لومړۍ 200 کرښې.
مصطفی «M.osϮaƒa.M»
.مامانت گفت که اوقات سختی رو میگذرونی
...آره .با دوستدخترم بههم زدم
،ما از زمان دبیرستان تا وقتی که رفتیم دانشگاه .با هم بودیم
چیکار میکرد؟
.مدیریتبازرگانی میخوند .حالا هم کارگزار یه آژانسِ
تو چی؟
...من؟ من ...دکتر اعصابم
که بیشتر روی رابطهی بین... .چشم و مغز، کار میکنم
پایاننامهم درمورد .بینایی بود
«با چیزایی مثل «فشار» و «برهمکنش .مرتبطه
...درمورد اینکه، چجوری وزن یه شیء
.به اشیاء اطرافش، نیرویی یکسان وارد میکنه...
.«که بهش میگن «برهمکنش
.که درواقع اون تحقیق، بهچاپ رسید - .عالیه -
مطمئن نیستم چیزایی که گفتی رو فهمیده باشم؛ .اما اینکه چیزی رو منتشر کنی، خیلی عالیه
.آره، مشکلی نداره .هیچکس نمیفهمه
چهمدت با هم بودید؟
.نزدیک 5 سال
،بعداز فارغالتحصیل شدن .من اثاثکشی کردم به خونهی اون
...واسه یهمدت
خب، یهمدت همهچی عالی بود؛
...اما بعد از اون، دیگه خوشحال نبود .یا اینکه من نمیتونستم خوشحالش کنم
،از کاری رو که انجام میداد .خوشش نمیومد
،سعی کردم که پشتیبانیش کنم ...تشویقش کنم که وا نده، اما
.حالا خونهی خودمم...
.معذرت میخوام. زیاد حالم خوب نیست .بهخاطر پروازه
میفهمی چی میگم؟
.آره، نگران نباش
شما هنوز با هم حرف میزنید؟
.نه، نه دیگه
...اونجوری که رابطمون رو تموم کردیم
...دیگه شبا از سرِکار دیر میومد خونه
...و یهشب اومد توی تختمون...
و من سعی کردم که بغلش کنم؛... ...و
.یهبوی عجیبی میداد...
منظورت چیه؟
.ببخشید .شاید یکم نابهجا باشه
.نه، ادامه بده
...من
من بوی عطر مردونه رو روی بدنش .حس کردم
.انگار که سکس کرده بود
.انگار که بوی عرق و اسپرم میداد
و این یارو، حالا هرکی که بود؛ .بوش روی همهی بدنش مونده بود
البته اون طفره میرفت؛
.اما خیلی آشکار بود
.نمیدونم، شاید من زیادهروی کردم
.حالا دیگه هرچی .اون یه جندهی بیخاصیت بود
.میخوام که با یه نفر جدید آشنا بشم
الو؟
.باشه، ممنون .حالا میام پایین
.تاکسیم اومده
میخواید چمدونهاتون رو بیارم؟ - .نه، ممنون -
.خودت که جای همهچی رو میدونی
...آخر سر، ملافههارو عوض کن
مطمئن شو که اجاق خاموشه و... .آشپرخونه هم تمیز باشه
.باشه، باشه تا کِی میای؟
.میرم جنوب .پس ممکنه یه هفته طول بکشه، یا حتی یه ماه
.نمیدونم، بستگی داره
اما تو یه هفته اینجا میمونی؟ یا بیشتر؟
نه، فقط یه هفته. باید برم یه جایی رو پیدا کنم .که بعد از اینجا برم اونجا
.درسته
.پس کلید رو بذار زیر پا دری
،ببخشید که وقتی تو رسیدی .من باید برم
.مشکلی نیست .خودتو ناراحت نکن
.سفرت سلامت - .ممنون -
.سلام منو به مادرت برسون - .حتما...حتما -
.خدافظ - .خوشباشی -
...سلام، خوشگله
...میشل" عزیز"
سلام "میشل"، چطوری؟
حالت خوبه؟
.میدونم گفتی که باهات ارتباط برقرار نکنم
،میدونم، دفعهی آخری که همو دیدیم .توافق کردیم که باهم در ارتباط نباشیم
اما اومدم پاریس، میخوام که چندماه آینده رو .فقط برم مسافرت
و بهخاطر اینکه قبلا درمورد اینکه ...با هم بیایم پاریس صحبت کرده بودیم
.فقط میخواستم که بدونی... .اینجا عالیه
.تا حالا که همهچی خوب بوده
.اینجا با پسرعمو "کارلو" و دوستشم
...درواقع .با یه دختره آشنا شدم
میخواستم بهت بگم که با یهدختره .آشنا شدم
اینجا آدمای جالبی رو میبینم و .دارم روی فرانسویم کار میکنم
.دلم واست تنگ شده
،امیدوارم که حالت خوب باشه .و بتونیم بهزودی با هم حرف بزنیم
.شاید بتونیم بهزودی
...با عشق
...تو ...قربانت
."قربانت، "سیمون
!جنده
.زمین، بهشت شده
و منظورت چیه؟
.که خدا ولمون نکرده
.اینکه همیشه هوامون رو داره
.اینکه دوستمون داره
،از این طریق .اون وجودش رو آشکار میکنه
اینجوری بهمون میفهمونه؛
.که تنها نیستیم
.معذرت میخوام
...معذرت میخوام میشه بهم آتیش بدید؟
.آره
.ممنون، خیلی لطف کردید
.خوبه - .آره -
.آره، ممنون
میخواید سوار مترو بشید؟ - .آره -
...شما
هردوتون توی پاریس زندگی میکنید؟ - .درواقع همین دورو ور، زندگی میکنیم -
...ببخشید اما اما چی گفتی؟
...همین نزدیکی ها زندگی میکنیم .توی همین محدوده
.آها، حالا فهمیدم
...من، چند روز اینجا میمونم اما
...زود میرم...
...میرم که
...درواقع، میرم
...شرق، شاید...
.خیلی فرانسویم بده. خودم میدونم .شرمنده
.اشکال نداره .نگران نباش
اسمت چیه؟ - چی؟ -
چی؟ - اسمت؟ -
مشکلیه؟
چی؟
نگفتی که معذرت میخوای؟
...اون فرانسوی نیست
...نه، من
.معذرت میخوام، آقا
پس فرانسوی حرف نمیزنه؟
.باشه، پس من عذر میخوام پسر
.باشه - حله؟ -
.آره
.آره، باشه .ببخشید
.دستات خیلی کوچیکه پسر .مثل دست دختراست
...باشه
و چرا تو دوتا دوستدختر داری و من یهدونه هم ندارم؟
.خیلیخب، بسه دیگه .کافیه
...ببین مرد، من متاسفم - !صبر کن -
چرا این خوشگلا رو قایمشون میکنی؟
!خواهش میکنم، برو اونور - داری بهم میخندی؟ -
!نه چرا باید بهت بخندم عوضی؟
!لعنتی
.متاسفم - .نه، اشکال نداره-
میدونی ساعت چنده؟
10:05
وقت نداریم؟
.نه زیاد
.گشنمه
.از دیدنتون خوشحال شدم رفقا
.خدافظ - .خدافظ -
دوباره میبینمت؟ - .از دیدنت خوشحال شدم -
از زنای عادی خوشت میاد؟
...منو بگا
.من خیلی حشریم
.لطفا بنویس که چی دوست داری
حالا صدام رو میشنوی؟
...بکن
.بکن توی کونم .بکنم
...آره
.منو بکن، عزیزم
.کونت خیلی خوشگله
...آره
.رودررو بُکنم
.رودررو بُکنم .بُکُن
.رودررو بُکنم
.بُکُن
.بُکُن...بُکُن...بُکُن
...بُکُن
...بُکُنم...بُکُن
...بُکُن
آبت اومد؟
اومد؟ آبت اومد؟
.دوباره بیا پیشم عسلم
.خواهش میکنم، رفیق
.منم ازت ممنونم
."سلام "میشل
.یه مدتیه که خبری ازت نیست
،نمیدونم که ایمیلم رو نگرفتی .یا نخواستی که جواب بدی
.فقط میخواستم بدونم که حالت چطوره .حداقل میتونستی جوابمو بدی
.از اینجا هیچکاری نمیتونم بکنم
."موفق باشی. "سیمون
.عصر بخیر قربان .ببخشید، عصرتون بخیر
شما انگلیسی حرف میزنید؟
آره؟ - .آره -
یهدیقه... میخوای بریم دافای فرانسوی ببینیم؟ کلوپهای لختی؟ رقاصهای برهنه؟
.نه، ممنون رفیق - ...یالا پسر -
...رفیق
میخوای شب رو با چندتا داف دوروبرت باشی؟
چی؟
.یه شبِ خوب، با چندتا دختر خوشگل دوست داری؟
.اونجا
منظورت دقیقا چیه؟
،برو داخل، یه مشروب بخر ...یکم اطرافت رو ببین
دخترای خوشگلی هستن .که بخوان باهات باشن
،و حتی اگه بیشتر بخوای، یعنی بخوای سکس کنی حتی سکس کردن هم ممکنه، باشه؟
چقدر میشه؟
...ده یورو واسه یه مشروب
.اگه خوشت نیومد، میتونی بری
بهچی فکر میکنی؟ .این بهترین خاطره از پاریس میشه واست
.باور کن، من کلاهبردار نیستم
اونجا؟
.شب بخیر
.شب بخیر - .شب بخیر -
.سلام - اسمت چیه؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.