Письма мертвого человека
لومړۍ 200 کرښې.
... پسر عزيزم
، من دارم کار ميکنم ... ميتوني تصور کني ؟
... و عجيب تر از اون اينه که
. دارم واسه منافع عمومي کار ميکنم ...
... اونروز 7200 دقيقه
. در مقياس قديمي شمارش کردم ...
به اون يکنواختي هم که ممکنه ... فکر کني نيست
. ولي در عوض شفق تکراري و دلگيري داره ...
... و حتي زماني که خدا جهان رو آفريد
. نياز به چند مفهوم زماني داشت ...
... اون شب و روز رو خلق کرد
. که حاکي از نوعي تنوع بود ...
: من يه واحد متفاوت زماني رو طرح کردم
. يک شفق
چون ديگه هيچ تنوع ديگه اي . در اين دنيا وجود نداره
... من و مادرت
. توي پناهگاه زير موزه اقامت کرديم ...
. با همديگه به همراه کارکنان همينجا
... ما اينجا چشم به راهت خواهيم بود
که بعد با هم به ... . به پناهگاه مرکزي بريم
... ورودي سمت خيابون حفاظي نداره
. ولي لازمه که از ديوار بالا بريم ...
. صبح بخير
الان ساعت چنده ؟
. نميدونم
پس واسه چي بيدارم ميکني ؟
. حس ميکنم که روز شده
تو تهويه رو روشن کردي ؟ - . زنم داره خفه ميشه -
. خب يه ماسک براش بزن
. درسته . ممنونم
. خاموشش ميکنم
... اريک عزيز
، قبل از ما ، من و تو و مادرت ... در ذرات جهان تغييراتي رخ داده که
. واسه هر يک از ما کشنده ـست ...
، ما روزها و ساعتهاي خوشي خواهيم داشت . حتي اگه در مفهوم زماني خودم باشيم
. حال مادرت امروز خيلي بهتره
خيلي وقته که زياد . با هم حرف نزديم
نامه هايي از يک مرد مرده
هنوز معاينه نشدي ؟ - . الان اينجان ، يکم عصبيم -
، خداي مقدس . نجاتم بده و ازم محافظت کن
. لباسهاتو دربيار و بيا داخل . من بايد برم
کي اينجا مسئوله ؟ - . من -
. بيا اينجا
چند نفر اينجا هستن ؟ - . دوازده نفر -
همشون ؟ - . آره ، همشون -
. اين مهمانمونه - . نه ، نه ، من مجوز دارم -
اين بچه ها مال کي هستن ؟ - . از يتيم خونه اومدن -
. يه يتيم خونه با چهل تا بچه اينجا بود . تا الان تقريبا همشون مردن
يعني بي سرپرستن ؟ - . آره -
. هيچ حرف نميزنن . فکر کنم شوکه شدن
. ميدونم . منگ شدن
. تقريبا همه چيز رو ميفهمن . ولي حرف نميزنن
. تو ... آره ، تو . برو پشت پرده - ... شايد بهتر باشه از بچه ها شروع کنيم -
. نه - چون بايد زود برن بخوابن . واسه چي ؟ ... -
! چونکه
اسمت چيه ؟
. اينجارو ببين
صداي منو ميشنوي ؟
. که اينطور
. بچه هارو به حساب نيار
. بچرخ
. دستاتو ببر بالا
. بيارشون پايين
. بچرخ
. لباسهاتو بپوش
پيرمرده رو صدا کنم ؟ - . نه نميخواد -
... گوش کن ، دکتر ، اين بچه ها - . برو کنار ، توي راه واينسا -
... ميخواين اين بچه هارو همينجوري بذارين اينجا ؟
، من هيچي نميخوام ... من فقط از دستورالعمل پيروي ميکنم
که ميگه بچه ها بايد سالم ... . و همراه والدينشون باشن
. اما اين امکان نداره
متوجه هستين که اگه ولشون کنين اينجا چه اتفاقي ميفته ، درسته ؟
. اين خارج از صلاحيت منه . هر کي بايد سرش به کار خودش باشه
! آخه شما دکترين ! اين کار شماست
. اونا در هر صورت ميميرن . مريضن
، ما نميتونيم جون افراد سالم رو ضامن بشيم ! اونوقت تو ميخواي اونا که مريضن رو نجات بدي
، حتي اگه من براشون مجوز صادر کنم ... توي بخش بازرسي
. جلوشون گرفته ميشه ... ! کودکان بي سرپرست و در جمود عضلاني
! ممکنه بخاطر صادر کردن مجوز نادرست کشته بشم ! حکومت نظامي داريم
همينه که هست ! اونا توسط . بخش خدمات ويژه مراقبت ميشن
و کي از شما مراقبت ميکنه ؟ - مشکلت چيه ؟ -
اينارو به حال خودشون رها ميکني . و خودت ميري توي پناهگاه ، مخفي ميشي
، در هر صورت پيشت ميان ... ولي مرده هاشون مياد پيشت
. و درست مثه الان روبروت قرار ميگيرن ... چطور ميتوني تو چشمهاي مرده ـشون نگاه کني ؟
ميخواي بعدش چطور زندگي کني ؟ که بخش خدمات ويژه به کمکت بياد ؟
چند سالته ؟ - چه فرقي ميکنه ؟ -
. واسه تو خيلي فرق ميکنه . چون ما ديگه به پيرمردها نيازي نداريم
پس بهتره بري و گواهي تولدت رو . پيدا کني و خفه خون بگيري
. داري توي کار من دخالت ميکني ... هر چيزي که ميخواي بگي
. قبلا هم شنيدم ... ! ده بار ، بيست بار ، صد بار
! بيا اينجا
. پس فردا بايد بري . چيز غير ضروري با خودت نبري
. فقط لباس ، پتو ، مواد غذايي ، اگه هست . همين
! من بدون بچه ها جايي نميرم ! ... تو نميتوني
. خب نرو . ميل خودته
در آن زمان فاجعه ... هر شاخه اي از فعاليت هاي بشري
در وضعيت بحراني ... . خطرناکي بوده است
کوشش هاي علمي بر سلاح هاي ... کشتار جمعي متمرکز شده بودند
که هر کدام ميتوانست حيات ... . در اين سياره را از بين ببرد
تکنولوژي دست به کار نابودي . طبيعت و محيط زيست شده بود
. نقطه . پاراگراف بعد
روابط سياسي ، به شدت ، جاه طلبانه . و بيمارگونه شده بود
. نقطه . پاراگراف بعد
هنر در خدمت سلايق زننده . و ضد بشر بود
. صبح بخير
. احساس يه آدم متفاوت رو دارم
. احساس سبکي شگفت انگيزي ميکنم . يه انطباق کامل
. فقط بايد به سرما عادت کنم
! اُه ، يادم رفته بود حال زنت چطوره ؟
. حالش بده
. فعلا وايسا
دکتر چندتا از ليست ها رو در . پناهگاه مرکزي اسم برد
. وقتي نزديک شدم صحبت رو قطع کردن . نمي خواستن حرفاشون رو بشنوم
. کمي عصبيم
. تصميم گرفتيم که امروز بريم
شما چطور ؟
. نميدونم
. هنوز تصميمي نگرفتم
. اينا قرص سردرد هستن . بايد توي آب حل بشن
. خيلي خيلي ممنون
. به آدماي ديوونه نخند - . منو شما هم دست کمي از اون نداريم -
اون آشغال از کجا اومد ؟
. دارم ازت سوال مي کنم
داشتم سعي مي کردم که . لرزه نگارها رو بخونم
، اگه جنگ در جريان باشه . بايد يه انفجاري صورت بگيره
... و اگه هم نباشه
که چي بشه ؟ - . خب اين يه مدرکه -
يه مدرک ؟
، فکر ميکني اگه مدرک پيدا کني جهان به حالت اولش بر ميگرده ؟
مگه نميبيني دور و ورت چه خبر شده ؟
مگه نميبيني چه بلايي سر من اومده ؟
ميدوني کي ديوونه شدي ؟
کي ؟
. قبل از اينکه همه چيز شروع بشه
. بعد از اينکه کشفياتت رو کامل کردي
. بعد از جايزه نوبل
. امکانش هست
. داروتو بخور
پسرم فکر ميکنه که ما بايد فردا . به پناهگاه مرکزي بريم
. بعد از ناهار
بايد دردسرهاي بخش بازرسي . رو هم به حساب بياريم
تو چي فکر ميکني ؟
. امکانش هست
، راستشو بخواي . همه چيز خيلي غير واقعي به نظر مياد
. " يه کتابي بود به اسم " کورموش کسي اين کتاب رو خونده ؟
نژاد بشر رو در زيرِ زمين چطور تصور ميکني ؟
، موافقم . اين يه چالش عميق اخلاقيه
آخه چه کاري از دستمون ساخته ـست ؟
. اين تنها شانس ماست
. من اينطور فکر نميکنم
من اعتقاد ندارم که . محيط بيروني وجود نداره
جدي ميگي ؟ - . آره -
. من يه نظريه منطقي فرموله کردم
... در حال حاضر 25 فرضيه دارم
. که تک تکشون بايد بررسي بشن ...
. ولي به وقتش ، نه در وضعيت فعلي
... من يه کتاب علمي خوندم
که مي گفت تکامل نوع بشر ... ... به سرعت صورت ميگيره
، و هر انساني ميتونه با هر چيزي خو بگيره ... ... هر چيزي
. تا زماني که بدن توان داشته باشه
. بدن بايد برهنه بشه
. تصميم گرفتم يه امتحاني بکنم
من از قبل شروع به . تمرينات تنفسي کردم
... منو ببخشين
دارم مهمل ميگم ؟ - . آره -
. بيا ، اينو بخور . مُسَکِنه
. بخورش
. يه ذره ديگه بخور
عکسي از اريک داري ؟
، معلومه که ندارم . همچين چيزي وجود نداره
. اون بيرون مُرد . آتيش گرفت
از کجا ميدوني ؟ - . توي خواب ديدم -
. سعي کن بخوابي
. بهتره تو بري
! توجه ! توجه
بيرون رفتن در طول ساعات . حکومت نظامي مجاز نيست
افرادي که از طرف حکومت نظامي مجوز ميگيرن . بايد هميشه همراه خودشون داشته باشنش
توجه ، استفاده از تونل هاي داخلي ... در طول ساعات حکومت نظامي
تا يه هفته پيش امکان خريد . داروي مسکن در بازار سياه بود
. يه آمپول واسه کسي ميتونه در ازاء غذا باشه . سعي ميکنم که الان برم اونجا
. مراقب باش ، الان حکومت نظاميه . ممکنه بهت شليک کنن
اين همه اون کاريه که . ميتونيم واسه آنا انجام بديم
اسکاتومون چي ؟
، اون دارو نيست . فقط يه محرکه
خبري رسيده ؟
دستور تخليه رسيده . به سمت پناهگاه مرکزي
. امروز ميريم
پس سربازها ؟ - اونا چي ؟ -
. بايد يه چيزهاي تا الان فهميده باشن
. اونا خبر ندارن . دستورالعمل خودشونو دارن
چه دستورالعملي ؟
. همون ديگه . تخليه کردن به طرف پناهگاه مرکزي
. حفاظت عمق و از اين چيزا
حفاظت ؟ اين يعني چي ؟
... سي سال يا پنجاه سال زير زمين
. يا اينکه تا ابد ...
. اين آخر کاره
. سياره خالي از سکنه
. اين غير ممکنه
. شايد اين فقط يه گمان باشه
No comments yet. Be the first to leave one.