لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در L.A.'s Finest گذشت
کارلین هارت همون گابریئل ناکسه
میدونه که دنبالشیم
باید دوباره تیم بشیم و حرکت بعدیش رو بفهمیم
یه فرد ارشد توی دی ای اِی برنامه رو درست کرد...
یه اسمی از خودمون در آوردیم، گابریئل ناکس
چیزی که لازم داشتیم، یه نفر بود که متصل باشه...
به دنیای جنایی زیرزمینی، کارلین هارت
به طور واضح بهت گفته شد که ناکس نابود شده
چهل و هشت ساعت، این تمام چیزیه که میخوام
این کار رو واست میکنم، و تمام. ناپدید میشی
شماها تعلیق شدید. همین الان باید انجام بشه
کارلین از کشور فرار میکنه و وارن ساکت میمونه
کارتل ناکس ناپدید میشه
نمیذاریم چنین اتفاقی بیفته
پس، اسلحههامون رو میاندازیم و فرار میکنیم؟ تسلیم میشیم؟
شما ناراحتی، آقای دورن؟
مطمئنم آقای ناکس خیلی به نظرتون علاقهمند بشه
دوست داری باهاش صحبت کنی؟
آلیس؟ معلم مدرسه، درسته؟
دفعه آخری که این بار رو ترک کردم، پشت فرمون خوابم برد...
زدم به دو نفر، و یه زن رو کشتم
تو هم هر شب وقتی چشمات رو میبندی میبینیش؟
چون من که میبینم
دستات رو بذار جایی که بتونم ببینمشون
پول کارلین رو داریم
پاسپورت جعلی، کارت اعتباریهای قلابی
آتو از هر کسی که کارلین تحت کنترل داره
بدون این بستهی شروع فرار و ون پر از پول...
کارلین داره گزینه هاش تموم میشه
نمیتونم الان صحبت کنم، همه چیز خوبه، عزیزم؟
نه. همه چیز خوب نیست
یه چیزی داری که من میخوام. مایلم که معامله کنیم
کارلین و وارن اون موقع که تیر خوردم اونجا پیش هم بودن
اونا اونجا پیش هم بودن
کارش رو تموم کن
ترجمه: thetrueali
Telegram: @thetrueali
شونزده سال پیش...
گرفتنم
به دست یه کارتل توی کوبا گروگان گرفته شدم
خیلی ناتوان بودم
فقط... فقط منتظر بودم که نجات داده بشم
یه قربانی بودم
قسم خودم که هرگز...
دوباره قربانی کسی نباشم، و این...
این بلا رو سرمون آورد، سر ایزی
بس کن
الان احتیاجی به پشیمونیت یا عذاب وجدانت نداری
پس بگو چی لازم داری
کمد پر از اسلحهات رو
به قیمت جونمم شده، ایزی رو پس میگیریم
میدونیم که تقصیر تو نیست، ولی ایزی تو خطره
نگفت کجا میره؟
- رفت آلیس کنزلر رو ببینه - چی؟
آلیس چند روز پیش شروع به پیام دادن به ایزی کرد
گفت میخواد حرف بزنه
غیرممکنه. آلیس زندانیه
- نه، هفته پیش آزاد شد - چطور؟
ایزی میخواست به شماها بگه...
ولی بعد از اتفاقی که دفعهی اول...
که تلاش کرد ببینتش افتاد...
و بهت نگفت کجا قراره ببینتش؟
- یعنی هیچی؟ - اون چیزی نگفت
جاستیس پیشنهاد کرد که با ماشین برسونتش
- چی گفتی؟ - جاستیس بردش که آلیس رو ببینه
- من باهاشون نرفتم - صبر کن، صبر کن
جاستیس اونو برد که زنی رو ببینه که مادرش رو کشته؟
- و تو به هیچ کسی نگفتی؟ - هی، هی، هی، بینز
صبر کن ببینم، تو هیچی نمیفهمی؟
اون نمیدونسته
متاسفم. متاسفم
باید به فیت زنگ بزنم
- کارلین این کارو کرده - من چیزی نمیدونستم
میدونیم که تقصیر تو نیست، و ایشالا حالشون خوبه
فقط باید پیداشون کنیم، به سرعت
متاسفم. دیگه چیزی نمیدونم
چیزی نیست. چیزی نیست
بیا
اگه چیزی شنیدی بهم زنگ بزن
پیداش میکنم. قول میدم
ببین، بچه ها چیزیشون نمیشه...
تا وقتی کارلین فکر کنه که قراره پولش بهش داده بشه
حداقل چند ساعت وقت داریم که پیداشون کنیم قبل از اینکه زنگ بزنه
باشه، من به اومالی زنگ میزنم ماشین جاستیس رو پیدا کنه
پاتریک، اگه کاترین از آلیس استفاده کرده، که ایزی رو بکشونه اونجا...
- کسی هست بتونی باهاش تماس بگیری؟ - آره، آره، آره
دارم ترتیبشو میدم
پاتریک مک کنا هستم
اطلاعاتی راجع به آزادی یه زندانی میخوام
آره
حالا چی؟
گوشی جاستیس دائم میره روی پیغام صوتی
بشین
بابام توی زندان خاکتون میکنه...
اگه نذارید ما بریم
میدونی، بچه ها رو هل بدی باعث میشه حس کنی خیلی قوی هستی؟
بهتره دعا کنی دست بابام بیفتی نه نانسی...
چون اون مستقیم میکشتت
دیوونهای؟
چرا انقدر اینطوری رفتی رو اعصابش؟
خیلی خب
چیکار میکنی؟
میخوام دستمو باز کنی
ما به یه دلیلی گرفته شدیم و روی این قایق آوردنمون
نمیدونم اینا چی میخوان...
ولی تا وقتی بدستش بیارن بهمون آسیب نمیزنن
- ایول - این یعنی چی؟
منظورم اینه که، ما...
- شکست ناپذیریم - شکست ناپذیر؟
از مزیت های سفیدپوست بودنه؟
این آدما میتونن بکشنمون
فقط نمیتونیم بذاریم بندر رو ترک کنن
چیکار میکنی؟
رئیس قدیمی بابام...
یه بار ما رو سوار قایقش کرد...
و تا نصفهی راه تا کاتالینا رو رفتیم و بعد خراب شد
این چطور کمکمون میکنه؟
برو اون طرف
باشه، دنبال چی میگردی؟
یه راه خروج
نمیدونم
بقیهاش رو اینجا میذاریم...
تا وقتی برگردیم ببریمش
امنه جاش تا موقعی که برگردیم، اگه برگردیم
چیزیمون نمیشه. این جواب میده
بن ها هستن
مطمئنی میخوای این کار رو کنی؟
اونا پای بچه ها رو وسط کشیدن
ماشین جاستیس رو ردیابی کردیم، بغل یه کافی شاپ پیداش کردیم
هیچ مدرک دیگه ای نبود، فقط گوشی جاستیس
خاموشش کرده بودن و انداخته بودنش توی بوته ها
خیلی خب، نقشه چیه؟
کاری میکنیم اون هرزه تاوان کاری که کرده رو بده
بدجور اون پول رو میخواد، خب بذار بهش بدیمش
- چی؟ - کارلین میخواد حس کنه...
که پشت فرمونه
وقتی که جای خوبی مستقر بشه، بهمون زنگ میزنه
ولی ما باید زودتر پیداش کنیم
بچه ها رو پس میگیریم، و اون فرصت نمیکنه...
یه دلار از اون پول رو خرج کنه
نمیدونم، بچه ها. اگه اشتباه پیش بره...
- بچه هام زندگی منن - خانوادهی منم همینطور
هرکسی که با ما در بیفته عواقبش رو میبینه
من پایهام
از اینکه باهام اومدی ممنونم
البته، نانسی بهم گفت جریان چیه
اوه، قرار نبود چنین چیزی داشته باشی
جدی میگی الان؟ بیخیال
خیلی خب
خیلی خب، اینو دیگه قطعاً قرار نبود داشته باشی
الان تو دنیای من هستیم، رفیق، نه دنیای تو
- ردیفی؟ - پشتت میام
باشه
اون دستته مراقب باش
- گوش کن، زنده میخوایمش - باشه
فقط اینجاییم که بترسونیمش که یه کم اطلاعات بهمون بده
یه کم واسه این کار دیر شده، داداش
ای لعنتی
نفس میکشه
این چه گهیه؟
منو میشناسی
زن سابقم رو کشتی
کارلین هارت... اون از زندان خارجت کرد
بهت گفت دخترم رو بکشونی یه جا که بدزدنش
حالا بگو ایزی رو کجا نگه میدارن؟
- من نمی... - یالا. زمانمون داره تموم میشه
تیک تاک، جندهی عوضی
انجامش بده
انجامش بده
خدایا
یادمه توی دادگاه چه شکلی بودی...
لباس صورتی، با گلهای روش
میدونی، تلاش میکردی نقش...
یه معلم بیگناه رو بازی کنی
ببین، میتونم تشخیص بدم
همیشه میتونم تشخیص بدم...
کِی یه متهم به طور واقعی متاسفه
تو به یه ورتم نبود
No comments yet. Be the first to leave one.