لومړۍ 200 کرښې.
در زيرزمين بانکي در لندن
يک جعبه حلبي باز نشده وجود دارد که اسم من روي آن درج شده جان اچ واتسون
اين جعبه تا 50 سال بعد از مرگم باز نشد
اين صندوق شامل خاطرات مهمي است از
همکاري طولاني من با مردي که نتيجه گيري هايش به شاهکار بدل شد
اولين و بدون ترديد نام آورترين کارآگاه خصوصي در جهان
در طول زندگي و همکاريم با دوستم شرلوک هولمز
شرلوک درگير پرونده هاي زيادي بود که تعدادشون به شصت تا ميرسد
من تمام اون ماجراها را براي بازماندگان به رشته تحرير درآورده ام
از "جنايتکار باسکرويل" گرفته تا
برادر شگفت انگيزش مايکرافت و پروفسور موريارتي شيطان صفت
ولي ماجراهاي ديگري هم وجود داشت که به دلايلي مايل نيستم از آنها نام برده شود
حتي تا اين لحظه که زمان زيادي از آن ماجراها ميگذرد
اين ماجراهاي جذاب که برخي شان رسواکننده بود پس از مدت کوتاهي برملا شدند
آگوست 1887 بود
ما در حال بازگشت از يورکشاير بوديم
جايي که هولمز معماي قتل آدميرال آبرنتي را حل کرده بود
اون راز قاتل فراري را با اندازه گيري ميزان فرو رفتن
جعفري در کره ي آب شده افشا کرده بود
دوست دارم هميشه از بازگشت غيرمنتظره تان به منزل اطلاع داشته باشم
براي ناهار غاز بريان گذاشتم چند شاخه گل هم ارسال شده است
خانم هادسن عزيزم
جنايتها مانند سرماخوردگي پيش بيني نشده اند
واقعا نميشود فهميد چه زماني اتفاق مي افتند
ميروم چمدان ها را باز کنم
يک نسخه ي جالب از مجله ي استراند اينجاست
آنها ماجراي شما را چاپ کرده اند "اتحاديه کله سرخها"
بسيار تاثيرگذار است
دوست داريد بشنويد چه نوشته ام؟
البته، نميتوانم انتظار بکشم
انواع توصيفات شيفته کننده در مورد موضوعات مربوط به من که خود من چيزي راجع بهشان نميدانم
منظورتان از اين حرف چيست؟
مهم نيست واتسون
بايد بپذيريد که تمايل فراواني براي رمانتيک جلوه دادن وقايع داريد
شما تجربيات ساده من را وارد فضاي منطق کرده
تزئين ميکنيد، اغراق ميکنيد و شاخ و برگ اضافه ميديد
تمام اين اتهامات را رد ميکنم
قد من را شش و چهار دهم فوت نوشتيد
در حاليکه قد من حداکثر شش و يک دهم فوت هست
يک تشبيه شاعرانه بود
اين پالتوي ناخوشايند را به من تحميل کرديد
حالا همه انتظار دارند همين را بپوشم
اين يکي کار من نيست آنکس که عکس تان را کشيد مقصر است
کاري کرديد شبيه يه نوازنده ي ويلن شدم
يک دعوتنامه از طرف سمفوني ليورپول برايم آمده
که به عنوان تکنواز پيانو در کنسرت ماندلسون حضور داشته باشم
جدي ميگيد؟
واقعيت اين است که من حتي به سختي ميتوانم
در صف جلوي ارکستر يک سالن موسيقي درجه دو خودم را کنترل کنم
شما خيلي خودتان را دست کم ميگيريد
خواننده ها تا آنجا از شما تاثير گرفته اند که فکر کرده اند من از زنها فراري هستم
البته، از زنها بدم نميايد
فقط به آنها اعتماد ندارم
برق چشمهايشان و آرسنيک در سوپ شان من را ميترساند
همين تيزبيني هايتان شما را پررنگ کرده
البته رنگي که چشم را ميزند
به خاطر اينکه به عنوان درمان، سيگاري که فقط پنج درصد کوکائين دارد ميکشم
من را شبيه معتادهاي نااميد و بي خانمان کشيديد
البته هفت درصد، به عنوان درمان
گفتم پنج درصد
تصور ميکنيد از اين آگاه نيستم که در نبود من سيگار را رقيق تر ميکنيد؟
به عنوان يک پزشک و بيشتر به عنوان يک دوست
خوگرفتن بدن تان با اين ماده را با شدت هرچه تمام تر رد ميکنم
دوست عزيز من و البته بيشتر پزشک گرامي من
من تنها زماني دست به مواد مخدر ميزنم
که احساس بيهودگي شديد دارم از اينکه ذهنم پرونده اي براي درگير شدن ندارد
نگاهي به اين بيانداز
يک خواهش اضطراري براي پيدا کردن چند تا کوتوله ي گمشده
گفتي کوتوله؟
شش نفر از پيکولو زن هاي پشتک وارو بزن براي ادابازي هاي آکروباتيک يک سيرک هستند
در راه لندن تا بريستول ناپديد شدند
خوب به نظرتان جالب نيست؟
البته که هست
ميدانيد آنها فقط چند تا کوتوله نيستند
آنها آنارشيست هم هستن
آنارشيست؟
در حال حاضر به صورت قاچاقي وارد وين شدند
مثل دختر کوچولوهايي که پيشبند دارند لباس پوشيدند
و تصميم شان اين است که به پيشواز سزار روسيه در ايستگاه قطار وين بروند
با دسته گل هايي در دست
که در هرکدام از اين دسته گل ها بمبي با فيتيله ي روشن پنهان شده
واقعا اينطوري فکر ميکنيد؟
به هيچ وجه
رئيس سيرک به خاطر اين کار بهم پنج پوند پيشنهاد کرده
يعني کمتر از يک پوند براي هر کوتوله
نشان ميدهد که آدم ناخن خشک پستي است
کوتوله ها هم به همين دليل از دستش فرار کرده اند که به سيرک ديگري بپيوندند
عجب دنيايي شده
واتسون دوران جنايات بزرگ به پايان رسيده
جنايتکارها ديگر جسارت و اصالت پيشين در وجودشان نيست
در بهترين حالت آنها مرتکب يک شرارت ناشيانه با انگيزه اي معلوم ميشوند
که ماموران ساده اسکاتلند يارد نيز از پسشون بر ميان
!خانم هادسن
!خانم هادسن
بله؟ چي شده؟
چيکار بايد بکنم؟
چيزي از روي ميزم برداشته شده
نيست؟
يک چيز بسيار مهم
چي؟
!گرد و خاک
شما اينجا را مرتب کرديد با اينکه قبلا به شما گوشزد کرده بودم اينکار را نکنيد
ولي ببينيد، من مطمئنم که چيزي را خراب نکردم
گرد و خاک مهمترين بخش سيستم بايگاني پرونده هايم است
بواسطه ي ضخامت گرد و خاک
قادر به تشخيص تاريخ پرونده ها هستم
خوب ضخامت بعضي از گرد و خاک ها به اين اندازه هم ميرسيدند
پس ميشه مارس 1883
اوه، چه طوري اين فضا را تحمل ميکنيد؟
چرا اجازه نميديد هواي اطاق را عوض کنم؟
خواهش ميکنم آروم تر خانم هادسن
ايشان درحال تحقيق جدي در زمينه خاکستر تنباکو هستند
کاملا آشکاره که وضعيت رقت آوري دارند
در تحقيقات مون، برخي اوقات بسيار مهمه که
بتوانيم خاکستر سيگارهاي گوناگون را از هم متمايز کنيم
که مثلا کدام خاکستر مال سيگار مقدوني است و کدوم متعلق به سيگار برگ جامائيکايي ست
پيشتر 140 نوع خاکسترهاي مختلف را طبقه بندي کرده اند
همان خاکسترهايي که فرشم را خراب کرده اند
بس است ديگر خانم هادسن
باشه
اگر ميخواهيد، اينطوري ادامه دهيد تا خفه شويد
راست ميگه، من دارم خفه ميشم
بگذاريد پنجره را باز کنم
بخاطر نبودن هوا نيست بخاطر نبود فعاليت ذهني ست
نشستن اينجا، گذر زمان، وزش دودهاي سيگار بررسي ميکروسکوپي
ذهنم در حال فرسودگي ست
نظر شخصي من را بخواهيد من اين تحقيق را دستاورد بزرگي
در زمينه علم جرم شناسي تلقي ميکنم
به شما و ذهن تان حسادت ميکنم، واتسون
واقعا؟
بدون تحرک، خونسرد و ملال آور
در مقابل، ذهن من در برابر رکود طغيان ميکند
مانند موتور يک ماشين مسابقه اي ميماند که چون براي کاري که برايش ساخته نشده است استفاده ميشود
ميخواد خودش را منفجر کند
هولمز
هولمز چرا نميتوانيد خودتان را کنترل کنيد؟
سوال خوبي ست
از خودتان خجالت نميکشيد؟
ميکشم
ولي اين ميتواند حالم را خوب کند
وقتي به سمت کوکائين ميرفت کاري جز اينکه اميدوار باشم به اينکه
يک پرونده اي پيدا بشود که از دست کوکائين خلاص شود نداشتم
چرا اينقدر يکدندگي ميکنيد، هولمز؟
چرا نميريد اينجا؟
اين آخرين اجراي يک باله ي شاهانه ي روسي ست
تمام سيانس ها از ماهها پيش فروخته شده
اين بليط ها حکم طلا را دارد
دقيقا همينطور است
چرا بايد کسي دو بليط رايگان براي ما بفرستد؟
بي نام و نشان
خوب کسي که اينها را فرستاده بايد درگير گرفتاري بزرگي باشد
نوشته
"خواهش ميکنم شما تنها مرد دنيا هستيد که ميتواند مرا نجات دهد"
من شک دارم، اين يک جور توطئه ست
منظورت اين است که کسي ميخواهد ما را در تله بياندازد؟
يکي ميخواهد من را بکشد
تو را بکشد؟
بله
اين يک نقشه ست که من را به کام مرگ ميکشاند
من از باله متنفرم
اما اين شبيه هر باله اي نيست
اين "درياچه ي قو" چايکوفسکي است
حتما ميدوني هولمز که اين يک قوي واقعي نيست
اين يک شاهزاده ي طلسم شده است
او يک زن افسانه اي ست
نظرت چيست هولمز؟
چه کسي؟
پترواي بزرگ
انعطاف تحسين برانگيزي دارد
ميگويند دوازده نفر به خاطرش مرده اند
واقعا؟
شش نفر خودکشي کردند
چهار نفر در دوئل کشته شدند
يک نفر ازبالاي گالري خود را به به خانه اپراي وين انداخته است
اين که شد يازده نفر
آن که از بالاي گالري خود را انداخت افتاد وسط ارکستر بر سر يکي ديگر
يک دوجين آدم که سرگذشت نابساماني داشتند
آقاي هولمز
بله؟
من نيکلاي روگوژين هستم
مسئول برگزاري باله ي باشکوه روسي
از اينکه دعوت مرا پذيرفتيد، خوشحالم
ايشون دکتر واتسون هستند
از ديدن تان خوشوقتم
لذت ميبرين؟
بي اندازه
آقاي هولمز از سلامتي جسمي تان به من بگوييد
سلامتي جسمي؟
بهتره از پزشکم بپرسين
ايشون در بهترين شرايط جسمي به سر ميبرند
بيماري ژنتيکي نداريد؟ ديابت، آسم؟
ممکن است بگوييد منظورتان از اين حرفها چيست؟
حتما
مادام پتروا
مشکل داره
ممکنه واضح تر بيان کنيد؟
نه مطمئنا
رابطه ي نامشروع با يک پادشاه سلطنتي؟
نامه هاي افشاگرانه؟ حق السکوت؟
بعد از مراسم يک جشن کوچولو پشت صحنه داريم
No comments yet. Be the first to leave one.