لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت
ایستگاه قراره مورد حمله قرار بگیره EOS-7
و نتیجه اش میشه جنگ بین تمام شرکت ها
جنگ همه چیزو تغییر میده
الان متحدین جدید مهمن
تابور کالچک
اگه اون کارو بگیره انگار ما گرفتیم
پورشا
با دستگاه چشمک زن یدفعه از یه نقطه ناپدید میشی
و جای دیگه ظاهر میشی
بزار دانشمندانم روش مطالعه کنن
اندروید میگه دانشمندان ایشیدا دستگاه رو دستکاری کردن
سارا ؟
منم 5
وضعیت چیه سرجوخه؟
یه سفینه همین الان تو مدار ظاهر شد
نیروی کمکی ، بالاخره رسیدن
نیروی کمکی نیستن قربان
ماهواره تایید میکنه که سفینه شرکت فروس ـه
کد آبی
روی هدف قفل کن - دارم ردگیری میکنم -
قفل شد - موشکو آماده کن -
همینطور سلاحای پیرامون - موشک حاضره قربان -
همینطور سلاحای پیرامون و منتظر دستور شما
با سفینه تماس بگیر
بله قربان
بفرما - من سروان لارس هستم -
فرمانده امنیت سیتیوس5
اینجا مستعمره تراگوته
حضورتون در اینجا خلاف قانونه
فورا از این منطقه عقب نشینی کنید تا با عواقبش روبرو بشید
دارن سلاحاشونو حاضر میکنند
سپرهارو فعال کن و آماده حمله باش
یه بمب هسته ای شلیک کردن
اون چیه ؟
یه سفینه دیگه همین الان ظاهر شد
و داره شلیک میکنه - به سفینه شرکت فروس ؟ -
نه به بمب هسته ای
بمب هسته ای نابود شد
سفینه ها باهم درگیر شدن
سفینه فروس با سرعت نور رفت
در رفت
با اون یکی سفینه تماس بگیر
سفیوس 5 اینجا رازاست
قابلی نداشت
... بهمون خبر دادن شرکت فروس شروع به
حمله به املاک رقباش کرده
در تمام مستعمره ها
، گمونم دیگه وقتش شده بود
. که نظرشون رو به ما معطوف کنن
... خوشبختانه موقع حمله
. ما در این منطقه حضور داشتیم
و بخاطر این مداخله به موقع شما چی مدیون شما هستیم
شانس
ما دنبال یکی از دوستامون اومدیم
دوست ؟ - تابور کالچک -
اون جزء گروهی بود که اخیرا اینجا پناه گرفتن
بله ما چند هفته پیش گروه بزرگی از شهروندان بیخانمان
رو دستگیر کردیم - عالیه -
یه شاتل میفرستیم دنبالش
متاسفانه امکانش نیست ، رازا
چرا ؟ - ، این مستعمره تا زمانی که -
نیروی کمکی برامون برسه قرنطینه باقی میمونه
از نیتت برای حفظ صلح قدردانی میکنم
امیدوارم شمام از نیت من برای نجات یک دوست آگاه باشید
، از دوست شما تا زمان بازگشایی قرنطینه
بخوبی نگهداری میشه
، وقتی گفتم یه شاتل برای بردنش میفرستم
ازتون اجازه نخواستم
مستعمره تاراگوت مثل یه قلعه میمونه
، اگه راست گفته باشه و اونجا باشه
ارزش دیدن داره
اگه راست گفته باشه
اون مرد یه لاشخور فرصت طلبه
آره
آهای ؟
آهای ؟
میشه دست از قایم موشک بردارید و بیاید بیرون
و بپرید رومون ؟
حالا بهتر شد
چی میخواید ؟
ما دنبال دوستمون اومدیم
شما با تاراگوت هستید ؟ - نه -
پس چطوری وارد شدید ؟
ینی میخواید بگید بخش امنیت همینجوری گذاشت فرود بیاید ؟
ما مجبورشون کردیم - دروغ میگید -
... هی ما همین الان جلوی یه بمب هسته ای
رو گرفتیم و قبل از خاکستر شدن کل مستعمره
جون همتونو نجات دادیم - وایسا -
مشکلی نیست
اونا با منن
پورشا ؟ ممنون که اومدی دنبالم
تو که تابور نیستی - هنوز نه -
درسته ، موضوع فراموشی تابور بهم گفت
من آدریان مارو دستیار سابق تابورم
... سابق ؟ ینی تابور
... بله ، قبل از شروع جنگ
. اندوخته هاشو برداشت و رفت
و برام یه پیام خداحافظی گذاشت
و یه لیست مخاطبین - آره -
اون تماسی که دریافت کردید از طرف تابور نبود
ظاهرا من فرستادم
ولی گفتم وقتی برسید دربارش بهتون توضیح میدم
باشه ، بنال - خوب تابور رفته -
پس من عملیاتشو برعهده گرفتم
من شاگردش بودم و الان به کارتون میخورم
پس اینهمه راهو برای تو اومدیم اینجا ؟
خوب جون اینهمه آدمو نجات دادید
اینم هست - دوستان تو ؟ -
دوستان ؟ میخوای بگی اینارو نشناختی ؟
اینا بدترین های بدها هستن
مرگ آورترین ها
بدنام ترین تبهکاران کهکشان
خطرناک ترین - آره -
پست ترین - عجب -
این آخری رو شرمنده - باشه -
ما خدمه سفینه رازاییم
رازا ؟
چرا زودتر نگفتی ؟
بیا بریم یه مشروب بزنیم
تاثیربرانگیز بود
از کدوم آکادمی فارق التحصیل شدی ؟
سال بعد
وقتی تمریناتت تموم شد برگرد پیشم
شاید تو گارد سلطنتی جایی برات باشه
بله هیکا ، باعث افتخاره
تکو ،دنبال حریف میگردی ؟
شمشیربازی تنها چیزی بود که از عهده من برنمیومد ، هیکا
هان شریکان کجاست ؟
اونور دنیا
برای ملاقات با ژنرال کایس رفته
... با نهایت احترام تو نباید برای ردو بدل کردن پیام هات
بین خودت و ژنرال ها میساکی رو بفرستی
وظیفه اون اینجا در درباره مراقبت از امپراطور
، امپراطورش کاملا میتونه
از خودش محافظت کنه
... بعلاوه غیبت موقتش
برای هردوی ما بهتره
میدونی تو منو غافلگیر میکنی
فکر کردم خوشحال میشی اون نباشه
...میخام بگم کاملا واضحه که از
. میساکی خوشت نمیاد
من و میساکی نقطه نظرات متفاوتی داریم
، ولی یه چیزی که توش موافقت داریم
حمایت از سلطنت توئه
تکو همیشه سیاستمدار بودی
درباره از دست رفتن مرکز تحقیقاتمون شنیدم
و دستگاه چشمک زن
دوستان سابقت بدجوری بهمون ضربه زدن
بله
و منم دارم روش کار میکنم
نقشه تلافی جویانه
سفینه انتقال ما از مسیرش خارج شد
و اینجا نشست من به سختی بیرون اومدم
با چند تا از وسایل شخصی تابور
که در یه کوله پشتی همراه داشتم
فقط من متوهم شدم یا داریم تعقیب میشیم ؟
منظورت چیه ؟ - نه ، متوهم نشدی -
بخاطر اون چشای گیراست - بزارید معرفی کنم -
این محافظ منه ، سولارا شاکلی
چی ؟ محافظ ؟
یه مفنگی مثل تو محافظ میخاد چیکار ؟
الان این مفنگی به همه شون نیازداره
باشه معامله اینجوریه
... غذای این زندانی ها با شرایط
. سخت کاری تامین میشه
اوه
تارگوت غیر از اینجا بقیه اماکنو متروکه گذاشته
و محافظا اینجا سکونت دارن
چون بخاطر جنگ سرشون خیلی شلوغه
، پس من کارگرا رو متقاعد کردم
، تا از این فرصت استفاده کنن
و ادعای استقلال کنن - چرا ؟ -
خوب برای اینکه خودشونو از بندگی آزاد کنن
و بالاخره طعم آزادی رو بچشن - نه -
برای تو چه نفعی داره ؟
، خوب ده درصد کمیسیون از منافعی که
. در آینده بعنوان نمایندشون میگیرم
میدونی خوب خوابی براشون دیدی
خوب
، تارگوت به مدت 30 ساله
اینجارو اداره میکنه
واقعا مدت زمان زیادیه
حقوق کم ، بدون امنیت شغلی و شرایط کار
ولی ما اخیرا کلی سرو صدا کردیم
و تارگوت ازش خوشش نمیاد
اونا دست پاچه شدن
اونا چند روز پیش اومدن اینجا
اونا سعی کردم زم رو بخاطر فعالیت ضد شرکت دستگیر کنن
ما نزاشتیم
، اونا در پادگانی حدود چند مایلی
اینجا مستقرن
ما تعدادمون زیاده ولی اونا سلاح زیادی دارن
و مشکلمون همینه
اگه بهشون حمله نکنید مشکلی ندارید
اونا زم رو میخان
تا وقتی اینجان برای همه مون تهدیدن
من میگم پیشگیری بهتر از درمانه - ... در برابر دشمن تا دندون مسلح -
. هیچ برتری ای ندارید
خوب
No comments yet. Be the first to leave one.