لومړۍ 131 کرښې.
Pink Panther ترجمه از « امین احمدی »
نتی - یالا -
دیرمون میشه - بیخیال -
یکم زندگی کن
نتی صبر کن
« سواحل جورجیا - سال 1909 »
« رنگ بنفش »
حرکت کنیم
سیلی، خیلی یواشی
تا حد امکان داره سریع راه میاد بابا
میگه بچه لگد میزنه
اسمت بچهت رو چی میخوای بزاری سیلی؟
،(اگه پسر باشه اسمش رو میزارم آدام (آدم .از روی انجیل
چقد قشنگ
نتی، سیلی بیاید
چشم بابا
و با تمام قدرتش، اون دختره برگشت سرکارش در مزرعه
اما اینقدر گرم بود که به زور میتونست وایسه
سرپرست سرش داد زد تا دوباره روی پاش وایسه
...سرشار از ترس رو کرد به مادرش و پرسید
،بزار من بگم این بخش موردعلاقه منه
.همونطور که مامان قبلا میخوندش
اون دختر روی زمین معلق بود اما هنوز پرواز نمیکرد
،اون میترسید که سرپرست مچش رو بگیره
،و بدون ایمان اون به شدت زمین خورد
کی میتونم بپوشمش مامان؟
الان نمیشه عزیزم اما به زودی میپوشی
به زودی
اوهوم
این رنگ خیلی بهت میاد
خیلهخب
حالا دستت رو بده بهم
میخوام سوزن رو حس کنی
حسش میکنی؟
.میخوام پارچه رو حس کنی حسش کن
بله مامان - خیلهخب، میخوام تو امتحان کنی -
باشه
نترس، نترس
.از اونجا ردش کن خوبه
کیسه آبم پاره شد
تکون نخور، میرم ماما رو صدا کنم
خوب داری پیش میری، خانوم سیلی
فقط میخوام یکبار دیگه فشار بدی
چیزی نمونده
یه فشار دیگه، یالا
اینم از این
یه پسر کوچولوئه
اینجاست
برو بقل مامانی
آدام - آدام -
شیر بهش دادی؟
پسر دار شدم بابا - بدش به من -
به خداوند میدمش
همونطور که اون یکی رو دادم
بزار فقط یه روز دیگه باهاش بگذرونم
نه
من میتونم سر بچهداری به سیلی کمک کنم
حتی در وظایفش تو کارای خانه هم کمک میکنم
.نه، اون بچه مال منه اگه بخوام میگیرمش
بدش به من
فکر میکنی بچههام رو میکشه؟
به نظرم همونطور که خودش میگه اونا رو میده به خداوند
اما اونا بچه من هستن
چرا خداوند اونا رو پس نمیده بهم؟
ظهر بخیر
بیشتر عصره ولی همچنین
عصر؟
.پس داره دیروقت میشه دختر بزار تا خونه برسونمت
من دختر کسی جز مامانم نیستم
و اونم مرده
میتونی نتی صدام کنی
خدایا، داره آواز میخونه
شاعرانه هم هست
خواهرم دوختش
حالا دیگه داری دروغ میگی
من یه دختر پسروار هستم و از درخت بالا رفتن رو دوست دارم
.میخچه و پینه پا و تاول دارم پاهام اصلا هم قشنگ نیست
حالا تنهام بزار
اسمم مستر هستش
!بیشتر! بیشتر
شما جناب! روزنامه میخوای؟
ممنون جناب - روز بخیر جوون -
!بیشتر! بیشتر
کی روزنامه میخواد؟
اولیویا
میدونی من کیم؟
من مامانتم
!سیلی
برگرد سر کارت
!سیلی
!سیلی
کجا بودی؟
ایوان رو جارو میزدم
برو طبقه بالا
صبح بخیر آلفونسو
چیکار میتونم برات بکنم؟
میخوام از نتی خواستگاری کنم
دنبال زن میگردم
،طبق چیزایي که من شنیدم فقط خواستنـت کافی نیست
تازشم، نتی خیلی باهوشه
قراره معلم مدرسه بشه
،اما سیلی رو بهت میدم
.در ازای یه گاو و چندتا تخم مرغ
خیلی زشته اما مثه مرد کار میکنه
موجودی که وارد مغازت شد رو سیلی صدا میکنی؟
اونو نمیخوام
...پس بچههات
به اندازه کافی اذیتت نمیکنن یعنی؟
.کنار میای باهاش امیدوارم
.قبل اینکه بچههات خونهت رو به آتیش بکشن
و دیر یا زود اینکارو میکنن
بعدش میخوای چیکار کنی؟ ...چطوری میخوای زنت رو
اون کیه بیرون داره با بابا صحبت میکنه؟
خوده شیطان ـه
امروز از مدرسه تا خونه دنبالم بود
حالا نمیتونم از شرش خلاص شم
شیطانم باشه خوشتیپ ـه
شیطان همیشه تا قبل اینکه جهنم به پا کنه جذاب به نظر میاد
خانومای تو کلیسا میگن سه تا بچه آتیشپاره داره
سه تا؟ - اوهوم -
میگن زن سابقش رو
یه یارویي که باهاش قایمکی رابطه داشته با تفنگ زده کشته
و مرده ناراحتم نشده چون خودشم با کسی رابطه داشته
یه زن بیبند و بار به اسم شوگ ایوری
زن بیبند و بار یعنی چی؟
گمونم زنی که نمیزاره
.هیچ مردی اونو متعهد کنه
.باحال به نظر میاد منم دلم میخواد بیبند و بار باشم
.نه دلت نخواد بزار یه چیزی یادت بدم
امروز معلممون درباره جایي به اسم آفریقا بهمون درس داد
گفتش اصالتا مردم ما اهل اونجان
No comments yet. Be the first to leave one.