لومړۍ 124 کرښې.
صبح بخیر خانم
صبح بخیر جون بشین
این فرم ثبتنام مسابقات کراون جوله
دوست دارم تو هم شرکت کنی
حتما
جون، من واقعا فکر میکنم که تو بهترین دانشآموز ما
برای مسابقات کشوری هستی
وقتی بهت نگاه میکنم یاد دختر خودم میفتم
وقتی اینجا درس میخوند دقیقا مثل تو بود
تو تمام مسابقات شرکت میکرد
دانشآموز برجستهای بود
هر کاری که میکرد باعث افتخار من بود
معذرت میخوام خانم
آقای آنِک میخوان شما رو ببینن
وقتی فرم ثبتنام رو پر کردی بذارش رو میزم
چشم خانم
هی
صبر کن
داری از مامان من دزدی میکنی؟
دزدی نمیکنم
خودم دیدم تسبیح مامانم رو دزدیدی
دیوونه شدی؟ من تسبیح لازم ندارم
مزخرف نگو تسبیح رو پس بده
بهت که گفتم من چیزی ندزدیدم
دستت رو نشون بده
راضی شدی؟
یک ماه قبل از ناپدید شدن لیلی
عجله کنید. وقت داره تموم میشه - بچهها! خانم معلم اومد -
زود باشید بریم - یه لحظه صبر کن. الان حاضر میشم -
باشه
شنیدی چی گفت؟
گشویم رو جا گذاشتم
عطر من کجاست؟ پسش بده
باور کن من نمیدونم عطرت کجاست
یعنی نمیخوای اعتراف کنی که وسایل من رو دزدیدی؟
باور کن من برنداشتم
میدونم کار تو بوده
میخوای باز هم دروغ بگی؟
کجا قایمشون کردی؟ - به خدا من برنداشتم -
خواهش میکنم نکن
ولم کن گفتم من بر نداشتم
من میخوام برم یه مدرسه دیگه
دوباره اذیتت کردن؟
نه
ولی یه نفر دیگه رو اذیت کردن
چندتا از دخترها دیگه دارن شورش رو در میارن
میخوام برم یه جای دیگه
برای بابا هیچوقت مهم نبود که چه حسی به آدم دست میده
من همیشه هرکاری میخواست میخواست میکردم
درسم رو خوندم، جایزه گرفتم
به امید اینکه نظرش عوض بشه
هیچوقت نفهمیدم چرا من رو تو مدرسه شبانهروزی تو بانگکوک ثبتنام کرد
مطمئنم نیتش خیر بوده جون
فکر نکنم
...به نظر من
میخواست من نزدیکش نباشم
چون من دختر واقعیش نیستم
هی
بیا اینجا
از این حرفها نزن
بابا تو رو خیلی دوست داره جون
همیشه هوات رو داره خودت که میدونی، مگه نه؟
دارم حوصلهت رو سر میبرم؟
هر موقع برمیگردم فقط از مشکلاتم حرف میزنم
من دوستتم
من رو تنها نذار لیلی
وقتی میرم مدرسه
فقط منتظرم که برگردم
تا کنار تو باشم
واقعا؟
چطوره ناخنهات رو لاک بزنیم؟
آبی دوست داری؟
آره
لاک آبیم اینجا نیست فکر کنم جایی جا گذاشتمش
سیاه هم خوبه
باحاله
باشه
تسبیح خواهرت رو تو برداشتی؟
میخوای بمیره؟ همین رو میخوای؟ - من برنداشتم مامان -
میدونم که خودت اعتقاد نداری ولی نمیتونی دست از سر من برداری؟
برا چی برش داشتی؟
واقعا فکر میکنی مار من بوده؟ - معلومه. غیر از تو کار کی میتونسته باشه؟ -
باشه، من برداشتم
هرچقدر دوست داری دعا کن ولی اون مرده. دیگه زنده نمیشه
چطور جرئت میکنی همچین حرفی بزنی؟
من بهت گفتم ولی گوش نمیدی
چرا وقتی زنگ زدم جواب ندادی؟
این دیگه خیلی مسخرهست - نه، نیست -
باید با هم حرف بزنیم - نه. ولم کن -
بشین - نمیخوام باهات حرف بزنم -
گوش کن
لیلی، بیا بیرون
در رو باز کن
لیلی؟
گفتم بیا بیرون
در رو باز کن
در رو باز کن
لیلی؟
لیلی بیا بیرون
گفتم بیا بیرون لیلی
لیلی
اگه یه چیزی در مورد تو و برادرم بگن ناراحت نمیشی؟
نمیفهمم چرا باهاش ازدواج کردی
منظورم اینه که برادرم آدم خوبی نیست
تا حالا کتکت زده؟
...اخیرا احساس میکنم که جفتتون
دارید از هم فاصله میگیرید
به خاطر بچهست؟
هروقت بهش نگاه میکنم
سرافکندگی رو تو چشمهاش میبینم
و خشم
و این باعث میشه احساس گناه کنم
انگار تقصیر منه
که بچه سقط شده
هنوز دوستش داری؟
اگه نمیتونی بچهدار بشی
میتونی من رو به فرزندخوندگی بگیری
میتونیم با هم فرار کنیم
تو خیلی مهربونی
چکار داری میکنی؟
تو از من خوشت میاد
من هم همین حس رو به تو دارم ولی تو میترسی اعتراف کنی
من در مورد تو اینجوری فکر نمیکنم تو رو مثل خواهر کوچیکم دوست دارم
ولی من رو بوسیدی
No comments yet. Be the first to leave one.