لومړۍ 200 کرښې.
🐶 روز خوبی برای سگ شدن 🐶
چه اتفاقی افتاد؟
فکر کردم قراره خاطراتم پاک بشن
اینکه خاطرات کی رو پاک کنم، تصمیمش با من نیست؟
گفتی حتی اگه خاطرات از بین برن هم میتونی از اول شروع کنی
ممنون
چطوره واسه شام گوشت و سوجو بخوریم؟
فقط ما دوتا؟شما و من؟
"زوج سو هه؟"
این دستخط منه
...هی، بهت گفتم بس کن
خانم هان، من شمارو دوست دارم
ببخشید، من یکی دیگه رو دوست دارم
بس کن، هرکاری که الان داری انجام میدی رو
...حالا میفهمی که
چی ازت دزدیده شده بود؟
آقای جین، چی کار میکنین؟
خانم هان، این حقیقت داره؟
حقیقت داره که تو و آقای لی باهم قرار میذارین؟
کارت توی تعقیب من خوبه ها
من تو همه کاری خوبم
چرا میخوای بری اونجا؟
گفت میخواد زندگی قبلیش رو تجربه کنه
خودت تنهایی؟نه نمیتونی، خیلی خطرناکه
آخرهفته میخواین به سوهه برید؟
میخوای بری؟
اونو از کجا گرفتین؟
یکی دادش بهم
دلم براش تنگ شده
همین نزدیکی هاست، ولی منو فراموش کرده
فکر میکنی دوباره ازم خوشش میاد؟
...منظورت چی بود وقتی گفتی
احتمالا داییم تنهاست؟
دوست دخترش بخاطر اون، حافظه اش رو از دست داده
هی، یول
میتونین همین الان فوری بیاین به خونه من؟
مسئله فوریه
خیلی خب باشه، میتونی آدرستو برام بفرستی؟
سعیمو میکنم خیلی سریع برم
آقای جین
دایی، جی آ همه چیزو بهم گفت
نگران نباش، کمکت میکنم
اولین بارمه میام اینجا، درسته؟
نمیدونم این حرفم ممکنه چطور به نظر بیاد
ولی حس میکنم قبلا اینجا بودم
این روزها احساس عجیبی دارم
...سرم
...و قلبم
باهم در تضادن
این روزها
راجع به احساساتم گیجم
...میخوای
نشونت بدم؟
آره
!الان
!الان
شماها همو بوسیدین؟
"Episode 13"
به این زودی؟
ولی چطوریه که سگ نشدی؟
تبدیل به سگ نشدی
هنوزم به شکل انسانی
عجیبه نه؟منم نمیفهمم
چرا تغییر نکردم؟
قبلا نفرینو باطل کردی
...با
معلم ریاضی
دایی، منظورت چیه؟
منظورت چیه که معلم ریاضی بهش کمک کرد نفرینو باطل کنه؟
اون با معلم تاریخ قرار میذاره
چی؟اشتباه میکنم؟
دایی، هنوزم هوش و حواست سرجاش نیست
یا شاید فقط نمیدونه یه بوسه واقعی چیه
میدونی، وقتی لب های دونفر باهم برخورد میکنن
...اون نرمی و لطافت
میدونی که منظورم چیه
وای، اون حس
ولی بازم، این چی میدونه آخه
اگه بعد از بوسیدن کسی به سگ تبدیل نشه
دیگه هدفش چیه...وای، منطقی نیست
دارم بهت میگم، اون حتی نمیدونه یه بوسه چیه
اونا واقعا همو نبوسیدن
...آقای جین، راجع به اتفاقی که افتاد
"...آقای جین، راجع به اتفاقی که افتاد"
خانم هان، من شمارو دوست دارم
میخوای بری؟
آخرهفته به سوهه؟
فکر میکنی دوباره ازم
خوشش میاد؟
این روزها
راجع به احساساتم سردرگمم
آقای جین، سلام- سلام-
آقای جین
سلام
سلام- !سلام-
خانم هان، خیلی خوشگلین
سلام- سلام-
سلام- سلام-
سلام- سلام، خانم هان-
سلام
اگه منفی 1 باشه، میشه 28 اما اگه منفی 2 باشه، باید 250 بشه
پس اگه 3 باشه، جواب میشه 29
درسته- خدایا، آقای جین-
الان کامل میفهمم
اگه بازم سوال داشتم، میام پیشتون
حتما- ممنون-
چجوری باهاش روبرو بشم؟
داری ازم دوری میکنی؟
لطفا این کارو نکن
به احساساتم صدمه میزنه
...خب، فقط
میدونم احتما سخت و گیج کنندهست
ولی منتظر میمونم
تا وقتی که قطعه گمشدهت رو پیدا کنی
تا وقتی که بفهمی چه حسی داری
در هر صورت
ازم دوری نکن
قطعه گمشدهم؟
"دبیر هه نا"
خدایا
هه نا جدی یه معلمه
"!هان هه نا، عاشقتیم"
"معلم کره ای عزیزم"
"زوج سو هه"
اینو ببین
پس حق با من بود
بله، سلام
رسیدم مدرسهت
باید یه چیزی نشونت بدم بعد از کلاست بیا حیاط پشت مدرسه
ببخشید
فقط در صورتی که اینجا شاغل یا دانش آموز باشین، اجازه ورود دارین
بوی سگ به مشامم میخوره
اومدم معلم هان هه نا رو ببینم
میدونین کجا میتونم پیداشون کنم؟
خانم هان هه نا؟
اوه، بذارین توضیح بدم
اون بچه خواهرمه
"زوج سو هه"
که اینطور. پس اومدین خانم هان رو ببینین
ببین
این. اینو میخوای؟
از اینجور چیزا خوشت میاد؟
بیا، یه چیز دیگه برات دارم
اینم هست. مورد علاقهمه
اونطرف بیشترم هست
پس بریم اون طرف؟ باهام بیا
هی، مگه معاون مدیر اونو بهت نداده؟
وقتی میری سر قرار باید بپوشیش
گفت مخصوص زوجین ئه
خب؟ رابطه تون داره پیشرفت میکنه؟
...خب اون
اوه راستی آقای لی مشکلی باهاش نداره؟
چی؟- میدونی که منظورم چیه-
یه رابطه بدون بوسه
ازش نپرسیدم
...ولی
گمونم الان مشکلی نداشته باشم
خیلی مخالف بودی که چرا نظرت عوض شد؟
مطمئن نیستم
قبلا نفرینو باطل کردی
با معلم ریاضی
"زوج سوهه؟"
این دستخط منه
گفتم یه راست بدون اینکه مسیرمو گم کنم یه راست میام پیشت
ولی میترسم که یکمی گم بشم
...یه سگ به اسم کوکو
شبیه این عروسکی که اینجاست، بود
همین نزدیکی هاست
ولی منو فراموش کرده
ترسیده بودم خانم هان خاطراتش رو یادش بیاد
پس برای ترسوندنش همچین کاری کردم
کار درستی کردم؟
خدایا
نباید این کارو میکردم؟
"تو دردسر افتادم"
"صدام عجیب شده"
"اون عوضی صدامو اینجوری کرد"
"باید هر چه زودتر پیداش کنم"
رو به جلو
خوبه
"اون عوضی لاغر مردنی که شبیه روباهه"
"حتما یه جایی تو زمین مدرسهست"
"!کمکم کن صدامو پس بگیرم"
!دایی
دایی
دایی؛ حالت خوبه؟
"! هه نا"
چی؟
دایی؛ حرف بزن
چرا یهویی این شکلی داری پارس میکنی؟
"چیکار باید بکنم؟"
آخه چی می خواد بگه؟
دایی؛ گوشیت پیشت هست نه؟
روش تایپ کن و بهم نشون بده
فراموش کردی چطوری بنویسی؟
چی شده؟
از کجا اینو آوردی؟
"!این عوضی بود"
"اینو ازش کش رفتم و فرار کردم"
.... این مرد
No comments yet. Be the first to leave one.