لومړۍ 200 کرښې.
اينو ببين
يه بار ديگه هم توي "پاوربال" ،عدد 9 برنده شده
!هاه
يادته که گفتم يه احساسي نسبت به 9 دارم؟
همممم
اينو ببين
اين ميگه، که ما ديگه نبايد !گوشت ران بخوريم
هممم
دلم واسش تنگ ميشه
"هي، "مالي
!چيکار داري ميکني؟
يه کاري ميکنم که خوب بنظر برسم؟
پس... تو اونو زدي؟
به نظر خيلي بد مياد،پسر
نه،شما نکته ي اصلي رو نگرفتيد ...فقط 2 ماه شده
...و ما مثل اونايي شديم که
فقط چيزاي معمولي به هم ميگن
باشه،حالا ميتوني راجع به زماني حرف بزني که تو اونو زديش
فکر کنم که ديگه به آخر رسيده
اين مکالمه به آخر رسيده؟
واقعا؟ واسه اين حرف ميزني قدش؟
!اين تضادِ صبح بخير بود
مايلو" چند بار غذا خوردن بدون حرف زدن" به معناي اتمام رابطه نيست
...درسته،ممکنه يکي از اون سکوت ها باشه که
نشون ميده چقدر با همديگه راحتيد
يا يکي از اون سکوت ها باشه که ...پدر و مادرت
درست قبل از اينکه از هم جدا بشن دارن ...و بعدش مادرت بهت بگه که
"تايلر من ميرم با مربي چوگان تو زندگي کنم"
...اين اتفاق واسه يکي از دوستام افتاد
که اسمش "تايلر" بود
،پس،بَده مگه نه؟
،شب شنبه ي گذشته که ميخواستيم خوش بگذرونيم !"فقط رفتيم به رستوران "تريدر جو
عاشق اون مکانم
اگه درست عمل کني
ميتوين يه وعده ي غذايي کامل رو !خارج از وعده هاي عادي بخوري
فکر کنم که بايد باهاش به هم بزنم
.اين واقعا بده مالي" عاليه"
نه، حق با توهِ مالي" حرف نداره"
ما 2 ماه با هم خوشگذرونديم !اما حالا ديگه... نميدونم
يه چيزي کمه
...مثل اينه که رابطت بيشتر شبيه
..."زندگيِ "الکساندرِ بزرگ
که خيلي زود تموم شد، هست
،اما ما رو گذاشت و رفت با يه سري قانون که امروزه به کار ميگيريم
!شبکه ي بيوگرافي رو ديدي؟ - ميدوني که ديدم -
بيوگرافيِ "جان اول" رو ديدي؟
خيلي عالي بود
و واسه شما خيلي سخته که روي موضوع من تمرکز کنيد؟
تريدر جو" کي بوده؟"
بهم زدن ها، خيلي افتضاحن
آره،فقط حتما توي ايميلي که براش ميفرستي،خيلي با ادب باش
ايميل؟ !2ماه شده
حداقل بايد بهش زنگ بزنه
اوه، من با ايميل، يه دوستيه !3ماهه رو به هم زدم
تو عجب حرومزاده اي هستي
نه،قرار نيست که اونجوريا هم پيش بره
بعد از اون شکلي که "ليزا" با من ...به هم زد
من ميخوام که با احترام به هم بزنم
جوري که هيچکس از نظر احساسي آسيب نبينه
و با هم دوست بمونيم
يعني ميخواي توي يه مکان افسانه اي باهاش بهم بزني؟
مايل" تو نميتوني که به هم بزني و" بازم به عنون آدم خوب شناخته بشي
اساس به هم زدن اينه که يه نفر ...به اون يکي ميگه
،من ديگه نميخوام که با تو باشم" "!چون از تو خوشم نمياد
من مخالفم
من فکر ميکنم که بشه اينکارو با ...وقار و احترام انجام داد
و حتي يه ذره،عشق
...البته،من عاشقش نيستم
چون تابلوهِ ما واسه صبحانه خوردن مثل 2تا مانع، کنار هم ميشينيم
من برات آرزوي موفقيت ميکنم،برادر
منم دقيقا همين موقعيت رو دارم
.وو ميخواي با "ايمي" به هم بزني؟
چرا ميخواي اينکارو بکني؟ !اون بهترين بخش زندگيه توهِ
نه،من نميخوام با "ايمي" به هم بزنم
من بايد يه نفر رو اخراج کنم
"چجوري اين وضعيتت "دقيقا شبيه وضعيت منه؟
هر دومون بايد بذاريم که يه نفر بره
شما فرانک رو از بخش فروش ميشناسيد؟
اينجا يه آدم به اسم فرانک فروشي" کار ميکنه؟"
اون فردي نيست که هميشه چاپگر رو خراب ميکنه؟
.نه، صبر کن ...اون کسي نيست که
هميشه ايتاليايي سلام ميکنه؟
نه، اون کسيه که هميشه يه صداهاي ...عجيبي در مياره
وقتي که با انگشتاش شليک ميکنه،درسته؟
الکس" بهم گفته که" ..من بايد اخراجش کنم
...که معمولا کار يه مديره
فکر کنم که اون داره منو واسه کاراي بزرگتر آماده ميکنه
وو، اخراج يه نفر؟ به نظر جدي مياد
من ميتونم از عهدش بر بيام- ...فکر ميکني که ميتوني.اما وقتي که-
اون جلوت وايسه،ديگه نميتوني
نگرانش نيستم
من محکم باهاش حرف ميزنم
...چي همين حالا چي گفتي؟
!محکم حرف بزنم
ميدوني، بفرستمش وسايلش رو جمع کنه
تفش کنم بره
آره
،همه ي اون چيزايي که گفتي !دقيقا همون معني رو ميده که داري فکر ميکني
سلام، پدر
الکس" گفت که ميخواي منو ببيني" درسته "نيل"؟
درسته
و حالا دارم ميبينم
و تو خوب به نظر ميرسي
باشه،پس
،اوه،راستي چاپگر،گير کرده
خدافظ بچه ها
،پس تو که ميخواستي محکم باشي چي شد؟
،وقتي که شما داريد نگاه ميکنيد نميتونم اينکارو بکنم
اون ميدونه که چي داره ميگه درسته؟
واقعا هيچ نظري ندارم
قسمت پنجم از فصل دوم "خوب، بد، مايلو"
...خب،خب،خب
همه ي مفصل هاي جوجه هاي لبناني توي شهرن
،من از وقتي که تو اينجا رو بهم معرفي کردي هميشه ميام اينجا
.امير" بهترينه" من يکي بهت بدهکارم
خواهش ميکنم. اينجا مثل خونه ي من ميمونه
"گيبز" چطوري،رفيق؟
عاليم، "امير"، عالي
من همون هميشگي رو ميخوام
تو شماره 6 رو دوست داري مگه نه "گيبز"؟
من سفارشت رو ميذارم جاي اولين سفارش
"تو بهتريني "اي-تاون
"هي، "امير
چي ميتونم برات بيارم؟ منم هميشگيم رو ميبرم
هميشگيه تو چيه؟ - سفارش هميشگيم -
،دوست من .فقط بگو چي ميخواي
.شماره ي 11 من هفته اي 2 بار، ميام اينجا
اگه ميگي که،حتما همينطوره
شماره ي 11 براي اين مو خوشکله
امير" من واسه 1 سالِ که" مشتريِ دائم اينجام
اوه،خوبه تبريک ميگم
من عکست رو ميذارم روي اون ديواري که !کسي بهش اهميت نميده
گيبز" اين دوستت چه مرگشه؟"
.نه،نه،نه، من دوست اون نيستم اون دوست منه
من کسيم که به اون،اينجا رو معرفي کرد
اوه،پس تو دليل موفقيت مني
من فکر ميکردم دليلش دستور پخت ...مرغيه که
مادربزرگم واسه آوردنش به اين کشور مُرد
.حالا برو کنار تو مردمو معطل کردي
ميتوني اين يارو رو باورش کني؟
!اينا واقعا پشت سرت صف کشيدن
بعدش "امير" به گيبز يه سس اضافيِ ...رايگان داد
،بعد منم ازش يه دونه خواستم !اونم يه دلار ازم گرفت
من و "امير" دوستيم
ما چيزي نداريم که بابتش عذرخواهي کنيم
به هر حال منم که عذر تو رو قبول نميکنم
احتمالا به خاطرش يه دلار ازم ميگيري
وو، واقعا کاش نپرسيده بودم که "ناهار چطور بود؟"
آقايون،من بهم زدم
شما داريد به اولين بهترين فرد بهم زننده" نگاه ميکنيد"
هنوز دارم روي اسمش کار ميکنم
وو،پسر واقعا به هم زدي؟
درسته،اون حتي آخرش ازم تشکر هم کرد
"سلطان شهر به هم زنان خوب" چطوره؟
خوب نيست
"خب،پس، "مايلو بايد بگم که،تحت تاثير قرار گرفتم
ممنونم.بهتر از اين نميتونست پيش بره
اون کاملا درک کرد
هي،بچه ها
من ميرم که سريع يه دوش بگيرم
بعدش ميتونيم قسمت هفته ي قبل سريال "مجرد ها" رو ببينيم
پسر،اون واقعا قويه
چجوري اون نفهميد که تو باهاش به هم زدي؟
فکر کردم که خيلي روشن حرف ميزنم
دقيقا چي گفتي؟
،و اين دليليه که من فکر ميکنم ... ،براي خوب شدن يا بد شدن
چيزاي عادي روابط،بايد عوض بشه
...اينجوري يا جور ديگه
براي داشتن بهترين نتيجه ي ممکن براي هر دو نفر
...اين يا بايد رشد کنه
يا که پژمرده بشه و بميره
کاملا موافقم
عاليه
اين عالي نبود - خيلي از عالي دور بود -
گيج کننده ترين به هم زدن جهان
تو خيلي تلاش ميکني که ...توي بهم زدن،آدم خوبه باشي
اون حتي نميدونه که تو باهاش به هم زدي
مايلو" ميخوام يه چيزي رو بهت بگم که" ...پدرم بهم گفت
اگه وقتي که بهم ميزني" ...مجرد نباشي
"اون بهم زدنت موثر نبوده
و به همين دليل من امشب ...ميرم جايي که
خيلي با ادب و البته شفاف ...بهش توضيح بدم که
رابطه مون تمومه
...من فردا رو ميبينم که
دقيقا همين مکالمه رو خواهيم داشت
...باشه،شايد يه دليلي هست که
تو از اينکه اونو اخراجش کني ميترسي
شايد يکم احساس گناه ميکني؟
نه
،اون يه فروشنده ي افتضاحه با مشتري ها بد برخورد ميکنه
و به فکرم رسيد که شايد اون از قصد، چاپگر رو خراب ميکنه
پس شايد به خاطرِ اينه که ...تو تاحالا تجربه ي
اخراج کردن کسي رو نداشتي
.خب،بايد يه کاريش بکنم رئيس روي من حساب کرده
چرا روي من تمرين نميکني؟
واقعا؟ باشه
من بايد خودم باشم،يا "فرانک"؟
،اين چطوره که،تو خودت باشي من "فرانک" باشم؟
"ممنون که اومدي اينجا،"فرانک
ميدوني دليل اينکه ...ميخواستم باهات حرف بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.