Power On: The Story of Xbox

Power On: The Story of Xbox

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Power On The Story of Xbox Chapter 2 The Valentine's Day
د لخوا تبصره 1993_soroush
ترجمه و هماهنگی از سروش قائمی

تګونه

other
په خپور شو: 2022-07-16
ډاونلوډونه: 37
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

این ایده که مایکروسافت بتونه با سونی یا نینتندو رقابت کنه

مایکروسافت می‌خواد یک کنسول بازی بسازه؟

بیشتر شبیه به یک شوخی بود

باید اسمش رو می‌گذاشیم جعبه‌ی اسکل‌ها، مگه نه؟

ما باید اعتبار خودمون رو اثبات می‌کردیم

این دستگاه قراره خفن‌ترین چیزی باشه که می‌تونید تصور کنید

رفیق، ما به یه ایکس فلزی نیاز داریم و باید یک چشم سبز داشته باشه

که لیزر شلیک بکنه

می‌خوام مردم رو کور کنه

توسعه‌دهندگان بازی با هیچ چرت‌وپرتی کنار نخواهند اومد

من اولین دستگاه رو باز کردم

و گفتم این دیگه چیه... وای خدا چه اتفاقی افتاده؟

سیموس پشت صحنه در حال لحیم کاریه، درحالی‌که سالن داره پر میشه

و این جلوی رئیسه! رئیس داره میاد روی صحنه

برند مایکروسافت در خطره اسم مایکروسافت در خطره

بیل خوشحال نخواهد بود

وحشتناک بود

سرمون داد می‌زد که شماها به من دروغ گفتید

من رو احمق فرض کردید

گفت این یه توهین لعنتی

به هر چیزی که من توی این شرکت بهش دست پیدا کردم

وحشتناک بود. فکر می‌کردم دیگه کارم تمومه

رقیب جدیدی وارد جنگ بازی‌های ویدئویی شده

آینده قراره متعلق به ایکس باکس باشه

حقیقتاً آینده‌ی بازی‌های ویدئویی هستش

ایکس باکس اتاق نشیمن رو اشغال کرده

تفریح دیجیتال متصل و بدون محدودیت

شماها هیچ‌وقت متوجه نشدید

این شرکت با رقابت شدیدی مواجه خواهد بود

!اسنایپر! نههه

یه بمب ساعتیه

انجام این بازی برای شما خیلی من رو مضطرب می‌کنه

قراره ایکس باکس یک تغییر اساسی بکنه

رویایی جسورانه برای آینده‌ی گیمینگ

!اینه ایکس باکس

Power On The Story of Xbox

ادیت و هماهنگی توسط سروش قائمی 1993_Soroush

Chapter 2

The Valentine's Day قتل عام روز ولنتاین

خط تولید موس مایکروسافت را ببینید

برای هر کسی موسی هست

فرقی نمی‌کند حرفه‌ای هستید یا برای اولین بار موس می‌خرید

بیایید با اصول اولیه شروع کنیم

من در سال 1987 وارد گروه سخت‌افزاری شدم

13 سال اون رو مدیریت کردم

300نفر رو در گروه استخدام کردم

و در سال 1999، کسب‌وکار ما سالیانه 600 میلیون دلار ارزش داشت

ریک برای من کار می‌کرد و بخش سخت‌افزارمون رو مدیریت می‌کرد

چیزهایی مثل موس، کیبورد و همچنین اسپیکرهایی رو داشتیم

چیزی داشتیم که اسمش بارنی تعاملی بود

!خیلی باحال و خفنه

یک دفعه استیو بالمر اومد و گفت

ریک قراره توی کسب‌وکار جدیدی کار بکنه

می‌خوام که تو روی اون نظارت بکنی و ازش حمایت کنی

استیو بالمر به من گفت که ایکس باکس کار جدیدمه و خیلی خوب تونست من رو قانع بکنه

من که در کل دوران کاریم در مایکروسافت،روی سخت‌افزار کار کرده بودم

باید درک می‌کردم که این کسب‌وکار چطور قراره برای ما سود داشته باشه

دلت می‌خواد زمانی سخت‌افزار بسازی؟

اگه بخواهید یک شرکت نرم‌افزاری خیلی خوب باشید. باید فقط روی نرم‌افزار کار کنید

نباید وارد حوزه‌های دیگه بشید

ایده‌ی ساختن یک کنسول بازی از صفر

خیلی ریسک زیادی داشت

ما خیلی خوب درک می‌کردیم که گیمر بودن یعنی چی

ولی وحشت‌زده شده بودیم، چون باید راهی برای ساختن سخت‌افزار پیدا می‌کردیم

اصلاً نمی‌دونستیم که داریم چه کار می‌کنیم

به هیچ وجه، ما اصلاً صلاحیت ساخت یک کنسول رو نداشتیم

تمام جوانب ساخت یک کنسول سخت هستند

ازجمله ضرر مالی برای سخت‌افزار

سونی، سگا و نینتندو، همگی سخت‌افزارهای خودشون رو طراحی می‌کنند

و اون‌ها رو به تولید می‌رسونند

و با ضرر اون‌ها رو می‌فروشند، اما روی بازی‌هاشون سود می‌کنن

مدل کسب‌وکار کنسول اینطوری کار می‌کنه

اما وارد شدن به این کسب‌وکار برای مایکروسافت خیلی سخته

حساب سود و زیان ما می‌گفت که قراره 2 میلیارد دلار ضرر کنیم

به این امید که شاید بعداً

در ادامه‌ی مسیر به سود برسیم

وقتی که کار رو شروع کردید و

تعهداتی وجد داشت توسعه‌دهندگان داشتیم که بازی هایی رو برای ایکس باکس بسازند

دیگه نمی‌تونید توقف کنید

چه کار کردی؟ کدوم دیوانگی تو رو تسخیر کرده؟

به جای رسیدیم که استیو بالمر به ما گفت

اگه این کار رو شروع کردید

شش ماه بعد برنگردید و بگید، خیلی سخته

هر کنسول جدیدی که بخواهد شانسی برای موفقیت داشته باشد

باید نظر گروهی از منتقدان که به شدت سختگیر هستند را جلب کند

یعنی توسعه‌دهندگان بازی

و عبور کردن از سد این افراد

نیازمند این بود که مایکروسافت کنسول جدید خودش را بدون هیچ نقصی معرفی کند

GDC در بزرگ‌ترین کنفرانس توسعه‌دهندگان بازی در دنیا یعنی

بازی‌ها باعث فروش کنسول میشن

پس برای اینکه بتونیم کنسول‌هامون رو بفروشیم

باید قلب و ذهن توسعه‌دهندگان رو بدست می‌آوردیم

بود CGD فکر میکنم تنها جایی که میتونستیم ایکس باکس رو توش به نمایش بزاریم کنفرانس

بعدی قرار بود که در مارس سال 2000 برگزار بشه GCDو

پس تیم ایکس باکس فقط 11 ماه وقت داشت

یک نمونه‌ی اولیه کارآمد را تهیه کرده و ارائه بدهد

زمان معرفی برای مایکروسافت داشت تموم می‌شد

سال2000 ایکس باکس رو معرفی نمیکردنGCD و اگر تا

بخش خیلی زیادی از بازار رو به سونی واگذار کرده بودند

باید انجامش می‌دادند

و هنوز مشکلی بزرگی وجود داشت که باید حل می‌شد

چه کسی باید سخت‌افزار کنسول را می‌ساخت؟

هیچ‌وقت قرار نبود که مایکروسافت به تنهایی این کار را انجام بدهد

تنها راهی که می‌تونستیم به‌خوبی ایکس باکس رو بسازیم

این بود که به سراغ افرادی بریم که به‌خوبی می‌تونستند سخت‌افزار بسازند

ریک به‌سختی در تلاش بود تا کسی رو پیدا کنه که با ما شریک بشه

افرادی که تخصصی داشتند که می‌دونست ما نداریم

...شرکت هایی مثل دل ، کامپگ ، ان ای سی و توشیبا

ما جلساتی رو شروع می‌کردیم و اکثر این افراد به من نگاه می‌کردند و می‌گفتند

تو کی هستی؟ و من باید حرفت رو باور بکنم یا نه؟

و من می‌گفتم نه، نه، ما واقعاً قراره این کار رو بکنیم

و همه‌ی تولیدکنندگان تجهیزات اصلی به اون می‌خندیدند

می‌گفتند که ما اونقدری از کسب‌وکار کنسول اطلاعات داریم

که می‌دونیم کل سود از نرم‌افزار بدست میاد

و شما اومدید و از ما می‌خواید که فقط سخت‌افزار بسازیم

درحالی‌که شما نرم‌افزار رو می‌سازید؟ اونقدرها هم احمق نیستیم

دیدگاه ریک این بود که ما در تولید این کنسول به تنهایی هیچ شانسی نداریم

و بعد این سؤال ایجاد شد که چطوره با نینتندو شراکت کنیم

یا اینکه شاید باید با سگا شراکت کنیم

سگا انتخابی طبیعی به نظر می‌رسید

چون مایکروسافت قبلا با سگا سر دریم کست همکاری داشت

اما با این شراکت مخالفت شد

دریم کست هیچ وقت نتونسته بود که با سونی رقابت بکنه

و ایکس باکس باید با تمام کارهای قبلی مایکروسافت متفاوت می‌بود

پس فقط یک امید بزرگ باقی ماند

با تکنولوژی 64 بیت نینتندو، حالا ماریو در یک دنیای سه بعدی زندگی می‌کنه

و شما می‌تونید اون رو هر جا که می‌خواهید ببرید

وقتی شروع کردیم به درک مدل کسب‌وکار

واقعاً متوجه ارزش نینتندو شدیم

مردم کنسول نمی‌خرند، بلکه بازی می‌خرند

اون‌ها می‌خوان ماریو بازی کنند، می‌خوان پوکیمون بازی کنند، می‌خوان زلدا بازی کنند

برای دریافت جایزه‌ی بهترین بازی سال لجندز اوف زلدا

شیگرو میاموتو

وقتی که به نینتندو نگاه کنی، می‌بینی که میاموتو

اسپیلبرگِ صنعت بازی‌های ویدئویی هستش و با خودت میگی این آدم باورنکردنیه

ممنونم، خیلی ازتون ممنونم

می‌دونستم میتونم مایکروسافت رو راضی کنم که نینتندو رو بخره

این کار دستاورد فوق‌العاده‌ای می‌شد

چون این شرکت جزء گنجینه‌های ملی ژاپنه

اگه نینتندو رو بخری، در بازار ژاپن اعتبار پیدا می‌کنی

شاید حتی میاموتو رو بدست بیاری

اگه راهی برای این کار بود

بلافاصله اعتبار پیدا می‌کردیم

اگه مایکروسافت نینتندو رو اکتساب می‌کرد، دو چیز بدست می‌آورد

اولاً سخت‌افزار و دوماً یک مجموعه‌ی بزرگ از بازی‌ها

از دیدگاه ریک، اگه می‌تونستیم نینتندو رو اکتساب کنیم

بلافاصله به بهترین مجموعه بازی‌های دنیا دسترسی داشتیم، تمام

پس من خودمون رو به افرادِ نینتندوی آمریکا معرفی کردم

و بهشون گفتم که علاقه‌مندیم و بعد سفری به کیوتو داشتیم

تو فکر کردی کی هستی که پریدی توی دفتر من؟

اما از اولین جلسه فهمیدم که امکان نداره

این اتفاق بیفته، اون‌ها خیلی بدبین بودند

!نگهبان‌ها

اون‌ها ذره‌ای به فروش کسب‌وکارشون علاقه نداشند

من در تلاش برای اکتساب اون‌ها هیچ‌وقت از مرحله‌ی اول هم رد نشدم

برای من، این اتفاق نقطه‌ای حیاتی برای ایکس باکس بود

خدای من، واقعاً قراره خودمون این کار رو انجام بدیم

این خیلی ما رو ترسوند

چون وقتی که قرار شد خودمون این پروژه رو انجام بدیم

حالا برند مایکروسافت در خطره اسم مایکروسافت در خطره

این موضوع قراره بزرگ و عمومی باشه

باید کارهای جدید زیادی انجام بدیم

باید سخت‌افزار رو در مقیاس بزرگ تولید کنیم

دیگه کارهای آشنا برای مایکروسافت رو انجام نمی‌دیم

یک چالش بی‌سابقه باعث شد که تغییراتی در تیم اتفاق بیفتد و افرادی به آن اضافه شوند

تد، نت و آتو به سراغ کارهای دیگری رفتند

درحالی‌که تامپسون فرد جدیدی را اضافه کرد

کسی که در مایکروسافت معروف بود که

پروژه‌های پیچیده رو در زمان‌های بسیار کم آماده می‌کند

یک روز فردی به دفتر من میاد و می‌شینه

و من می‌پرسم تو کی هستی؟

و گفت من جی آلرد هستم گفتم جی آلرد کیه؟

طوری به من نگاه می‌کنه که انگار میگه همه می‌دونند من کی هستم، مگه نه؟

ما واقعاً در آستانه‌ی انقلاب سرگرمی دیجیتال بودیم

در حالی مایکروسافت 25 سال به خودش افتخار میکرد

که دنیا رو کارآمدتر کرده

حالا چالش ما این بود که کاری کنیم که دنیا کمی کمتر کارآمد باشه

متوجه‌اید؟

اون رو یک آینده‌نگر می‌دونستند که در مایکروسافت اعتبار داخلی زیادی داشت

یه یادداشت معروفی در مورد اینترنت داشت

اون برای بیل گیتس یادداشتی فرستاد که می‌گفت

هی بیل، ما باید بیدار بشیم

چون چیزی به اسم اینترنت داره میاد و قراره تجارت رو دگرگون بکنه

قراره جامعه رو دگرگون بکنه و قراره

از اتصالات باندپهن استفاده بکنه

پس ما با قرار دادن یک اتصال باندپهن پشت ایکس باکس

قمار بزرگی کردیم

همه فکر می‌کردند ما دیوونه‌ایم

باید به یاد بیارید که در سال 1999

کمتر از 5 درصد از خانه‌ها در ایالات متحده باندپهن داشتند

اما یادمه که جی گفت ما روی آینده شرط می‌بندیم نه مقابلش

اون تصویری داشت درمورد اینکه گیمینگ آنلاین می‌تونه به چه چیزی بشه و ایکس باکس در رکجای اون قرار میگیره

و بیل به جی توجه کرد

الان روی اینترنت بودن خیلی باحاله

در کنار یک تیم مناسب اما ایکس باکس به یه سیستم عامل نیاز داشت

و این موضوع کمی دشوار... و سیاسی بود

محبوبیت پیسی ها واقعا فوق العاده بود

ویندوز باعث رشد فوق العاده مایکروسافت شد

بازی‌، واژه‌پرداز، ماشین‌ حساب‌، تقویم

همگی سریع‌تر از هر زمان دیگری اجرا می‌شوند

Power On: The Story of Xbox subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Power On: The Story of Xbox

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left