لومړۍ 200 کرښې.
در شيلي، در 11 سپتامبر 1973 دولت منتخب دمکراتيک» سالوادور آلنده پس از يک کودتاي نظامي سقوط کرد
هزاران تن از اعضاي حزب و حاميان آلنده
دستگير و در کمپهاي کار و شکنجه زنداني شدند
.ديگران از کشور گريختند يا مفقود شدند در منتهاي جنوبي شيلي، در جزيرهي داوسون
«.وزرا و نزديکترين همکاران آلنده زنداني شده بودند
ما با اونها مثل افراد خودمون رفتار ميکنيم
کار داوطلبانه براي زندانيها يک سرگرميه و اونها رو تندرست نگه ميداره
ميخوام با آقاي «خوزه توها» مصاحبه کنم
مشکلي نيست
جناب خوزه! ميخوام از شما چند سوال بپرسم
بپرسيد
رفتاري رو که با شما ميشه چطور توصيف ميکنين؟
من فکر ميکنم با من و رفقام همون برخوردي ميشه که در اردوگاههاي کار ديگه
آيا به شما اجازه داده شده با خانوادهي خود تماس داشته باشين؟
بله، ما نامههايي رو دريافت کرديم ،و همچنين ميتونيم به اونها نامه بنويسيم
اما به دلايل امنيتي نامههاي ما سانسور ميشن تا مشکلي پيش نياد
درسته
خوزه، آيا شما در اين زندان تجربهي شکنجه داشتين؟
ما با زندانيان بهترين رفتار و برخورد ممکن رو داشتيم
و کنوانسيون ژنو رو کاملا رعايت کرديم
اوضاع اينجا به خوبي پيش ميره
!ببينيد ما اينجا حتي حداقلها رو براي زندگي نداريم
وضعيتمون اسفباره
من اين رو توي گزارش خواهم نوشت
حتما
اگه اوضاع اينطور پيش بره سرِ آخر کسي زنده نميمونه
ما نهايت سعيمون رو کرديم تا زندانيها وضعيت خوبي داشته باشن
اما بالاخره يه اتفاقاتي ميافتن حتي اگه ما نخوايم
اين يه جنگ سرده
وضعيت ما از شب پيش تا حالا تغيير کرده
اما من ميخوام دربارهي اوضاع نامناسب جزيره صحبت کنم
خيلي از ما مريضيم و کسي به ما رسيدگي نميکنه
اونا دارن ما رو ميکشن
ما سعي کرديم تا بهترين ...شرايط ممکن رو مقدور کنيم
دارن ما رو ميکشن
دارن ما رو ميکشن
دارن ما رو ميکشن
عزيزم، عشق من، ما در منتهاي جنوبيم در پايان شيلي و دنيا، در جزيرهي داوسون، دلم برايت تنگ شده
بچهها چطورند؟ از من سراغي ميگيرند؟
داوسون؛ جزيرهي 10 خاطرات يک اسير جنگي زيرنويس: منجنيق ترجمه: آرش سرکوهي
!تکون بخور کثافت
!سريعتر!... بجنب
اينجا جزيرهي داوسونه
!به پدرم کاري نداشته باشين
!پاشو عوضي
!گفتم از جات پاشو
!گفتم از جات پاشو
!صف بکشيد
!بجنبيد عوضيا !تو صف کثافت
!پاشو
!گفتم از جات پاشو
نميفهمين؟
!برگرد تو صف حرومزاده
!مثل اينکه خيلي لجبازي کلهخر
ميخواي گلوله رو تو مغزت خالي کنم؟ ها؟ !نشنيدم! برگرد تو صف بي شعور
ميخوام بفهميد که از الان شماها ديگه آدم معمولي نيستين
شما زنداني شدين و زير دست منيد
ميفهمين؟
داري گريه ميکني بي شعور؟ ها؟
گريهت دراومده الاغ؟
!گريه کن
«خوزه توها» وزير سابق امور داخلي
«دانيال ورگانا» معاون اول سابق وزارت کشور
«اورلاندو لتلير» وزير سابق دفاع
«کولوميرو الميدا» وزير سابق امور خارجه
«فرناندو فلورس» وزير سابق اقتصاد
«کارلوس خورکرا» سخنگوي سابق دولت
«سرخيو بيتار» وزير سابق معدن
اين سه سربازخونه اتاقخوابهاتون خواهند بود
تختها رو بايد بين خودتون تقسيم کنيد يه بخاري هم بهتون تعلق ميگيره
اما خودتون بايد روشنش کنين
بخاري رو به خاطر سرماي زياد اين جزيره بهتون داديم
:اسم سربازخونهها اينه «کوه»، «جزيره» و «فانوس دريايي»
هر زندانياي با اسم سربازخونهش و شمارهش شناخته ميشه
از الان به بعد شما ديگه اسمي نداريد
!شما وجود نداريد
!شما هيچايد
نه گذشتهاي داريد و نه آيندهاي
!تو از الان به بعد اسمت جزيرهي 2 است
تو... جزيرهي 3... جزيرهي 4... جزيرهي 5 ...جزيرهي 6... جزيرهي 7... جزيرهي 8... جزيرهي 9
تو!... اسمت چيه؟
سرخيو
!اسم جديدت رو گفتم
جزيره
جزيرهي چي؟
ده... جزيرهي يازده
تو چي؟... جزيرهي 12... تو؟
جزيرهي 13
!نه
اين يکي رو حذف ميکنيم. بدشانسي مياره
!جزيرهي 14
تو؟
جزيرهي 15
جزيرهي 16
تو؟
جزيرهي 17
اسم من خورخه فيايه .من فرماندهي اين مقرام
به اطلاعتون ميرسونم که شما از الان به بعد اسير جنگي محسوب ميشيد
...چون شما وزراي سابق و سران سابق دولت آلندهايد
و خونتا شما رو عزل کرده
هرگونه سرپيچي از دستورات و مقررات
جنايت جنگي محسوب ميشه
و مجازات جنايت جنگي ميتونه اعدام باشه
شما حق نداريد به سربازها نزديک بشيد هرگونه تماس با مسئولين اين مقر
بايد توسط يک گروه گرفته بشه که خودتون اونها رو انتخاب ميکنيد
اين گروه ميتونه مستقيما با فرماندهي مقر تماس بگيره
شما به عنوان اسير جنگي ميتونيد به کنوانسيون ژنو متوسل بشيد
ميتونيد راحت باشيد
...ببخشيد
اما کنوانسيون ژنو فقط ...شامل حال زندانيهاي خارجي ميشه
و ما همه شيليايي هستيم
...شما عوامل مارکسيسم بينالمللي هستيد
و شيلي با قدرتهاي کمونيسم جهاني در جنگه
من شيليايي هستم، به عنوان يک شيليايي به دنيا اومدم .و به عنوان يک شيليايي ميميرم
...اگه حرفي براي گفتن دارين
از طريق نمايندههاتون و بر اساس کنوانسيون ژنو حرف بزنيد
همين
...ببخشيد فرمانده ...من دکتر آرتور گيرون هستم
شما اينجا اسمي ندارين
ببخشيد اما اينجا يک مرد مجروح هست و ما به دارو نياز داريم
يک گلولهي ناخواسته شليک شده و اوضاعش بسيار وخيمه
ببينيد براش چکار ميتونين بکنيد
اينجا که درمونگاه لوکس نيست
ميتونيد براي خواب به سربازخونه برين شب خوش
ما ميخواستيم تاريخ را تغيير دهيم
اما سرنوشت به ما احساس غريبي از شکست و بلاتکليفي داد
چه شد؟ اشتباه ما کجا بود؟
من اومدم اينجا تا برنامهي دامپروري و کشاورزي رو اجرا کنم
اما به جاي رسيدگي به گاو و گوسفند
من رو فرستادن اينجا تا از اين زندانيها مراقبت کنم
حالا بايد چکار کنم؟
.اين وظيفهي ماست فرمانده
،در ضمن سران حزب و وزرا بايد از
بقيهي زندانيهايي جدا بشن که
از «پونتا آرناس» و جاهاي ديگه ميان
.چشم قربان
تو مسئول بخش شمال شرقي جزيرهاي !برو
تو مسئول شمال غربي !برو
تو و «سوتو» هم مسئول !بخش جنوبي. برين
!سوتو
بله سرکار ستوان؟
...مواظب باش
چرا ستوان؟
!مواظب جزيره باش
چرا سرکار ستوان؟
چون ميگن اين جزيره مثل گرگ زوزه ميکشه و آدم رو ميبلعه
!بجنبين !همه پياده شن
!بجنبين! حرکت کنيد !راه بيافتين
!به سمت سربازخونهها
!تکون بخورين
!بجنبين! بدويين
امروز چند زنداني جديد رسيدند
.سربازخانهها پراند
.جزيره به زنداني عظيم تبديل شده است
برو تو
بايد به رفقاتون برسيد
،تخت خالي نداريم بايد يه کاريش بکنيد
مگه کمونيست نيستين؟
!برو. بجنب
آروم. مراقب باشين. آره
نيروي هوايي دکل هاي راديويي را بمباران کرده
راديو «ماگاليانس» احتمالا خاموش خواهد بود و صداي بي صداي من
.به شما نخواهد رسيد اما اين مهم نيست
.به هر حال به شما از زمين و هوا حمله خواهند کرد
!ايست! هيچکس حرکت نکنه !هر کي حرکت کنه مرده
به ما اطلاعاتي رسيده که عوامل روسها ميخوان به جزيره حمله کنن
از تلاشهاي کوبا هم با خبريم و آرژانتين رو هم فراموش نکرديم
اگه دشمن به جزيره حمله کنه شما اولين کسايي خواهيد بود که کشته ميشيد
.اين فقط يه تمرين بود
تکون بخور تا نکشتهمت
آنها را ديگر نديديم
.شب طولانياي بود
فهميدنش سخت بود
.و به ياد آوردنش سختتر
همه چيز مبهم بود
.به غير از مرگ
بهترين راه حل اينه که همهشون رو تو دريا غرق کنيم
بر اساس گزارشي که در دست داريم ،زندانيها کارگر بودن
سران جنبش دانشجويي .و عوامل خارجي خطرناک
تکرار ميکنم سران اونها رو مشغول کنين
چراغهاي سربازخونه بايد روز و شب روشن باشن تکرار ميکنم... اونها رو مشغول کنين
شما بايد برنامهي کار شاق رو اجرا کنين همونطور که توي دستورالعمل مربوط به اسراي جنگي اومده
مشغول نگهشون دارين .بايد ارادهشون رو بشکنيم
اونها بايد اشتباهشون رو قبول کنن مثل خر ازشون کار بکشيد
از تکبرشون متنفرم
!سوتو
بله سرکار ستوان؟
چرا داشتي با اون زنداني حرف ميزدي؟ ميشناسيش؟
نه سرکار ستوان
خب پس؟
همهمون شيليايي هستيم سرکار ستوان .اون سر صحبت رو باز کرد
ببينم تو واقعا اينقدر احمقي يا فقط داري تظاهر ميکني؟ !پنجاه تا شنا برو
...بله سرکار ستوان! يک... سرکار ستوان...دو سرکار ستوان...سه... سرکار ستوان ...چهار... سرکار ستوان
...پنج... سرکار ستوان...شش... سرکار ستوان...هفت سرکار ستوان...هشت... سرکار ستوان ...نه... سرکار ستوان
.تراشيدن سنگ مانند نوشتن تلگرام است
...من اينجا بودم
جزيرهي 10؟
اينجا
...اين براي توئه
.چند نفر از دوستان گفتند که تو در داوسون هستي اميدوارم اين به دستت برسد
No comments yet. Be the first to leave one.