لومړۍ 151 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(مابین عشق و دوستی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
گون اوک به مینها، که بیشتر به) (تایپش نزدیکه، جذب شده
جی یو کم کم به یهنا، که اون رو به) (عنوان همراهش انتخاب کرده، جذب میشه
بعضیها، احساسات شادی رو تجربه کردن) (که قلبشون رو به لرزش در میاورد
من مدرک رقص کرهای دارم
من 1999 به دنیا اومدم و 24 سالمه
اونا چیزهای غیرمنتظرهای رو درباره) (دوستهای جدیدشون میفهمن
اون واقعا بانوی کرهست
من مهندسی بافت میخونم
اول به صورتهاشون نگاه کن
میدونستم
نوبتی که باید طبق اون باهاش برن) (سر قرار رو تعیین میکنن
...اگه درست تشخیص داده باشم
تو نباید همچین حسی داشته باشی
دیروز خوش گذشت؟- با جی یو؟-
دیروز رفتیم کنار دریا
هر چند، سوک هیون از چیزی که فکرشو) (میکرد، متفاوتتر بود
من چیزهای اینجوری رو دوست دارم
دارم متوجه میشم که تفاهم زیادی با هم داریم
فکر میکنم اگه یه روز رو باهاش بگذرونم بیشتر دربارش بفهمم
قبلا هم اینو گفتم
ولی میخواستم ببینم چجور آدمی هستی
...امروز خیلی سردرگم بودم
و فکر نمیکنم تونسته باشم خودمو خوب نشون بدم
اگه زمان بیشتری داشتیم، دوست داشتی چیکار کنیم؟
فرقی نمیکنه چیکار کنیم
اگه با هم وقت بگذرونیم
میتونیم بیشتر با هم آشنا بشیم
مثل دیروزه. فقط یه قرار داشتیم
...ولی فکر کنم من یه ایدههایی دارم
که یونگهیون چطور آدمیه
وقتی سوکهیون داشت حرف میزد
مدام از یونگهیون صحبت میکرد
متوجه شدم که قرار اولشون
از چیزی که فکر میکردم بهتر پیش رفته
و وقتی به اون فکر میکردم
یکم حس ناامیدی بهم دست داد
خوبه، نه؟
فکر کنم بهتره الان بریم
واقعا؟- آره-
یونگهیون منتظرته
بریم؟
برمیگردی؟- چی؟-
الان برمیگردی؟
نه، اول تو رو میرسونم
خدای من
خیلی خوردم
بعدش دسر میخوری
یه کافهست
حس بدی دارم
تو تا اینجا رانندگی کردی، غذا خوردیم
و حالا داری منو میرسونی
اون اینجاست؟
...چه کاری
میخوای الان انجام بدی؟
میخوام به رقص ادامه بدم
سوکهیون سوالهایی که نتونسته) (بود بپرسه رو میپرسه
باید ویدئو های رقصیدنتو داشته باشی
آره البته
میتونی دفعه بعد نشونم بدی؟
باشه
درباره خیلی چیزها کنجکاو بودم
پس هی سوالهای مختلفی تو سرم میومد
اینجا صندلی مصاحبهکنندهست
واقعا؟- آره-
چون که همدیگه رو خیلی خوب نمیشناسیم
درسته
دوست دارم همه رو بهتر بشناسم
کِی میاد؟
...من خیلی منتظر
قرارمون بودم
فکر نمیکردم اینقدر کوتاه باشه
مثل یه پیش نمایشه
چرا داری آه میکشی؟
بخاطر تو نیست
هیچی نشده
باشه
منو یادت باشه
کی میتونه تو رو فراموش کنه؟
رسیدیم
خوش بگذره
آروم رانندگی کن
خداحافظ- خداحافظ-
بیا دفعهی بعد با هم خوش بگذرونیم
باشه
سلام
منتظرت گذاشتم؟- آره-
معذرت میخوام
اینو اینجا میذارم
طول کشید تا بیای
حتما بهت خیلی خوش گذشته
کی رسیدی؟
نمیدونم
حتما خیلی منتظرم موندی
چیکار کردی؟
درسته
میخواستی ناهار بخوری
درسته
ولی ما رفتیم رستوران
آره، زمانی که داریم همو میبینیم عجیبه
چی خوردی؟
،استیک گوشت گاو
،پاستا رز
که اینطور
و یه چیز دیگه
یادم نمیاد اسمش چی بود
زمان کافی نداشتیم که غذامون رو تموم کنیم
واقعا؟
بنظر ناامید میای
خیلی ناامید بنظر میای
یه نا بهم گفت غذا خوردنو متوقف کنم
خیلی بده چون تو عاشق غذا خوردنی
خوبم
میتونم تو ویلا موقع شام یه چیزی بخورم
با یهنا بهت خوش گذشت؟
قرارتون چطور بود؟
...بعد از چک کردن تابلو
حس کردم درست کار نمیکنم
دیگه نمیتونستم راحت صحبت کنم
واقعا؟
حس بدی داشتم
از اونجایی که رانندگی نمیکنم
درسته- اون رانندگی میکرد-
و من حس بدی داشتم
باید رانندگی یاد بگیرم
همیشه حس بدی داری؟- آره-
فکر کنم تو تمام مدت اقامتم تو اینجا احساس بدی قراره داشته باشم
احساس بدی نداشته باش
میخواستم بیشتر درباره ی یه نا بدونم
...یه نا گفت
اون هم درباره ی من کنجکاوه
مستقیما بهم گفت
،نمیدونستم
ولی متوجه شدم که چه حسی داره
از اون چیزی که فکر میکردم متفاوته تره
نمیدونم- چی؟-
نمیدونم چه خبر شده؟
نمیدونی؟
به نظر میرسه از اینکه زمان بیشتری نداشتن، ناامید شده
یعنی میخواد باهاش به یه قرارِ دیگه بره
من اینطور تفسیرش کردم
باعث نگرانیم شد
زمان خیلی خوبی با یونگ هیون داشتم
باهاش راحت بودم
برای چی میخندی؟
...انتظار داشتم که باهام شوخی کنه و
و گفت و گوی راحتی باهام داشته باشه
اما، انگار میخواست به ...نکته ی خاصی اشاره کنه
و انگاری مضطرب بود
تو اون لحظه حس راحتی نداشتم
No comments yet. Be the first to leave one.