لومړۍ 200 کرښې.
❤ سرنوشت خوشمزه ❤
واستا ببینم
برگرد و گندتو جمع کن
چیه؟ نکنه واسه تف ریختم باید بهت جواب پس بدیم؟
چه مهارتی! عین سگ پاتو بالا اوردی و ریدی
سگ لی لیانگو
فکر کردین شما رو نمیشناسم،تمام روز عین سگ این اطراف پرسه میزنین و بو میکشین
میخوای وحشی بازی دربیاری؟
بذار بهت بگم،چون یه سگی ازت بعید نیست مثل سگ رفتار کنی
سگ خودتی،زنیکه ی بی مغز
من سگ نیستم اما تو ادب کردن سگا تخصص دارم،تازه برای کتک زدنشون مجهزم
جدی میگی؟
الان ادمت میکنم - گمشو -
زدنت واسم کاری نداره،شیرفهم شد؟
یکی به دادم برسه
زود باش به پلیس زنگ بزن - ژانگ دفنگ -
خجالت سرت نمیشه؟
تو روز روشن دستتو رو یه زن بلند میکنی؟
هی پیراشکی،انقدر حرف نزن
منو ببر بیمارستان
کجات آسیب دیده؟
یالا - کجاست؟ -
اینور اینور ازین سمت
استخونت شکسته؟
یواش یواش
دردم گرفت
این سمتو دست نزن،ازینطرف نه
یواش برو
جناب لی،شنیدم دیروز گپ و گفت دوستانه ای با چانگهای داشتید
واقعا تو این کار تبحر دارید
خانم یه،چه اصراریه که دو تا خانواده انقدر سرسختانه مقابل هم بایستن؟
چطوره که هردو عقب نشینی کنیم؟
اوه؟خب بگید ببینم چند قدم عقب بریم؟
گذشته ی تو،دیگه هیچ حرفی در موردش نمیزنم
....اما عکس من
رئیس لی،یادمه مدام تکرار میکردی
که مادر خوبی نیستم
و من فکر میکردم که تو چه پدر خوبی هستی
هیچکس کامل نیست
کونجین رو دیدی؟ خیلی دلم به حالش میسوزه
برای پیدا کردن پدرش
حتی تو برنامه ی در جستجوی خانواده شرکت کرده
تو چطور - نگاش کن نگاش کن -
طفلکی
گوش کن،اگه این برنامه رو من ببینم مشکلی پیش نمیاد
...اما اگه خانم لی ببینه
شنیدم تمام دارایی و قدرتت وابسته به خانواده ی خانم لیــ ئه
اگه شما دو تا از هم جدا شین
پولی برات باقی میمونه؟
...خانم یه شما چطور
جناب لی اگه بخوای یه بار دیگه بخاطر گذشته ام ازم اخاذی کنی
اونوقت نگرانم که نه فقط من،بلکه تمام آدمایی که تو دنیا هستن
از گذشته ات باخبر شن
چرا انقدر بهم چسبیدی؟ پاهام که نشکسته
مگه تقصیر من بود که دستت شکست،چرا انقدر عصبانی هستی؟
حالا دیگه یه دست دارم،چطور میتونم آشغال جمع کنم؟
تو خودت دیگه داری تبدیل به زباله میشی اونوقت چطور میری زباله ی بقیه رو جمع میکنی؟
اونی که اینجا آشغاله تویی
گوش کن چی میگم،حتی اگه دو تا دستمم بشکنه بازم از تو قوی ترم
بذار بهت بگم،اگه زبونت همینطور نیش داشته باشه اونوقت یه نفر دیگه میاد اون یکی دستتم میشکنه
ببین کی زبونش نیش داره؟
میرم استراحت کنم
نمیخوای بهت کمک کنم؟
برو پی کارت
بذار ببینم چطور پتو رو میکشی روی خودت
بفرما
کمک نمیخوام
مگه بهت نگفتم پاهام هنوز سالمن؟
کمک لازم نیست
یه لیوان آب برام بیار
باهام مثل یه خدمتکار رفتار میکنی
میبینی که به این روز افتادم
نگران نباش
تا وقتی خوب شی برات غذا درست میکنم و ازت مراقبت میکنم
دوست ندارم شاهد مرگ صاحبخونه ام باشم
اونوقت روح خبیثت اینجا میمونه و هر روز آزارمون میده
برای آزار دادن نمیام سراغتون،برای جمع کردن اجاره خونه میام
خوبه خوبه خوبه
میرم برات غذا آماده کنم،حتما گرسنته
ژوهان برات مقدور هست این ویدئو رو پاک کنی؟
انجام دادنش کار سختی نیست،اما فیلم این مرد تایلندی که داره دنبال پدرش میگرده
تا الان تو کل نت پخش شده
فکر نمیکنم پاک کردنش فایده ای داشته باشه
مگه دفعه ی پیش اون مشکلو حل نکردی؟ حالا چه فرقی داره؟
اون قضیه فرق میکنه،ویدئویی که تو وب بود هنوز تو سایر سایت ها منتشر نشده بود
اما این ویدئو تو سایت های زیادی آپ شده
پاک کردنش هیچ سودی به حالمون نداره
باشه
متوجه شدم،خودم شخصا یه فکری به حالش میکنم
بسیار خب
عمو،اگه کار دیگه ای داشتین بهم اطلاع بدید
کونجین،حس میکنم احساس خوبی بهم نداری
خانم وو بهم گفت اسم همچین ضیافتی هونگمانــ ـه
...نسبت به تو واقعا کمی زیاده روی کردم
و بابتش شرمنده ام
حالا از صمیم قلبم ازت عذرخواهی میکنم
واقعا متاسفم
متاسفم
متاسفم
معلومه که وقتی تایلندی گفتی متوجهش شدم
خوبه که فهمیدی،بیا یکم بنوشیم
زیاد اهل الکل خوردن نیستم
امتحانش کن
بیا بیا
کونجین
مادرت فوت کرده؟
بله
برای مادرم سخت بود که تنهایی منو بزرگ کنه
اون بیماری قلبی داشت
اما بخاطر خرج نکردن پول اصلا دکتر نمیرفت
بعدش بخاطر کار زیاد وضعیت قلبش بدتر شد و هیچوقت هم بهبهود پیدا نکرد
وقتی از سر کار به خونه برمیگشت و حسابی خسته بود میگفت
واقعا دلش برای پدرم تنگ شده و دوست داره فقط یه بار دیگه اونو ببینه
عمو...چه اتفاقی افتاده؟
هیچی
خب چرا امروز خواستید منو اینجا ببینید؟
خب قضیه اینه که همسرم ازم خواسته تا بهت کمک کنم پدرتو پیدا کنی
واقعا فکرشو نمیکردم که اونو بشناسم،اما میشناسم
واقعا
پدرمو میشناسید؟ الان کجاست؟
اصلا خبر داره که دارم دنبالش میگردم؟
اما باید خودتو آماده کنی
میخواد منو ببینه؟همین الان؟ من کاملا آماده ام
اون...اون از دنیا رفته
منظورتون...ازین حرف...چیه؟
کونجین معنیش اینه که اون فوت کرده
تقریبا زمستون سال قبل بود
فکر کنم بخاطر سرطان بود
کونجین
...بعد
میخوام خانواده ی پدرمو ببینم
میخوام در موردش بیشتر بدونم
نمیتونی اینکارو انجام بدی
چرا نتونم؟
گوش کن،خانواده ی پدرت از وجود تو اطلاعی ندارن
اگه یهو سر و کله ات پیدا شه به نظرت دردسر ساز نیست؟
به علاوه پدرت که دیگه تو این دنیا نیست
...پس
پدرم بعدش ازدواج کرد؟
شنیدم که...یه دختر و یه پسر داره
کونجین بذار این موضوع مثل یه راز باقی بمونه
دنبالشون نگرد
متوجه ی حرفام میشی؟
حالا که اینطور شده،بهتره که هرچه زودتر به تایلند برگردی
داری مجبورم میکنی که برگردم تایلند
مجبورت نمیکنم اما پدرت که از دنیا رفته
خودت بگو،دیگه چه دلیلی داره توی چین بمونی؟
کونجین،کونجین،این پوله
و اینهم یه کارت
این پول برات کافیه تا وقتی به تایلند برگشتی یه رستوران برای خودت باز کنی
برگرد و تجارت خودتو راه بنداز
یه زندگی خوب برای خودت بساز و دیگه هیچوقت به اینجا برنگرد
نمیتونم،نمیتونم پول شما رو قبول کنم
میتونم وقتی به تایلند برگشتم خودم پول دربیارم
....این پول
بدهکاری من به پدرته
حالا که تو اینجایی به تو میدمش
بگیرش
بیا،یکم بنوشیم
رئیس،عمه وو
جیامینگ،زودباشین بیاین بیرون،برادر پنگ فی
یه خبر خیلی مهم براتون دارم
چرا این وقت شب داد و بیداد راه انداختی؟
مستی؟
یه کوچولو
یه خبر خیلی مهم براتون دارم
میخوام برگردم تایلند
دیگه نمیخوای دنبال پدرت بگردی؟
چرا انقدر یهویی؟
...پدرم
مرده
چی؟
از کجا فهمیدی؟
یکی از دوستان پدرم بهم گفت
بهم گفت قبل مرگش،مدام اسم مادرمو به زبون میاورد
جیامینگ،بعد از شنیدن تمام اینها
بالاخره سنگ از روی قلبم برداشته شد و به آرامش رسیدم
حالا فهمیدم که پدرم ازم متنفر نبوده
بخاطر ترسش نبود که به دیدنم نیومد،اون نمیتونست
مادرم همیشه توی قلبش بود
پدرت حتما همیشه بهت فکر میکرده
اگه میخوای گریه کنی پس از ته دلت گریه کن
بعد از گریه کردن...خوب زندگی کن
این خبر چقدر میتونه روی شهرت و اعتبار لی جیانگو تاثیر بذاره؟
ژوهان هنوزم بخاطر خانواده ات از لی جیانگو کینه به دل داری
عمو ژانگ شما همسن پدرم و زیر دست اون بودین
تا الان خوب به زندگیتون ادامه دادین،پس دیگه تو این مساله دخالت نکنین
اما من باید خانواده ی لی رو مجبور به پرداخت بهایی کنم که بهم بدهکارن
کمپانی لیشی یه شرکت ساخت و سازه
کانسپت برند شرکت اونها بنای خانواده ی خوشبخته
اگه ایندفعه رسوایی رئیس شرکت مبنی بر داشتن بچه ی نامشروع پخش شه
تاثیری که روی شرکت میذاره اجتناب ناپذیر خواهد بود
چقدر میتونه بد باشه؟
خیلی عمیق...اما کاری نیست
به علاوه ممکنه پای اون پسر معصوم هم کشیده شه وسط ماجرا
ژوهان...ازت میخوام یه بار دیگه به این موضوع فکر کنی
اینهمه سال منتظر بودم...نمیتونم این فرصتو از دست بدم
فقط بهم بگو چطور میتونم این ضربه رو کاری کنم
کمپانی لیشی قصد داره درصد سهامشو افزایش بده؟
به زودی
No comments yet. Be the first to leave one.