لومړۍ 200 کرښې.
.دست بردار والت
تنها آهنگی بود که تو این سه ساعت
.صاف گرفت
.من با آهنگ مشکلی ندارم
.خش خش میکنه
.خب، من حوصله ام سر رفته
،نه رادیو میذاری روشن کنم
.نه کسی حرف میزنه
زندانی شماره 46742
.تو چند سال زندون بودی
.حتماً جوک های خوبی بلدی
.آهای
حالا چرا ما باید این یارو رو انتقال بدیم؟
همه برای این جور کارها با
.شرکت های امنیتی خصوصی قرارداد می بندن
.وجدانم قبول نمیکنه
،اگه یه زندانی فدارل بیارن منطقه ما
.خودم بایست تحویلش بدم
خب، تا محل تحویل چقدر دیگه مونده؟
.بستگی داره
به چی؟
.ترافیک
!از سر راه برو کنار
...ویک، صبر کن
!لعنتی
.بهتره تو ماشین منتظر بمونیم
.باشه
فکر کنم .داره از یه چیزی محافظت میکنه
والت، تا حالا بوفالوی
سفید دیده بودی؟
.احتمال تولدش یک در 10 میلیونه
.حرف هم میزنه
.این یه نشونه اس
مگه نه، کلونتر؟
.نمی دونستم میریم مهمونی
.شما باید آقای «لانگمایر» باشید - .آره -
.مأمور «استنلی» هستم
واقعاً قصد نداشتیم .شما رو تو زحمت بندازیم
.خودمون منتقلش میکردیم
.زحمتی نیست ...خودم انجامش بدم راحت ترم، بنابراین
حالا اسم این دیوونه چی هست؟ .یک کلمه هم حرف نزد
...ما فقط یه تیکه کاغذ داشتیم
زندانی شماره 46742» .با درجه امنیتی حداکثر
...مقصد نهایی «.بازداشتگاه ایالت مونتانا
.خانوم «مورتی» معاون کلانتر هستن - .معاون -
.میدونید که من اجازه ندارم چیزی بگم
اسمش «وین دورل» نیست؟
.خب دیگه، در اختیار شما
.اینم مجوز انتقالش
بهتره قبل از اینکه
.هوا خراب بشه برگردیم .البته
.باید ازش امضا بگیرید - .میدونم -
.اول باید باهاش حرف بزنیم
چیزی داری بهمون بگی، «وین»؟
تمام مدّت یارو رو میشناختی؟
و چیزی نمیگفتی؟
نمیخواستم از اینکه همه میشناسنش
.خوشحال بشه
.وین» یه قاتل زنجیره ایه»
اون سرخپوست های ایالت های غربی رو ،به قتل رسوند
بعد هم اعضای بدنشون رو .تو بازار سیاه فروخت
چند سال قبل اینجا ...خبرش همه جا رو پر کرده بود
.فیلادلفیا رو نمیدونم
خب، خوشحالم که دارن .از ایالت وایومینگ می برنش
!دکتر
.وین» میگه فقط با شما حرف میزنه»
.«وین»
.«خواهش میکنم «وین
.تو میتونی .تو به من قول دادی
،تو همیشه به قولت عمل میکنی مگه نه؟
او ناحیه مربوط به کیه؟
خیلیخب، مسئولین ناحیه مونتانا .و کامبرلند می تونن برن
.ابزاروکا یی ها با من بیاین .راه بیفتید
چرا من الآن نباید تو ماشین گرم نشسته باشم
و برگردم سمت شهر؟
شما مسئولین محلی همیشه از این گلایه میکنین که
.چرا با شما همکاری نمیکنیم
ما تو ناحیه شما به یه مورد احتمالی برخوردیم .و فقط خواستیم همراهمون بیاین
.ولی مسئولیتش با خودتونه
نمیدونید قربانی ممکنه کی باشه؟
.«احتمالاً یه بچه به نام «تئو هافمون
از کجا میدونید؟
مطمئن نیستیم، ولی از اطلاعاتی که «وین» به ما داده
می شه حدس زد جسد
مربوط به پسر سرخپوستی هست
.که اون چهار سال پیش به قتل رسونده
.با پرونده «تئو هافمون» مطابقت داره
شما روانپزشک بودی؟
من یک مأمور فدرالم
.با دکترای روانشناسی جنائی
بهرحال، «وین» با استفاده از این اطلاعات
تونست حکم اعدام رو به تعویق بندازه
تا منتقلش کنن به .بازداشتگاه محکومین به اعدام در مونتانا
چند نفر رو کشته؟
به نظر ما هشت نفر، ولی .با این پسر بچه میشه نه نفر
هزار دلار شرط می بندم با نزدیک شدن به
تاریخ اعدام بعدی .اسم یه قربانی دیگه رو هم میگه
.«مأمور «استنلی
تیم پزشکی قانونی اینجا میمونه .و روی صحنه جرم کار میکنه
کلانتر، ازتون میخوام با ،والدین مقتول صحبت کنید
برای تأیید هویت اش .تهیه کنید DNA چند مدرک
.همگی برمیگردیم رستوران
.«خیلیخب، «والت
.زودباش دیگه
Edit: AliNet
«لــانـگمــــایـر» فصل دوم، قسمت اول : ذهن آشفته
ترجمه و زیرنویس .::مرتضی - JAC013 ::.
.بفرمائید، کلانتر
.پیشرفت... توسعه... مردم
من، برنچ کانلی هستم و به وعده ام عمل میکنم
برای این تبلیغ ها پول از کجا میاره؟
.هی، «هلن»، ناهار همه به حساب من
.بهتون گفتم که نیازی به اینکار نیست
.فکر کن از جیب دولته
.ببخشید، سرکار، دستگاه خرابه
پول نقد دارید؟
.بله، دارم
.برای همه ساندویچ کلاب ببرید
.هی، من گوشت خوک و پنیر میخوام
.گردن گلفت، هرچی من سفارش بدم گیرت میاد
.هرچی بخواد میتونم درست کنم
.یازده تا کلاب، ساده باشه
فشار هوای سرد در زیر لایه ای از هوای گرم
و پدیده باد
.باعث شکل گیری توفان شدیدی خواهد شد
...احتمال می رود
چرا؟
.خانواده «تئو» میخواد بدونه چرا
.اونا میگن باید می مرد
اونا" کین؟"
.من میدونم چرا از خش خش رادیو خوشت نمیاد
.حواسم بهت بود
،زیاد حرف نمیزنی
.ولی ذهن آشفته و پر سرو صدایی داری
میفهمی؟
تو هم میشنوی، مگه نه؟
.صداها شونو
.سفر خوش بگذره
.روبی
.فرگ» هستم»
،روبی» قرار بود از «آیداهو فالز» برگرده
.ولی پروازش کنسل شد
خیلیخب، باید پرونده
.تئو هافمون» رو پیدا کنی»
.داریم برمیگردیم
.«دریافت شد، «والت
.من فقط پنج دقیقه رفتم توی مغازه
.بهش گفتم تو ماشین بمونه
.من مادر بدی نیستم
چند وقته «تئو» رو ندیدین؟
.سه روزه
میتونین پیداش کنین؟
.تمام تلاشمو میکنم
!این دیگه چه... آخ
.احتیاط کن، نپره به گلوت
.نه، خلال دندون توشه
.این خلال دندون نیست
.وانت زندان رو بردن
.همه اسلحه ها رو بردن
.یه نگاه به داخل بنداز
!والت
.هیچ اثری از دختره پیشخدمت نیست
.مأمور «بروک» هم همینطور
.اونا رو گروگان گرفتن
.و یه قدم ازمون جلوترن
.چهار مجرم که با وانت زندان فرار کردن
.این افراد تا دندان مسلح هستند
چی؟ چطوری؟ - .«فقط گوش کن «فرگ -
نگهبان ها و مأمورای .رو کشتن FBI
.اسلحه ها رو برداشتن .دو نفر رو گروگان گرفتن
.ما میریم دنبالشون
،وقتی برمیگشتیم ندیدیمشون
بنابراین میدونیم که دارن ...به سمت شمال میرن
.بزرگراه شماره 36 ...بزرگراه شماره 36
ولی وضعیت جاده های اونجا .داره خیلی بد میشه
.یه رشته توفان داره از سمت شمال میاد
فرگ»، ازت میخوام سوابق نگهبان ها و»
.همه کارکنان رستوران رو بررسی کنی
.به مونتانا هم حتماً خبر بده
.ممکنه به اون سمت هم برن
.دریافت شد، کلانتر
!امنه
.این بالا
...پناه بگیر
،میدونم اونجایی !کلانتر
!زود بیا بیرون تا بهت شلیک نکنم
.تو به هیچکس شلیک نمیکنی
.امروز به اندازه کافی تیراندازی شده
.اسلحه ات رو بنداز
!ببین، من برنمیگردم زندون
!حالا، بیا بیرون
.خوبه
.حالا اسلحه ات رو بنداز
معاونت کو؟
!لعنتی
!دماغمو شکستی، مرد
!من دکتر لازم دارم
به چای این حرفا چرا نمیگی کجا رفتن؟
.من نمیدونم
.همه اش زیر سر «وین» بود
No comments yet. Be the first to leave one.