لومړۍ 200 کرښې.
.شاید تو مشتشون باشیم
.ارتش تاریکی
.خطرناکترین گروه هکر توی دنیا
فکر میکنن "اف.بی.آی" داره .جاسوسی اونا رو میکنن. و این ناجور میشه
.همش ازم سوال میپرسن
.میخوام بازم داستان شما رو بگم
ولی اگه اوضاع بد بشه و ...گیر بیوفتم
.تو زندون نمیمونم
.شوهرم به زودی برمیگرده
.و همه چی تموم میشه
اون میخواد سیستم تهویه هوای .استیل مانتین" رو هک کنه"
.مراقب خودت باش
...این عواقب بدی داره
...میخوام بهشون بگم
.من از کامپیوتر تو استفاده کردم
.پس هرچی میخوای بهشون بگو
،سرور همش خراب میشه .نمیدونم چجوری جلوش رو بگیرم
...باید یکی رو پیدا کنیم که بتونه
اون جابجایی که ازش حرف میزنه رو .انجام بده
،تو مردم رو هک میکنی .من زمان رو
،اینو ببین .باید بفهمیم چیا میدونن
.یکی داره بهمون نزدیک میشه
.باید بفهمم چیا میدونن
.کار اینترنتیم خیلی برام مهمه
.ترجیح میدم محتاط عمل کنم
دقیقاً داری چیکار میکنی؟
.دارم "اف.بی.آی" رو هک میکنم
:قدم اول .هدف و رخنههاشُ شناسایی کن
.همیشه رخنههایی هستن
.اونو همون اوایلا زندگیم یاد گرفتم
،اولین هکم، کتابخونهی محلی
یه سرور اف.تی.پی آسیب پذیر ."تو سیستم سری آی "آی.ب.ام
..،خیلی متفاوت از روز حمله صفر اندروید
الان دارم ازش استفاده میکنم .تا گوشی هوشمند افراد اف.بی.آی رو دست بگیرم
...کتابخونه یه آزمایش بود تا ببینم
میتونم اصلاً وارد سیستم بشم .یا نه
،از اون موقع .اهداف بزرگتری واسه خودم ساختم
:برای نمونه، قدم دوم
.بدافزار رو بساز و آمادهی حمله شو
حمله روز صفر، مثل کادوی کریسمس .توی دستام بسته شده
،بعدش میرسه به مرحله عمل
.بیان برنامهای از خواستهم
.واسه همین زندهم
:قدم سوم .تعامل دستگاه هدف با مخرب، عمل دو مرحلهای
.بستهی دلخواه
بدافزار رو به روی یه سیستم .گیرنده فمتوسل، بار کن
،ایستگاه شخصی خودم
.که مانع همه اطلاعات سیار میشه
..،شبیه اولین بارم
...وقتی فهمیدم به قیمت کتابهای قدیمی
اسم کارمندان و آدرس اعضای کتابخونه .خیره شدم
.همه چی فاش شده بود
راز یک هک کامل و بی عیب؟
.بدون خطا هک کن
،درون هسته یه بمب منطقی مخفیه
...کد مخربی که طراحی شده تا
،تحت شرایطی که من برنامه نویسی کردم .عمل کنه
و اگه اف.بی.آی ...یه عکس از فمتوسل بگیره
همه اطلاعات حافظه خودشون رو .تخریب میکنن، یا منفجر میشن
:قدم چهارم .متن برنامه رو بنویس
چرا خودم اونو مینویسم؟
.چون اینجوری یاد گرفتم ...و میدونم
که چی کِی و چجوری قراره .اجرا بشه
.اولین بارم هیچ کار مضری انجام ندادم
.فقط یه کم اطراف رو گشتم
.ولی خیلی حس قدرت میکردم
...یازده سال داشتم و کنترل کامل
"کتابخونه عمومی "واشنگتن تاونشیپ .تو دستم بود
.امروز فرق میکنه
!دنیا رو هک کردم
.قدم آخر: حمله رو راه بنداز
،وقتی این کارُ بکنم ...کنترل همه گوشیهای هوشمند
همه افراد اف.بی.آی توی .اون ساختمون، دستم میاد
،"شبکه شرکت "ایول .برنامه ها و همه چیشون دستم میاد
.ادمین شبکه
...این هیجان بدست آوردن یه سیستم
.بزرگترین هیجانه
.دسترسی کامل خدایی
.حسی که هیچوقت کهنه نمیشه
باید با ادمین قبلی سیستم .حرف بزنم
.مسئول قبلی بخش فناوری
.کسی که اینو راه انداخته
یه پایگاه داده رمزگذاری شده .تو سرور قدیمی هست
.دسترسی بهش رو لازم دارم
میخوای با "آر.تی" حرف بزنی؟
.اگه اسمش اینه آره
.من با "ری" حرف میزنم
.ببینیم چی میشه
.: Sh.Pinkman شیوا & greatR رضا کاری :. iMovie-DL تيم ترجمه
با وجود همه شکایتهایی که باهاش ،روبرو هستیم
.شرکت داره اسم عوض میکنه
."اسم جدیدمون: "استیل ولی
نظرت چیه؟
.خیلی ناجوره
.ما هم این فکرُ کردیم .نمیدونستم چی بگم
.یا پیغمبر، اینو ببین
اینجا داری چه غلطی میکنی؟
چجوری اومدی داخل؟
.آزمون نفوذپذیری، موفق نشدی
.بهرحال من کارم تموم شده
این چی هست؟
.پنج هفتهست ندیدمت
و الان اومدی تو خونهم؟
!همین الان برو
باشه، اگه میخوای اف.بی.آی بفهمه ...که تو بودی
که بطور غیرقانونی یه سی دی ...توی درایو تو آل.سیف گذاشتی
...که باعث اون جنایتِ این هزاره شد
.پس بسپرش به خودم
اون بهت گفت؟ - .آره -
و گزارشات آل.سیف رو پاک کرد .تا هوای تورو داشته باشه
ولی حالا با تحقیقات اف.بی.آی ...درمورد روز هک
همه اینا میتونه .به سمت تو و "الیوت" برگرده
چرا خودش چیزی نگفت؟
.چون اون همیشه همین کارُ میکنه
.و الان وقتشه که تو بهش کمک کنی
دقیقاً چی ازم میخوای؟
...قبل از اینکه بهت بگم
میخوام به خودت یادآوری کنی .که راحته
،غریزه درونیت میخواد یه "نه" گنده بگه
.ولی من میخوام مانع اون غریزه بشی
.و یادت بیاری که سادهست
اگه این مقدمهچینیت قرار بود ...اعتمادی در من بوجود بیاره
.بدجور داری خرابکاری میکنی
،یه نصیحت کوچیک بهت میکنم .که به کارش میگیری
،"برو دفتر "فد ،تو طبقه بیست و سوم
.و برو بیرون
.سادهست
.ایناهاش
.همون غریزه که دربارهش بهت گفتم
عقلتُ از دست دادی؟
میخوای اف.بی.آی رو هک کنم؟
حالا این کار چه نتیجه خوبی میتونه داشته باشه؟
وقتی به سیستمهاشون ...دسترسی داشته باشیم
میتونیم همه این اوضاع مزخرف رو .از بین ببریم
...هر مدرکی که از تو و "الیوت" دارن
.از بین میره
.ببینم چی میشه
،باشه .هرکار میخوای همونو بکن
..،"ولی امیدوارم بخاطر خودت و "الیوت
کسی دیگه چیزی از ماجرای اون .سی دی نفهمه
ایین ملاقاتمون نه زمان و نه .مکان همیشگیمونه
،اومدن من اینجا .برام خیلی خطرناک بود
،باهام حرف بزن چی شده؟
.دیگه نمیخوام اینو ادامه بدم
.به اف.بی.آی دروغ گفتم
.و خودشون میدونن
.اونا که احمق نیستن
.دیدن عرق کردم
.حالا گوشیم شنود میشه
...هر بار که یه تماس میگیرم
.صداهای دیگه و تداخل میشنوم
میگم، داریم از کی حفاظت میکنیم؟
یه بچه که تو لباسش قایم شده؟
...بخشی از قرارمون این بود
.که هیچ سوالی نپرسی
.حق با توئه، درست میگی
...من فقط
.میدونم یکی منو میپاد
.میتونم اینو بگم
.تو قطار، سر کار، تو خونهم
از کجا میدونی؟
.میدونم دیگه
حس میکنم، میدونی؟
.ممنون
.که اینو بهم گفتی
بهت قول میدم که همه چی .درست میشه
،سلام آقا .شما نمیتونید بیاید اینجا
.اینجا کار میکنم - .تو این طبقه نیست -
میشه به این آقا کمک کنید برن بیرون؟
واقعا باید این آسانسور رو برای .افراد غیر خودمون ببندیم
...آتش نشانها الان دارن با شعلهها
.از اومدن اینجا بدم میاد .امنیتش خیلی داغونه
...من هنوزم بین گزارشات پزشکی قانونی
.درمورد درایوها گیر کردم
.دوباره اون خواب رو دیدم
فقط این بار داشتم از یه تپه .با شیب تند پایین میرفتم
.و ته دره، همون مرد بود
.که ماسک جراحی زده بود
هیچوقت سعی میکنه تورو بکُشه؟
.نه، فقط خیره میشه
تو خواب نمیبینی، مگه نه؟
.هیچوقت توجهم رو جلب نکرده
ایمیل "سانتیاگو" رو خوندی؟
،بذار حدس بزنم چی شده !هیجان زده شدی
.لعنتی آره، هیجان دارم .قرار شده بریم چین
آره خب، فقط همونجور که میدونی .من تو هواپیما بالا میارم
.پس یه بارونی و بینیبند همراهت بیار
خبر جدیدی از اون نشده؟
،مراقب اونجا گفته که اکثراً خونه میمونه .و بعدش رفته کلاس یوگا
.پس دوباره گمش کردن
بهت میگم گرفتن رد آدمها .تو نیویورک، کار سختیه
جنده خانومت کو؟
.نمیدونم
.یه مشکلی هست
،دارلین" هیچوقت ساکت نمیشه" ...مگر اینکه
بدافزار درست پیش نرفته؟
.موضوع "آنجلا"ست
.باید باهاش حرف بزنی
درمورد چی؟
،وقتی اف.بی.آی تو شرکت "ایول"ـه .امنیت فیزیکی خیلی شدیده
No comments yet. Be the first to leave one.