لومړۍ 151 کرښې.
چرا؟
مخم از کار افتاده
عزیزم- بله-
با ما بیا- منو ببرین-
یه تجربه فراموش نشدنی میشه
معذرت میخوام
ما کتلت گوشت خوک رو دزدیدیم
ماسک گاز؟
یه لحظه- امکان نداره-
؟CBR تمرینِ
تو این اتاق؟CBR تمرینِ- خوب-
این اشتباه
اوکی،بیاین شروع کنیم
باید تحمل کنید
استاد،ما هنوز ماسک نذاشتیم
استــاد ما هنوز ماسک نذاشتیم
ما ماسک نداریم
بزارش همونجا نزدیک نیا. آسیب میزنه
استرس نداشته باشید
هر وقت گفتم ماسک رو بذارید
سه هیونگ داره گریه میکنه؟
گاز داره میاد بالا- !دود رو ببین-
داره پخش میشه- با این همه دود چکار میخوان بکنن-
واقعا چه خبره؟-
واوو،واقعا
اوه،بوش تا اینجا میاد
به این زودی میتونم بوش رو بفهمم
(دود با عطر و بوی قوی شروع به گسترش می کند.)
نگران نباشید
بذاریدشون
بجنب. بذارش
اومد بالا اومد بالا
پشتتون رو ببینین همین الان هم اتاق رو پر کرده
چک کنید ببینید میتونید نفس بکشید
صبر کن
استاد،خوبید؟
بچه ها. نگاه کنید- بله-
این واقعیه.درسته؟
استاد بدون ماسک مقاومت میکنه
استاد چجوری بدون ماسک طاقت میاره؟
استاد خوبی؟- استاد-
خدای من- خدای من-
چی رو زمینه؟
دوربین مخفیه
دوربین مخفیه- واقعا-
خوبید؟_ استاد،خوبید؟-
استــاد
این رو بذار
استاد
واقعیه؟
تقلبیه؟- چی-
تقلبیه- چی-
تقلبیه
قوی نیست
هیچی نیست
چی؟ این دیگه چیه؟
دوربین مخفیه- "تقلبیه"-
درسته؟
تقلبیه
به صورتش نگاه کن- منظورم اینه که-
هیچی نیست.فقط دوده
فک کردم واقعا داره میمیره
ماسک رو برداشتم ولی هنوز خوب بودم
آآا واقعا که
سه هیونگ،واقعا
تا حالا هیچوقت اینجوری دستت انداخته بودن؟
استـاد این فقط دود بومادرانِ _ مترجم:از دود بومادران برای فیتیله گذاری در طب سنتی استفاده میشه_
به هر حال- بومادران؟-
کاملا منو گول زدید
میدونید چی ترسناک بود؟
وقتی دود اومد بالا
واقعا احساس سوزش کردم
منم حس کردم- درک میکنم-
ماسک رو گذاشتم بعد که برش داشتم
فهمیدم یه چیزی درست نیست
احساس کردم گلوم داره میسوزه
وقتی که استاد افتاد
این دیگه چیه؟ "استاد حالتون خوبه؟"
اما ما خوب بودیم_ میدونین چیه؟-
من میتونستم تو این موقعیت بهشون اعتماد کنم
سه هیونگ به خاطر من ماسکش رو درآورد
اومد بالا اومد بالا
پشتتون رو ببینین همین الان هم اتاق رو پر کرده
استاد ،این رو بذار
جدا که- بوش شبیه بومادرانه-
وقتی استاد گفت که شوخیه
واقعا نمیتونستم به هیچی فکر کنم
فحش دادی؟- نه-
من فقط
این شکلی زل زدم به بیرون
فک میکنم سه هیونگ تو دلش فحش داد
...تو ذهنم صادقانه پرسیدید؟
درسته؟- اره-
وقتی فهمیدم شوخیه تو ذهنم فحش دادم
چی گفتی؟
اما فقط تو ذهنم
من یه چیزی فهمدیم
از این شوخی- چی؟-
مردم هر چیزی که دوست دارن میبینن
و به هر چیزی رو که بخوان باور میکنن
درست میگی
ترس هم شبیه اینه همون چیزیه که بهش باور دارید
درسته- واقعا این یه چیز مهمه_
واقعا عالی بود- یه درس از این گرفت-
!همچین چیزی هم بود؟
من پیداش کردم
مفهوم این قسمت همراه با شما هست
من باید درس خودم رو پیدا کنم
شمابهمون درس ندادید- درسته-
پس ما درسمون رو پیدا کردم- درسته-
حتی اینجا سرفه هم کردند واقعا باورم شده بود
ذهنت بدنت رو کنترل میکنه
دقیقا- وقتی من فهمیدم که شوخیه-
احساس سوزش هم از بین رفت-
واقعا ذهنت تو رو کنترل میکنه
شنیدم CBRوقتی راجب واقعا شکه شدم
وقتی رفتید بیرون سمت چپ رو نگاه کنید
چشم- چشم-
"صبر بهترین دارو برای هر نوع درد است"
تا الان با هم یه زمانی رو گذروندیم
چهره های ما با همدیگه گرم نشدند؟
گرم شدن صورتامون؟- اره-
با هم راحت تر نشدیم؟
اها- من دیگه -
حس ناخوشایندی ندارم
نداری؟- اره-
همونطور که راجبش حرف زدیم
من فکر کردم که باید چکار کنیم
خوب
با هم راحت تر شدیم
نمیدونم،بیاید از قبل آماده نباشیم- باشه-
ما نیاز به آمادگی بیشتری نداریم
همینجور بدون تجربه
سونگی،بیا اینجا
من؟- صندلیت رو هم بیار-
بلاخره قراره یه چیزی یاد بگیریم
این یکی یه درسه
من میخوام یه چیزی یاد بگیرم- بیاین یاد بگیریم-
من نمیخندم یا به شوخی نمیگیرمش
بهتون مشاوره میدم جوری که انگار
اخرین روزمونه
میخوان جدی باشن
فکر میکنم تمام 57 سال گذشته رو
برای این مشاوره زندگی کردم
انتظار دارم کاملا باهام صادق باشی
فهمیدم- قبول؟-
قبوله- قبول؟-
قبوله
واقعیه
اوکی
شوخی رو بذار کنار اهمیت نده که این یه وراینی شو هست
No comments yet. Be the first to leave one.