لومړۍ 200 کرښې.
بايد يه جايي پيدا کنيم تا بريم - اونجا کار هست -
يه پل بزرگ دارن اونجا ميسازن
پايه هاي بتني اين کشور رو به يک ملت واحد تبديل ميکنه
من جاني جکسون هستم - توبياس فِرلي -
بهم ميگن اسکيني
يه جاي خالي تو گروه کاري من هست اعلي حضرت
تو ديگه يه آدم مرده اي شاهزاده. قسم ميخورم ديگه مردي
يکي کمکم کنه - جک -
کسي شوهر منو نديده؟
به نظر ميرسه دليل مرگ اينها يه خرابکاري بوده
اسمم بدفورده. من يه کارآگاهم
يکي از روي اون يه کپي درست کرده؟ کسي از افراد کم نشده؟
رِد کيلين
برگرد - نه -
جرج يه آدم کشته. بايد جسد رو دفن کنيم
من يه ارثيه دارم و ميخوام ازش استفاده بشه
بعد از همه اتفاقاتي که بين ما افتاده؟ - اين تجارته -
ميخوام مسئوليت رو به عهده بگيري. تو بهترين کسي هستي که داريم
چي براتون بيارم آقا؟ - من به خاطرِ آبجوي مزخرفت اينجا نيومدم -
رد کيلين
من دلايلي دارم که اون يه مشکلی با یه نفر تو اين شهر داشته
باعث انفجار شده
.....من از شرق تا غرب رو سواري کردم ....از چِرچ تاون تا موروِنستو
اثري ازش نبود
آب شده رفته تو زمين
يکي اينجا يه چيزي ميدونه
يکي اينجا يه داستان واسه تعريف کردن داره
اين واسه اطلاعات اينجاس
نصفش ميمونه تو جيب من تا صحت اطلاعات رو بررسي کنم
حالا اون نوشيدني رو ميخورم
اين اسمش دَگِره. دنبال جايي براي موندنه
هفته اي چهارده شيلينگ با سه وعده غذاي گرم و رختشويي
حالا اگه من کمتر بدم و سهم کمتري هم داشته باشم چي
اون لبخند ـت رو خانمها جواب داده؛ نه؟
آره. باهاش يه موفقيت هايي به دست آوردم
باحلقه ي ازدواج دستم نکردن هم؛ همينطور
ازدواج نکردي. نفوذ ناپذيري
فرهنگ لغت اون بالاس. خودت معنيش رو پيدا کن
ممنون
من تازه براي اين قوانين رو گفتم
اون اونها رو بهت ميگه. و حواست باشه پرده ها رو بسته نگه داري
من دختر دارم
بايد براي پرداخت اجاره هفته کافي باشه
و براي کنار گزاشتن هم باقي ميمونه
چقدر طول ميکشه تا برگرديم خونه؟
فکر کنم يکي دو ماهي بشه
تو داري به من دروغ ميگي
مارتا
جرج کجاس؟ - با کتابهاش مشغوله -
مامان؟ چه خبر شده؟
جرج؟
... اون راز
راز ما .... هموني که توافق کرديم هرگز هيچي در موردش نگيم
به کسي که نگفتي؟ - جريان چيه؟ -
بهم قول بده که به کسي لو ندادي - جاني تمومش کن -
چرا ميخواي يادش بندازي؟ اگه فراموشش کنه بهتره
من هيچي به هيچ کسي نگفتم - البته که نگفتي -
ما از الان به بعد .... هيچکدوم ـمون هرگز دوباره در اين مورد حرف نميزنيم
تو که پدر من نيستي. راحتم بزار
اون کارآگاه ـه برگشته
اگه جرج حرفي بزنه؛ کارمون تمومه
براش دائم يادآوري ميشه
بودن تو تو اين خونه کمکي نميکنه
يعني چي؟ - ميخوام از اينجا بري -
اني تو نميتوني منو سرزنش کني - من سرزنش ـت نميکنم -
تو براي کمک به ما زمين و زمان رو زير و رو کردي اما اون نياز داره اين جريان رو به گذشته بسپاره
باشه
خيلي ازت ممنون ميشم اگه فردا يه اقامتگاه ديگه براي خودت پيدا کني
بيا
دستها اين تو
اينجا امپراطوريِ منه. تو اينجا مهموني
اين يادت نره
اون داربست بايد کاملا از پايه دوباره ساخته بشه
اون تو اون انفجار خيلي آسيب ديده قربان
الوار ارزون نيست
و طول ميکشه تا من تهيه ـش بکنم نميتونيم بزاريم کارگرها بيکار بشينن
اگه از اونطرف دره شروع به ساختن بکنيم چي؟
....معذرت ميخوام قربان .... منظورتون - يه گروه ديگه -
تا وقتي سمت غربي بي استفاده ـس؛ از شرق انفجار رو انجام بدن
هرگز چنين کاري انجام نشده
با اين وجود معنيش اين نيست که ارزش امتحان رو نداره
تو مرد خوبي هستي کوتس
بهم بگو اهل کجا هستي؟
ورمونت قربان. قسمت شمال شرقي آمريکا
خانواده م آهنگر بودن. باعث شد منم کارم به خط آهن بيافته
از درياها گذشتم تا از اون جنگ داخلي لعنتي دور باشم
فهميدم. پس انگليس مثل بهشته؛ نه؟
يه جورائي
.....قربان؛ اون
اون کارآگاه ـه برگشته. باعث ناراحتي افراد ميشه
تو پروژه من خرابکاري انجام شده کوتس
هر کسي که اينکار رو کرده نميتونيم بزاريم قِسِر در بره
آقاي تورنهيل
من .... من به شغل نياز دارم آقاي کوتس
من بايد تو اين دره يه کار پيدا کنم
بعد از اتفاقي که افتاد ... نميتونم کار پيدا کنم
اگه اونقدر مغرور نيستي که براي من کار کني
ميتوني اجاره ها رو جمع کني
صبح بخير
حالا بهم بگيد
هيچکدوم از شما آقايون حرفي در مورد رد کيلين نشنيده؟
شماها با اون رفيق بوديد درسته؟ حداقل من اينطوري شنيدم که بوديد
خيالت راحت باشه و وقت تعطيل کردن بيا
!واسه خالي کردن و رفتن مشتري ها بهتريني
من وکلام صحبت کردم چارلز
منو به عنوان همکار قبول کن تا مشکلاتت تموم بشه
ما هر کدوممون نصف سرمايه رو ميزاريم
من ارثيه ـم رو دارم و تو هم ميتوني روي املاک قرض بگيري
فکر ميکنم اختيار املاک رو داشته باشي
تنها وارث منم
يکشنبه سالروزه حمله ي ادوارده
افراد لياقت يه جشن رو دارن يه چند تا بشکه
يه خوک برشته؛ حتي شايد يه رقص
يه چند تا خوشگل؛ مثل هر شهرِ عادي ديگه اي
اگر ثروتت از دست رفت
و اگر چيزي به جز دو قرص نان براي فروش نداشتي
يکي را بفروش و با پول آن براي
تغذيه روح ـت؛ گل سنبل بخر
داري پيشنهاد يه بعد از ظهر شاعرانه رو ميدي؟
دارم پيشنهاد تبديل کردن اين دره به جايي که اونها بخوان توش زندگي و کار کنن رو ميدم
يه بهشتِ عدنِ ديگه
اصلا کافي نيست - ميدونم و بابتش متاسفم -
نميتونم استثناء قائل بشم. کوتس به من حقوق ميده تا اجاره ها رو جمع کنم
نه اينکه به بدبختي هاي مردم گوش کنم
جک يه مقدار پس انداز داشت اما کمتر از اون مقداري بود که من خيال ميکردم
بهتره اون لباس هات رو در بياري و شروع کني به پول درآوردن
هنوز يه هفته نشده که اون مرده
داري به من ميگي ديگه براي عزاداري وقت ندارم؟
جک بيچاره من
جک بيچاره بايد زودتر از پرت کردن تو به بيرون از خونه ـت يه فکري ميکرد
نميدونستم کار توئه
منظورم گل آوردن براي اونهاس
تو توباياس رو ميشناختي؟
يه مدت تو خونه من اقامت داشت
تو چطور سَر ميکني؟
نميدونم چطوري بايد فراموشش کنم
اين شهر سختي واسه زن ـهاس
اونها هميشه براي پول دادن بابت غذا و جاي خواب آماده ـن
من اتاق اضافه اي ندارم
مجبورم کار ديگه اي پيدا کنم
چيزي ميخواستي بگي؟
.... معذرت ميخوام قربان؛ من
دوست ندارم راجب چيزي که من مربوط نيست حرف بزنم
تمام شواهدِ سي سال گذشته خلاف اينو ثابت ميکنه
دوست داري به چه دليلي سرم غر بزني؟
چارلي من تمام روزهايي رو که تو بزرگ شدي باهات بودم
حس ميکنم خودم بزرگت کردم
و ديدم.... که اون زن قبلا با تو چيکار کرد
و چطوري تو رو .... خُرد ـت کرد
الان فرق داره. اون ميخواد سرمايه گذاري بکنه
اما تو که نميتوني به دلت توجه نکني
ديگه کاري ندارم اپيفني؛ ممنون
آگهي ـت رو پشت پنجره ديدم - جاني امروز صبح از اينجا رفت -
تو الان ديگه مرد خونه اي
براش احساس تاسف ميکنم
تقصير تو نيست
من باهاش بد صحبت کردم
اون فقط ميخواست به ما کمک کنه
جرج اينجوري امن تره
هيچکس خبردار نميشه چه اتفاقي افتاده
خانم؛ نوشته ـتون ميگه اتاق اجاره ميديد
کار شاهزاده به کجا کشيد؟ - يه اقامتگاه ديگه واسه خودش پيدا کرد -
بوي نزاع به دماغم ميخوره
ميتوني قبل از اينکه براي شام بيايي اون پوزخند رو از قيافه ـت پاک کني
صبح شما بخير خانم
بخير
جرج برو بيرون و يه مقدار آب بيار
جرج؟
بچه هاي خوبي داري
خيلي اينجا ميمونيد؟
تا وقتي که يه نفر رو پيدا کنم
اون يارو کارآگاه ـه؛ رفت بيرون
تو که ميدوني اون براي چي اومده اينجا نميدوني؟
يادت مياد پدرت يه بار براي ماهيگيري بردت؟
اون گفت من اصلا به درد اين کار نميخورم
نميخواستم بي حرکت وايسم
ماهي ها رو ميترسوندم و فرار ميکردن
من ميخوام تو برام يه ماهيگير باشي
ميخوام ساکت و آروم باشي
يکي دو روزه ..... اون رفته
کارگر ها همشون يه جورن
يه جور ميپوشن؛ يه جور راه ميرن
مثل هم حرف ميزنن؛ راحته که آدم خودشو تو جمعيت گم و گور کنه
پس تو فکر ميکني که مرغ از قفس پريده؟
احتمال داره به بندر رفته باشه
يه کشتي به مقصد خارج پيدا کرده باشه - فهميدنش آسونه -
از طريق تلگراف به مقامات بندر
بندر ليورپول
اين زنه؛ اني؛ واقعا معجزه ميکنه
چي اتفاق افتاد..... بين شما دو نفر؟
اون معشوقه من نيست. هيچوقت نبوده
بهتره که نباشه
با اون دو تا بچه که بهش آويزونن
تو شهرهايي مثل اين بهتره آدم آزاد باشه
برا خودت يه دوست جديد پيدا کردي شاهزاده؟
اون که کارگر نيست. بيشتر شبيه بچه خوشگلاس
شايد شاهزاده ميخواد بره تو شلوارش
ولش کن. اون يکي رو ميخواد مسخره ـش کنه
داستان شروع نکن دَگِر. آروم باش
هيچکس جلوي خودم به من فحش نميده - بي خيال رفيق. تو باهوش تر از اين حرفهايي -
No comments yet. Be the first to leave one.