لومړۍ 200 کرښې.
این فیلم حاوی صحنهای میباشد که تصویر :هشدار » مستندی باجزئیات از خشونتهای واقعی نمایش میدهد « که ممکن است برخی بینندگان را پریشان کند
« Example of Intonation / نمونۀ لحن بیان » « صندوق الکساندر سوکوروف »
« لـــنفـــیـــلـــم »
« فیلمی از کنتمیر بالاگوف »
« صـــمـــیـــمـــیـــت »
!بابا
چرا؟ - تو که «کاباردی» متوجه نمیشی -
باز دستکش دستـت نکردی؟ - مگه خریدی؟ - هان؟ -
میخرم
شمعها کجان؟ - کدومها؟ -
مالباکوف دیروز با «لادا-9»ـش اینجا بود
شگینوف بود، نه مالباکوف
چرا با لیوان میخوری؟ فنجون که داریم
یه نفر هست که هیچوقت آب نمیگیردشون - چی؟ -
و «لادا-7» رو یادت رفت ثبت کنی - کدوم؟ -
اون مشکیـه که مال یارو کاباردی چاقهست
درسته
کجا موند؟
بهزودی میاد
خاخام گفت یه کار خوب برات داره
بابا، شروع نکن
میخوای کُل عمرـت رو صرف تعمیر ماشینها کنی؟
اومد
سلام، دوست عزیز - سلام، دوست من -
خب، مشکل پیدا شد؟ - کلیدها... ایلا؟ -
کجان؟ - روی میز -
اوه، ببخشید، دست خودمـه
بریم ببینیم در چه وضعـه
روغنـش رو عوض کردم
ایلا پمپ گاز رو دوباره سوار کرد
با احتیاط؟ - بله -
!بابا
بسپرـش به من
زود باش، منتظرـمونان
.نام من کنتمیر بالاگوف است » « من یک کــابــارد هستم
من در شهر نـالـچـیـک در ناحیۀ » « قفقاز شمالی روسیه متولد شدم
« این ماجرا در نالچیک در سال 1998 رخ داد »
...بابا
!بابا - هان؟ -
رسیدیم
خوبه
یعنی چی؟
چیکار داری میکنی؟
هنوز سرخام؟
نه، خوبه
من رو دیوونه میکنه
...همهش به همه میگه که
نمیتونن بفهمن کِی ختنهت کردن
تو خواهرـمای، میتونم بهت نشونـش بدم
بهقدر کافی شقشدگیهای صبحگاهیـت رو دیدم
مطمئن؟
ثابت میکنم لی شانس آورد
بسه
حرفـت رو باور دارم
لی دختر خوششانسـیه
میخوای گوشوارههاش رو ببینی؟
چرا نگهشون داشتی؟ منتظر چیای؟
تو
بریم
چیه؟ - لباسـت رو عوض کن، اون رو نمیتونی بپوشی -
مواظب باش
خوب شد اومدی. دستهات رو بشور
بمون، کمکـت رو لازم دارم
هویجها رو رنده کن
من تخممرغ درست میکنم
اجازه هست؟ - آره -
چیکار داری میکنی؟ - رنده میکنم -
خوب خردشون کن و پوستشون رو بکّن
بذار من تخممرغها رو درست کنم - کوچیککوچیک خردشون کن -
اگه ادامه بدیم دیرـمون میشه - باشه، متوجهام -
لباسهات کو؟
اینیکی قشنگـه
چی شده؟
امکان نداره، مامان
!تنـت کن
آخه ببین چه قشنگـه
رنگهای خودتـه - مامان، من نمیپوشمـش -
بپوشـش
موهات رو هم مرتب کن
مبارکه - ممنون که تشریف آوردید -
!عزیزـم
لی، عزیزـم، خوشگل شدی
دیوید، عزیز دلـم
هنوز هم واسه نهگفتن دیر نشده
بریم
خیلی براتون خوشحالام
مبارکه
!رافا - سلام -
ایلا، به رافا کمک کن
...کجا باید
از کارناوال برگشتی؟
بیشعور
...راکییل، لیوان
!راکییل، دو تا لیوان دیگه
...خب
...ازـتون خواستیم تشریف بیارید، چون
بسپرـش به من، مامان
خلاصهش میکنم
پس، ما... من و لی
تصمیم گرفتیم که ازدواج کنیم
تصمیم گرفتید چی کنید؟
و مبادا فکر کنید شاید نظرـم عوض بشه
ممنون
!دیوید! لی
!مازل توف
قضیۀ کار رو به دخترـت گفتی؟
گفتم - و چی گفت؟ -
نمیخوادش
اون همونجوریـه. فقط میخواد ماشین تعمیر کنه
بریم؟ بریم؟
کجا؟ - بریم برقصیم -
نه. نمیخوام
چته؟ چرا خوشحال نیستی؟
چرا باید خوشحال باشم؟ عروس که من نیستم
اگه اونجوری باشی، کی میگیردت؟
با من بیا - نه -
.مامان، ما میریم مرکز شهر لی رو تا خونه همراهی میکنم
تا کِی؟ - نمیدونم. نگران نباش -
ممکنه سرد بشه - خودم میپوشم -
دلـت برام تنگ شده؟ - آره، خیلی -
بیام؟
خب، اگه میخوای، بیا
ده دقیقه فرصت داری
قبل از اینکه بتونی بگی «پای بلوبری» من اونجام
دینا، آروم باش - عجب سادهلوحـیه -
«!پول نمیدیم» - ورشکستهمون نمیکنه -
همیشه همونجوری بوده: پنجاه-پنجاه
،ما وقتی ازدواج کردیم ...خانوادۀ من نصف پول رو داد
نصف پول رو هم خانوادۀ تو داد - اوهوم -
بابا، یهودیها باید مثل بقیه پول بدن
!به حرف دخترـت گوش کن
!اخراجـت میکنمها
اگه قیمت رو ببریم بالا، میخرن؟
جنسهای من اختصاصیـه
الو؟
به کاباردی: چطورهای؟ - به کاباردی: چطوری؟ -
شما یهودیها خیلی مهربوناید
و کاباردها چجوریان؟ - خشک. مثل سنگ -
بیا بریم توی ماشین
خدا رو بابت چنین عروسی شکر - خوشحالام اونا با همان -
ممنون بابت کمک - حرفـشم نزن. خدا حافظ -
من میرسونمشون. زود برمیگردم
!هی، ظلیم
ظلیم، چته؟ - هیس -
...ظلیم - دوباره گازـم میگیری؟ -
از دستـم عصبانیای؟
ببخشید
لعنت! من باید برم، شیفت شبـمه
بعداً بهت زنگ میزنم
میبینمـت - خدافظ -
مامان؟
چی شد؟
این شماره چیه؟
مامان
مامان
آزمایش
این واژه کُل محسنات یهودیان رو در خودش داره
محسناتی که ما رو به مدت هزاران سال با هم متحد کرده
ازـتون میخوام که به خاطراتتون متوسل بشید
ماتم وحشتناکی بر روی جامعۀ ما سایه انداخته
شب گذشته فرزندانمون ربوده شدن
دیوید کوفت و لی هارماتس
چنین اتفاقی تابهحال نیوفتاده بود
چالشی برای جامعۀ ماست
بهایی که باید بدیم رو بهمون گفتن
!بذارید پلیس بهش رسیدگی کنه - !نمیتونیم -
گفتن فقط بدتر میشه
!چیزی که اونا گفتن چه اهمیتی داره
ازـتون درخواست دارم به خانوادهها کمک کنید تا پول رو جمعآوری کنن
!من خودم خانواده دارم
اگه بچۀ خودت رو بدزدن؟ - بچۀ من خونه میمونه -
تورات چی میگه؟ - ...وقتی مادر من مُرد -
!هیچکس یه تک«روبل» هم نداد
...از همه میخوام بیان اینجا و به من بگن
چقدر برای نجات فرزندانمون میدن
برِسون. سه هزار
این پول برای پسگرفتن هر دو بچه کافی نیست
تنها نصف پول رو داریم
باید تصمیم بگیریم چیکار کنیم
باید نصفـش کنیم؟
اون کار درستـیه؟
تورات چی میگه؟ - !بسه دیگه تورات تورات -
!تصمیمگیریـش با ماست، نه تورات
موافقام که منصفانهست نصفـش کنیم
ولی لی داروندار منـه
من مجردم. باقی پول رو گیر نمیارم
متأسفام
تمام پولی که درخواست دارن رو بدیم هارماتس و باقیموندهش رو بدیم کوفت
یکی کُلـش رو میگیره و اونیکی هیچی؟
دوست من، دندون اسب پیشکش رو نشمر
اونا هیچوقت قبول نمیکنن
بیاید مکان من یه فکری براش بکنیم
اون چیه؟ - نمیدونم، اینجا بود -
بذارـش اونجا - کجا؟ -
جایی که دستگاههای پخش نوار رو میذاری - اونا تمام مدت اینجا بودن -
!بذارـش سر جاش
گفتید میتونید کمک کنید
نه دقیقاً
میتونم تعمیرگاهتون رو 40 هزار بخرم
...فقط بنا رو
No comments yet. Be the first to leave one.