The Husband

The Husband (결혼의 완성)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Husband S01E02 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کره ای شوهر قسمت دوم

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-07-06
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

«شـــوهر»

یک ساعت وقت داری تا یک میلیارد منو بیاری.

در حال تماس پدرزن

شماره‌ای که گرفتی در دسترس نیست...

بیمارستان، پذیرش

آقای دکتر کو الان بیمارستان هستند؟

الان توی اتاق عمل‌اند.

در حال تماس بانک مودو

صدای عبور قطار

تماس تصویری شماره ناشناس

الو؟

یک میلیارد وون من کو؟

هر بسته پونصد میلیونه.

جمعاً یک میلیارد.

بیا ساجیرو-گیل، ۴۳-۸۷.

تا نیم ساعت خودتو برسون.

اگه یک میلیارد وونم نرسه، زن تو مرده حساب کن.

هی، خوبی؟

آمبولانس خبر کنم.

فقط تحمل کن.

هی، یک میلیارد...

یک میلیارد وون من...

ها؟ نشنیدم چی گفتی. یه ذره بلندتر بگو.

گفتم یک میلیارد وونمو آوردی؟

آقا، حالتون خوبه؟

قسمت ۲

هی، رفیق.

صدامو می‌شناسی؟

آقا.

هی!

وا...

وای...

داداش، یارو دیوونه‌ست.

بگیر ازش فیلم بگیرم.

این یارو روانیه.

این چه جور مردنی بود؟

مشکل اون یارو چیه؟

وا، ترسیدم.

بچه‌ها، شما...

کسی رو ندیدین که...

سوار موتور این دور و بر با کلاه مشکی باشه؟

- هان؟ - داره میاد این طرف.

باید بدویم! بیا!

یه موتورسوار.

- بدو! - هان؟

مرد موتورسوار رو دیدی؟

رفت اون طرف!

کجا قایم شد این لعنتی؟

این دیگه چی بود؟

منم خودم موندم.

نزدیک بود منو اینجا بکشه.

الو؟

ال...

شما الان کجایید، قربان؟

الو؟

فکر کردم توافق داشتیم! کجایی لعنتی؟

آقای کانگ؟

اون کیفا چیه که می‌بینم؟

چی؟

پول.

داری با من شوخی می‌کنی؟

اینم هشتاد میلیون وون، همونطور که خواسته بودین.

ببین، یه خواهش دارم.

آقای کانگ، این از اون شوخی‌هاست؟

نه، اونجوری که فکر می‌کنی نیست. می‌خواستم کل مبلغ رو بدم،

اما فقط...

وقت نداشتم، کم آوردم.

واقعاً شرمنده‌ام.

شرمنده‌ای؟

بنیاد پزشکی نیو سون یونگجین

می‌گی شرمنده‌ام بعد اینجوری منو گول زدی؟

آقای کانگ، چرا می‌خوای منو بازی بدی؟

می‌دونی چقدر داغونم؟

با جون و دل بهت اعتماد کردم،

تو هم اینجوری بهم خیانت می‌کنی؟

الان می‌رم سراغ همسرت.

اینقدر عصبی و ناراحتم...

که می‌خوام تیکه‌تیکه‌اش کنم.

شوهر

وقتی ضربان قلب به چهل یا کمتر می‌رسه،

احتمال سرگیجه، غش، یا از حال رفتن هست.

اما طنز ماجرا اینجاست...

...قلب تا آخرین نفس برای تپیدن می‌جنگه.

درد قفسه سینه شایع‌ترین نشانه اولیه سکته قلبیه،

ولی خانم‌ها و بیماران دیابتی ممکنه علائم غیرعادی نشون بدن

مثل تنگی نفس، سوء هاضمه، یا خستگی شدید.

تازه، حدود بیست تا سی درصد بیماران

سکته قلبی رو بدون هیچ علامت اولیه‌ای تجربه می‌کنن.

پس برای تشخیص دقیق، باید...

لازم نبود این کارو بکنی.

اوه.

هی، یه دقیقه وقت داری؟

مرسی بابت نوشیدنی.

بازم تنها شدی.

چرا همیشه تنهایی؟

تنها درس می‌خونی، تنها غذا می‌خوری، تنها قهوه می‌زنی...

- راحت‌ترم. - آها.

به تنهایی عادت کردی؟

یا باید تنها باشی تا راحت باشی؟

بعداً می‌بینمت، ته‌جو.

صبر کن.

اسم منو از کجا می‌دونی؟

کانگ ته‌جو

ضربان قلب.

در حالت استراحت، قلب انسان حدود ۶۰ تا ۱۰۰ بار در دقیقه می‌زنه.

به این می‌گن ضربان قلب در حال استراحت.

اما ممکنه ضربان از ۱۰۰ بگذره و بالا بمونه،

حتی بدون هیچ فعالیت بدنی یا عامل بیرونی.

به این حالت می‌گن تاکی‌کاردی.

از اون طرف، وقتی ضربان ۶۰ یا کمتر باشه،

اسمش برادی‌کاردیه.

هر دو می‌تونن نشونه بیماری‌های زمینه‌ای باشن،

مثل اختلالات قلبی، آریتمی یا مشکلات تیروئید،

پس باید مراقب هر دو بود.

اما شایع‌ترین علامتی که بیمار از تاکی‌کاردی یا برادی‌کاردی حس می‌کنه

وقتی قلبش تند یا کند می‌زنه، چیه؟

خب...

قلبش تند می‌زنه.

چترت رو برمی‌دارم.

حالت چطوره؟

تو چه خبر؟

منظورت چیه؟

این چند روز کجا بودی؟

چرا می‌پرسی؟

می‌دونی که،

عادت کرده بودم هر روز ببینمت.

برای همین کنجکاو شدم.

اوه.

چند روز آنفولانزا گرفتم خونه افتاده بودم.

واقعاً فکر کردم مردم.

آنفولانزا؟

آها، پس این بود.

- الان بهتر شدی؟ - آره، خیلی بهتر.

نگرانم بودی؟

یه ذره نگرانت بودم.

چی؟

وقتی افتاده بودم تو تخت،

فقط فکر می‌کردم حتماً دلش تنگ شده.

چرا این فکرو کردی؟

خب، تصور کردم تنهایی درس می‌خونی،

تنهایی غذا می‌خوری، تنهایی قهوه می‌زنی، مثل همیشه.

اما من نبودم.

حس کردم اینجوری تنهاتر می‌شی.

از قیافه‌ات معلومه که درست می‌گفتم.

ممنون.

برای چی؟

واسه اینکه یه جورایی حواست به من بود.

اسمش رو نمی‌ذارم این.

نمی‌دونم. هوم.

انگار هنوز تو دلم جا داری.

عجیبه، نه؟

منظورت چیه؟

اینکه چقدر به هم فکر می‌کنیم.

تازه به زور همدیگه رو می‌شناسیم.

به نظرم عجیبه.

نمی‌فهمم چرا اینقدر بهت فکر می‌کنم.

به اینکه همیشه تنهایی، همیشه تنهایی غذا می‌خوری...

ولی بیشتر از همه، مدام فکر می‌کنم

که وقتی نیستم، چقدر تنهایی.

دیگه نمی‌خوام به این چیزا فکر کنم.

دوست‌پسرم می‌شی؟

الان می‌رم پیش زنت.

الان خیلی عصبانی و ناراحتم

که می‌خوام تیکه‌تیکه‌اش کنم.

وایسا قربان. فقط...

تماس ورودی پدرزن

هی! صبر کن. یه لحظه صبر کن قربان.

ببین، نتونستم به پدرزنم زنگ بزنم،

اما الان داره باهام تماس می‌گیره.

میتونم پول رو جور کنم. قول می‌دم. قسم می‌خورم.

شوخی می‌کنی؟

یه شانس دیگه می‌خوای؟

اصلاً شرم نداری؟

تا حالا کلی بهت شانس دادم.

بازم می‌خوای؟

آره، خواهش می‌کنم. فقط یه بار.

یه شانس بده جبران کنم.

اینکارو نکن، رئیس.

نه، وایسا. خواهش می‌کنم قربان! فقط یه بار!

فقط یه شانس آخر به من بده، باشه؟

آخ، سختش کردی.

می‌دونی، یه بار تو کار قبلیم،

یه سری اشتباه کردم که می‌تونستن اخراجم کنن، ولی نکردن.

بعداً از رئیس پرسیدم چرا اخراجم نکرد،

و اون گفت...

'ببین رفیق.'

'هر کسی حداقل سه تا شانس برای بهترین خودش شدن داره.'

و اینکه به زنت آسیب بزنم حال منو بهتر نمی‌کنه.

خب، آقای کانگ؟

این واقعاً آخرین شانسته.

چشم، قربان.

ممنونم. متشکرم. واقعاً متشکرم.

بهت شانس می‌دم،

اما دلسرد کردن من جبران داره، درسته؟

آره. مسلماً.

دو میلیارد وون.

ببخشید؟

دو میلیارد.

وای خدا، خط مشکل داره؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left