحریک به توطئه تروریستی.

سلام.

باورم نمیشه! ما ۱۵ سال درخواست کردیم...

و اون‌ها چی گرفتن؟ فقط یه سال!

باکر؟ - منتظرت بودیم!

ببخشید، یادم رفت امشب همه میان. - سلام، مشکلی نیست.

بالاخره تونستی آمینه رو شوهر بدی و روز ملاقات با نامزدش رو فراموش می‌کنی؟

احمق نباش!

خوشبختم خانم. - منم خوشبختم غلام.

چیزای زیادی درباره‌ت شنیدم.

کی فقط یه سال گرفته؟ - یه تروریست طالبان.

معلومه، کسی نمی‌خواد زندانیشون کنه،

با این که می‌دونن به محض رفتن آمریکا برمی‌گردن به قدرت.

بدبین نباش! می‌جنگیم.

تو و مردات شاید، ولی ارتش افغانستان نه.

تا مغز استخوان فاسده.

کی پدر و مادرت رو می‌بینیم؟

می‌خواستن بیان ولی به خاطر درگیری توی جاده نتونستن.

خیلی معذرت خواستن.

پدرت درباره طالبان چی فکر می‌کنه؟ - فضل!

اشکالی نداره، پدرم خیلی مذهبیه،

ولی از طالبان حمایت نمی‌کنه.

به هر حال، اگه از کشور فرار نکنیم،

به زودی همه زیر یوغشون خواهیم بود. - پدر، ما کشور رو ترک نمی‌کنیم.

منم این کار رو نمی‌کنم.

هنوز فکر می‌کنی بهت اجازه کار می‌دن؟

این بحث رو برای دهمین بار با تو نمی‌کنیم.

طالبان از ۱۹۹۶ تغییر کرده.

اون‌ها می‌دونن این کشور به پزشک نیاز داره.

غلام، تو زیادی جوونی که بدونی چی می‌گی.

طالبان عوض نمی‌شه، و هیچ وقت هم نمی‌شه.

وقتی کابل رو بگیرن، این کشور رو به جهنم تبدیل می‌کنن.

می‌رم غذا درست کنم، تو می‌ای آمینه؟

اولین پیوند عضو چطور بود؟ - فوق‌العاده بود!

یه لحظه کلیه دستم بود و هنوز می‌تپید.

باورت میشه؟

بیمارت چطوره؟

از عمل خسته بود ولی بهتر شده.

باید به خودت افتخار کنی.

به تو افتخار می‌کنم.

گربه کوچولوی من.

کجا بودی؟

طالبان، آمریکایی‌ها...

لیست اعدام...

قاضی‌ها...

تو به این چیزا اهمیت نمی‌دی.

لطفاً پیامت رو بگو.

سلام، باباته.

خواستم بهت بگم به زودی برمی‌گردم فرانسه،

و دوست دارم ببینمت.

اگه خواستی با من تماس بگیر.

سفارت فرانسه، منطقه سبز، ۱۵ اوت ۲۰۲۱

بچه‌ها سریع!

ژیل، با کامپیوتر چیکار کنیم؟

هنوز دستوری نیومده، ولی به خاطر شک، نابودش کن.

وقت نداریم.

دو روزه داریم پرونده‌ها رو می‌سوزونیم ولی به جایی نمی‌رسیم.

خب، بیشتر تلاش کنیم، هیچ چیزی نباید جا بمونه.

چشم.

ایرن، چیکار می‌کنی؟

ماهی رو برای طالبان نمی‌ذارم.

آره، بهشون ویزا می‌دیم.

Kabul subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left