لومړۍ 200 کرښې.
،من یه هفته بیشتر نیست که اینجام
و چیزهایی که دیدهام بدجوری من رو به فکر انداخته
« ...آنچه گذشت »
کلمنت منزل قاضیه رو کُشت و رُز دویل رو
!پس ثابتش کن
منزل رو نندازیم پشت میلهها، آلبانیاییها واسه گیرآوردنش شر درست میکنن
سر چهار فقره قتلِ درجهدو قشنگ گیرت انداخته بودن
افسر دستگیرکننده کی بود؟
ریموند کروز
32 سال سر کار بود. دنیا عوض شد، ری عوض نشد
اسمهای توی دفترچۀ قاضیه رو میشناسی
بلدی چطوری بهشون برسیم
قشنگ نصفش میکنیم، 50/50
یه فرصت گیرم اومده تا به حقم برسم
و منزل رو درایناثنا زمین بزنم
منظورت دفترچۀ سیاهشه؟
میتونه توی مسند اون قاضی بنشوندت
همسرم رو از دست دادم. خونه و وکالتم به باد رفت
وقتی سر همسرت و این جامعه که قرار بود کمکش کنی کلاه گذاشتی، دورشون انداختی
...پس فقط میخوای کل شب رو اینجا
تکوْتنها بمونی؟
خب، تو الآن کنارمای دیگه
دیگه تکوْتنها نیستم
همینطوری از روی هوا؟
تو همون مایهها
مردی که شاه شاهان خواهد بود
صبح بهخیر
صبح بهخیر
ظاهراً آلبانیاییها رو از اینجا دور نگه داشتم
پس این اتفاق هرگز نیوفتاد
پس به بچههای مدرسه نگیم؟
فقط میخوام چندتا قوانین پایه تعیین کنم
البته
هیچی بین ما عوض نمیشه - نُچ -
موکل من هنوز موکل منه
آهان
باایناوصاف، برات چطور بود؟
کمابیش همونطوری بود که انتظار داشتم
صداتون رو نمیشنوه. حمامه
،اگه... نمیخواید معطل بشید میتونید فقط به من بگید کی هستید
من بهش میگم یه سر اومدید - و شما کی باشی؟ -
من زبروْزرنگیام که میره برامون قهوه بگیره
که یعنی برمیگردی
یا میتونم بمونم. باید بمونم؟
میتونیم منتظر بمونیم
میخوای پیش من منتظر بمونی؟
فکر نکنم بتونم راهتون بدم داخل
میتونیم با هم منتظر بمونیم
...یا دوباره میگم، میتونید فقط
به من بگید کی هستید و من بهش بگم
...من وْ اون مسائل مالی داریم که باید بهشون رسیدگی کنیم
چیزی که لازم نیست تو ازش باخبر بشی
بهش بگو که من اومده بودم. بعداً به حسابش میرسم
خودش میدونه کی - ولی من نمیدونم -
،من همهفنحریفام؛ وکیلمدافع محرومین
مشخصاً مُدشناس، شبان خیابان
گهگاهی هم متخصص تغذیهام
ملتفتای؟
اوه، و نذار این خونه گولت بزنه
این محله، میتونه برای «جسارت سفیدپوستانه»ت خطرناک باشه
،اوه، لعنت، من پخشکنندۀ نوار دوست دارم
ولی باید کُلی ابوقراضۀ قدیمی بلند کنم
میلکشِیک دارن اونجا؟ میلکشِیک واقعاً به کارم میاد
شیرینمزاج برای یه خانم شیرین
خندهدار نیست، کلمنت - خواهشاً باز شروع نکن -
و نگران برگشتن اون پسرکها نباش
،وقتی رفتیم اونجا، نمیخوام یک کلمه هم دربارۀ آلبانیاییها بشنوم
پس فقط اون لبهای خوشگلت رو غنچه کن دور اون نِی
خب چطوری میخوای انجامش بدی؟
من دارم به کسش فکر میکنم، نه چطورش
آره، بهنظرم میتونیم سفتوْسنگین انجامش بدیم
...نه، این با تمام کارهایی که تابهحال انجام دادیم فرق داره
خلافکار متفاوتیه، ظرافتلازمه
خب، سریعترین، مطمئنترین راه تیغزدن کسی
اینه که تفنگ رو بچپونی توی حلقش و چخماق رو بکشی
«پولت یا جونت، شریک»
نمیگم افراد نرویی توی این دفتر وجود نداره که قراره سفتوْسخت بهشون ضربه بزنیم
...میگم اگه اسم درست رو گیر بیاریم
بفرمایید
لزومی نداره اصلاً بهشون ضربه بزنیم
ببینم میتونم اون درجه از خلافکارهایی که مدنظر داری رو پیدا کنم یا نه
لعنت، کُلی رقم وْ حروف وْ پُخ اینجاست
برو بریم. آدم
خیلیخب، راجر بلاک چطوره؟
قهرمان جنگی، ثروتمند
اما بیدی نیست که با این بادها بلرزه
خیلیخب
آ... برنی برنباوْم
نمیشناسمش - فکر میکردم همه رو میشناسی -
توی کُل شهر «دیترویت»؟
خب، باشه
توتی کلِی چطور؟
خیلی پیره
چقدر پیر؟ - مُرده -
مِینارد دِلوینا؟
عمراً
مِینارد دِلوینا چشه؟
لازم نیست خودمون رو درگیر قوموْنژاد کنیم
چیه، میترسی جلوی یه عضو مافیای دیترویتی کم بیاری؟
ایتالیایی نیست. آلبانیاییـه
علاقهای ندارم پوستم مثل پرتقال کنده بشه
حالم زیاد خوش نیست. فکر کنم برم
نه، نه، نه، بمون. سکۀ شانسم باش
منام که به شانس احتیاج دارم
نه، نداری
من میرم، خرس عشق. گرفتی؟
فقط کُفریه کاری که دیشب شروع کردم رو تموم نکردم، اگه منظورم رو بگیری
بله، کلمنت، منظور تو رو میگیرم
سؤال اصلی اینه که، منظور اون چیه؟
،سؤال اصلی اینه که
،ازاونجاییکه ایدههای من ته کشیده سؤال اصلی اینه که، سوژه کیه؟
...خب
فکری دراونباره داشتم
اون آگهینماها رو دیدی؟
املاکی برت دیکی؟
من آگهینما نمیخونم
بگذریم، بهش میگن بولدوزر برت
چون ساختمونهای قدیمی رو با خاک یکسان میکنه تا کاندو بکشه بالا
خب؟
...خب
«یقهسفید، سابقهدار، خونه توی «بلومفیلد هیلز
اوه
از نظر من که عین قدمزدن توی پارکه
اخیراً توی پارک قدم زدی؟
پُرِ آدم لاابالی و منحرفه
...ولی
بولدوزر برت
چرا که نه؟
حموم که بودی برات مهمون اومده بود
تُف
،نه، آلبانیایی نبود
مگراینکه آلبانیایی سیاهپوست داشته باشیم
ما همهجا رو گرفتیم
،اسمش رو نفهمیدم
ولی... کفشهای قشنگش جلبتوجه میکرد
چیه، تیم بسکتبال موهومیش برای لباسفرمی چیزی بودجهلازم بود؟
یه مرد گنده بود
گفت باید به مسائل مالی رسیدگی بشه
و اینکه زمان حیاتیه
موکله؟
ببین، حالا چون داخل شرتم شدی، به این معنا نیست که میتونی توی کارهام دخالت کنی
اما اون اتفاق که هرگز نیوفتاد
من توی دادگستری کُلی حفاظت دارم
من رو با ماشین یا پیاده دمرانی نکن
جالبه من کسیام که نگرانای دنبالت کنه
گیونز. روالایم؟
بله، خانم
حواست نشد داری خلافجهت شنا میکنی؟
گفتم شاید توی اتاق استراحت، دونات باشه
یه جلسۀ همگانی
دیشب؟ - آره -
هشدار توفان در جریانه
بعداً توی اداره اعلامحضور کن
،همین الآن تلفنی با فرماندار صحبت کردم
که میخواست بدونه چرا، طی پنج روزی که ،قاضی گای و اون خانم جوان به قتل رسیدن
مطلقاً هیچ پیشرفتی صورت نگرفته
!همین حالا نتیجه
من یه مکان آفتابی برای خودم تصور میکنم
که زمین پرورش علف طرفهای «نورثویل داوْنز» نیست
...اصلاً بهتر از اون، شستتون رو از توی کونتون دربیارید
میدان سن مارکو» خوب به نظر میرسه» - !و کمک کنید... -
تابهحال «ونیز» رفتی؟ - شیرفهمه؟ -
من یه کلاه «بورسالینو» دارم، مارشال. تو کلاهدوستای
درخصوص اینکه حالا که کارآگاه بریل ،توی تعلیقه، کی مسئول این خرتوخریه
،من کارآگاه داوْنی رو تنها کارآگاه اصلی کردهام
بیدرنگ
کارآگاه داوْنی
ممنون، فرمانده بریگز
بیدرنگ برمیگردیم به نقطۀ شروع
به حرف من گوش نمیده، ولی به حرف تو گوش میده
تو بهش بگو با منزل و اون دفترچه ور نره
بین راستوْریسکردن این مِیخونه/موزه
،و تسویهکردن چیزی که سر وام مسکن معکوس بدهکاره
بدجور توی گِل گیر کرده که فکرش درست کار کنه
خب، تو احیاناً میدونی اون تیکه فلزی که میتونه شیطان رو پایین بکِشه کجاست؟
شاید بدونم
خب، شاید بهتر باشه جایی قایمش کنی
،که اون نتونه پیداش کنه
و من یه راهی برای پیداشدنش پیدا میکنم
اوهوم. ولی اون حسابش رو صاف نمیکنه
خب، بهگمونم وقتشه خراشندۀ «پاوربال» بازی کنیم، هان؟
این گندکاری رو ببین
انسان رو تنها یک بار میشه کُشت، اما» «صحنۀ جرم رو میشه صد بار به قتل رسوند
یه چیزی که هیچکس دربارهش حرفی نمیزنه
نمیتونم از سرـم بیرونش کنم
در طول مسیر یه اشتباهی پیش اومد
به ما نشونش داد
عملاً بهعنوان تهدید. میدونست مسئلۀ مهمیه
هاردی بویز» (پسران هاردی) رو یادته؟ فکر کنم ایدهش مال اونجاست»
شخصیتهای خیالی در مجموعههای معمایی کودک و نوجوان که به حل ] [ پروندههایی میپردازند که همتایان بزرگسالشان در حل آنها ناموفق بودهاند
حل اسرار و این پُخها
قاضیه یه دفتر اسرار داشت
یا الطاف یا رشوهها
هیچکس از اونموقع ندیدتش. هیچکس نمیدونه کجاست
دست منزلـه، درسته؟
یا یه نفر دیگه اجیرش کرده قاضیه رو بکُشه و بقاپدش؟
نمیدونم
ولی یه جایی هست، و کلید ماجراست
حقیقتش من نمیخواستم پلیس بشم
میخواستم داستان بنویسم
No comments yet. Be the first to leave one.