Anomaly

Anomaly

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Anomaly 2016 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 12 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-26
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫همه چیز آماده‌ست

‫اون اینجاست.

‫سلام.

‫خوش اومدید. ‫لطفاً، بشینید.

‫من رابرت بیز هستم.

‫ایشون هم ریچل هریس هستن.

‫ما یه مدتی قراره اینجا بمونیم.

‫قهوه میل دارید؟

‫خوبه. ممنون.

‫همونطور که میدونید،

‫خانم هریس یکی از بهترین نویسنده های کشور هستن.

‫سوال های ایشون واسشون خیلی اهمیت دارن.

‫پس لطفا سعی کنید با بهترین

‫اطلاعاتی که دارید جواب بدید.

‫پس شما ادعا میکنید که داستان رو میدونید.

‫- درباره خانواده هاگن؟ ‫- بله.

‫شما مدرک موثقی هم دارید که

‫که داستانتون رو تایید کنه؟

‫چون من بازی نمیکنم

‫اگر شما فقط واسه پول اینجایید

‫میتونید برید یه جای دیگه.

‫من برای پول اینجا نیستم.

‫من اینجام فقط برای تعریف کردن داستانم.

‫باشه پس شروع کن.

‫- ازکجاش؟ ‫- از اول اول.

‫همه چیز از وقتی شروع شد که مادر سیندی فوت کرد.

‫و چگونه فوت کرد؟

‫یک سال قبل از مرگش،

‫دکتر ها تشخیص دادن سرطان داره،

‫ریچارد و بچه هاش

‫دنیا رو سرشون خراب شد.

‫ریچارد یه مدت خیلی زیادی افسرده بود.

‫دو سال گذشت و اون فهمید که سیندی و تامی

‫احتیاج دارن که اون دوباره به حالت عادیش برگرده.

‫پس اون یه عشق جدید پیدا کرد و تصمیم گرفت که به زندگی ادامه بده.

‫درباره چی فکرمیکنی؟؟

‫خیلی خوشحالم، بالاخره واسه خودمون یه جایی پیدا کردیم.

‫کوچیکه ولی میتونیم هرکاری که خواستیم بکنیم.

‫اره اما داشتم فکر میکردم نمیخواستی تنها باشی؟

‫منظورم اینه که بچه هات خیلی زود رفتن

‫و فکر میکنم دیگه وقتشه بچه دار بشیم.

‫واقعا؟ تو همین الان هم دو تا بچه داری.

‫دو تا بچه واسه خودم دارم. ‫یکی هم با تو میخوام.

‫میدونم، من...

‫من مادر ناتنی اونام. ‫من با چیزی که داریم مشکلی ندارم.

‫مادر ناتنی... ‫به زودی مادر واقعی.

‫اما جدا، امیدوارم که اون فکر نکنه میخوام جای مادرشو بگیرم.

‫اون همچین فکری نمیکنه.

‫من مطمئنم اون فقط دلش تنگ شده.

‫هممون همینطوریم.

‫حدس میزنم تعطیلات تابستون تقریبا تموم شده.

‫مامانم میپرسه کی قراره اونا رو برداریم.

‫اون، ما باید واسه مدرسه بچه ها بریم خرید

‫و تامی گفت که یه کولی پشتی جدید میخواد.

‫چی؟ عزیزم ما همچنان به خاطر خونه ای که توش هستیم بودجمون تموم شده

‫ما از عهده یه کوله پشتی بر میاییم.

‫برگردون. ‫نمیخوام این قسمت رو از دست بدم.

‫- این قسمت مورد علاقه منه. ‫- * با اینکه ‫من خوش شانسم، آمادم *

‫* برای بهتر یا بدتر

‫* من خواهم برد

‫* ما هوای همدیگه رو داریم*

‫* اما این گنج زندگی منه *

‫* فقط گذروندنش کنار تو *

‫* میدونم من آمادم

‫* اوه اوه اووه

‫* این گنج زندگی منه *

‫* فقط گذروندنش کنار تو*

‫* میدونم من آمادم

‫درباره خونه واسم بگو.

‫اونا این خونه رو خریدم بدون اینکه بدونن پشت صحنش چی هست.

‫و من نمیدونم.

‫فقط یه چیزی هست که واقعا درباره اون خونه خیلی عجیبه.

‫اینجا به نقاشی احتیاج داره.

‫اره، میدونم.

‫قراره با این پیانو چکار کنیم؟

‫نمیدونم. ‫شاید نگهش داریم.

‫منظورم اینه که سیندی میتونه خیلی خوب ازش استفاده کنه.

‫نه، فقط فضا اشغال میکنه.

‫فقط بزارش تو انبار.

‫اما الان، اول از هرچیز...

‫این شلوغ کاری رو تمیز کن.

‫اره، بیا انجامش بدیم.

‫* این داستان منه

‫* ناراحت کننده اما واقعیه

‫* هی هی

‫- * هوو اوه ‫- * هی، هی

‫* هوووو هووو

‫* هوووو

‫* لا لا لا

‫* هوووو

‫* اوو...

‫* خب من باید بدونم که این اول کاره *

‫* این دختر ها منو با یه قلب شکسته رها کردن *

‫* حالا گوش کنین مردم میخوام بهتون چی بگم*

‫*دور موندن ازش بهتره *

‫- * اره... ‫- * اووو، هی!

‫* خب، باید از اول دونست که *

‫* این دختر منو به یه قلب شکسته رها میکنه*

‫* حالا گوش کنین مردم چی میخوام بهتون بگم *

‫* دور موندن ازش بهتره *

‫* اره، ممکنه من واسه لباش یا لبخنده روی صورتش دلم تنگ بشه *

‫* لمس کردنش یا آغوش گرمش *

‫* پس اگر شما دوست ندارید گریه کنید من دوست دارم *

‫* دور موندن ازش بهتره *

‫*اره، دور موندن از این دختر...*

‫این پنجاهمین شب ما هست عزیزم.

‫تو یه خونه عالی خریدی.

‫من فقط باورم نمیشه انقدر اررون بهمون فروختن.

‫نمیتونم صبر کنم تا بچه ها ببیننش.

‫نمیتونم صبر کنم بچه ها از چیزی

‫که الان هست بیشتر جداش کنن.

‫این یکم زمان میبره واسه اینکه...

‫اما این خوبه، درسته؟

‫مطمئنا عزیزم، این مشکلی پیش نمیاد.

‫اوهوم.

‫اون چیه؟

‫این احتمالا از کریکت بهتره، بیایید تو.

‫ممکنه تو، به هر حال.

‫اولین شب اونا تو خونه جادویی بود.

‫همه چیز عالی بود.

‫- سلام! ‫- پیج، چه خبره؟

‫- هی عزیزم. ‫- حالت چطوره؟

‫چیز خاصی نیس. ‫شما چطورین؟

‫اوه، تو اون کارو نکردی.

‫صبرکن، تو دوست پسر داری؟

‫اره ‫لطفا به بابا نگو.

‫نگران نباش. ‫من عاشق رازم.

‫بهش نمیگم.

‫خب، من سعی کردم با بابا تماس بگیرم اما اون برنداشت.

‫- اون اینجاس؟ ‫- نه، سر کاره.

‫- تامی چطوره؟ ‫- بسته!

‫اون خوبه، داره زندگی منو مثل همیشه خراب میکنه.

‫اینو نگو.

‫بسته! ‫دارم بهت میگم بسته.

‫خب جای جدید چطوره؟

‫- عالیه. ‫- ایول.

‫به یکم بازسازی احتیاج داره، اما شماها خوشتون میاد.

‫فوق العاده به نظر میاد.

‫اوم. ما کاملا آماده ایم واسه رفتن.

‫خیلی خب، ما شنبه اینجاییم ، باشه؟

‫پس چیز هاتون رو با هم بگیرید.

‫- باشه حتما، خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫خیلی خب، پیج.

‫تو میخواستی که یه مادر باشی.

‫بیا انجامش بدیم.

‫سلام؟

‫سلام.

‫هیس،آروم.

‫کی سیندی و تامی اومدن تو داستان؟

‫اونا همراه مادربزرگشون تعطیلات بودن.

‫اونا یک یا دو هفته بعد حرکت کردن.

‫- بیا اینجا. ‫- زود باش.

‫خب نظرت چیه؟

‫این اینجا عالیه. ‫دوستش دارم.

‫- میتونی اتاقمو نشونم بدی؟ ‫- البته.

‫اره.

‫اینجا، من اتاقتو نشونت میدم.

‫خیلی بامزس. ‫شماها عاشقش میشین.

‫- من واستون تشک های جدید گرفتم و اونا رو ریختم دور

‫واو، این خیلی باحاله.

‫هی!

‫خیلی خوب میزنی.

‫هنوز به تمرین احتیاج دارم، اما همین الان هم عاشق این پیانو هستم.

‫- بزار تو اتاقت بهت نشون بدم. ‫- باشه.

‫خب این اتاقته.

‫کوچیکه، ‫اما فکر کنم خوبه.

‫این عالیه.

‫دوستش دارم.

‫- هی پیج... ‫- بله؟

‫ممنون که انقدر باهام مهربونی.

‫البته عزیزم.

‫خب ، خونه مامان بزرگ چطور بود؟

‫خب، ما همه کاری کردیم.

‫رفتیم بالای درخت

‫و میپریدیم پایین. ‫خیلی خوش گذشت.

‫مثل دفعه قبل صدمه ندیدی؟

‫- اره ‫- بیا، تو اینو داری.

‫اینجا، هوووو!!

‫- ادامه بده ‫- هی، منم میتونم به شما اضافه بپیوندم؟

‫اره، میدونی؟ ‫بیا اینجا دیگه، جای منو بگیر.

‫نوشیدنی میخوام.

‫بیا بریم مامان.

‫سریع فکر کن. ‫سریع فکر کن.

‫باشه، تلاشمو میکنم.

‫خیلی خب تامی.

‫بفرمایین.

‫- بیخیال... ‫- اووه!

‫بگیرش. ‫بگیرش. ‫برش گردون.

‫خیلی خب خیلی خب. ‫بیارش ، بیارش.

‫- شماها دارید بدون من بازی میکنین؟

‫- بدجور گمشده بود. ‫- به خونه خوش اومدید بچه ها.

‫خونه جدید ما.

‫خیلی زیاد شد، اونا هنوز هیچ چیز عجیبی

‫توی خونه تجربه نکردن.

‫دقیقا کی شروع شد؟

‫ببین... این با فیلم ها خیلی فرق داره.

‫اگر شما به یک خانه شیطانی نقل مکان کنین....

‫انتظار نداشته باشید که بهتون نزدیک بشه

‫همون شب اول توی خونه.

‫اول اونا احساس راحتی میکنن...

Anomaly subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left