لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 44=-
این مال روزیه که یون سونگ
می خواد برگرده به زن بودنش تک تک اینها رو من براش خریدم
اینو برا وقتی که قرار بود از دبیرستان فارغ اتحصیل بشه خریدم
وقتی که دبیرستان می رفت اینو براش خریدم
این به نظر میاد مال وقتیه که بزرگتر شد
بلوز با یه دامن کوتاه
وقی که بیست سالش شده بود اینو خریدم
وای این لباسها رو قرار ه خواهرم بپوشه
اون توی اینها خیلی خوشگل می شه
این الان کاملا اندازه اشه
ولی فکر کنم لباسهای دیگه براش کوچیک باشه
برای اینکه از زمان پوشیدن اونها گذشته
و اون تا الان به اسم یه مرد زندگی کرده
وقتی خواهرم به پدربزرگ هم چی رو بگه
اونوقت می تونه این لباسهارو بپوشه
وقتی که خواهرم خواست بره دیدن کسی که دوستش داره
می تونه این لباس بپوشه
خدارو شکر برای این زیاد دیر نشده
اون کیه که اینطوری به شرکت ما حمله کرده؟
شما به کسی شک نداری؟
اون هیچ جوری خودش رو نشون نداده تا بتونیم بشناسیمش
دنیا رو ببین هنوز استاد ماهر از جریان بی خبره
حتی اگه فقط یه مشکل باشه ولی اون مشکل بزرگیه
وقتی سهام رو به تو منتقل کنم
تو تبدیل می شه به یک سهامدار عمده
در حال حاضر این موضوع رو با تیم حقوقی مطرح کردم
تصمیم دارم سریع مسائل مالی رو سرو سامان بدم
مدیر لی می تونم برای چند لحظه تنها صحبت کنم؟
بله خواهش می کنم
فکر کردی حالا که رییس شدی می تونی به من دستور بدی
تو از کجا فهمیدی شرکت دچار بحران شده؟
از روزنامه صبح امروز خوندم
ولی انگار خونواده ات زودتر خبر دار شدن
برای همین واکنشت اینقدر آروم ـه؟
سعی داری چی بگی؟
وقتی شرکت در بحران ـه بهتر نیست اول به فکر راه حل باشی
فکر نمی کنی این مهم تره؟
البته ، تو عرضه شو نداری
نمی دونم چطوری قراره از این بحران بیایم بیرون
تو از قبل خبر داشتی
بهم بگو از کجا ؟
برای چی باید بهت بگم؟
من تنها چیزی که می خوام بگم اینه که
سس سویای هوانگ سو رو به تو نمی دم فقط همینو می خوام بهت بگم
تو نمی خوای از دستش بدی؟
چون به تو نرسیده می خوای
نابودش کنی؟
بهم نگو که تو همچین شخصیتی داری
هر جور دلت می خواد فکر کن
شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد
یون سونگ شمارشو عوض کرده
نه هنوز
یون سونگ یعنی رفته پیش پدربزرگ؟
حتما بعد اینکه پدربزرگ بفهمه برادرم دروغ گفته از عصبانیت دیوونه می شه
خانم من منشی کیم هستم
بله منشی کیم یه ثانیه
به زودی اتفاق می افته من می ترسم
با اینحال باید حقیقتُ بگم
برادر یون چان اتفاقی افتاده؟
توی خونه اتفاقی افتاده؟
ببخشید ، تو فکر چیزی بودم
بعد از یه کم قدم زدن بر می گردم
هیونگ
یون سونگ چطور شد؟
رازت رو مطرح کردی؟
هنوز نه هیونگ یه اتفاق دیگه افتاد
شما تا حالا سه تا مشورت درست بهم دادی
وقتی که مشکل دارم همه اش می خوام بیام پیش شما
الانم به کمک شما نیاز دارم
به من تبریک گفتین؟ برای چی تبریک می گین؟
به زودی استاد یون سونگ کسب و کار خانوادگی رو به ارث می بره
رییس می خواد سهام رو به یون سونگ منتقل کنه
وقتی که سهام رو دریافت کرد
استاد جوان یون سونگ تبدیلی می شه
به بزرگترین سهامدار شرکت
از اونجایی که در سالروز تولد 70 سالگی
رییس حق رای شون رو از دست می ده
وقتی استاد یون سانگ بزرگترین سهامدار بشه
طبق مقررات مادر ایشون هم
تبدیل می شه به خانم هوانگ سو سس سویا
و بلافاصله کلید ماهی نقره ای به شما برگردونده می شه
چی؟ چی گفتی؟
الان می خوای چی رو از من بگیری؟
شما باید اون کلید ماهی رو تحویل بدین
هی ! عقلت الان سرجاشه؟
شما فقط منشی رییسی
اون خانم این خونه است
کی گفته که باید کلید ماهی طلایی رو پس بده
رییس در این مورد می دونه؟
رییس در حال حاضر تصمیم گرفتن سهام رو به استاد جوان منتقل کنند
سهام رو به کی منتقل کرده؟
به استاد جوان یون سونگ
و ایشون تبدیل می شه به برزگترین سهامدار هوانگ سو سس سویا
و با توجه به مقررات
قدرت مدیریت باید تحویل مادر استا یون سونگ بشه
شما باید اون ماهی نقره ای رو به مادر ایشون بر گردونین
منشی کیم ، شما اصلا احساس نداری؟
-=تـــرجمه و زیـــرنویس=- -=شـــــــهلاز=-
یون سونگ
بله مادر
منشی کیم بهم خبر داد یون سونگ
خدای من ...کی باورش می شد؟
قلبم داره تالاپ تولوپ می زنه
برادر من تبدیل شده به بزرگترین سهامدار هوانگ سو سس سویا
یعنی ثروتمند تر از همه
و مادر هم طبق مقررات تنها خانم مدیر داخلیه
مادر راگونگ باید کلید ماهی نقره ای رو به مادر ما برگردونه
برای چی شرکت یهو یه همچین تصمیم ناگهانی رو گرفت؟
بله مامان شرکت ناگهانی دچار بحران شده
برای همین پدر بزرگ این تصمیم گرفت
پس دلیلش این بوده - قبل از هر چیز مامان تبریک می گم بهتون -
بالاخره به جایگاه اصلیتون برگشتین
در مقایسه با دیگران ،فقط فکر کردن به این
موضوع منو خیلی خوشحال می کنه
برادر من بزرگترین سهامدار شرکت شده
این واقعا خیر بزرگی نیست؟
پس موضوع گفتن حقیقت به پدر چی شد؟
در این مورد می خوای چیکار کنی؟
فکر می کنم باید در موردش تجدید نظر کنیم
باید اول به پدربزرگ کمک کنم
یون سونگ
هیونگ
سلام
در مورد اون موضوع که خواسته بودی درسته ، تایید شد
درست حدس زده بودی یون سونگ
این کار را گونگ بوده
مادر ، خواهر لطفا همینجا بمونید
من باید جایی برم
هیونگ از شمام ممنونم
نه خیر معلوم هست داری چی می گی؟
اگه بخوایم کلید نقره ای رو بدیم به شما اونوقت خودمون چطوری زندگی کنیم؟
همه چی رو که به هم ریختین حالام نوبت این بود
ما با این عصبانیت چطوری می خواین این کارو انجام بدیم؟
چطوری می تونیم اینم از دست بدیم؟
مامان بیخودی با اینها حرف نزن
منشی کیم پاشو برو بهت گفت پاشو برو
خانم ، لطفا آروم باشین
چطوری می تونه الان آروم باشه؟
نشنیدی بهت گفت برو ؟
نمی خوام الان ببینمتون بهتون گفتم برید بیرون
این چیزی نیست که شما اینقدر بخاطرش جا بخورین
وقتی که برای استاد یون سونگ مراسم و جشن جانشینی گرفته شد
همون موقع این تصمیم گرفته شد
شما باید این موضوع رو بپذیرین
خانم شما باید از قوانین هوانگ سو اطاعت کنید
!!همین الان برو بیرون
ولم کن
خانم اینجوری نکن بازم غش می کنی
چی می شه اگه غش کنم؟
من نمی تونم اون کلید رو از دست بدم
اون نشونه تمام قدرت من توی این خونه بود
چطوری می تونم اونو تحویل بدم؟
حتی اگه زمین به آسمون برسه ما اونو نمی دیم
اگه می خوان اونو ازمون بگیرن باید از روی جنازه ما رد بشن
اومدم یه چیزی رو تایید کنم مادرت کجـاست؟
بچه پر رو
این صداری راگونگ نیست ؟ این دیگه چیه؟
یون سونگ اومده؟ درست می گم؟
فکر کنم
به نظر میاد اون بچه لوس و پررو برگشته خونه
خانم
داری چیکار می کنی؟ برای چی اومدی اینجا؟
اومدی کلید نقره ای رو از چنگم در بیاری ؟ آره؟
باید یه چیری رو تایید کنم لطفا بشینید
منتظر اجازه توام تا بشینم؟
بعد از اینکه استاد ماهر شدی
اینقدر بی ادب و متکبر
شدی
یون سونگ لازم نیست اینقدر مارو تحریک کنی
حتی اگه بی ادبم شده باشی
ما چیزی نداریم دیگه ازش بترسیم
لطفا بشینین می خوام یه چیزی بپرسم
واقعا که؟
برای همین یون سونگ رفته اونجا؟
رفته تا دوباره راگونگ و خونوادشو ببینه؟
بله فکر کنم همین کارو کرده
بعد از گرفتن اطلاعات قطعا سریع رفت که راگونگ رو ببینه
چون تنها رفته من نگرانم
اونها آدمهای باهوشی نیستن
حتما با فهمیدن اینکه برادرم ثروتمند شده
حسابی از حسادت از جا در می رن
شما دو نفر چرا نمی رین اونجا
چون اینجا شرکت بود برای من اشکالی نداشت ولی من نمی تونم برم خونه تون
راگونگ ، مادر و مادر بزرگش
شماها همه تون می دونستین که برای شرکت داره چه اتفاقی می افته
می خوای با این حدس های وحشیانه ات مارو عصبانی کنی؟
می خواد به ما یه دستی بزنی؟
این خیلی مهم ـه
بحرانی که الان برای هوانگ سو پیش اومده
نمی تونم بذارم اینطوری بشه
راگونگ ..اخبار مربوط به هوانگ سو
تو کسی بودی که دیروز ارائه دادی درست می گم؟
چی؟
تو برای چی دارس سعی می کنی داستان درست کنی؟
هی ، مثل اینکه برای این کار نقشه کشیده بودی
هی ، همین کافیت نیست که استاد ماهر شدی
واسه چی دوباره اینطوری می کنی؟
من شخصا با خبرنگار جونگ سوک پان روزنامه نگار ، روزنامه اقتاصدی حرف زدم
گفت کسی که گزارش کرده شرکت در شرایط بودی ـه
No comments yet. Be the first to leave one.