لومړۍ 23 کرښې.
آهاي
به من بگو کجا ميري
و بگو مقصدت رو ميشناسي
آهاي
بلاخره کجا روياهاي پنهانت رو رها ميکني؟
ببين ماه ما رو
در روشنايي و نزديک هم رها کرده
و علارغم اون خداحافظي که با هم داشتيم
در من هميشه به روت باز بود
....مثل قبل
ديروز افتادي تو قلبم
و يه گوشه قايم شدي
يه سمت ديگه
ميدونم زندگي ما رو ترک کرد
تا بفهمه که عشق ما
تموم نشده
تموم نشده
آهاي
نگاهت ميگه که پشيموني
آهاي
به من بگو اين حقيقته يا فقط خيال خام منه
بگو اين ديوانگي يا عقده نيست
خيلي ساده بگو اين وهم و خيال نيست
No comments yet. Be the first to leave one.