ERASED

ERASED (僕だけがいない街)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

[AnimWorld] Boku Dake ga Inai Machi All Episodes
[AnimWorld] Erased All Episodes
د لخوا تبصره Anim World
ارائه‌ای از دنیای انیمه forums.animworld.net ||مترجمان: Morix

تګونه

other
په خپور شو: 2018-03-16
ډاونلوډونه: 54
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 180 کرښې.

. می ترسم

. می‌ترسم این زیاد فکر کردنا داغونم کنه

. به نظرم کارِتون خوبه

... اما چطور بگم

پرواز پسران

، اگه بخواین سطحی روش کار کنید

. خواننده‌ها نمیتونن درست با اثری که خلق کردین ارتباط برقرار کنن

29سال‌تون بود، نه ؟

. سخته که بتونین تو مجله ما دوام بیارین

... 26روز تا شروع جام جهانی آلمان باقی مونده

. هر روز خدا، به این فکر میکنم ... " که ای کاش همون موقع انجامش میدادم "

. ولی با پشیمونی من حتی کک اونا هم نمیگزه

. این افکار چیزی جز یه سری بهونه‌های الکی نیستن، و بعدش ناپدید میشن

. می‌ترسم این زیاد فکر کردنا داغونم کنه

شهری که تنها من در آن گمشدم

. من میرم سفارشُ تحویل بدم

.حله. مراقب خودت باش

. من هم میرم یه سفارش تحویل بدم

! باشه، تو هم مراقب خودت باش

.فوجینوما سان، وسط راه نشینی پیتزاها رو تموم کنیا

. یعنی چی

این هم جوک‌های بچه‌های این دوره و زمونه‌ست ؟

. نمی خورم

. اون دختره هر سری که میبینمش همون حرفارو بهم میزنه

. راستش،‌ تنها حرفهایی که بهم میزنه همینان

. فکر هم نمیکنم همچین حس خاصی بهم داشته باشه

... دختره‌ی عجیب غریب

... البته من هم همچین حسی به بچه‌ جماعت ندارم

. شکی درش نیست

. دوباره داره اتفاق میافته

کجاست ؟

کجای اینجا قرار داره ؟

!هی، کامیونی! نگه دار

!هی! راننده

فوجینوما سان ؟

... چیکار داره

... بر پدرت

! نباید خودمو درگیر میکردم

... اما

... اما

!حالت خوبه ؟ - ! خدا به خیر کرد -

چی شده ؟

... گذشته‌ام داره میاد جلو چشمهام

... اونجا رو

. هیچ چیز خوبی از قاطی کردن خودت با غریبه‌ها عایدت نمیشه

... خب شدش دیگه

. مرگ من چیزی تغییر نمیده

هان ؟

. چشماشو باز کرد

! صبح بخیر، فوجینوما سان

! دو روزه که بیهوش بودی

کاتاگیری ؟

می‌دونی کی هستی و اینجا چیکار میکنی ؟

. فوجینوما ساتورو، 29 ساله

. دنبال یه کامیون افتاده بودم که بعدش با یه ماشین تصادف کردم

!عالیه! دکتر گفت که بدجور آسیب دیدی

! معجزه ست

میخوای زنگ بزنم به کسی، آشنایی ؟

دوستی، دوست دختری ؟

.نه. نمیخوام الکی مزاحم کسی بشم

. تیک تیک

این دیگه چیه ؟

یه جور جوکِ مثلا ؟

. خیلی سر سختی فوجینوما سان

. اصلا اهل معاشرت با مردم نیستی

. حتی نمیخندی هم

. ولی نظرمو عوض کردی

چطور ؟

جون بچهه رو نجات دادی، نه ؟

. خودم اونجا بودم

. میگفتن که راننده کامیونه حین رانندگی سکته کرده بوده

. واقعا کف کردم که متوجه‌اش شده بودی

. شانسی بود بابا

، بعد تصادف شما، کامیون خورد به یه انبار

. که فقط شما و رانندهه تنها تلفات ماجرا بودین

... تلفات

، بعد اینکه همه چی رو به مدیر توضیح دادم

گفتش که، " نگران موتور یا تصادف با ماشین . " نباشه، فقط سالم برگرده سرکارش کافیه

. ممنون

! اوه، یه چند ثانیه لبخند زدی

کاتاگیری، تو واسه چی اونجا کار میکنی ؟

. چه عجب یکی شهامت به خرج داد و پرسید

جدی ؟

. اره. چون که تا حالا کسی ازم نپرسیده بودش

. من یه آرزو دارم

. که اینطور

! فقط میخواستی همین یه تیکه‌اش رو بشنوی ؟

... چیزه

... وقتی که از آرزو‌هات به مردم میگی

" فکر نمیکنی که، " اگه به واقعیت نپیودن، گفتنش به مردم چه فایده‌ای داره ؟

. اصلا از بیانش خجالت که نمیکشم هیچ

، تازه باید هی پشت سرهم اون کلمات رو تکرارش هم کنم

. واسه همین ممکنه در طول زندگی یه جایی به واقعیت بپیونده

... اون کلمات

. یه جورایی، واسم آشنا میومدن

. ولی، حتی اگر هم ازم بپرسی نمیخوام بگمشون فوجینوما سان

. اونقدرا که با هم ایاق نیستیم

.خب، به پرستار اطلاع میدم که بیدار شدین، بعدش میرم خونه

. بای بای

... دختره‌ی عجیب غریب

. "من به اون پدیده میگم "تکرار

. میدونم که هیچ سودی واسم نداره، ولی همیشه گرفتارش میشم

... معمولا به یک یا پنج دقیقه قبل برمیگردم

. که همه چیز دست نخورده سر جاشونه

. و همیشه هم قبل یه اتفاق بد پیش میاد

، باید متوجه چیزی بشم که با عقل درست جور در نمیاد

" !اگه کسی منو میندازه اون وسط به خیال اینکه " جلوش رو بگیر

. نتیجه‌اش این میشه که، همیشه و همیشه یه بلا سرم میاد

. تو اکثر موارد، حوادث منفی به بار میاره

. بعضی اوقات هم، بلاهاش سر خودم میاد

. اوه، خوش اومدی ساتورو

... مامان

. اومده بودم بیمارستان، ولی خواب بودی

. که حوصله‌ام سر رفت و گفتم بیام اینجا

سرت خوب شده ؟

. چیزی نیست

. شوکه شدما

. گفتن که تصادف شاخ به شاخ کرده بودی

. یه مدت همینجا کنارت میمونم

که چی بشه مثلا ؟

. سر خوشگل‌پسرم با یه ماشین تصادف کرده

. حدأقل کاری که ازم برمیاد اینه که مراقبش باشم

. گفتم که حالم بهتره

. تازه من فقط یه تُشک دارم

.یه کیسه خواب داخل کمد بودش. همون کارمو راه میندازه

. خو برو هتل

. پولم حروم میشه

! اها، راستی! پول هزینه‌های بیمارستانُ بزار بدم بهت

. نگهش دار به عنوان کرایه خونه موندن من اینجا

، من پسر اونم

، ولی اصلا باورم نمیشه که 52 سالش باشه . واسه خاطر اینه که زنها هیچ وقت عوض نمیشن

ساتورو،‌ میشه بدونه قطار رفت به ائنو ؟

نخیرم. اومدی خوش گذرونی مگه؟

. این همه راهو از هوکایدو زدم اومدم اینجا

. تازه، حوصله‌ام سر میره هر روز بخوام قیافه‌تو ببینم

. هنوز یه روز کامل هم نشده که منو دیدی

. خب، بیا غذا بخوریم

. ببخشیدا. تشکُ و تلویزیون‌ت رو گرفتم

. عیب نداره، راحت باش

ترجیح میدم که

. اگه نصف شبی دستشوییم گرفت سرمو ساکت بندازم پایین برم انجامش بدم

. میگم که، نمیخواد رفتنی نصفه شبی دستشویی رفتنی با نوک پا راه بری

. من بیدار بشو نیستم

... یوکای

. خب خبر بعدی‌مون اینه که

دختر اول دبستانی اهل سایتاما که دیروز عصر گم شده بود

. امروز صبح سالم و سلامت در جاده یوکوهاما پیدا شده

... هی،‌ ساتورو

. او به بیمارستان منتقل شده ولی هیچ جراحاتی نداشته

یادت میاد ؟

چی رو ؟

. اون اتفاقی که واسه همساینه‌مون افتاد وقتی که کلاس پنجم بودی

پلیس محلی گزارش دادن یک مرد بیکار

. احتمالا درست یادت نباشه

. نیشی-کو از یوکاهاما، همراه آن دختر در صحنه پیدا شده

ما بدجوری سعی خودمون رو کردیم

. اون به ظن ربودن دختر دستگیر شده

. شما بچه‌ها اتفاقی که افتاده بود رو کامل فراموش کنید

. زندگیت در خطر بودش

... وقتی کلاس پنجم بودم

... آدم ربایی

. دو نفر از همکلاسی‌هام مفقود شدن

!برو،‌ برو، برو

. وقتی کوچیک بودم، یکی از هم‌محلی‌ها به اسم یوکی سان، معمولا باهام بازی میکرد

اسم اصلیش یوکی نبود، ولی من اینطوری صداش میکردم

" ... چون همیشه میگفت، " یوکی، یوکی! شجاعت، شجاعت

مـ - مـیخوای حدس بزنم کدوم یک از بچه‌های کلاستون از همه مـ - مـحبوب‌تره ؟

. اونی که شاد و ورزشش خوبه

، خیلی رُک ـه و گاهی اوقات اسگل بازی در میاره

. ولی وقتی که پاش میافته مثل چی جدی میشه

. کف کردم

. بچه محبوب کلاس معمولا اون پسره ست

میـ - میـخوای که ادای اون رو در بیاری ؟

. یک یا دو تا از خصیصه‌هاش رو

اصلا هر چقدر که بتونی، بدون اینکه خجالت . بکشی، ولی شجاعتش رو داشته باشی

شش ماه بعد از مفقود شدن‌ها، شیراتوری جون

. به جرم آدم‌ربایی‌های زنجیره‌ای و قتل دستگیر شد

. همون یوکی سان بود

قسمت اول

برق جلوی چشمانم

More Farsi Persian subtitles for ERASED

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left