لومړۍ 200 کرښې.
5b, ورژن
الو؟ - "ادرین وینکلر"؟ -
سکوت طولانی: نویسنده مودی
بله
سلام، اسم من "البرت دیزیدریو" عه
یه نفر شمارت رو بهم داده، دوست دارم ببینمت
ادرین؟
سلام
سلام
البرت
بفرما تو
خونه رو با پول سالانه مادام العمریم خریدم
اگه دوست داری بدونی
هیچ وارثی ندارم
اگه درست متوجه شده باشم طبق چیزی که پشت تلفن گفتیم
و من با همه شرایط موافقت کردم
واسه اولین قسط 2000 اماده کردم
نصف دیگش رو وقتی تموم شد میدم، درسته؟
خوبه
همچنین پول اضافه واسه سفرها
عوارض و بنزین زدن اماده کردم
چون مسیر طولانیه نه؟
تو اراس نویسنده نیست؟
خب، فقط یه بار توی عمرت انجامش میدی
پس باید بهترین باشه
همم
میدونی چه قد طول میکشه؟
همش؟
بستگی به اینکه چی میگی و اینکه چه قد
همدیگه رو می بینیم داره
بعدش اگه از چیزی که نوشتم خوشت اومد
اگه کپی ها زیاد باشه، طرح بندی کردن و
پرینتش ممکنه یکم طول بکشه
هیچ تعهد و ضرب العجلی در کار نیست؟
نه، تعهدی در کار نیست، ولی فکر میکنم باید زود کارو شروع کنیم
چون اگه نکنیم
ممکنه کارمون با اول و وسط داستان
بدون هیچ پایانی تموم بشه
کلیه هام همینجوری درد میکنن
اونا هیچ اهمیتی به اثار ادبی نمیدن
وقتی میگن بسه یعنی بسه
دیگه کافیه البرت
شکر میخوای؟
نه، ممنون
خریدنش دیوونگی بود
بعدا برات تعریف میکنم
بریم؟
ببخشید، حس بدی دارم چون
تا به حال با صدای بلند نگفتم
قول دادیم که به هیچکس نگیم
خیلی وقت پیش بود
شاید قول ها هم تاریخ انقضا دارن
مگه نه؟
خب، اون روز
اون خیلی مریض بود
نه، ممنون
مادرش داشت با لباس خواب اون
مسخره بازی در می اورد، اگه منظورم رو گرفته باشی
خب، ما روز رو توی الونک گذروندیم
واسه همیشه به همدیگه قول دادیم
هممم
الان 60 سال بعده
این "اون" (خانم) کیه؟
"سولانژ"
کی باشه دیگه؟
سولانژ
فکر کنم می تونه اسم مستعار باشه نه؟
شاید
هنوز یکم زوده
اره
ببخشید
اونی که اینجا حرفه ایه تویی
فکر کنم باید از اول شروع کنیم
ترتیب زمانی بدردبخوره، اگه اصلی نباشه
میتونی راجع به
خانوادت، جوونیت، بچگیت بگی؟
به تو ربطی نداره
خب، مگه واسه همین منو استخدام نکردی؟
شوخی کردم
از خانوادم، بچگیم و تمام
اون چیزا میتونیم بگذریم
مونچل سور کانش" از اینجا دور نیست"
تو دهه ی پنجاه اونجا بودیم
یه یتیم خونه کاتولیک اونجا بود
"خودتم میتونی سرچش کنی، بنویس"پدر ژرمن
چون اونقدرام باهوش نبود افتاد زندان
دربارش مقاله نوشتن
کمکت میکنه از بقیه ایده بگیری
نه، همه چیز با سولانژ شروع شد
قبل از اون چیزی نبود
اولش، اون دختر یه سرباز المانی بود
یه المانی فاحشه
حتی نمیتونی فکرش رو بکنی بعد از جنگ چه جوری بود
زن ها با سرهای تراشیده شون توی میدون شهر می گشتن
به عنوان یکی از دوستای خوبم همیشه میگفت
پدران غوره ی انگور خوردند "
"دندان فرزندان کند شد
اره سولانژ رفت به جهنم
با من اره
ولی قبل از من بدتر بود
مواظب اون حلقه باش، خب
کشیش ها منو به یه مدرسه ی دیگه منتقل کردن
هر دفعه یکم دورتر
ببینین، پسر شپش شو عه
ولی هر دفعه همونجوری بود
پسر شپش شو، پسر شپش شو
روز بخیر پدر، واست البرت کوچولو رو اوردم
هعی، پسر شپش شو
اینجا چی کار میکنی، هاع؟
بهش دست نزن
همون بچه ننر ها
بچه ننه های بی عرضه
حروم زاده، خائن - المانی اشغال، حالم ازت بهم میخوره -
هرزه - اشغال -
گورت رو از اینجا گم کن، المانی حروم زاده
حال بهم زن - المانی اشغال، گورت رو گم کن -
!گورت رو گم کن اشغال
هعی، پسر شپش شو - تو هم یکم میخوای؟ -
سلام، من البرت ام
سلام
خواب های خوب دیدی؟
سلام سولانژ
میشه سولانژ صدات کنم؟
بیا، این واسه توعه
دیشب خواب دیدم کلی غذای خوشمزه دارم
عالی بود
ولی خواب تو رو هم دیدم
عاشق شده بودم، نمیدونستم
نمیدونستم عشق چیه
فقط میخواستم با اون باشم
دور و بر اون دختر باشم
چرا امروز حرف نمیزنی؟
!نه
!نه، نه، نه
!نه
حروم زاده ها
زنا زاده ها، انگشت انتقاد سمت کی میگرفتن
ولی دشمنی دنیا عشق مون رو قوی تر میکرد
فقط من و سولانژ بودیم
از اون موقع به بعد، تمام
دنیام اون شده بود
...عشق
با بالارفتن سن کم نمیشه
25 سال پرشور هیجان واسه اثباتش دارم
ولی وقتی سولانژ رفت همه چی تموم شد
همم
خیلی خب
کی بر می گردی؟
پس فردا؟
واقعا؟
وقت داری؟
تقریبا ساعت پنجه - باشه -
باید برم - همه چی رو براهه؟ -
...خب، زنم فقط
چیزه مهمی نیست - باشه -
امیدوارم بازم ببینمت - منم همینطور -
خداحافظ - اروم برون -
ممنون
خب، پروسه جالب و طولانیه
ممکنه مطالعه کردن این ارگان های عجیب واست نوبل نیاره
تصور اینکه بعد از مدت ها یه علاجی واسه سرطان هست رو ممکن میکنه
امیدواریم، اونقد خوش شانس نباشی
که اون جایزه نوبل رو ببری، اون دکتر " نورا رسکی" بود
دلم براش تنگ شده، دوستت دارم
تو همه چیز رو میدونستی، امشب می بینمت
اسناد جدید
ببخشید، حس بدی دارم چون
تا به حال با صدای بلند نگفتم
"داستان البرت و سولانژ"
قول دادیم هیچوقت به هیچکس نگیم
!لعنتی
لعنتی
میدونی نورا، یه جورایی سخته
تلاش واسه بچه دار شدن اونقدرام سکسی نیست
اینکه از فشارش چیزی نگی تا نتیجه بگیری تناقضه
ادرین، هر چی دلت میخواد بگو
ته دلت میدونی مشکل اصلی این نیست
ولی مثل همیشه
علت رو با معلول اشتباه گرفتی
توی ناخوداگاهته، ادرین
اره، درسته
تو همه چیزو میدونی
نورا دانشمند اعظم
کارشناس ژنتیک، ضمیر ناخوداگاه و انگیزه
مشکل چیه؟
مشکل اصلی ادرین
پدرته
چی؟ - بیخیال -
اون دقیقا از اون حرفاست که میزنی
نه، خودت اینجوری هستی
فکر کردم میخوای گردن کتابت بندازی - چی؟ -
نمی تونم امروز بنویسم، حالم بده، نمیتونم انجامش بدم
باشه - میدونی که منظورم چیه -
جدی نه
بابت اون روی عقل کلیم متاسفم
هعی
درست میشه
چی؟ - همه چی -
از پسش برمیاییم
از پسش بر میای
No comments yet. Be the first to leave one.