لومړۍ 170 کرښې.
آنچه گذشت
تو و سارا که خوشحاليد ميخوايد که پيش هم زندگي کنيد
سارا رفت چي ؟
در سه ساعت آينده به هر کدوم از ما که دوست داريد در شروع فصل جديد بميره راي بديد
صبر کن ، چي ؟
... من اندازه ي کافي کنار نشستم و درباره ي
کارهايي که با پسرم ميکني شنيدم... من ديگه نميزارم
هيچکس با من اينجوري صحبت نميکنه
ميخواي يه کار بهت بدم ؟
برايِ چي اين کارو کردي ؟
نميدونم
صبح بخير
تو ديگه برايِ کي هستي ؟
جويي ؛ من بايد ميرفتم " "بعداً در مورد ديشب حرف ميزنيم ، اَلکس
الکس ؟
نه ، نه
احمق ، احمق ، احمق
من هنوز اينجام
سلام همسايه
... اوه ، خيلي خوب... الکس ببين
هنوز لختي
نه الکس ، نرو ، نرو ببين ، اشکالي نداره
چرا ، اشکال داره من اينجوري نيستم
من صبح لخت توي تخت با يه يارويي بيدار نميشم و لباس هام رو بپوشم و دزدکي از خونه بزنم بيرون
من دخترايي که صبح يواشکي ميان ميرن بيرون رو ميبينم و اونها خوشحال نيستن
فقط دوشنبه ها اينجوريه سه شنبه ها سخت تره
اوه خدايا صبر کن ، صبر کن ، خيلي خوب ، نرو ، نرو
تو ناراحتي من هم ناراحتم
اما ما بايد با اين کنار بيايم ، مگه نه ؟ بيا همين الان حلش کنيم بره
من شروع ميکنم ، چه خبر ؟
اين کمکي نميکنه تو داري بدترش ميکني
خوب ، تو که خودت داشتي نگاه ميکردي
جويي ، منم جينا
چي کار داري ميکني ؟
دارم يخ ميزنم
اين الکسِ نفهم موتورخونه رو خاموش کرده
اما جويي ، الکس ؟
تو رويِ خودت کنترل نداري ؟
تو از لحاظ جنسي حتي در مقابل الکس هم نتونستي مقاومت کني ؟
من اينجائم ها
الکس ، جديداً کارهاي بد بد ميکني
ببين ؛ به حرفِ جينا گوش نده
جويي ، ديشب کيو آورده بودي اينجا ؟
به نظر ميرسيد يه گربه به يه ماهي حمله کرده
Bahador. Kazemian : ترجمه و زيرنويس Bahador_1470@Yahoo. Com
من خيلي احمقم
حالا ديگه همه چيزي بين من و الکس عجيب غريب ميشه
آره ، همينطوره
اصلاً چجوري همچين اتفاقي افتاد ؟ نميدونم
من به خاطرِ سارا ناراحت بودم الکس هم به خاطر جداييش آسيب پذير بود
الکس رو نميدونم اما من فقط ميخواستم يه غذاي درست و حسابي تو تخت بخورم
نميتونم اين رو باور کنم
من بايد به بابي زنگ بزنم ببينم نقش من از سريال حذف شده يا نه
اوه صبر کن ؛ قبل ازينکه زنگ بزني ... من ديشب رفته بودم دفتر بابي
آره ، آره ، باشه
متاسفم ، نيستن ؛ همه ي تماس هاشون " دايوِرت " ميشه رويِ اين خط
چند لحظه طول ميکشه
بابي يه دستيارِ جديد استخدام کرده ، صداش داغونه
منم جينا
اوه ، خيلي جالبه ؛ اسمِ خواهرِ من هم جيناست
جينا ، جينا
من ميدونم که تو ميخواستي اين رو از من مخفي کني اما من فکر ميکنم تو براي بابي کار ميکني
من هم ميخواستم همين رو بهت بگم
وقتي که من رفتم پيشش بهش بگم دست از سرِ مايکل برداره اون بهم يه کار پيشنهاد داد
چي ؟ چطور از حرف زدن درباره ي مايکل رسيدي به کار کردن براي بابي ؟
خودت چطور از حرف زدن درباره ي سارا رسيدي به سکس با الکس ؟
من که توضيح دادم
من يه " اِستيک " به اين بزرگي برده بودم تو تخت
حالا هر چي ؛ تو تا حالا هيچ شغلي مثلِ اين نداشتي
براي همينه که اين انقدر برام مهمه
اين بهترين شانسِ منه که يه جايِ درست و حسابي کار کنم
جايي که ميز داره ، صندلي داره حمومي داره که درش قفل ميشه
دستشويي اي داره که ميشه روش نشست
مگه تا حالا چه جاهايي کار کردي ؟ " که اين ها رو نداشته "
... اوه ، من
الکس ، چي کار داري ميکني ؟ هي ، بيخيال ، تو نبايد از من فرار کني
ببين ، تو نزديک ترين دوست من هستي ما بايد از اين ماجرا بگذريم
جويي ، من فکر نميکنم تو بفهمي اين براي من سخته
... حالا هر وقت که من اطرافِ تو باشم احساسِ
شهوتي ، ميدونم نه ، خدايا
... من احساسِ حماقت و پستي ميکنم ، من
من معمولاً چند ماه يا هفته قرار ميزارم و به هم ابرازِ علاقه ميکنيم
قبل ازينکه سکس اتفاق بيافته... اما ما هيچ کدوم از اين کارهارو نکرديم
حتي يه شب رومانتيک هم نداشتيم
اوه ، من ميتونم اين رو درستش کنم
من الان اون چيزهايِ رومانتيک رو برات جور ميکنم
الان من بعد از سکس بهت ابرازِ علاقه ميکنم
پس ما عقب افتاده ها رو انجام ميديم ؟
نه ، الکس ، ما اين دفعه ديگه سکس نميکنيم
عقب افتاده از لحاظِ زماني
آهان
نميدونم اين کار جواب ميده يا نه اما فکر ميکنم ارزشِ امتحان کردن داشته باشه
پس فردا ساعت 7 خوبه ؟
سه شنبه است ، تو مشکلي نداري باشه ، خوبه
اوه جينا ، تو اينجايي عاليه ، بيا شروع کنيم
اين ميزِتِه و اين هم تلفنِته
و اين هم آزار جنسيِ توئه
من تويِ دفترم هستم صبر کن ، راستش من يه چند تا سوال دارم
سلام بابي و اين هم اون يکي دستيارمِه ؛ جيسون
هر سوال داري از جيسون بپرس
خوب ، من چي بايد بدونم ؟ خودت ميفهمي
وقتي من اومدم اينجا هيچکس بهم کمک نکرد الان هم براي تو از من هم سخت تر خواهد بود
نه ، تو بايد کمکم کني من ميخوام کارم رو خوب انجام بدم
من يه مادرِ تنهام و اين شغل هم برايِ من خيلي مهمه
مثلِ داستانِ اِرين براکاويچ ميمونه " اشاره به فيلمي با همين نام با بازيگري جوليا رابرتز "
سلام ، نيگاش کن ، اولين روز کارِ بزرگ اوضاع چطوره ؟
من اين يارو جيسون رو ميکشم
هنوز نيم ساعت هم نشده که اومدي اينجاها
ببين جينا ، اگه واقعاً تويِ اين کار جدي هستي بايد حرفه اي برخورد کني
اصلاً کي به من گفت که کارِ دفتري خوبه ؟
اوه ، من نميدونم ، من فقط توي يه فيلم ... که مربوط به شرکت بزرگ لباس زير بوده
کار درست و حسابي داشتم ؛ وِلوِت هيت...
سلام بابي اوه سلام جويي ، بشين عروسک
نتايج نظرسنجي اومده
اوه خدا ؛ اونها راي دادن که من از سريال برم
البته که اين کارو کردن ، من افتضاحم
تو تويِ سريال موندي
من معرکه ام
منظورم اينه که ؛ اونها ميخواستن چي کار بکنن ، به من راي ندن ، هان ؟
يعني ؛ اينجا آمريکا هست اما سرزمين ديوونه ها نيست که ، نه ؟
شما من رو دوست داريد ؟ من نوکرِ همه ي آمريکا هستم
تازه معلوم شده تو محبوب ترين بازيگر اين سريال هم هستي
پس من ميگم درخواستِ حقوقِ بيشتر بکنيم
درخواست ؟ دستور ميديم
ديگه چي ميخواي ؟
يه اتاقِ " پُرُوِ " بهتر عاليه
و يه ماشين ديگه چي ؟
... و يه الماسِ بزرگِ قرمزِه اوه ، ميدوني چيه ؟
بيا فقط درخواست پولِ بيشتر بکنيم آره ، باشه ، آره ، آره
تو بايد به چيزي که لياقتش رو داري برسي
خيلي خوب ، همه آماده بشيد ميخوايم صحنه ي مرگِ جويي رو بگيريم
بگو من ديوونه ام بابي اما من ديگه کم کم دارم عصبي ميشم
خدايا من چي کار کنم ؟
هي مرد ، تو هيچ چيزي برايِ نگراني نداري
تو خيلي از اين سريال بهتري
واقعاً ؟ مطمئن باش جويي
من تورو ميشناسم ؟
من فقط امروز براي سرِ قطع شده اينجام
من براي اين نقش 10 نفر رو شکست دادم
من تنها کسي بودم که گردَنِش دقيقاً اندازه ي اين سوراخ بود
هي
به من يه ديالوگ بده
چي ؟ ميخواي چي بگي ؟ تو سرِت قطع شده
نيمدونم ، " من ميتونم پاهام رو حس کنم " يا همچين چيزي
بيخيال ، تو اينجا کلي نفوذ داري
اوه ، واقعاً ؟ اينو ميبيني ؟
اين شبيهِ کلاهِ ستاره ي اصليِ فيلم ميمونه ؟
بچه ها ساکت خيلي خوب ، بيايد اين رو از اول بگيريم
و حرکت
خوب ؛ به نطر ميرسه آخرين صندليِ باقي مونده به سويِ بهشت به من ميرسه
من ميتونم پاهام رو احساس کنم
کات
ازشون بخواه که ديالوگ من رو هم تو فيلم بزارن
بابي ، خدارو شکر که تو اينجايي من بدجوري قاطي کردم ، دارم کارم رو از دست ميدم
تو بايد من رو آروم کني
اوه ، من زندگي تورو نابود کردم
نه ، اينو نگو
شغل تو داره نابود ميشه و اين تقصير منه
چرا من تقاضايِ اين همه مزاياي بيشتر کردم ؟
خوب ، حالا حرکت بعدي من چيه ؟ حرکت بعدي اي وجود نداره
حرکت بعدي اي وجود نداره ؟
نه ، تو الان يه بازيگر خودخواه هستي که سرِ يه کار بند نميشه
تو ديگه الان مشکلي
خدايا
اوه ، من احساسِ پوچي و گيجي ميکنم
تو فکر ميکني من خوشگلم ؟
نميدونم ، تو بايد من رو برگردوني به سريال ، باشه ؟
تو بايد برايِ من يه نقشِ ديگه پيدا کني ، باشه ؟ آمريکا من رو دوست داره ، يادته ؟
نه ، کاري از دستِ من بر نمياد
و من به هر کسي که بهش لطف کرده بودم و هر مردي که باهاش خوابيده بودم زنگ زدم
No comments yet. Be the first to leave one.