لومړۍ 200 کرښې.
در هر عروسی جدایی هست
یکی از خونه اش جدا میشه یکی از آزادیش
برای من هم این عروسی...
این ویلایی هست که بدنیا اومدم و بزرگ شدم
نم داره کهنه هست
بعد از مرگ ،بابام هر چی پول داشتیم خرج کردیم
آبجیم، پیکر
بچه ی اولش رو بدنیا آورد
با نهاد که دوستش داشت، ازدواج کرد
شاید هم دلیلش این بود که مردهایی که میخواست دوستش داشته باشن، نخواستنش
دیگه تموم شد
چشمتون روشن خوش قدم باشه
ماشالله
مامانمه
فردوس خانم امروز بطور کامل با جوونی از دست رفته اش به عنوان مادربزرگ خداحافظی میکنه
مامان بیا بچه بدنیا اومد
آقا عدنان اومد اگه مساعدین میخواد شما رو ببینه
خب...
بیهتر پسرمون خوش شانسی آورد برامون
میبینی؟ آقا عدنان اومده ملاقاتمون
اگه در همچین روزی به نفعش نباشه
غیر ممکنه بخاطر مهمون از جاش تکون بخوره ولی خب آقا عدنانه دیگه
آقا عدنان بزرگترین شکار مامانم
آقا عدنان چه افتخار بزرگی
- نهاد جون تبریک میگم - متشکرم
كاتينا
خوش اومدین ممنون
با سرویسی که تو ویترین هست چای بیارین
به فردوس خانم خبر دادین؟ من خبر میدم
آقا عدنان؟ چی میگی؟
اومده بدنیا اومدن نوه تون رو تبریک بگه ولی شما درد دارین
- اگه میخواین استراحت کنین - بيهتر بلبل زبونی نکن
زود برو پایین
ببین اگه قبل از اینکه من بیام بخواد بره مانع رفتن آقا عدنان شو
برای نهار مهمونم باشه
مامان بزرگ اصلا نمیخواد نوه اش رو ببینه؟ اصلا کنجکاو نشده؟
بیهتر جون پیش آقا عدنان با من شوخی مامان بزرگ بودن نکن باشه؟
فردوس خانم همونطور که امروز مامان بزرگ بودن رو رد کرد
هیچ وقت مادر بودن رو هم قبول نکرد
فضای راحتی که بابابزرگم آقا ملیح درست کرده بود به تمام زنان خانواده ام سرایت کرده
حتی بابام هم زیاد شناخته نمیشد
در جامعه به عنوان شوهر فردوس خانم میشناختنش با همون لقب هم فوت کرد
ما به عنوان زنان خانواده ی آقا ملیح سبک زندگی و شهرت بابابزرگم رو داریم
کاری میکردیم در مورد سبک استایلمون حرف بزنن
رفتار آدمهایی که قبل از مرگ بابام با هم مسابقه میدادن تا به خونه مون مجله بیارن
بعد از اینکه ثروتمون رو از دست دادیم به سرعت تغییر کرد خب
ولی ملاقات کوتاهی شد یه چایی هم نخوردین
روز مناسبی برای موندن نیست
ولی حداقل دیگه میدونین قصدم چیه
آقا عدنان میرین؟ مامانم خواهش کرد که برای نهار بمونین
قبل از اینکه برین دیدمتون
آقا عدنان برای نهار نمیمونین؟
فردوس خانم لطف دارین خیلی هم شیک هستین
ولی خانوادگی این روز خوب رو جشن بگیرین
بچه ها خبر ندارن منتظرن
پس قول بدین که یه روز دیگه مهمونمون باشین
میزبانی از شما در این خونه باعث افتخار ما هست
قدم نو مبارک
برای چی میخندی نهاد؟
بگو دیگه
همه جای بدنم درد داره حوصله ی تو رو ندارم
يالا
بیهتر
عروس میشه
آقا عدنان خواستگارشه
زندگیت نجات پیدا کرد بیهتر حتی زندگی همه مون
خانم اون ویلای تجملاتی میشی
كاتينا
اصلا از آقا عدنان انتظار نداشتم
این چه جسارتیه؟
به سن و سالش هم اهمیت نمیده با دو تا بچه
غیر ممکنه
آرزوی خانم اون ویلای تجملاتی شدن فردوس بر باد رفت
مردی که خودش رو لایقش میدونست نصیب دخترش شد
مگه میشه؟ رسوایی بزرگی هست
یارو برای بچه هاش دنبال دایه هست؟
انتظار نداشتم آبجیم از این ازدواج حمایت کنه
در نهایت فوقش تونست با مردی ازدواج کنه که مثل شوهر خواهرم دوماد سرخونه شدن رو قبول کرد
شما چی میگین؟
آقا عدنان میخواد با بیهتر ازدواج کنه
میدونین این یعنی چی؟
و تنها حامی این ازدواج شوهر خواهر عزیزمه
خب عادیه که میخواد از امکانات آقا عدنان، استفاده کنه
بیهتر
نظر تو مهمه نظرت چیه عزیزم؟
آقا عدنان عدنان
عدنان
بیهتر
- اینا رو یکم محکم تر ببندین - باشه
مبل رو بذارین اینجا بعدش اینا رو بذارین زیرزمین
باشه خانم
با این همه ثروت اون مبلهای زشت قابل قبول نبودن
چاییتون بیهتر خانم
بگو خانمم
چشم آقا عدنان
بیهتر در این مدت کوتاه چه کارهایی کردی
عدنان خیلی هیجان زده ام
برای این که قبل از اومدن بچه ها، آماده بشه دارم از استرس میمیرم
بنظرت از دکوراسیون جدید خونه خوششون میاد؟ از من خوششون میاد؟
اولش من هم نگران بودم ولی از مادمازل در این مورد کمک خواستم
بعلاوه چطور ممکنه کسی دوستت نداشته باشه؟
یه نگاه به خودت بنداز
آقا عدنان بچه ها برگشتن
بابا
خوش اومدی
من به شما باید مامان بگم؟
مامان آبجی... هرجور دلت میخواد بولنت جون اگه میخوای بیهتر صدام کن
بیهتر گفتن یکم بی ادبی میشه
يدونه هم آبجی دارم
من هیچ وقت مامانم رو ندیدم
باباجون میتونم بهش مامان بگم؟
آره پسرم
دکور سالن تغییر کرده ببین خوشت میاد یا نه
- باباجون - عزیزم
- چطورین؟ - خوبم
سلام بیهتر خانم تبریک میگم
خیلی ممنون نهال جون
لطفا بیهتر صدام کن
مادمازل ،دکورتن مادر دوم بچه هام محسوب میشه
اونا رو مادمازل بزرگ کرده برای ما خیلی با ارزشه
خیلی ممنونم آقا عدنان
تبریک میگم بیهتر خانم
بالاخره با این بانوی زیبا آشنا شدم
عدنان خیلی ازتون تعریف کرده
جای اثاث رو عوض کردین؟
اکثر مبلها رو مامانم انتخاب کرده بود
اونا کجا هستن؟
امیدوارم دور ننداخته باشین؟ - مگه میشه؟
همه ی یادگاریهای مامانت رو نگه داشتیم
بیهتر خواست تنوع باشه
اگه میخوای با هم در مورد اثاث تصمیم بگیریم
لازم نیست
وقتی خواستین تنوع به خرج بدین نیازی به پرسیدن نظرم ندیدین
خواستم سوپرایزتون کنم
انگار گندکاری کردم
همه چیز نو هست خیلی خوشم اومد
مشخص شد تو گروه شرورین من، کیا هستن
به سلامتی زندگی جدیدمون
به سلامتی بیهتر و برگشتن بچه هام به خونه
نوش جونتون
سوپرایز - بهلول
بولنت
کجا بودی؟ دلم خیلی برات تنگ شده
خیلی سنگین شدی عمه ام تو جزیره چیا به خوردت داده؟
بهلول خان کجا بودین؟ قیافه تون رو یادمون رفته بود
K4 خواستم تازه عروس و دوماد رو یکم تنها بذارم
برو ببینم ولگرد برو با زن عموت آشنا شو
بیهتر برادرزاده ام بهلول در موردش حرف زده بودیم.
از دوران دبیرستانش، عضو این خونه ست
چه ازدواج قشنگی زن عمو جون
خوشبختم
ممنون بهلول
مشخصه همین که اومدین یه دستی به خونه کشیدین
چقدر خونه مدرن شده
بهلول خان به ما سلام نمیدین؟
کوچولوی حسود
بیا اینجا ببینم موهام رو به هم نریز
خوشحال میشم به من دست نزنی
دیگه عیدها هم نمیتونین هرطور میخواین منو ببوسین که اینطور
مادمازل دکورتون
شب بخیر
خوش اومدی بهلول
پس بسلامتی عضو جدید خونه مون و زن عموی عزیزم بیهتر
فکر کنم امشب این اتفاق چند بار میافته
میخوام همگی با هم خاطرات خوشی در این خونه داشته باشیم
میخوام دوست بدارم و دوست داشته بشم
دوست عزیزم کونسان
صبح بخیر میتونم همراهیتون کنم؟
ما هم داشتیم تموم میکردیم بیهتر خانم
امیدوارم این خوشحالی رو تجربه کنین
ولی گل روحتون رو پژمرده نکنین
نهال
تو دیگه دختر جوون و بزرگی شدی انکار طوان سافار
میگم بریم بی اوعلو بگیم لباسهای جدید برات بدوزن نظرت چیه؟
لباسی که میپوشی برای بچه ها هست
باید درس هامون رو به موقع بخونیم
با یه روز چیزی نمیشه مادمازل
نهال نظرت چیه؟
بگیم دامن بلند برات بدوزن؟
بگیم دامن بلند برات بدوزن؟
خیلی خوشم میاد
خیلی خوشم میاد
مادمازل از دست من ناراحت نشین باشه؟
من همیشه نهال کوچولوی شما خواهم بود
بیهتر تو به بابام بگو باشه؟
البته - ولم كن بهلول، لطفا
خانمها
آقا بهلول با بچه بچه میشین
- باشه - بولنت جون
وای خدای من
خیلی عرق کرده
چیزی نمیشه
چیکار میکنین؟ همه ی خانمها برای آموزش دور هم جمع شدین؟
بگیر اول عرقت رو خشک کن
نمیخوام از حسودی غش کنی ولی
امروز میریم خیاط برام دامنهای بلند بدوزه
پس خواستگارها دم در صف میکشن
مسخره ام نکن
دعوا نکنین نهال
اگه اونقدر بزرگ شدی که لباسهای بلند میپوشی
No comments yet. Be the first to leave one.