لومړۍ 200 کرښې.
من میخوامش. امروز روز بزرگی دارم
من بیشتر نیازش دارم. باید قبل از کار کیک بپزم
چی؟ چرا؟ - ...چون برای -
کمپین " نهار خوردن با مدیر-دوستتون " ـه
ببین، مدیر بودن عالیه
ولی برخلاف معاون بودن
الان بالا پریدن با حرف من تموم میشه
حالا من شدم " رفیقشون ، و همهی بچهها
میتونن بودی رفیقشون رو از روی من حس کنن
جملهی بسیار عجیبی بود
حرفم اینه که
انگار دیگه با بچهها رابطهای ندارم
واقعاً روی این کیکها حساب کردم که منو انسان جلوه بدن
من لایق اون قهوهام
بالأخره تونستم رئیس بخش بازاریابیِ استرت بشم
امروز، میتونم یه منشی استخدام کنم
میخوام بهش سخت بگیرم
ولی جیغ و داد نمیکنم
عمل سازندهای نیست، بیادبیه
جون، قهوه - اگه اون قهوه رو واسه خودت بریزی -
!بزارش زمین وگرنه خونت رو میریزم
خونم رو میریزی؟ - !بهت چاقو میزنم -
ببین، من باید کل روز رو بنویسم
و واسه اینکار چهار فنجون قهوه میخوام
وگرنه با چی میتونم ویسکی بخورم؟
داری زیادهروی میکنی با قلبت مثل یه دستکش
بیسبال مردونه رفتار میکنی
سلام، من امروز باید وسیلهها رو جمع کنم
پس من قهوه میخورم
!قهوه واسهی خودمه - !بس کنید بابا -
!اینجا چیکار میکنی، وینستون؟ !قهوه واسه خودمه -
!کافیه
دارید همدیگه رو پاره میکنید
واسه چی؟ قهوه؟
بیخیال مرد، شما اون انرژی رو توی خودتون دارید
و اون انرژی، نور خداست
مرد، این؟
چیزی بهجز آبِ شیطان نیست
نه، کصخلتون کردم - !هی، وینستون -
!وینستون، منصفانه نبود
!با چاقو میزنم کنار شاشدونـت، وینستون
اینقدر نگو چاقو میزنم
illusion امیرعلی #New_Girl_S06E18
امروز همهچی درست میشه
هی - ببخشید بهت زدم، جس -
نمیخواستم دارم از کلمات مغناطیسی استفاده میکنم
تا وارد قوهی نویسندگیـم بشم ولی جواب نمیده
همهی لباسهامو تا زدم و شیش بار جغ زدم
دیگه نمیدونم چیکار کنم
بدجوری اسیر شدم. ببین ...ماجراهای پپروود
بیش از 30 جلد فروخته، جس
خب که چی، حالا قراره دربارهی اتفاقات خوب هم شکایت کنیم؟
فقط، طرفدارام منتظر یه پایان خوب هستن
و نمیتونم اون کارگرهای بارانداز
اون کارگرهای کشتی یدککش
اون نگهبانهای فانوس دریایی رو دست خالی بزارم
فکرمیکنی طرفدارهات ...از چی ساخته شدن
کارگرهای دریایی توی خطساحلیِ مِـیـن
فقط فکرنمیکنم، جس، مطمئنم
باشه نیک، تو بهشدت بااستعدادی
میتونی از پسش بربیای و کلید کار رو داری
...و کلیدش هم
اوه. باید برم
کلیدش هم چی؟
!جس، بقیهش چیشد؟
خیلیخب
اینجا چی داریم؟ مدفوعِ حساس
چرا روی یکی از آهنرباها نوشته مدفوع؟
باشه. به مراحل اعتماد میکنم
ممنون واسه جمع کردن کمکم میکنی
در خدمتیم
ممکنه آخرین شانسمون واسهی مسخرهبازی باشه
لازم نکرده دربارهی مسخرهبازی صحبت کنی
خودت شروع نکن - تو شروع نکن، چون بعدش منم میگم -
ببین، من دیگه شروع کردم تو شروع نکن
اصلاً من شروع نکردم - کار من نبود، باشه؟ -
باشه
باشه، ما توافق کردیم
بیا فقط وسیلهها رو جمع کنیم، باشه؟
عالیه
فرگوسن؟ کجا بودی؟ - !چی؟ سلام -
هان؟ وقتی از خونه میری بیرون
گوشیت رو با خودت ببر
اوه! خیلی ممنون که گربهم رو گرفتی
زودباش، سوییشرت هنوز بین انگشتهام یهکم ساشیمی باقی مونده
اینی که اینجاست، گربهی وینستونـه فرگوسن
سوییشرت یکسال پیش وارد خونهی من شد
و اون موقع ممکنه رفت و آمد کرده باشه
اون عاشق مامان و پستونهای شیردارشه
آره، درسته
خونهش منم - اوه، جدی؟ -
...پس من چرا یه عکس از فرگوسن
توی گوشیم دارم؟
واقعاً؟
...پس چرا من یه عکس سوییشرت
روی سوییشرتـم دارم؟ - لعنتی -
...فرگوسن، تو
دوتا خانواده داری، ای سگ بدجنس
ببین، بابتش شرمندهام
من وینستون هستم ایشون هم سیسی
من گیلام... مثل اسم مردم ولی واسهی خودم
کورنل
درجهی عالی
تجربهی دوسال دستیار اجرایی بودن
خیلی خوبه جنس این کتان 24 پوندیـه؟
درسته - تحتتأثیر قرار گرفتم -
کن، یه لطفی بکن. میشه کرواتـت رو بازکنی؟
راستش نمیتونم گره نداره، گیرهایه
میدونم
خیلی ممنون، پسرم خودت برو بیرون
بعدی
سلام، قربان
سلام - من جرمی هستم -
ممنون
بزار یه سناریو واست تعریف کنم
فرض اینکه، تونستیم با شرکت برانکو بلو جینز قرارداد ببندیم
و برت فارو رو مسئول معامله میکنیم
یه هتلدار فضول باهات تماس میگیره
کاشف به عمل میاد که برت رو توی
هتل ریتز کارلتون، درحال خوردن یک سالاد دیدن
که کت و شلوار تنش بوده
خبرنگارها توی راهن
با عجله میای منو پیدا کنی متوجه میشی که مُردم
واکنشت چیه؟
یه بار بیکیفیت نزدیک ریتز کارلتون پیدامیکنم
یه جفت شلوار لی مخصوص سرقت مارک برانکو بلو جینز
به سایز آقای فارو جا میزارم
همینطور یه تیشرت سائیدهشده به چمن روی کفِ دستشویی میزارم
تلفن رو برمیدارم، یه تراکتور اجاره میکنم
مستقیماً به سمت استخرشنای ریتز کارلتون میبرمش
وقتی حواس کارکنها پرت شده خودم رو بهصورت فیزیکی
با استفاده از تمام وزن بدنم روی آقای فارو میاندازم
تو چشماش نگاه میکنم و بهش میگم بعد از من تکرار کنه
من وسط فوتبال مست کردم و از اون موقع چیزی یادم نیست
اصلاً یادم نمیاد کت و شلوار پوشیده باشم
یه تراکتور رو به سمت استخرشنا برده باشم یا سالاد خورده باشم
...و هرگز با دونستن
شلوار لیهای برانکو بلو جینزم رو جا نمیزارم
و هتلداره چی؟ - تراکتور رو به اسم اون کرایه میکنم -
تماس بعدی که اون میگیره از ایستگاه پلیس خواهد بود
به استرت خوشاومدی
کیک میخورین؟
کیک یزدی خودم درست کردم
با طعم تمشک - !خیلی بانمکی -
!غلاف کنید، مدیر داره میاد
شوخی کردم کیک؟
صدای میزنی کیک یا بهم تعارف میکنی؟
در هرصورت، نه
باشه. خب، خوبه، خوبه
...فکرمیکنم بایو سو نامه رو فرستاده
ببخشید، چی گفتی؟
ببخشید. تو دردسر افتادیم؟
نه، فقط... گفتی بایو سو؟
فقط یکی از شخصیتهای این کتابه که بدجوری طرفدارش شدیم
آره، ماجراهای پپروود
بگذریم، احتمالاً چیزی ازش نمیدونی
چندتا کپی توی کتابخونه گذاشته بودم
و کتابدارها فکرنمیکردن کسی اونا رو بخونه
دوست دارم بمالش رو صورت ازخودراضیِ استر
خیلی خوشحال شدم - لطفاً بیا و با این دخترا صحبت کن -
خیلی به پپروود علاقه دارن
وقتش رو ندارم تازه دارم صفحه دوم رو مینویسم
و صفحهی اول هم تقدیمی وینستونـه
بیخیال
بچهها قبلاً عاشق معاون جس بودن
و حالا دیگه با مدیر جس کاری ندارن
انگار دارم توی سایهی خوشگل و کوفتیم زندگی میکنم
خواهش میکنم؟ ممکنه طرفدارهات چندتا ایده بهت بدن
طرفدارهای من مردایی هستن که این کشور بزرگ رو درست کردن
دانشآموزهای تو هیچوقت درک نمیکنن
که پپروود فقط یه داستان از نیو اورلینزه
دربارهی یه پسر که با تمساح درونش دعوا داره
خب، میشه واسه من انجامش بدی؟
آره، یعنی واسه تو که آره جس البته
...خب، پس چرا اینهمه
میدونی چیه، خوشحالم که حرفت رو کجا قطع کردی
و کلی ایسگامون کرده بودیا
خب، همونطور که اینجا میبینید
من هوای فرگوسن رو دارم
اوهوم - باشه؟ -
ظرف گربهی اورگانیک - اوهوم -
واسش پیانوی مینیاتوری گرفتم
تردمیل خیلی کوچیک
و درست همینجا، یوگای دونفره انجام میدیم
ناگت ماهی؟
خب، پس اینا مدفوع روغنیِ اخیرش رو توضیح میده
که من توی توی فضای ابریـم ثبتش میکنم
ریدنش رو هم ذخیره میکنی؟
چیه، نکنه تو همینجوری گلولههای پشمیش رو وزن میکنی و میزاری میری؟
...من - فرگوسن اینجا خوشحاله، باشه؟ -
اطراف مردمی که واقعاً قدرش رو میدونن
شروع نکن، سیسی - ...و کسی که بهش کمک کرده -
تبدیل به این گربهی الان شده
الان وقتش نیست - ببخشید، ولی واقعیت داره -
الان وقتش نیست
داره چه اتفاقی میوفته؟ - دارم سعی میکنم، باشه؟ -
باید یه لحظه آروم باشم
بزار یه چیزی رو بهت توضیح بدم، باشه؟
فرگوسن گربهی منه
من اول پیداش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.