Adua and Her Friends

Adua and Her Friends (Adua e le compagne)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Adua and Her Friends 1960 USA BluRay Remux 1080p VC-1 FLAC 2 0-NiK
Adua e le compagne 1960 1080p BluRay FLAC x264-EA
Adua e le compagne 1960 720p BluRay FLAC x264-EA
Adua e le compagne 1960 720p BluRay AVC-mfcorrea
د لخوا تبصره 9B0DY
BluRay / Raro Video / Duration: 2h 5mn / Frame rate: 23.976 fps

تګونه

bluray
1080
remux
x264
720p
720
په خپور شو: 2022-10-04
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آدووا و دوستانش

‫بجنبید پسرا، داریم میبندیم.

‫برای مامان بزرگ هدیه ندارید؟ - ‫باشه دفعه بعد. -

‫دفعه بعد کیلو چنده؟ ‫امشب آخرین شب بود.

‫عمر طولانی، خط عشق قوی و خوش شانسی تو راه داری. ‫خوشبختی در خونه‌ـتو زده نینا.

‫عشق گیرم میاد یا پول؟ - ‫هر دوتاش. کلاً خوش شانس به دنیا اومدی. -

‫سنار بده آش، ‫به همین خیال باش.

‫...22، 23، 24، 25، 26. 26 و 8. ‫ - 34.

‫از آدووا چه خبر؟ ‫عاشق شده؟

‫تو هم میای بالا، مارگوت؟

‫مارگوت کیه دیگه؟ من امشب اسمم کانچتا هستش. ‫چون بهم احترام میزارن.

‫آره. از زانو به پایینت.

‫خداحافظ. - ‫خداحافظ، جذاب خان. -

‫قیافش شبیه آدمایی هستش که آویزونش میکنن، ‫ولی دیوسی برای خودش.

‫خب دیگه، ‫رسماً کارمون تموم شد.

‫فکر میکردم این شب آخری، ‫یه اتفاق ویژه برامون بیفته.

‫چی؟ مثلاً آتیش بازی سال نو؟

‫هیچ کدومشون حتی حالیشونم نشد. - ‫نه بابا، شد. -

‫مخصوصاً اون سربازا.

‫چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟ - ‫منو میگی؟ کیو نگاه میکنم؟ -

‫نکنه نگاه کردن هم جرمه؟ - ‫پس بیا اینو نگاه کن. -

‫امروز یه بابایی به تورم خورد که تا حالا، ‫مثلشو ندیده بودم.

‫بیچاره خیلی دلش میخواست قبل تعطیل شدن، ‫یه زن لخت ببینه.

‫تازه بدتر، به اون پسرایی فکر کن که فردا 18 سالشون میشه. ‫شانس ندارن.

‫حالا الان دیگه چه اشکالی داره، ‫جاش بمونه؟

‫میشه تو صورت‌حسابامو انجام بدی؟ ‫البته اینو نگه میدارم. برای یادگاری خوبه.

‫سه هزار لیر از بار درآوردیم، ‫هزار و دویست لیر از فروش سیگار و سهم منم فراموش نشه.

‫آخه مگه میشه تو رو فراموش کرد، مامان بزرگ؟

‫چیکار میکنی؟ ولم کن.

‫سلام آدووا. - ‫داری میری؟ -

‫آره. میخوام سوار قطار بعدی بشم. - ‫خدا به همرات و باهامون در تماس باش. -

‫خداحافظ. - ‫خداحافظ. -

‫حداقل دیگه کابوس این پله‌ها برامون تموم میشه.

‫اگه طول این پله‌هایی که رفتیم بالا و پایین رو حساب کنیم، ‫اندازه کُل دنیا میشه.

‫چهار سال پیش با یه سرباز کارمو شروع کردم، ‫و امشب با یه سرتیپ تمومش کردم.

‫به این میگن بازی روزگار.

‫اگه تو هم به ما ملحق بشی، ‫خوشحالمون کردی.

‫من دیگه بیخیال این جور چیزا شدم. ‫فردا میرم پیش دینو تو میلان. مگه یادت نیست؟

‫میخوایم یه فروشگاه لبنیات بزنیم. ‫طرف به مُشتریا میرسه، منم مراقب دَخلَم.

‫قراره تمام روز بشینم.

‫بعد مشتری میگه چقدر شد؟ ‫من میگم 150 تا و اینم بقیه پولتون.

‫تو نامش که نوشته همه چی قراره خوب پیش بره.

‫ظرف یه سال، ‫میتونیم ماهیانه 300 هزارتا دربیاریم.

‫پول و پَله زیادی برای شروع کار، گذاشتی وسط؟

‫نپرس. ‫الان پنج ساله که دارم پول برای دینو میفرستم.

‫فردا قراره کِی همو ببینیم؟ - ‫حدود ساعت یک بود دیگه؟ -

‫یادم رفت زنگ بزنم.

‫چی شده؟ ‫ماریلینا هم قراره باهاتون بیاد؟

‫خودش که اینطور میگه. - ‫آخه بعضی وقتا مثل بُرج زهرمار میمونه. -

‫ولی زیاد رو حالت برج زهرمار نمیمونه. ‫در کُل دختر خوبیه.

‫اینجا 30 سال برای من، ‫مثل یه خونه بود.

‫بی شوخی میگم، ‫بین بقیه جاها، اینجا نمونه بود.

‫شما همتون مثل دخترام بودید.

‫و حالا همتون قراره برید دنبال سرنوشت خودتون.

‫حتی سرنوشت بعضیاتون هم ممکنه بد تموم بشه.

‫چِته تو؟ ‫تو رو خدا نگاش کن.

‫دست خودم نیست. حتی تو روز آخر مدرسه هم، ‫گریه کردم.

‫ماریلینا ... تلفن!

‫میرم دنبالش.

‫عجب پر رویی هستی.

‫نگاه کنید تیمبوکتو خانم، ‫چقدر با حلقه تو بینیش، خوشگل میشه.

‫هی، میشه بس کنی؟ - ‫بابا یکم جنبه داشته باش. -

‫تلفن.

‫آدووا پشت تلفن کارت داره.

‫بیا دیگه، ناسلامتی آدووا هستش.

‫به یه ورم. - ‫آخه خودت گفتی... -

‫نظرم عوض شده. - ‫ولی توافق کردیم... -

‫باشه، شاید بیام. ‫حالا برو پِی کارت.

‫نفهم.

‫اولش میگه آره، بعد میگه نه. ‫مغزو کوبونده زمین.

‫حالا بهش چی بگم؟ - ‫داری با خودت حرف میزنی؟ -

‫فضولی موقوف.

‫چی شد؟ - ‫من جواب میدم. -

‫الو...نه، منم، لولیتا.

‫یعنی چی میگی نظرش عوض شده؟ ‫ماریلینا باز رنگ عوض کرده.

‫بهش بگو اینقدر آفتاب پرست نباشه.

‫حدود ساعت یک ظهر. ‫بهش بگو دیر هم نکنه.

‫راستی میخواستم بگم، بخاطر استفانو... ‫فردا هیچ پولی ندارم.

‫درک میکنی دیگه، آره؟

‫ولی چهارشنبه که استفانو برگرده، ‫پول گیرم میاد.

‫آره، چهارشنبه. خیالت راحت.

‫راستی یادم رفت اینو بگم.

‫فردا چی بپوشم؟ ‫لباس رسمی یا هر چی عشقمه؟

‫هر چی عشقته. ‫یه چیزی بپوش دیگه.

‫آدووا، بیا نگاه کن.

‫باشه، درسته. خداحافظ.

‫آره، بخندید. حقا که دیوونه‌اید. ‫دیگه تحملتون رو ندارم.

‫رادیو رو خاموش کن.

‫داری سیگارای منو میکشی. ‫ببخشید، شما سیگار دارید؟

‫بابا بیا یکی ازش بردار. ‫ما رو ببخشید.

‫آدووا، چیکار میکنی؟ ‫منو رو کِش میری؟

‫ساکت. ‫صدات از فرط بلندی، تا اون سر دنیا میاد، عزیز جون.

‫تو رو خدا اینو نگاه کن. ‫هزار لیر برای این چیزایی که سفارش دادیم.

‫خیلی هم نیست. ‫فقط وایسا ببین خودمون چه قیمتایی میزاریم.

‫تصور کن آدووا داره صورتحساب میده به ملت.

‫نون صد لیر، میوه دویست لیر، ‫ماریلینا پنج هزار لیر.

‫بهت برخورد؟ ‫باشه بابا، تو ده هزار لیر.

‫چه حیف. اگه به خاطر مغازه خودمون نبود، ‫میومدمم پیشتون.

‫قشنگ یه سوژه خنده تو گروهمون داشتیم. - ‫خیله خب، بیاید بریم. -

‫یالا، بلند شید.

‫رادیو رو یادم رفت. - ‫بیا دیگه. -

‫اومدم.

‫اگه اومدید میلان، ‫یه سر به مغازه‌ی لبنیاتم بزنید.

‫نمیگفتی هم میومدیم. ‫راننده، تو مسیر میگم کجا بری.

‫خداحافظ فوسکا. ‫از طرف من، دینو رو ببوس.

‫این ماشین چند صد سالشه؟

‫هنوز جون رفتن داره. - ‫مثل من. -

‫برام در مورد همه چی، نامه بنویسید.

‫عجب موی دماغی هستی.

‫ببین من خودم سال 56 اونجا بودم. - ‫ولی من اونجا بودم، سال 57 هم بود. -

‫'سال 56 بود. ‫اگه 57 بود، پس چرا پیش فوسکا ندیدمت؟ -

‫نخیر. - ‫همین جوری زور بزن. چون من خیلی خوب یادمه. -

‫بس کنید دیگه. - ‫من که احمق نیستم. -

‫اصلاً برو از فوسکا بپرس. - ‫قفله. برو کلید رو پیدا کن. -

‫این بیرون، ‫میتونیم یه چند تا میز بزاریم.

‫هی، شما دوتا!

‫اگه نمی‌خواید گوش بدید، ‫راه باز، جاده دراز.

‫میتونم یه میلیون دختر دیگه، ‫مثل شما پیدا کنم.

‫پس این خونه‌مونه؟ دوستش دارم. ‫داخلش چطوریه؟

‫دوست داشتنیه. راه پله هم داره.

‫هیچی نمی‌بینم.

‫یه کم بده اینور، ‫اینجوری جذاب‌تر میشی.

‫ای موجود شیطون بلا.

‫یارو! بچسب به کارت. ‫فکر کردی کی هستی؟

‫آره، آخه همه‌تون شاهزاده خانم تشریف دارید.

‫باید بیاید ببینید چجوری اینجا کَنگَر درست میکنن. ‫از مال خیلی بهتره.

‫جاش بزرگه؟ چند تا اتاق داره؟ - ‫چهار تا طبقه بالا داره. به هر کی، یکی میرسه. -

‫خوشت نمیاد؟ - ‫شبیه آشغالدونیه. -

‫اینجا آشپزخونه میشه. - ‫و رستوران هم میشه اینجا. -

‫تابلویه که تمیزکاری میخواد، ‫چه توقعی داشتید؟

‫تابلویه میخواد. همه جاش چنین آشفته بازاریه؟

‫آره، خانم جون. ‫همه جاش اینجوریه.

‫قبلا بهت گفتم کُلی کار رو سرمون میریزه. ‫نکنه انتظار قصر خامنه‌ای رو داشتی؟

‫به هر حال، میخوایم یه رستوران ساده‌ی، ‫روستایی باز کنیم.

‫معمای انیشتن رو که نمیخوایم حل کنیم.

‫یکم درب و داغون میزنه، ‫ولی بزرگه.

‫این قسمتش برام مهم نیست، ‫میخوام طبقه‌ی بالا رو ببینم.

‫میشه از اینجا رفت بالا و از پشت رفت بیرون. ‫هلو برو تو گلو.

‫چه جای افسرده کننده‌ای هستش.

‫از همین الان، ‫روحیه برام نمونده.

‫حالا وایسا بازسازی بشه. ‫بیشترین خرج رو باید صرف حموم و دستشویی کنیم. دو تا میخوایم.

‫کدومشون اتاق منه؟ - ‫من یه اتاق با نما میخوام. -

‫یه مارمولک! میلی، کجایی؟ بیا بُکُشش.

‫نگاه، کفشام نابود شدن. ‫باید کف پوش‌ها رو عوض کنیم.

‫واقعاً پولمو خرج این طویله کردم؟ - ‫ترجیح میدادی بدیش به یه جاکش؟ -

‫از طرف خودت حرف بزن. ‫من هیچ وقت به یه مرد پول ندادم.

‫ولی من میدادم و وقتی از دستشون خسته شدم، ‫شوتشون کردم رفت.

‫آدووا، میگم اینور... - ‫نه، هیچی نمی‌خوام بدونم. -

‫یا قبولش کنید یا برید.

‫اگه میخواید بچسبید به کار، ‫فقط به من گوش کنید.

‫متوجه شدید؟

‫به محض شروع به کار رستوران، ‫حتماً طبقه‌ی بالا رو هم درست میکنیم.

‫و تازه بهتر از همه‌ی اینا. ‫هیچ رئیسی هم نداریم که ازمون سواستفاده کنه.

‫و همه چی هم صاف سرجاشه، ‫چون قبلاً هم یه رستوران بوده.

‫ولی هنوز مجوز رستوران داری نگرفتیم. - ‫میگیریم، نگران نباش. -

‫ما الان مثل آدمای عادی هستیم. ‫فقط رسمی نشدیم.

‫اونا همه‌ی سوابقمونو سوزوندن. ‫الان یه مُشت زن عادی هستیم.

‫خب پول میاوردی که آسونتر بود.

‫از نظرت این پول نیست؟ ‫کلاً اصلاً میدونی چِک چیه؟

‫صندوقدار بازم نقدش میکنه.

‫خب، چی شد؟

‫آمم...چجوری بگم... - ‫بدبخت شدیم. باز با "چجوری بگم"، شروع کرد... -

‫حالا بگو مشکل چیه؟ - ‫استفانو نمی‌تونست تو رُم وایسته. -

‫عجله داشت؟

‫تا چند روز دیگه میاد. ‫ولی پونصد هزارتا آوردم.

‫باریکلا! - ‫ولی گفته بودیم هر کی دو میلیون بیاره. -

‫بنازم به شروعمون. - ‫مگه تقصیر منه؟ -

‫اصلاً پولمو پس می‌گیرم. - ‫چرا؟ -

‫میکشم کنار. ‫یا همه برابر میدن یا هیچی به هیچی.

‫یا پیغمبر...

‫گوش کن. من خودم ضمانت لولیتا رو میکنم. ‫اینجوری حله؟

‫اگه اون دیوس پولشو نداد، ‫من سهمشو میدم.

‫خوشحال شدی؟ خوبه.

‫پس می‌نویسیم: ‫"لولیتا، 500 هزارتا داد..."

‫ماییم.

‫پولو آماده کنید. ‫فقط بیاید خودمونو سوژه خنده نکنیم.

‫می‌خواید یه حساب جاری افتتاح کنید؟ ‫میشه لطفاً اینجا رو امضا کنید، خانم؟

‫همه می‌خوایم امضا کنیم. ‫چون شریکیم.

‫سواد امضا زدن داری یا فقط به علاوه میکشی؟

‫این تخت میره طبقه اول.

‫مال من نیست‌ـها! ‫برای من، تخت خواب قرمز، مخمل دار هستش.

‫جمعش کن بابا. مگه فقط اینجا مال تویه؟ - ‫اصلاً چجوری قراره تختمو ببرم بالا؟ -

‫تازه حتی یه تیکه از تخت منم نرسیده. ‫امشب قراره کجا بخوابم؟

‫خوب بیا پایین بخواب.

‫نظر تو چیه؟ ‫کمد لباس رو بزارم اینجا یا اونجا؟

‫میزارمش اینجا و ‫میز توالت رو هم روبروش قرار میدم.

‫میشه برام جا به جاش کنی؟ ‫یادته تو میلان چقدر خوشگل به نظر میرسید؟

‫من که اصلاً میلان نبودم. - ‫و اینم بزار اونجا. -

‫قشنگه. خودم خریدمش.

‫میز توالتم کو؟ کدوم جهنم دره‌ای ‫قراره چیز میزامو بزارم؟

‫سر قبر بابام؟ ‫یا روی زمین؟

‫اصلاً هیچ کی به چیزای من اهمیت نمیده.

‫زورت میاد بیای یه کمکی کنی؟ ‫فقط به چیزای خودت اهمیت میدی.

‫فقط آدووای هالوی که شده نوکر بقیه.

‫این همه سر و صدا چیه؟

‫خواهران، صبر یک فضیلت بزرگ هستش. ‫شما صاحبای جدید هستید؟

‫آره. - ‫خوبه. -

‫اینجا مکان سالمیه. ‫هواشم تمیزه.

‫اون مال قبل بود. ‫الان یه کارخونه سیگارسازی، گند زده به آب و هوا.

‫مراقب باشید. ‫بزارید من کنم.

Adua and Her Friends subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left