Delicious Destiny (美味奇缘)

Delicious Destiny (美味奇缘)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Delicious Destiny 2017 E41
د لخوا تبصره EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

تګونه

other
په خپور شو: 2020-02-14
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

❤ سرنوشت خوشمزه ❤

بعد از کنسل شدن عروسی، شرکت گوبن هم قراردادهاشو با ما باطل کرده

تمام سرمایه گذاریشونو پس گرفتن

،تمام برنامه هایی که برای اون سرمایه گذاری داشتیم

فعلا باید متوقف بشه

به علاوه نگرانم که اصلا بتونیم ۴ تا از پروژه های ساختمونی مونو فعلا متوقف کنیم یا نه

و اینکه هیئت مدیره میخوان که مسائل رو براشون توضیح بدین

...وگرنه

میفهمم

اول از اون روباهای پیر و بدجنس دلجویی کن

...برای سرمایه گذاری هم

یه فکری به حالش می کنم

چشم

جناب یه

ییلان

پدرخانم آینده

رییس لی، یوژه کاری کرد که ییلان مقابل کل دنیا شرمنده بشه

من دیگه پدر زنش نیستم

جناب یه، حق با شماست،ازونجایی که مسئول تمام این اتفاقات یوژه است

میخوام خصوصی با ییلان صحبت کنم و ازش دلجویی کنم

رییس لی، حرف پدرم، حرف منه دیگه صحبتی بین ما وجود نداره

ییلان

ییلان، تو اول برو داخل

من باهاشون صحبت میکنم

رییس لی، میدونم امروز فقط بخاطر این اومدی اینجا که سرمایه گذاری گوبن توی شرکت لیشی رو از دست ندی

ولی بذار روشنت کنم، غیر ممکنه

از حالا به بعد، خانواده ما و شما

دیگه هیچ کاری به کار هم ندارن، ببخشید

الو؟ بابا

میتونی یه کاری کنی که ییلانو خصوصی ببینم؟

میخوام باهاش حرف بزنم

بابا، میدونی که داداش، خواهر ییلانو دوست نداره

بهم خوردن مراسم ازدواج واقعا دلشو شکسته باید یه کاری کنم از دلش در بیاد

واقعا؟

واقعا. کمکم کن

باشه پس

!عمو لی

باید حدس میزدم که یوژی بخاطر شما از من خواست که بیام بیرون

ییلان

،راستش امروز ازت خواستم بیای بیرون

چون میخواستم به جای یوژه، ازت عذرخواهی کنم

یوژه از اینکه بهش دروغ گفتی، دیوونه شد برای همینم با سانگ جیامینگ فرار کرد

میگن هرچقدر بیشتر عاشق باشی، بیشتر از عشقت ناراحت میشی این یعنی اون هنوز بهت اهمیت میده

امیدوارم که خوب فکر کنی و بهش یه فرصت دیگه بدی

عمو لی، هم من و هم شما میدونیم که من بارها به یوژه فرصت دادم

دیگه فقط میخوام به خودم یه فرصت بدم و دوباره زندگی کنم

چون که دیگه واقعا از اینکه دنبال یوژه باشم، خسته شدم

پس یعنی واقعا میخوای بیخیال یوژه بشی؟

چیزی نمونده بود که تو و یوژه باهم ازدواج کنید

فقط یه قدم مونده بود

به علاوه که من و همسرم واقعا دوستت داریم

قبلا، همیشه فکر میکردم که حق با منه

من عاشق یوژه ام. پس برام مهم نیست که چه جوری به دست بیارمش

ولی با گذشت تمام این اتفاقات فهمیدم که

مهم نیست که چقدر سخت تلاش کنی بازهم خیلی چیزا هست که نمیشه به دستشون آورد

اگه کسی عاشقت نیست، مهم نیست چقدر براش جون بدی

حالا که اینطوره، چرا این فرصتو به کس دیگه ای ندم؟

کس دیگه؟ منظورت کیه؟

دوستی که همیشه مخفیانه کنارم بوده و ازم حمایت کرده

،اگه زودتر احساساتشو درک کرده بودم

امروز چنین اتفاقایی رخ نداده بود

یه دوست؟

ممکنه‌... ژوهان باشه؟

مهم نیست کیه ،عمو اگه واقعا بهم اهمیت میدی

پس لطفا برام دعای خیر کن

باید برم به کارام برسم، پس دیگه میرم

لطفا پیام من رو به یوژه برسونید و بهش بگید

عذر میخوام

ییلان

میدونم که تصمیمتو گرفتی

ولی ازت میخوام که همراه من به یه جایی بیای

،بعد از اینکه رفتیم اونجا، اگه هنوز هم خواستی بیخیال یوژه شی

من هم دیگه هیچ اصراری نخواهم داشت

یوژه

وای خدای من

چه بلایی سر دستات اومده؟

هیچی نشده

،چند روز پیش که داشتم تو مغازه کار میکردم

دستم زیاد تو آب بود چند روز دیگه خوب میشه

وقتی من اینجا نبودم؟ درسته؟

اون موقع، ذهنم خیلی به هم ریخته بود

فکر میکردم هرچی بیشتر خودمو درگیر کار کنم حالم بهتر میشه

صبر کن

کجا میری؟

عمو لی، منظورتون ازینکه منو آوردید اینجا چیه؟

از حالا به بعد، اجازه نداری دست به کار خونه بزنی

خودم انجام میدم

تو یه سرآشپزی

معلومه که میتونی آشپزی کنی

،ولی کارای دیگه

مطمئن نیستم

هرکاری اولش سخت به نظر میاد

فقط امیدوارم که از حالا به بعد، انقدر به خودت فشار نیاری

هرچی که بین اونهاست، دیگه هیچ ارتباطی به من نداره

ییلان، بهشون نگاه کن...مطمئنی که میتونی بیخیالش شی؟

آوردمت اینجا تا عاقلانه فکر کنی

من ژوهانو دارم بهش قول دادم

ییلان، من میدونم که تو چه جور آدمی هستی

درمورد هیچی و هیچکس، مصالحه نمیکنی

امیدوارم که درمورد عشق هم

کوتاه نیای

مگه کوری؟

همه چیو ریختی رو زمین...زودباش جمعش کن

توی آشغال جمع کن

مگه چشمت دنبال پول نیست؟

کی به پول کثیف تو نیاز داره؟ برش دار

اینجا چیکار میکنی؟

!دنبال سانگ جیامینگ میگردم، بکش کنار

دنبال سانگ جیامینگ میگردی؟

کمکت میکنم که پیداش کنی

سانگ جیامینگ، یکی دنبالت میگرده

چیکار میکنی زن دیوونه؟

حرفامو تو گوشت فرو کن

اولا، همه چیز با پول درست نمیشه

دوما، اینجا قلمرو منه. فقط کسایی که من اجازه میدم، میتونن وارد بشن

میخوای دنبال سانگ جیامینگ بگردی و اونم مهمون منه

!برو یه جای دیگه دنبالش بگرد

!گمشو بیرون

چیکار میکنی؟ این چه کاریه؟

پس تویی! همون آدمی که چشمش دنبال خونه ی منه

کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز

!شماهایی که از دماغ فیل افتادین، گمشین از خونه ی من بیرون، یالا

وگرنه، روی تو هم آب میریزم

...تو - بریم -

!برو

دختر بی شرم و حیا

کدوم مادری تربیتت کرد؟

اگه من مامانت بودم، میکوبیدم از اول میساختمت

ییلان ... حالت خوبه؟

خوبم

دفعه بعد که این زن دیوونه وو سوپینگو دیدی

باید ازش دوری کنی اون همون صاحبخونه ی دیوونه است

وو سوپینگ؟

اون صاحبخونه ست؟

آره، همونیه که اون دفعه دخالت کرد و باعث شد که نتونم خونه رو بخرم

عمو لی، حق با شما بود

حتی اگه بیخیال یوژه بشم نمیتونم بذارم آب خوش از گلوی سانگ جیامینگ پایین بره

اون خوشبختیه منو نابود کرد پس منم باید همه چیزشو از بین ببرم

مامان بزرگ برات ژله ی زیتون مورد علاقتو آوردم

نصف روز تو صف بودم

دستت درد نکنه

مامان بزرگ، یه چیزی ازت میخوام

بگو

میخوام اون خونه قدیمی رو برام بخری

میخوای همین حالا دستت بهش برسه

پس تو خرید خونه حسابی جدی هستی، درست میگم؟

ولی دخترم، بذار یه چیزی رو بهت بگم

که یه دختر جوان، نمیتونه اون خونه قدیمی رو اداره کنه

تو برای زندگی کردن تو اون خونه و محله ی دور افتاده خیلی جوونی

جوونا باید توی جیانگ‌بیان یا پودونگ زندگی کنن

برو پودونگ، دست روی هر عمارتی که بذاری

برات میخرمش

مامان بزرگ، من خونه دیگه ای نمیخوام

فقط اون خونه قدیمی که سانگ جیامینگ توش زندگی میکنه رو میخوام

بعد از اینکه خونه رو خریدم، میتونم خرابش کنم و همشونو فراری بدم

از جمله اون صاحبخونه جیغ جیغو، وو سوپینگ

وو سوپینگ؟

چی؟ تو وو سوپینگو دیدی؟

آره، نمیدونین چقدر رو اعصابه

نه تنها روم آب کثیف ریخت

بلکه بهم گفت خانوادم تربیتم نکردن و به جای مامانم، بهم یه درس حسابی میده

نه نه نه، لان لان

ببینم، اینکه میخوای اون خونه قدیمی رو بخری

فقط بخاطر انتقام گرفتنت از یوژه است؟

...من - ولی تو گفتی که -

میخوای گذشته رو فراموش کنی و از نو شروع کنی

اگه میخوای فراموشش کنی، پس دست به کار شو

دخترم

نگران نباش

حواسم به اون سانگ جیامینگ هست

بیا دیگه درمورد

اون خونه قدیمی حرف نزنیم

!مامان بزرگ

مهم نیست که درباره خواسته هام چه قضاوتی میکنین

حتی اگه کمکم نکنین، من بازم اون خونه قدیمی رو میخرم

ییلان، چی میخوای بخوری؟

برات درست میکنم

لازم نیست. اشتها ندارم

عجیبه،این اولین باریه که میبینم به خواسته ی ییلان عمل نکرده

و درخواست خرید اون خونه ی قدیمی رو رد کرده

الو، رییس ژانگ. مگه غیر اینه که همکاری مون با شرکت گوبن متوقف شده؟

ما مهلت بیشتری برای پرداخت قرض هامون گرفتیم

اون ماجرای عروسی هم فقط یه اتفاق بود

درسته، نگران نباشید. برنامه ها برای افزایش سرمایه مون، همونطور که برنامه ریزی کرده بودیم، پیش میره

چطور میتونم متقاعدتون کنم؟

پس کی قراره اون بودجه به دستمون برسه؟

رئیس ژانگ،ازدواج یه مساله ی خصوصی بین دو خانواده است،نباید تاثیری روی تجارتمون بذاره

در مورد سرمایه گذاری،من،یه ییلان ضمانت میکنم

شراکت بین خانواده ی لی و یه همچنان پابرجاست،خیالتون راحت

بسیار خب، خدانگهدار

ییلان چرا برگشتی؟

بهم خوش آمد نمیگین؟

خوش اومدی

اگه نمیومدی نمیدونستم چطور این مساله رو حل کنم

صندلی منو به کس دیگه ای که ندادین،درسته؟

میدونستم که برمیگردی

طبیعیه که بخوام برگردم سر کار، شراکت بین دو خانواده همچنان ادامه داره

اما رئیس لی،باید بدونید که هیچ غذایی تو این دنیا مجانی به دست نمیاد

بگو چی میخوای؟ هر چی بخوای قبول میکنم

شخصا میخوام اون خونه ی قدیمی تخریب بشه

Delicious Destiny (美味奇缘) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Delicious Destiny (美味奇缘)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left