لومړۍ 200 کرښې.
قسمت 19
.بله، اوپا هو شیک
خبری از کیم جانگ ووک شد؟
چی گفتی؟
کی...مُرده؟
کیم جانگ ووک؟
مطمئنی اون همون رویی کیمِ؟
این لیست کره ای هاییِ که جونشونُ از دست دادن؟
.کیم جونگ ووک،37ساله، مرد
...پلیس هنگ کنگ و کارمندای هتل
.اون دزد
!دزد
.اون دزده
!مرد بده
اون در هنگ کنگ به عنوان یه تاجر ...فعالیت می کرده شناخته شده
.عالیه. واقعاً خوشمزه است، مادر
چاشنیش خوبه؟
.آره، واقعاً
.معرکه است
.جونگ ووک هم خیلی اینُ دوست داره
از جونگ ووک متنفر نیستی؟
...اون تو رو توی همچین وضعیت سختی گذاشت و
و هیچوقت هم بهت نگفت کی برمیگرده؟
.البته که ازش متنفرم، مادر
تقصیر جونگ ووکه، که من تموم ثروتمُ از دست دادم، به این شهر کوچیک اومدم .و دارم سخت کار میکنم
...نه، مادر
.واقعاً نمیدونید دارم شوخی میکنم
.من اصلاً از پسرتون متنفر نیستم
.جونگ ووک کلاهبرداری نکرد و از عمد فرار نکرد
اون داره سعی میکنه اون شریکش که .دررفته بودُ پیدا کنه و بیگناهیشُ ثابت کنه
اون حتماً الان تنها تو اون دیارغربت .داره زمان سختی رو میگذرونه
...فکر میکنین که من چرا
با جانگ ووک ازدواج کردم، درصورتی که یه عالمه آدم کله گنده برام صف کشیده بودن؟
...اولاً بدون شک به خاطر صورت خوش قیافش بود اما
...جانگ ووک من
،وقتی باهاش قرار میذاشتم
.اون بهم خیلی وفادار بود و هیچوقتم منُ فریب نداد
واسۀ اینکه اون مرد سخت کوش .و بااستعدادی بود
.صبرکن وببین مادر ...جانگ ووک ما
با این بدشانسی که اُورد، از این بعد .حتی سربلندتر از اینا پابرجا میمونه
...واقعاً
مطمئنی که اون مرده؟
الان تو خبراست؟
بازم، لطفاً مطمئن تر شو .ببین واقعاً صحت داره
.بمحض اینکه مطمئن شدی، دوباره بهم زنگ بزن
اون مرده؟
کی؟
نکنه اونیه که میشناسم؟
.نه
.وو جای تو نمی شناسیش
.اون کسیه که چند سال پیش میشناختمش
،یدفعه ای از شنیدن مرگش
.غافلگیر شدم و براش متأسف شدم
غذا میخوری، درسته؟
.بهرحال میخواستم چیزی بهت بگم
خوبی؟
بنظر نمیرسه خوب باشی؟
.من خوبم
.بریم
.مادر، توحیاط کلم ناپای فراوونی دیدم اونا چین؟
.ما باید کیمچی درست کنیم
،بخاطر اتفاقای زیادی مثل پول گرِو
.نسبت به سال گذشته خیلی به تأخیر اُفتاده
.امشب کلم تو آب نمک میخیسونیم
.که فردا درستش کنیم
.آیگو، هِی
فکر دست تنهایی انجام دادن ،این همه کار با مادر
.احساس میکنم کمرم داره دونصف میشه
.خدای من، نگران نباشین، مادر
منظورت از "نگران نباشین" چیه؟
میخوای کمک کنی؟
.دوتا آدم گنده تو این خونه است
چی؟
.من نمیخوام ازدواج کنم
.دارم میگم که من ازدواج نمیکنم
.هیچوقتم به ازدواج فکر نکردم
.داداش
گفته بودی که میخوای زن برادر جدیدُ .بیاری خونه. پس چرا هنوز خبرایی نشنیدم
نکنه، رابطه تو بهم زدی؟
یا فقط عشق یه طرفه بوده؟
عشق یه طرفه؟ کی؟
،اگه داداش ازدواج بکنه، فقط من میمونم
.فرض کنیم داداش سال دیگه ازدواج میکنه
.پس بهتره که من اینکارُ تا سال دیگه کشش ندم
.برادرای شوهرم
همونطوری که انتظارشُ داشتم، برادرای .شوهرم فقط بلدن عاطل و باطل ول بگردن
.زود بیاین بیرون
باز چی شده؟
.چیز خوبیه، زودباشین بیان بیرون
اینا چین؟
اینجا کلم ناپا رو میبینید دیگه، درسته؟
.از این به بعد، اونا رو به چهار قسمت تیکه میکنین
.بعدشم تو نمک میخسونید
،موقع درست کردن کیمچی، اول از همه
میدونید که ما کلمُ برای از بین بردن سفتیش و رطوبتش تو نمک میخسونیم، درسته؟
.شروع کنید
چرا ما باید اینکارُ بکنیم؟
شنیدم که تا به امروز فقط مادر و .مادربزرگ رو کیمچی کار میکردن
.واسۀ همین، اونا مریض میشن
مگه مرد کیمچی نمیخوره؟
.شروع این سال با یه تغییر خواهد بود
...شما کلمُ تو نمک میخیسونید و
.خانوما هم میرن یه استراحتی میکنن
!زن برادر
!هش
،نمیتونید بگید که پخت و پز کار مردا نیست .حتی اگه این یه رسم قدیمی باشه
از حالا به بعد، اگه نمیخواین زنی که قرار ،بعداً باهاش ازدواج کنین، زجر نکشه
.باید وقت شناسی رو یادبگیرین
...نه، نه. برادر شوهر کوچیکه، اون
نمتونی اینجوری انجامش بدی، باید بیشتر زور بدی؟
...هِی
ولی چرا تو کار نمیکنی؟
من؟
.البته که میخوام باتون کار کنم، قطعاً
اما اگه زیر چشام گودی سیاه بیافته چی؟ میدونید چه تأثیری روی تصویربرداری داره؟
.50میلیون شهروند منتظر برگشتنم هستن
من باید قدردانیشون رو به نحو احسن بهشون برگردونم، درست نمیگم؟
...آه، اون
.دِگفتم این شکلی انجام نده
خیلی زوده که از عروسمون برای وادارکردن .پسرا به کارکردن تشکر کنیم
...نابی همیشه عادت
داشته دیگرونُ با یه اشارۀ انگشت .به سمتشون وادار به کارکردن بکنه
.اون تو اینجور کارا وارده
از این به بعد، اگه میخواین پسراتون ،همیشه آماده به خدمت باشن
.از نام نابی بخواین ترتیبشُ بده
.بازم دلم واسۀ چان گی و بک گی میسوزه
،از اونجایی که از سرکار برگشتن
.باید خیلی خسته باشن
.اونا مردای جوون و پرانرژی ای هستن .اگه قرار با این کارا خسته بشن
پس کی قرار بدردبخور باشن؟
پس کی قرار بدردبخور باشن؟
پس کی قرار بدردبخور باشن؟
پس کی قرار بدردبخور بشن؟
،اگه همۀ کلم ها رو هدر بدین چطور کیمچی درست کنیم؟
کمک میخواین؟
.نه، خوبه
...تو، بچه فسقلی
.حتماً خسته اته برو و یه استراحتی کن
برادرشوهر کوچیکه، گوک هی رو دوست داری؟
.کَلَما... خیلی تازن
.اوه، یه بویایی میاد.مشکوک میزنی ها
.باورم نمیشه کیم جانگ ووک مرده باشه
چطور اتفاق افتاده؟
چرا باید حالا مرده بمیره؟
حالت خوبه؟
اوه؟
.آره، متأسفم
.راستی. گفتی میخوای چیزی بهم بگی
چیه؟
.من محل کار کفش سازی رو ول کردم
محل کار؟
.آره، ولش کردم
پس، از این به بعد چه بخاطر من باشه ،چه نام نابی
امیدوارم دیگه سعی نکنی رابطۀ بین اون خونواده رو شکراب کنی؟
شکراب؟
.یه خورده عجیب غریبه
...رستوران لوبیای مِجین و اون خونه
.میدونم که تو مالکشونی
درست نیست؟
اون اتفاقی بود. من هم مدت درازی .نیست که دربارش میدونم
این خونه تنها چیزی بود که پدر و مادرم .قبل از مرگشون داشتن
،موقعی که از دنیارفتن .اوپا سانگ هیون صاحبش شد
.وقتی که اونم جونشُ از دست داد، مال من شد
.بهر حال، دیگه با اون خانواده بازی نکن
...استاد و خونواده اش
.همه آدمای خوبین
بازم نگران اُستاده هستی؟
.خوبه
.فوراً ازت میپرسم
،چند روز پیش، وو جای، به من
...دربارۀ احساساتت نسبت به نابی
گفتی که چه عشق باشه .چه دوستی مهم نیست
.بازم بهم بگو
اون چیه؟
.کشتمش
.وو جای
.اون فقط یه احساس یه طرفه از من بود
.من الان کنجکاو این موضوعم
لی وو جای، الان چی گفتی؟
تو فقط اونُ دوست داری؟
تو فقط عاشق اونی؟
.آره، میدونم
.میدونم که قابل قبول نیست
.اینُ هم میدونم که از همون اول منطقی نبود
چرا؟ بخاطر اینه که اون متأهله؟
اگه نام نابی دیگه شوهری نداشته باشه چی؟ چیکار میکنی؟
اگه نام نابی مجرد شده باشه چی؟
.من به این"اگرها" نیازی ندارم
.این فرضیات بی فایده است
.اونچه که مهمه الانه
.امروزم حالم زیاد خوش نیست
.بذار بعداً صحبت کنیم. دارم میرم
پدر، واقعاً... دو سال از عمل جراحیم .میگذره و مشکلی ندارم
چرا بازم اینقدر نگران شدی؟
.بزودی مرتب چکاپمُ انجام میدم
میخواین نتیجه اشُ واستون بفرستم؟
.میدونم وقتی جوونم احتمال عود بیماری زیاده
.خواهر اومد. بعداً بهتون زنگ میزنم .قطع میکنم
خواهر، چی شده؟
مریضی؟
No comments yet. Be the first to leave one.