لومړۍ 200 کرښې.
میدونیم داری پول میگیری،
پس بهتره خودت اعتراف کنی
فرانک گفت سازمان اسم خودشون رو گذاشتن 12نفر
یکی از دخترا اسمش اوکسانا بوده
اوکسانا آستونکاوا .مشخصاتش کاملا همخوانی داره
میدونم که تو روانی هستی
اومده بود خونه ی من، گوشیم رو برد
آدرس خونه ی امن رو پیدا میکنه
نزدیکِ محلی که فرانک رو
نجات دادید جسد یک مرد رو پیدا کردن
سه نفر اونجا بودن .یکی رو حساب نکردن
- نادیا کجاست؟ - نادیا هنوز زنده ست
روسیه. باید بری اونجا
"روسیه "
خب، اسمِ جدیدت ناتالیا پوپوواست
اوهوم
با اون بازی نکن
علتِ زندانی بودنت دزدیدنِ چندتا کلاهه
وای!
چقدر خطرناکم
کلاهای مهمی بودن
وقتی رفتی داخل، باید دنبالِ راهی باشی که دکتر رو ببینی
باشه؟
خیلی مهمه
تکرار کن چی گفتم
چرا تو هیچوقت تو نخِ من نبودی؟
تمومش کن
این واسه منه؟
این کار برای تو خیلی مهمه
برای...حفاظت از خودته
- میدونم عصبی هستی - عصبی نیستم
میدونم عصبی هستی، ولی نباید باشی
میری داخل، دکتر رو پیدا میکنی، نادیا رو میکشی، و میای بیرون
اگه یکی منو شناخت چی؟
نمیشناسن
.تو سالها پیش اینجا بودی
بعدش خودت میای دنبالم؟
قسم میخورم
فقط چندروز...بعدش میام دنبالت
چندروز نیاز ندارم...
فردا میبینمت
⚪⚫ سِـنـتـور سـاب تقدیم میکند ⚫⚪ تلگرام: @CentaurSub
▪مترجمین:▪ ◾مرتز ، محمد طاهری◾
کشتن ایو
شلوارتو بکش پایین
خم شو
لذت میبری؟
شرمنده
سوالی داری؟
میخوام دکتر رو ببینم
ممکنه اوکسانا باشه؟
نه، ما نمیدونیم اوکسانا یا همون ویلانیل کجاست
اسمِ این یکی نادیا کادومساواست
سازمان اطلاعات روسیه از بلچام نجاتش دادن
و از کشور خارجش کردن
صبرکنید ببینم، اسمِ ویلانیل به اوکسانا تبدیل شد؟
اسم واقعیش اونه
پس نادیا قاتلِ دیگه ی همراه ویلانیل بوده؟
به یک زندان خارج از مسکو منتقلش کردن...
همون زندانِ سه سال پیشِ ویلانیل
چی؟ نمیشه باهاش...میتونیم باهاش صحبت کنیم؟
شاید اون بدونه ویلانیل کجاست
اون دختر شاید بتونه مارو
به 12 نفر برسونه
میشه بریم؟
خب راستش، یه کارهایی هست که بتونم انجام بدم
شاید حتی به زور متوسل بشم
همه بریم؟
- فکرکنم - من میگم
- بهتره خودتون تنها برید - بهتره همینجا باشم
چون شاید چیزی لازمتون بشه
چون دفعه ی قبل خیلی تو دست و پا بودم
- من همینجا میمنونم - ممنون ولی نه
پس خودمون دوتاییم
به سلامتی مسکو
هی
سلام
- داری سیگار میکشی؟ - آره
اینجا اجازه داری بکشی؟
خوبی تو؟
هی
این مرد تو خاکسپاری بیل نبود؟
گوش کن
ببین، من نمیخوام از اون شوهرای اعصاب خورد کنه کسل کننده باشم
قصدم ندارم بین تو و
کاری که میخوای با زندگیت بکنی بایستم
اما وظیفم میدونم که نزارم
تو زندگیت رو
- توی خطر بندازی - نه، ما داریم به یه جاهایی میرسیم
اوه چه عالی
چند نفر دیگه باید بمیرن تا
شما این مرحله رو رد کنید؟
- وای - آره، وای
چرا اینقدر عصبی هستی؟
عصبی نیستم! ترسیدم
نمیخوام یه روز پاشم ببینم عکس تو رو یکی از ایناست
گندش بزنن، من دوست ندارم سرت داد بزنم
- فکرکنم باید بزنی - چی؟
- سرم داد بزن. بجنب - چرا؟ که حالت بهتر بشه؟
نخیرم، تا حالِ خودت بهتر بشه
اینطوری حالم بهتر نمیشه
اینکه تو سالم و سلامت تو خونه باشی
و دیگه کسی ناغافل وارد خونمون نشه
- حالم رو بهتر میکنه - اون بازم ناغافل وارد خونمون میشه،
و بازم آدم میکشه
تا وقتی من جلوش رو بگیرم، باشه؟
من باید پیداش کنم .اون میخواد که من پیداش کنم
خدای من! میخوای کمکت کنم شنلت رو بزنی کنار
تا ببینی اطرافت چه خبره؟
چی؟
تو قصدت نجاتِ دنیا نیست عزیزم
فقط خوشت میاد دنبال اون روانی باشی
اوه
اون چیزی نیست که بهش نیاز داری
حالا هرچی میخواد باشه
باور کن
اصلا میدونی چیه
بیا بریم یه چیزی بخریم ...
بعدم بریم خونه
.و سعی کنیم این ماجرا رو فراموش کنیم
نمیتونم
یه کاری دارم
چه کاری
مسکو
خدا جون، من تو این کشور بدنیا اومدم
تو پمادِ لب همراهت نداری؟
پرواز باعث میشه پوستم مثل چی خشک بشه
ایو
اوه، چی، متاسفم، ندارم
این دوازده نفر چی میخوان ؟
خب، بزودی همه چیز دستگیرمون میشه
با تمام وجود حسش میکنم
منم همینطور
خب...
نادیا و اوکسانا هردوشون در
یک زمان توی این زندان بودن
بابت رفتار خوب بهش عفو خورده
جرمش چی بوده؟
مواد و ضرب و شتم
بنظر میاد که فقط با آدمهای اشتباهی قاطی شده
هیچ مدل رژلب و مرطوب کننده ای نداری؟
آه، چرا
دیگه آخرشه
اوه، خوبه، ممنون
آشناییت با ولادیمیر به کی برمیگرده؟
آه، خیلی وقت پیش
نزدیک به 10 سال همکار بودیم
به محض اینکه برسیم میاد استقبالمون
چرا باید اجازه ی دسترسی به نادیا رو بهمون بده؟
یجور تسویه حسابِ شیرینِ قدیمی
منظور از تسویه حساب
- یه اصطلاحه - آره، ببخشید
یعنی با هم دیگه یه حساب کتابی داریم
آره، همینطوری پرسیدم
یه اصطلاحه معروفم هست
- نشنیدی مگه؟ - نه...هیچی ولش کن
همم، باشه
فکر میکردم این اصطلاح رو همه بشناسن
همم، حالا خوب شد
27ساله برای سازمان اطلاعات بریتانیا کار میکنم
ولی هنوز یه هتل خوب نمیتونم واسه خودم رزرو کنم
از هتلهای کثیف خوشم میاد
شب بخیر
اتاق رزرو شده به نام مارتنز
پاسپورت
آه، ولادیمیر
بارِ اونطرفِ میدون، تا نیم ساعت دیگه
گفتم که
بنظرت وقت میشه لباس عوض کنیم؟
آه، آره، ولی تیپت خوبه
نه، یه ربع بهم وقت بده
بعدش باهم یه نوشیدنی میخوریم
سلام، نیکو هستم
برام پیغام بزارید، بعد بهم پیام بدید
که بهش گوش بدم، چون شاید یادم بره
یا خدا، این چیه دیگه؟
سالهاست دارن این نوشیدنی رو درست میکنن
- اوه - !وحشتناکه
من ده تا دیگه ازش میخوام
مشکلی شخصی؟
بهتره به مشکل نخورید
شرمنده، باید بهت میگفتم
ما نمیتونیم خودمون رو عوض کنیم
چرا میتونیم
من خیلی تو اینطور چیزا ماهر نیستم ولی
ولی یه عده هستن که...
همیشه همون کاری رو انجام میدن که دلشون میخواد...
چون میدونن آخرش، به نفع همه ست که اونطوری پیش بره
ولی کارِ سختیه
درکش برای اطرافیانشون مشکله
برای نزدیکان و دوستانشون سخته
ولی حتی برای یک لحظه هم فراموش نکن
که تو داری سعی میکنی دنیا رو برای همه جای بهتری کنی
نه فقط برای
- نیکو - نیکو
بالاخره همه آخرش یه روز میمیرن
اونقدرا هم سخنران بدی نیستم
اوه خداجون
وای
چندتا از اونا خوردی؟ دوتا دیگه بخورم کارم تمومه
No comments yet. Be the first to leave one.