Mad Men

Mad Men

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

S01Mad Men S01E06 BDRip x264-4SJ FA
S01Madmen s01e06 720p-x264-halcyon
S01Mad Men S01E06 1080p BluRay Remux FA
S01Mad Men S01E06 Babylon 720p WEB-DL AAC2 0 H264-BTN-FA
S01Mad Men S01E06 Babylon DVDRip XviD-TOPAZ-FA
د لخوا تبصره Prolator
💣Prolator💣 ترجمه جدید شهریورماه 1400

تګونه

BluRay
1080
REMUX
په خپور شو: 2021-09-10
ډاونلوډونه: 76
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫سفارش و پیشنهاد ترجمه ‫تلگرام benyaminaria@

‫دیک ویتمن، جلوی پاتو نگاه کن

‫می‌زنی گردنت رو می‌شکنی

‫قراره گریه زاری کنی یا بلند میشی؟

‫دارم بلند میشم. عمو مک

‫خوبه، یکی هست که می‌خواد تو رو ببینه

‫از چی می‌ترسی؟

‫خیلی صدای جیغ و داد میومد

‫همیشه همینطوریه

‫خدا بهمون یه هدیه داده

‫صاحب یه داداش کوچولو شدی

‫اون برادر من نیست

‫معلومه که هست ‫بابای دوتاتون یه نفره

‫خوشگل نیست؟

‫اسمش رو هم ‌اسم اولین مَرد، «آدام» گذاشتم ‫

‫بابا!

‫دان. حالت خوبه؟

‫روز مادر مبارک

‫این خیلی عالیه

‫از نسخۀ هالیوودیش بهتره

‫صددرصد که بی‌پرده‌تره

‫«جوآن کرافورد» دیگه مثل سابق نیست ‫

‫می‌دونی، راستش

‫ابروهاش به نظرم خیلی اعصاب‌خراب‌کن بود

‫انگار دوتا...

‫کِرم ابریشم رو همین‌جوری چسبوندن بالا چشماش

‫کنار «سوزی پارکر» ایستاده بود ‫حالا انگار گروه خون‌شون بهم می‌خوره ‫

‫خب، بعضی مردها ابرو دوست دارن

‫و همۀ مردها هم، «جوآن کرافورد» رو دوس دارن

‫سالواتوره مدام در موردش حرف میزد

‫وقتی فکر می‌کنی، که یکی از زیباترین زن‌ها ‫حالا اینقدر پیر شده

‫دوست دارم به اون سن که رسیدم ناپدید بشم

‫منطقی بنظر میاد

‫بهت قول میدم، بتس

‫با اولین نشونه‌های چین و چروک صورتت ‫می‌سپارمت به دریا

‫یا ترجیح میدی دوست دختر من با نقاب آهنی باشی؟ ‫

‫روز مادر بهت خوش گذشت؟

‫خیلی خوب بود

‫مادر من حداقل دو سال از سنی که ‫جوآن کرافورد ادعا می‌کنه، بزرگتر بود

‫و هنوزم خیلی جذاب بود

‫دوست دارم اینطور فکر کنم که ‫چهره و ظاهرش خیلی خوب مونده بود

‫چون منم در آینده همین شکلی میشم

‫بتس. ازین فکرا نکن

‫از حال افسردگی بیا بیرون

‫اجازه که دارم توی روز مادر احساسی باشم

‫اما این روز مادر برای توئه. نه واسه مادرت

‫من فقط دارم میگم مامانم خوشگل بود

‫راستش، سرزنده و پرشور و نشاط بود

‫تا آخرین لحظات عمرش

‫تصویر خوبی از گذشته‌س

‫دکتر وین یک کتاب پیشنهاد داد...

‫میگه این بخشی از روند سوگواریه

‫دکتر وین

‫فکر می‌کنم مفیده

‫پس خوب شدی؟

‫نمی‌دونم از کجا اینو می‌فهمن

‫وقتی اقساط خونه تابستونیشون رو تمام کمال بدن

‫مسخره‌ش نکن

‫سوگواری فقط یجور حس ترحم برای خوده

‫توی گینۀ نو...

‫مردم قبیله، اجدادشون رو آسیاب می‌کنن ‫و توی آبجو می‌ریزن و اینطوری قدرت اونها رو سَرمیکِشن

‫و این قبایل هم چه الگوی فرهنگیِ خوبی هستن!

‫می‌دونستی مایکل آنجلو، زمانی که این ‫قبایل توی غار زندگی می‌کردن و آتیش رو کشف می‌کردن...

‫داشت سقف «کلیسای سیستین» رو نقاشی می‌کرد؟

‫نمی‌دونستم

‫راست میگم

‫مقدمه‌ای بر مردم‌شناسیِ پایه

‫نظرت راجع به...

‫تولید مثل پیشرفته چیه؟

‫تحقیقاتت در اون زمینه به کجا رسیده؟

‫تمامش کردم

‫راستش، نمره‌م هم بیست شد

‫واقعا؟

‫بله. واقعا

‫من که توی اون درس رفوزه شدم!

‫چون موقع تقلب کردن، سر مُچت رو گرفتن

‫چراغ رو خاموش کن

‫خیلی می‌خوامت

‫تمام روز بهش فکر کردم

‫منم همینطور

‫نه، جدی میگم

‫مدام به همین فکر می‌کنم...

‫هر روز

‫که ماشینت از سر کوچه بیاد

‫بچه‌ها رو زودتر بخوابونم

‫یه لیست خرید تهیه کنم ‫و پودینگ کارامل درست کنم

‫یه لحظه هم بیکار نشینم

‫موهامو شونه کنم

‫شیرم رو بخورم

‫و همه اینها توی ذهنم تار و مبهمه

‫چون نمی‌تونم دست از فکر کردن ‫به این لحظه بردارم

‫خیلی تو رو می‌خوام

‫تو که منو داری

‫جدی میگم

‫آه، دان

‫آقای نیک رودیس ‫از خطوط مسافرتی «المپیک کروز» که یادت هست

‫نیک، بالاخره تونستی دریچه‌های ‫عرشه دوم کشتی رو اضافه کنی؟

‫آره، ولی اون اتاقها حسابی خیس آب میشن

‫ایشون آقای «یورین بن شولهای» هستن ‫از وزارت گردشگری کشور اسرائیل

‫تلفظ میشه «یوروم»

‫البته

‫و این خانم جوان هم «لیلی مایر» هستن

‫از دیدنتون خوشوقتم

‫و همچنین

‫خاویار، بیلینیز، مای تای ‫بیلینی: نوعی پیش غذا ‫مای تای: نوعی نوشیدنی

‫داریم به سرزمینی لوکس و پر از عجایب فکر می‌کنیم

‫داریم به این فکر می‌کنیم که اگر بیروت ‫پاریس خاورمیانه‌ست...

‫شهر حیفا میتونه مثل رُم باشه

‫ایدۀ هیجان انگیزیه

‫البته باید مدنظر داشته باشیم...

‫که پاریس برج ایفل رو داره ‫و رم کولوزیوم رو

‫و همینطور در تل آویو قراره هتل هیلتون رو داشته باشیم

‫شرکت المپیک ‫لوکس‌ترین کشتی‌های ما رو برای سفر به...

‫سواحل شگفت‌انگیز اسرائیل چارتر کرده

‫قراره با آقای برن‌باخ ‫در همین خیابان هم دیدار کنیم

‫اما شوخ‌طبعیه ایشون ‫بنظر بعضی‌هامون سطح پایین اومد

‫فکر کردیم روش سنتی رو ‫هم بهتره امتحان کنیم

‫شرکت استرلینگ کوپر ‫دوست نداره خودش رو «سنتی» بدونه

‫شاید این کلمه مناسبی نباشه ‫انگلیسیِ من زیاد خوب نیست

‫زرق‌و برق. مثل پر زرق‌و برق. کلمه مناسب اینه

‫ما جوایز شما رو دیدیم

‫بابت کارتون در ریو دو ژانیرو ‫تحت تاثیر قرار گرفتیم

‫شما که نمی‌خوایید یه ...

‫مجسمه 45 متری از عیسی مسیح ‫توی تل آویو بسازید؟

‫چون ما اینجوری تونستیم ‫ریو رو بشناسونیم

‫این کتاب دوسال در آمریکا در لیست...

‫پرفروشترین کتابها بوده ‫

‫و بزودی قراره با هنرنمایی پائول نیومن ‫تبدیل به فیلم بشه

‫آمریکا رابطه‌ای عاشقانه با اسرائیل داره

‫و ما می‌خواییم این دو رو بهم برسونیم

‫قطعا که کلی از زحمت من کم کردید

‫تمام منبعی که داشتم انجیل بود

‫اجازه بدید سراغ اون نریم

‫خب، گردشگرهای ایده‌ال شما ...

‫سالانه چه درآمدی دارن؟

‫همون‌قدری که شما در میارید

‫همیشه مشتری‌ها همینو میگن

‫ببین کی اینجاست ‫دوتا فرشته

‫امروز قرار ناهار داشتیم؟

‫نه عزیزم. داریم میریم آرایشگاه ‫موهای مارگارت رو کوتاه کنیم

‫موهاشو کوتاه کنین؟

‫دم اسبیت رو دوس دارم

‫مثل بچه‌ها میشی

‫منم موهاتو دوست دارم بابایی ‫مثل پیرمردها میشی

‫فقط باید آرایشگاه خوب پیدا کنیم

‫جینجر؟

‫من خودم موهامو کوتاه می‌کنم

‫خودت انتخابش کرده بودی

‫شما دوتا چه زوج خوشگلی می‌شید

‫راستش، من دنبال خوشگلا نمیرم

‫مونا، مارگارت

‫چی شده که گذرتون به خیابون‌های زیر 59 افتاده؟ ‫

‫مارگارت، سلام کن

‫سلام، آقای دریپر

‫مونا، چقدر خوش اقبالی

‫مادر و دختر هر دو اومدن به شهر

‫این روزا دخترا کجا موهاشون رو کوتاه می‌کنن؟

‫منظورت دخترایی مثل «بریجیت باردو» هستن ؟ ‫

‫چون اینی که می‌بینم چیزی از اونا کم نداره

‫همین که بتونه یه کلاه واسه کلیسا ‫رو سرش سنجاق کنه کافیه

‫عاشق این مَرده میشی

‫الان واست یه نوبت می‌گیرم. بیا

‫خداحافظ، دان

‫راجر. عزیزم

‫قبلا عاشق این بود که توی دفتر من باشه

‫مدل مو کوچیک‌ترین مشکل مارگارته

‫فکر کنم کلا فقط با دوتا پسر رفیق بوده

‫یکیشون رفت سربازی ‫یکی دیگه‌شون هم خودکشی کرد

‫نمی‌خواد دانشگاه بره

‫سرکار نمی‌خواد بره

‫به کارهای خیریه هم علاقه نداره

‫نمی‌دونم کجا رو اشتباه کردیم

‫هرچیزی که می‌خواست واسش مهیا کردیم ‫ولی هنوزم آبی ازش گرم نمیشه

‫خیلی داری بهش سخت می‌گیری

‫هنوز یه نوجوانه

‫وقتی من همسن اون بودم ‫یه قایق باری رو ...

‫از اسکله «بار هاربور» تا «هیلتون هد» هدایت کردم ‫

‫شرط می‌بندم یه قایق تفریحی بوده

‫بالاخره همونم باید یکی هدایت کنه

‫فکر می‌کنم مارگارت تو رو یاد خودت میندازه

‫هر دوتاتون لوس بار اومدین

‫زیپش رو ببند

‫برگرد توی تخت

‫می‌تونیم کل بعد ظهر رو اینجا بمونیم

‫تو که لازم نیست برگردی سرکار

‫من باید برگردم. زیپش رو ببند

‫گردنبند مروارید که بهت دادم دوست داشتی؟

‫خیلی خوشگله

‫از اینا که گرفتم هیچی نمی‌خوری؟

‫نگا، خوراک صدف ، استیک ، ناپلئونی

‫اگه این ناهار رو به حال خودش بذاریم ‫اروپا رو تصرف می‌کنه ‫

‫دوست ندارم اینجا چیزی بخورم

‫وقتی غذا اینقدر به تخت خواب نزدیک باشه ‫منو یاد بیمارستان میندازه

‫اگه یه خونه از خودت داشتی ‫می‌تونستیم بریم خونه تو

‫می‌تونستی واسم آشپزی کنی

‫شرایط رو همینطوری که هست دوست نداری؟

‫شوخی می‌کنی؟

‫امسال بهترین سال زندگی من بود

‫می‌تونی تصور کنی...

‫چقدر قبل از دیدن تو از زندگی بیزار بودم؟

More Farsi Persian subtitles for Mad Men

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left