لومړۍ 190 کرښې.
...همسر عزيزم
...من 68 دلار کنار گذاشتم
.شکم هامون، به زمين پيوند خورده
اميدوارم خيلي زود .برگردم خونه، آماندا
.براي گرفتن شراب سيب، کمک کنم
.روح ما، از شدت گرد و غبار، خميده شده
،به جاني بگو قهوه درست کنه .و يه کم هم کمپوت هلو باز کنه
اونا کين؟ اون رييس بخش دادگاهه؟ - .با چندتا سرباز سواري مي کنه -
.اَل مي دونست دارن ميان - .خب، اون مي دونست يه چيزي قراره بشه -
من تقريبا مطمئنم که اون بدون .تريکسي نمي تونه بخوابه
ژنرال کروک، افتخار پيروزي هاي زيادي رو .براي تار و مار کردن اونا در ميني کانجو، کسب کرده
.آفرين، ژنرال - ...اولين جلسه پرداخت غرامت -
.براي قتل عام در ليتل بيگ هورن
درست فکر مي کنم که، سال گذشته شما رو در هيلز ديدم؟
از بين اونا اخراجي شدي؟
گفتي وقتي قرارداد اصلاح شد، دوباره .ما رو مي بيني
.روزي که ژنرال دربارش حرف زده،...خيلي زود مياد
...حتي حالا که به کمپ رابينسون فراخوانده شد
.منتظرم، اَل، گردن کلاگت رو بگيره
اون و افرادش، به مقداري .تجهيزات و استراحت نياز دارن
.جاي لعنتيه درستي توقف کردين - .استراحت، آقاي سورنجن -
،بجز افرادي که دارن عياش ميشن .يا به فرار از خدمت کشيده ميشن
بدون زين، با اجازه ي قمار کردن، غلت زدن توي خاک، هوم؟
.اما نه اونقدر که از دوباره افسارزدن، امتناع کنن
.کاري مي کنم بقيه متصدي ها، اين رو بدونن
من و افسرهام، سپاسگذار ميشيم، که .از حمام تون استفاده کنيم
.آقاي برنز، راهنمايي تون مي کنه
،براي اونايي که از کاستر انتقام گرفتن ...اگه اين مسئله خيلي عياشي نيست
.کمپ يه رژه مي خواد
.يک رژه، مشکلي نيست
...يک لحظه از حمامتون صرفه نظر کنيد، دادرس
مگر اينکه بخوايد، موقع حرف زدنمون يه دختر، با اسفنج بشورتتون؟
خب، آدامز جوان پيغامم رو بهت رسوند؟
.من آدامز جوان رو نديدم
نديدي؟ - .در يانکتون نبودم -
.در حال نشان دادن مرزها، در مذاکرات قرارداد بودم
خب، براي رشوه بيشتري که به خاطر ...اون حکم عليه من، خواسته بودي
...به جز اون 5000 تايي که قبلا به جيب زدي
.لب کلام اين بود که، برو به جهنم
حالا تجديد نظر کردي؟ - .نه، دادرس، نکردم -
.چه آدام رو ديده باشي، يا نديده باشي
.خب، اين بي احتياطيه، ال
يه عدم درکِ، ارزش آزاديت در روزهاي .اميدبخش پيش روت
شايدم تو، ارزشه بودن دل و رودت داخل .شکم لعنتيت رو، درست درک نکردي
.اونها، براي روزهايي اند که گذشتن - ...نه -
.روزهايي اند که، براي من باقي موندن
.من اون حکم رو صادر نکردم
.ناپديد شدن من، باطلش نمي کنه
...نمي توني يه دستور رو بکشي
...يا تلگرافي که اونو منتقل کرده
...يا اونايي که، از گذاشتن غذا روي ميزشون
.به وسيله اون حکم، خوشحالند
.اين کار شدني نيست
.از کافه من گورت رو گم کن
...اگر چه ممکنه، به صورت اتفاقي ظاهر بشه
...تو، قرار نيست توش باشي، جاني برنز
،ممکنه زياد صادق به نظر نرسم ...اگر اعتراف نکنم که من
.در واقع براي اين عکس، کمين کرده بودم
.آقا، اولين عکست رو بگير - .دومي -
...حالا، ژنرال
.پيروزمندانه ترين لبخندتون رو بزنيد
.خيلي خوب
!محکم و مصمم
...اين کلاگت مغرور عوضي
.داره از گردن ارتش لعنتي، تغذيه مي کنه
.فکر مي کنم، دوباره نماينده اش رو خريده
.کسي که بهش ماموريت داده بودم، اونو بکشه
.اظهار مي کنه، مسيرشون هيچ وقت به هم نخورده - .فکر کنم خورده -
...مي توني تصور کني، ال، که به عنوان شهردار
ممکنه بخوام، از حضور سواره نظام ...در کمپ، با خبر بشم
...قبل از اينکه ببينم دارن توي اون خيابون لعنتي
!براي عکس، ژست مي گيرن؟
.سواره نظام، توي شهره، اي.بي
به دستوره کي؟ - .مردم، مثل هميشه -
به چه منظوري؟ - .يه رژه، همين نزديکي ها -
.به اون عابدهاي کثيف، پيروز شدن
ميشه تو تشويق ها رو رهبري کني؟
.خب، فکر کنم اين قسمتي از وظايفمه
مي تونم براي رضايت مندي شون، تدارکاتي که نياز دارند رو هم، براي نيروهاشون فراهم کنم؟
اميدوارم، يه مبلغي هم براي .اين خدماتت ازشون بگيري
.سواره نظام، توي کمپه دکتر
مي تونم تو رو هم توي کميته پذيرايي حساب کنم؟
لعنت به سواره نظام، و پذيرايي اي .که مي خواد ازشون بشه
.سلام، دکتر
اون دادرس لعنتي، زنده به .يانکتون برنمي گرده
تريکسي؟
جوئل رو اين اطراف نديدي؟
.داره اتاق عمومي رو جارو مي زنه
هي، دکتر؟
ميشه بگي اون چيه توي اون کيسه ست؟
.کاهو
.جاروت رو بذار کنار و بشين
.گفتم جاروت رو بزار کنار
.بايد از دستم جداش کني
.باشه
.خيلي خوب
.اين قرار رو با هم ميذاريم
.هر سختي يا بي حسي اي رو ميگي .همه رو گزارش مي دي
اين علائم رو براي اميد به ...بهبودي
...معجزه آساي، اين پوتين لعنتيت
.پنهان نمي کني
اون پوتين لعنتيه منه؟
وگرنه ممکنه پات رو از دست بدي، شرايط ،ديگرت باعث ميشه، ديگه اصلا نتوني حرکت کني
و من نمي خوام همين، توانايي اي که ...الان داري رو هم به خاطر
.يه خيال باطل، از دست بدي
همه سفت شدگي ها و .بي حسي ها رو گزارش ميدم
!خيلي خوب
!و درد يا ناراحتي رو
!دکتر بازي درنمياري
تو علائم رو گزارش ميدي، من !درباره اهميت شون تصميم مي گيرم
!داد نزن، دکتر
داد مي زنم، چون مي خوام ...مطمئن بشم که
!درست منظورم رو فهميدي
.فهميدم. فهميدم
.خيلي خوب
.اينم پوتين لعنتيت
.کمکم کن، بپوشم اش
بي خبر تو اومدن، راه خوبيه .که خودت رو به کشتن بدي، دکتر
به خصوص حالا که، سواره نظام .محاصره مون کرده
.اومدم درباره کشيش حرف بزنم
...اون توي خونه منه
.جلوي مهارتم رو گرفته، اگرم مهارتي بوده
.تقريبا، کور و فلج شده
.کنترلش رو نسبت به عملکردهاش از دست داده
خب، داري براي يه کافر ...موعظه مي کني. منظورم اينه که
...مي خواستم، ازش مراقبت کنم، اما
.سرم خيلي شلوغ بود
.خب، اون به مراقبت زيادي نياز نداره
درباره چه آشغالي داريم حرف مي زنيم؟
...درباره مردي که، نياز به مراقبت
.و آسايش داره، تا وقتي که تموم کنه
...يه دختر رو بذار مراقبش باشه
هزينه ي وقتت رو .از حقوق من کم کن
.اون کيسه کثافت رو ميارم اينجا
تو قراره از آدمي که آخرين لحظات .عمرش رو مي گذرونه، مراقبت کني
انساني که آخرين لحظات عمرش رو .ميگذرونه، يه کيسه کثافته
!اوه، لعنت به تو، ال
.يکي رو مي فرستم، بياد دنبالش
.براي جوئل، يه آتل درست کردم
از صدايي که با کشيدن پاش درست مي کنه، کم ميشه؟
اگه صداش اينقدر ناراحتت مي کنه، پارچه .بکن توي گوشت
گورت رو از اينجا گم کن، دکتر، ها؟
دارم روي جناح هام و نحوه قرارگيري .مانورها کار مي کنم
درباره اون يکي چي؟
.تريکسي حالش خوبه
!جاني
.با يه گاري برو خونه دکترن کاکرن
اون کشيش لعنتي رو جمش کن و .توي خوابگاه فاحشه ها جا بده
.به اون يکي بگو، يه جاي لعنتي براش درست کنه
تريکسي؟
...اين کهنه پاره ها، پيراهن هاي ماهوتي بودن
.قبل از اينکه، بيارمشون براي شست و شو
هاه؟
...شش ...شش تا
.نه، نه ...تو بهم گفتي
.به نظرم، يه موقعيته بده، کلانتر
آره. اون قدر تکرار شده، که ديگه نميشه .تحملش کرد. کاملا غيرقابل تحمل
يه پيراهن 75 تايي، مي شنوي؟
درباره چه آشغالي داري حرف مي زني؟
به اين گوه لعنتي نگاه کن. اين چيه؟
...اميدوارم نگاه اون آشغال چپول
از نزديک به همون اندازه که !از دور گستاخ به نظر مياد، نباشه
.بوي کثافت ميده ...شماها
لباسهاي ما رو توي مدفوع لعنتي ميشورين؟
،استخراج طلا از معدن، آلما ...با استخراج اون از
.يه رودخونه فرق داره
،دستگاههاي پيچيده ،اجيرکردن کارگرها
.سرمايه نياز داره
،اگه، همونطور که بنظرمياد ،مصمم هستي که بموني
،ميتونم به نيازمنديهات رسيدگي کنم
اعتبار ملکت رو بعنوان نماينده ي .شرقيش، تامين کنم
اين راضيت ميکنه؟
.من- نميدونم، بابا
.مطمئن نيستم که بکنه - چرا نه؟ -
...مطمئن نيستم بتونم با کلمات، دورنمايي
.که منو بوحشت ميندازه رو توضيح بدم
...بايد وانمود کنم، رفتارم که از نگراني
پدرانه ام، حاصل شده، به اين زودي از بين رفته؟
اگر مي دونستي از چه چيز ديگه اي ...حاصل شده
.اين ايده رو اصلا رها نمي کردم
.از بدهي هام، البته
.تو گفتي همشون، صاف شده
.شده بود، کاملا .اون بدهي ها
اينا بدهي هايي هستن که نگفته بودي؟
.نه، اينها بدهي هايي اند که، بعدا بالا آوردم
مي تونيم بگيم، اينها بچه هاي .بدهي هايي هستن که گفته بودم
بدهي هايي که از بهره ي بدهي هاي قبلي حاصل شدن؟
...آلما
...تماشاي مبارزه کردن تو با چيزي که
،روحت رو تحت فشاره ميذاره .هميشه برام دردناکه
No comments yet. Be the first to leave one.