د خپرونې معلومات

Father I ll Take Care of You E41 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2018-12-05
ډاونلوډونه: 9
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...لی هیونگ وویی که سر خیابون زندگی میکنه

برادر واقعی منه

چی؟

...من

پسر اون راننده هستم که خودکشی کرد

من لی سانگ وو هستم

متاسفم

= قسمت 41=-

حالا همه چی باعقل جور در اومد

ای خدا

نمی دونم چی باید بگم

تو

مادر نداری؟

زن نداری؟ چرا اینکارو کردی؟

می تونستی بهمون بگی

اگه سونگ جون نمی گفت

می خواستی بقیه عمرت این بار به دوش بکشی؟

بـله

حتی الان

حتی هنوزم فکر میکنم باید تنهایی تحملش کنم

چی گفتی؟

عروس

چطوری تونستی اینطوری به من دروغ بگی؟

چطوری تونستی کاری کنی

پسر اون راننده رو بزرگ کنم؟

...چرا کاری کردی قلب ن لکه دار بشه

چون فکر کردم با کسی رابطه داشتی

اگه راستشو بهت می گفتم

اونوقت سونگ جون قبول میکردی؟

قطعا بزرگش نمی کردم

مگه من اون راننده رو کشته بودم؟ - حتی اگه این باشه -

حق زنت نبود اینکارو باهاش بکنی

به هر حال

عروسم کسیه که سونگ جون بزرگ کرده

سالها طول کشید تا اونو به عنوان پسرش قبول کنه

و در نهایت مثل ماه بزرگش کرد

پس حداقل باید به اون میگفتی

...کی رو

...به عنوان یک مادر بزرگ کرده

و اون بچه از کجا اومده

قانون ازدواج اینه

متاسفم

نگران بودم اگه بهش بگم سونگ جون بزرگ نکنه

.مـادر

شنیدی چی گفت مادر؟

بعد از همه اینها اون مرد بیچاره زندگی شو تموم کرد

و بچه هاشو پشت سر خودش گذاشت

من نمی تونستم ندید بگیرم

باید هر دوشونو میاوردی بزرگ میکردی

اگه اینکارو میکردی دیگه همچین فاجعه ای اتفاق نمی افتاد

منم می خواستم همین کارو بکنم

ولی وقتی رفتم بیارمشون اون از کره رفته بود

چی؟

خدای من

باوم نمی شه

کاری که من کردم خیلی سنگین بود ، مادر

اون زمان

من فقط بفکر بچه های خودم بودم

به هر حال

تمام این سالها احتمالا خیلی سختی کشیدی

.مـادر

پس احساسات من چی می شه؟

...من تازه فهمیدم بچه ای رو که بزرگ کردم

پسر راننده ای بوده که 23 سال پیش خودکشی کرده

من نمی تونم درکت کنم

اصلا نمی بخشمت

ای خدا

چطوری باید این مشکل حل کنیم؟

چرا اینکارو کردی؟

اگه نمی کردم

تو و بابا بیشتر صدمه می خوردین

تو چی؟

من نمی تونستم تا ابد این رازو نگه دارم

همه چی داره اتفاق می افته

من و تو از حالا باید چکار کنیم؟

همه چی از دست مون در رفته

هی تو هان سونگ جون

چطور میتونی بشینی اینجا؟

جونگ هوا

...همین الان برو پیش اون عوضی لی هیون وو

بهش بگو برادرم سونگ هونو بیاره

بهش بگو خونه مارو برگردونه

جونگ هوا تمومش کن

جونگ هوا تمومش کن.این چه کاریه

بهش بگو پولی رو که برادرم داده برگردونه

چطور میتونی واسه خودت بشینی و کاری نکنی

چطوری میتونی بازم تو این خونه بمونی؟

جونگ هوا تو حق نداری باهاش اینطوری رفتار کنی

سونگ جون که اشتباهی مرتکب نشده

کی گفته تقصیر اون نیست؟

برادر اون عوضی لی هیون ووـه

.جونگ هوا

هی هی کافیه

هی - اگه تو برادرشی -

فکر نمیکنی باید کامل مسئولیتش رو قبول کنی؟

...تو میدونی

چند ساله داریم تو رو ترو خشک می کنیم؟

اینطوری محبت مارو تلافی میکنی؟

هی .جونگ هوا یالا

یالا بیا بیرون ...بیا بیرون - ...تو -

ولم کن - بیا بیرون -

عوضی برو پیش اون برادرت

نگاش کن انگار نه انگار

ولم کن من کاریش ندارم

تمومش کن ...ساکت باش دختر

یه دختر همچین زوری از کجا آورده؟

مثل یه قطار میمونی با یه صدای وحشتناک

واسه چی آوردیش اینجا؟

پس باید چکار میکردم؟

اگه میذاشتمش طبقه دوم

آخرش میگرفت سونگ جون میزد

فکر کردی فقط اینکارو میکنم؟

به همین راحتی ول کنش نیستم

جونگ هوا نمیشه یه کم آروم باشی؟

امتحان میان دوره بچه ها از پس فردا شروع میشه

میخوای به اینکارت ادامه بدی؟

لطفا آروم باش

...این اولین

امتحان میان دوره تو سال سومه

اگه بخوای به این کارت ادامه بدی بچه ها امتحان شونو خراب می کنن

اونوقت تو مسئولیتشو قبول میکنی؟

هی... هی سوک

الان چطور میتونی به فکر امتحان بچه ها باشی اونم وقتی داریم خونه خراب میشیم

اگه در مورد درس بچه ها حرف نزنم

پس در مورد چی حرف بزنم؟

...به پدر بیچاره ای که

23سال پیش رنج کشیده و اون اتفاقات افتاده؟

...یا بزرگ کردن سونگ جون

که خانوادشو از دست داده و شما بزرگش کردین؟

...یا باید

...در مورد حس بدبختی

...که هی جو

...که شوهرش باعث

بدبختی این خانواده شده حرف بزنم؟

باید به فکر اینها باشم؟

بگیر بشین

هی جو

هنوز نتونستی برادرمو پیدا کنی؟

نه هنوز

باید بریم بیرون دنبالش بگردیم؟

صبر کن اگه بلایی سر خودش آورده باشه چی؟

هی جو

چند بار بهت گفتم باید مراقب شوهرت باشی؟

سونگ هون دل نداره

...نمی دونی اگه مواظبش باشی بهتر زندگی میکنه

اونم بعد از تمام این سالها که باهاش بودی

چقدر بد بودی که این اوضاع آشفته پیش اومده؟

خودم میدونم

فکر کنم باید برم پیش پلیس

موافقم

باید به پلیس خبر بدیم تا دنبالش بگردن

...منظورم اینه

اگه اون اومده بود که مراقب پدر باشه

...باید همین کارو میکرد، چطوری تونست

همه چی پدرو یه شبه از دستش در بیاره

این خونه برای اون چی بود؟

...این خونه تنها ارثیه ایه

که قراره به ما برسه

چطور تونست این خونه رو بدون مشورت

با بچه های دیگه از دست بده؟

بیاین یه اکیپ برای پیدا کردنش درست کنیم

هی سوک

واقعا اینطوری حس میکردی؟

بله همین حسو دارم - چی گفتی؟ -

واقعا که ...تمومش کنید

به هر حال ما باید سونگ هون پیدا کنیم

از اونجایی که اون ضعیفه

...نمی دونم چه اتفاقی براش افتاده

وقتی اون فکرش مشغول میشه دست به کارهای احمقانه میزنه

...چرا این پسر بزرگ بی معرفت قایم شده

بعد از اینکه گند زده به کارش و

کل خانواده؟

حالا چرا قایم شده هان؟

باید خودشو نشون بده و این گند کاری رو درست کنه

عزیزم

اینقدر بدجنس نباش

اون هنوزم برادرمه

به زودی باید بریم تو خیابون زندگی کنیم هنوزم این چرت و پرتهارو میگی؟

هی جو داری کجا میری؟

دارم میرم بیرون

هی جو بذار منم باهات بیام

واقعا که

هه جو !هی جو

باورم نمی شه

چی؟

...نمی تونه

این اتفاق بیفته

چیه؟

حتما خیلی ناراحتی که تا اینجاها پیش رفتی

منظورم اینه که یک خانواده شاد رو نابود کردی

اگه انسانی باید همینطور باشی

به نظر عصبانی میای

به نظر مشکلات خانواده ات خیلی جدی شده

این همون چیزی بود که میخواستی؟

میدونی الان سونگ جون چه وضعیتی داره؟

نمی دونم شایدم هنوزم تظاهر میکنه اونها خانوادشن

هی هیون وو

همه چی تموم شده

کار تو در اصل کار دایی منو پوشوند

حتی عشق احمقانه من به تو رم پوشوند

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left