لومړۍ 200 کرښې.
این قسمت تقدیم میشود به باب آویلا » « انتهای جادۀ خاکی میبینمت، رفیق
« یــلــواســتـون »
الان جیک رو توی اینستاگرام دیدم؟
دیدینش؟
نمیدونم چطوری میخواد دوتا فالوورش رو مدیریت کنه
یکیشون منم - هی، منم فالووت کردم -
آره، سه تا دارم
خب پس الان قراره اینکارو کنی؟
قراره اینفلوئنسر بشی؟
بری جای توقفگاه تریلیها و بگی از اینجا پست میذارم"
اگه بهم ناچوی رایگان بدین"؟
با پنیر اضافه - ناچوی رایگان -
هی، یادته... بـارِ استیسی رو یادته؟
اون بـارِ قدیمی رو یادته؟
یه بـار هست
استیسی رو میگی؟ - توی گیتوی -
و زمانِ خودش، خیلی خفن بود
توی دستشویی مردونه
بالای توالت روی دیوار یه سوراخ بود
و کارکنانش اونجا یه تابلو گذاشته بودن که روش نوشته بود
مشتری پایین رو نگاه کرد و سایز کیرش رو دید"
و بعد از سر ناامیدی واعصابخردی
"سرشو تو دیوار کوبید
در این حد اونجا
...خز و خیل بود. بعد ما
بیرون وایساده بودیم و یه پسر گندهای بود
و خیلی مست کرده بود
و بعد ما رو دید
و با تمام قدرتش
محکم سویچش رو پرت کرد "و خورد تو قفسه سینه "ریپ
گفت "ماشین کوفتیم کجاست"؟
انگار خدمتکاره. انگار اون...اون میدونست
ماشین کوفتیش کجاست
اینو یادته؟ - آره بابا. چطور میشه یادم بره؟ -
و ریپ بهش نگاه کرد و گفت
پسرجان، ده نفر هم باشم"
"بازم نمیتونم برات کاری کنم
و اون مست بود
ولی احمق نبود بعد سویچش رو برداشت
و رفت پی کارش. ما هم سوار ماشینمون شدیم و رفتیم
:رایان بهش نگاه کرد و گفت
"ریپ، اینو کجا شنیدی؟ خندهدارترین چیزیه که شنیدم"
"و ریپ گفت: "آره
"اولین باری که من شنیدمش، اصلاً خندهدار نبود"
باور کنین نبود
من اصلاً نمیتونم راضیت کنم بیای بـار
ولی با این دیوث تکتک بـارهای ایالت رفتی
وایسا. یه لحظه صبر کن
من دو دفعه بُردمت بــار و هر دو دفعه
سر خونه بردنت، پدرم در اومده پس از من یکی بکش بیرون
جیمی، بریم
باید بزنیم جاده - تو هم با ما برمیگردی؟ -
عمـراً. من با شما برنمیگردم
میرم فرودگاه
و فرار میکنم و شما با ماشین میرین تگزاس
بریم - چَشم قربان -
احتمالاً بزودی بیام سمتت، رفیق
جدی؟ مزرعهای پیدا کردی؟
"آره، اسمش هست "ماشینِ کمپرِ من
قراره توی میدونِ سوارکاری
ازم مراقبت کنه - چه کار سختی -
یکی باید انجامش بده
هر کاری داشتی، بهم زنگ بزن
خب؟ - مرسی داش -
ترویس، ممنون
خواهش میکنم.
پسر، عجب پاهایی! تا زیر خاک میره. نه؟
گمشو بابا
ترویس؟
خب، اگه دنبالِ گاوچرون یا نیروی کمکی بودی
...من
به پولش نیاز دارم
جدی؟ چرا؟ مگه اینجا چشه؟
خاطرات زیادی توشه
خب، اسبسواری بلدم. میدونی که بلدم
آره. آره، نه، اسبسواریت رو دیدم
ببین چی میگم
چطوره از جیمی بپرسی
واسه من کار کردن چطوریه
تا بدونی با چی سروکار داری. خب؟
کار کردن واسه اون لاشی چطوریه؟
جهنمیه که باید شخصاً تجربه بشه
تا بشه کامل درکش کرد
خب، پول خوبی میده؟
خب، بیدلیل پدر آدم رو در نمیاره
ولی...توی دلیل پیدا کردن واقعاً کارش درسته
منطقیه
عاشقشم. جیمی آخر هفتهها اونقدر از دیدنم خوشحال میشه که
انگار هر شنبه یه تولهسگِ جدید دارم
جیمی، بریم! لامصب
حالم بهم خورد - من خوشم میاد -
اصلاً عجله نکنی
هیچ عجلهای نیست - آره. آره -
فقط...با زمانبندی تو پیش میریم
گوشیت رو هم قطع کن
نمیخوام یه ساعت یات راک گوش بدم
یه هفته دیگه میام اونجا
خیلی خب
حالا برو یه کتاب صوتی بخر
و یاد بگیر انگلیسی حرف بزنی
چون من به زبون دهاتیا حرف نمیزنم
و قصد هم ندارم یاد بگیرم. برو
یه هفته دیگه میبینمت
چَشم قربان - کمربندتو ببند، امیلی -
تو رو نمیگم، جیمی
کسی براش مهم نیست تو زنده میمونی یا نه
سعی کردم بهت هشدار بدم، تیتر
پونصدتا. بریم
من تا حالا 500 دلارم ندیدم
بیخیال. ولم کن حاجی
اونو میخوای چیکار؟ - یالا. بجنب -
ازش خوشت میاد؟ - یالا -
بدشانسی آوردم - اونو ببین -
رفیق - خیلی خب، تیتر -
ظاهراً میرم تگزاس
جدی؟
تو چی؟
من دیگه وقت تلف نمیکنم
خب، این که مسیر نشد
چرا هست
هی عزیزم، یه دوش بگیر
بوی کفتار میدی
تو از کجا میدونی کفتار چه بویی میده؟
نمیدونم ولی فرض میکنم
و فرض میکنم بوی تو رو میدن
چیکار میکنی؟
میخوام یه چیزی بهت نشون بدم
...خب، من متخصص نیستم
...ولی
حدود 600 جفت
مرتعهای یونجه آبیاری شده
خونه کوچیک، انبار بزرگ
چند هکتار؟
سه هزار هکتار دارای سند
و 20 تا دیگه با اجارهنامهی اداره زمینهای دولتی
میتونی یکسالهها رو اونجا جا بدی. نه؟
کجاست؟
شصت کیلومتری غربِ دیلن
بیش از دو ساعت تا فرودگاه فاصله داره
هیچ پیست اسکی کوفتیای تو دید نیست
به نظرت بتونی اینجا امرار معاش کنی؟
آخه، اینجا که آدم پولدار نمیشه
ولی میشه پول آب و برق رو داد
خب، قسمتِ پولدار شدنش رو بسپر به من
از شهر دوره، عزیزم
از شهر متنفرم
از بـار هم دوره
برام یه بـار بساز
این کارو میتونم انجام بدم
خب، نظرت چیه؟
آخه، ببین
منطقه روستایی خوبیه و مزارع قدیمی زیادی داره
و هیچ بچه شهریای نمیتونه
زمستونهاش رو تحمل کنه
پس میتونی با اینش کنار بیای؟
آره، میتونم با اینش کنار بیام
خب، خیالم راحت شد
امروز صبح خریدمش
وایسا! چیکار کردی؟
کی میخواد اینجا رو اداره کنه، بث؟
اون رو فردا توضیح میدم
گور باباش
الو؟
صبح بخیر، عزیزم
چی شد؟
از مُردهشویخونه زنگ زدن. آماده تحویله
خیلی خب
میتونم توی مراسم کمک بدم؟
مراسمی در کار نیست
...فقط کیسی و
تو و گاوچرونا
به یه کشیش نیازه
و گرنه روح پدرم توی قبرش
در اولین فرصت میلرزه
خب، کِی میخوای انجامش بدی؟
چقدر سریع میتونی یه قبر بِکَنی؟
ما هنوز بیل مکانیکی داریم ولی خب
.چند ساعتی بهم وقت بده فقط بگو میخوای کجا باشه
کنارِ مادرم
میدونی کدوم یکیه؟
آره، میدونم کدومه
لینل؟
امروز انجامش میدیم
یادم بنداز که دیگه نذارم یه ماه از دیدنت بگذره
!جون
مثلاً امروز باید اسبسواری کنم
هی، دیوار موش داره، موش هم گوش
گوش چه موشی؟ - خودم -
ای خدا - میدونی که -
در مورد موشگوشیها چی میگن، رایان؟
جدی؟ چیزی میگن، لوید؟
خب، لابد تو باید کیرت رو توی چکمهت قایم کنی از بس بزرگه
با توجه به اندازهی گوشهات که
،اندازه گوشهای دامبوئه
برام عجیبه که چرا وقتی سوار اسب میشی
اسبه بال در نمیاره پرواز کنه
گم شو بابا
باید این یکی رو با خودم ببرم
میاین یه لحظه بشینین؟
همه میدونن دارن کجا میرن؟
No comments yet. Be the first to leave one.