Hana yori mo naho (Hana)

Hana yori mo naho (Hana) (花よりもなほ)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Hana 2006 BLURAY 720p & 1080p
د لخوا تبصره AZAD.SHAKARAMI
آزاد شاکرمی TEL: @CINEMA772

تګونه

BluRay
720p
720
1080
په خپور شو: 2020-04-20
ډاونلوډونه: 30
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

هانا

در سال 1701، در یکی از ..."تالارهای سلطنتی قلعه "اِدو

"استاد "آکو" با شمشیر خود به "کیرا که یک نجیب زاده بود حمله کرد

استاد "آكو" مجبور به هاراکیری شد

و شاگردانش به عنوان سامورایی های بی استاد، بازرگان و پزشک پراکنده شدند

داستان ما یک سال بعد در یک محله فقیرنشین در "اِدو" آغاز میشود

...تا صبح امروز زمستان

نبرد با شمشیر از رونق افتاده است

برای اجاره

بیدار شید

صبح شده، بیدار شید

یالا، دست و صورتت رو بشور و به بازار ماهی فروشها برو

بذار یه کم دیگه بخوابم، اونوبو

دیروز هم نرفتی سر کار

لنگ ظهره

عجله کن، جا میمونی

هر روز صبح این همه سر و صدای کوفتی چیه آخه

خدایا منو از این آشغال دونی نجات بده

هی، "سوزا سان" نرفت بیرون؟

باهاش چیکار داری؟ میخوای بچاپیش؟

این چه طرز حرف زدنه؟ اون به نصیحتهای من احتیاج داره

زودباش پدر، وگرنه بازار ماهی فروشها میبنده

امروز میخوام استراحت کنم

دیروز رو هم استراحت کردی

کنبو، هنوز که توی رختخوابی

صبح بخیر، اوسای سان - صبح بخیر -

این وقت صبح کجا میری؟

هوا خیلی خوبه، میرم لباسهایی که دوختم رو تحویل بدم

خوبه، روز خوبی داشته باشی

نشنیدی چی گفتم؟

ولم کن دختر

آخ، چه مرگته؟

توی این فضای تنگ پیش میاد

حواست رو جمع کن - باشه -

اوضاع چطوره؟

خوب نیست

که اینطور

با این وضعیت من هرگز نمیتونم با "اونوبو" ازدواج کنم

"احمق، تو که میدونی "اونوبو قصد داره با من ازدواج کنه

به همین خیال باش

تا بعد

بهت حسادت میکنم

اگه برنامه انتقام جوییت ...به خوبی پیش بره

تبدیل به یه مرد ثروتمند و محترم میشی

میتونی این زندگی نکبت رو پشت سر بذاری

تو خوش شانسی که پدرت یه حسابی برای تسویه برات گذاشته

پدر من در صلح و آرامش درگذشت که اصلا فایده ای برای من نداشت

هیرانو سان، امروز کجا میری؟

میرم به قلعه

اوه، میری دیدن دوست ساموراییت؟

من دیگه به اون شخص ناسپاس اهمیت نمیدم

من یه آشنا دارم که در قسمت دفتری قلعه "اِدو" کار میکنه

میرم ببینم میتونه یه پست رسمی برام جور کنه یا نه

موقعیت خوبیه برای "وصل شدن به "شوگان

من یه بار به این مرد یه لطفی کردم

هی، چه خبر؟

من باید برم

هی سامورایی، اگه قلعه رو میخوای از این طرفه

ببخشید

شنیدی؟ میگن اون یه سامورایی رو در قلعه میشناسه

در قسمت دفتری قلعه هم یه آشنا داره

اوه، باور نکردنیه

من دشمنت رو پیدا کردم

...دوباره شروع شد

این دفعه رو شک ندارم

عجب آب گرمی

من مرد دیگه ای رو میشناسم

قد 175، پوست قهوه ای" "با دندونهای ردیف

تحت تعقیب

چهره ی روباه مانندی داره و زیر" "چشم راستش یه علامت قرمز داره

لعنتی، یه علامت روی صورتش داره نه روی کمرش

بله

چند سالشه؟

سی

...سی

از آخرین باری که دیدمش خیلی پیرتر شده

دلسرد نشو، سوزا

"پیدا کردن یه مرد در "اِدو مثل برنده شدن توی لاتاریه

ممکنه 10 سال طول بکشه حتی 20 سال

هی خواهر، یه نوشیدنی دیگه

باید صبر داشت

ولی اون قدش همین حدوداست، نه؟

من یه بار دیگه میگم خوب گوش کنید

مدفوع ما به عنوان کود برای تغذیه شالیزارها و مزارع برنج استفاده میشه

و کشاورزها برای خریدنش به مالک این خونه ها پول میدن

در واقع اون پول برای کیک های برنج سال نوی ما پرداخت میشه

منظورت اینه که کیک برنج از مدفوع درست میشه؟

خب، نه کاملا ولی بیراه هم نگفتی

نمیشه، خیلی مرطوبه

...هی

بفرمایید - ممنون -

یه کم باهاشون راه بیا انقدر خسیس نباش

تو به فکر اجاره خودت باش تو کار بقیه دخالت نکن

یادم نمیاد اجاره ای از اون احمق بغل دستت گرفته باشم

توی سال جدید برای تهیه کلی کیک برنج سخت کار میکنم

آره، همین کارو بکن

علیرغم گذر زمان باید انتقام پدرمان را بگیری

خانواده ما برای حفظ جایگاه خود تلاش میکند

پس انداز حاصل از خانه داری به من این اجازه را میدهد تا این مبلغ را برایت بفرستم

اما افسوس که مبلغ بیشتری ندارم

جناب سامورایی به لطف پولی که ...از زحمت کشی دهقانان بدست میاره

هر روز به حمام عمومی میره

شرط میبندم که تو هرگز کسی رو نکشتی

اون شمشیرت رو هم هرگز علیه کسی استفاده نکردی

چطور میخوای انتقام پدرت رو بگیری؟

چطور؟

من با تمام توان بهش ضربه ...میزنم و اگر که کارساز نبود

زندگیم رو مثل سقوط برازنده شکوفه های گیلاس به پایان میرسونم

این روش مرگ یه سامورائیه

اینو پدرم به من آموخت

...بهار گذشته در یک شب بارونی

مردی که اینجا زندگی میکرد، بُرید و تصمیم گرفت به همه چیز پایان بده

تا حدی که حتی گلوی همسرش رو هم برید

...ولی سپس تنها پسرش

بهش حمله کرد و اون رو با چاقو زد

من سر و صداشون رو شنیدم اینجا دریای خون شده بود

درست همین جایی که الان نشستی

دل و روده ی پیرمرده بیرون زده بود و در خون خودش میغلتید

...من بهش نمیگم سقوط برازنده

بهش میگم قتل عام

این یعنی مرگ یک انسان

...بدون آماده شدن برای بدترین وضعیت

در مورد زندگی و مرگ صحبت نکن

صبح بخیر، سوزا سان

صبح بخیر

داری کجا میری؟

میرم دستشویی تو کجا میری، اوسای سان؟

ما میخوایم بریم معبد دعا کنیم تو هم باهامون بیا، سوزا سان

نه، شینوسوکه

سوزا سان" مرد پُر مشغله ایه"

مادر

سلام

سلام

سوزا سان، برای چی دعا کردی؟

اینکه به زودی دشمنم رو پیدا کنم

مادر؟

اینکه تو پسر خوبی باشی

و تو؟

اینکه پدر به سلامت برگرده خونه

چطور ممکنه یه خدا جواب این همه دعا رو بده؟

بیاید اینجا و بخرید

اسباب بازیهای قشنگ دارم

از همه رنگه

هم اینوری هم اونوری

وقتی پسرم فقط دو سالش بود

شوهرم در اثر بیماری ریه درگذشت

امروز سالگردش بود

متوجهم

همینطور زمان میگذره و من هنوز حقیقت رو به اون نگفتم

اونجا چی نوشته؟

"نسیه ممنوع"

نسیه" یعنی چی؟"

...نسیه؟ نسیه یعنی

چیزی رو بخری و بعدا پولش رو بدی

سادا سان" همیشه این کارو میکنه"

در واقع "سادا سان" فقط میخره ولی اصلا پرداخت نمیکنه

"به کسی مثل اون میگن "انگل

انگل" چطور نوشته میشه؟"

انگل"؟"

...اینطوری نوشته میشه

"در رفتن از زیر پرداخت بدهی"

"این یعنی "انگل

دوباره

آموزش چرتکه و نوشتن

برای محاسبه بعدی چرتکه رو آماده کنید

هفت پنی

هشت پنی

پنج پنی

دو پنی

و سه پنی

اگه قصد تدریس داره، چرا آموزش شمشیرزنی نمیده؟

احمق، کاربرد شمشیرزنی توی این دنیای بدون جنگ چیه؟

آخه مگه یه سامورایی چرتکه آموزش میده؟

اصلا ربطی به انتقام جویی نداره

:همونطور که از قدیم میگن "آدم گرسنه ایمان نداره"

"گرسنگی وحشتناکه"

...نکته اینه که یه مرد

نیازی به خوندن نداره اگه جیگر جنگیدن داشته باشه

:همونطور که در اینجا میگیم "پس انداز مال از ما بهترونه"

اینجا توی "اِدو" به محض درآوردن پول خرجش میکنیم، محاسبات میخوایم چیکار؟

آره، حق با توئه

از سر راه برید کنار

تو اینجا چیکار داری؟

میخوام "سوزا سان" بهم نوشتن یاد بده

تو هم؟

حداقل یاد میگیرم چطور اسم خودم رو بنویسم

شما هم که دل و جیگر جنگیدن و مهارتی ندارید بهتره یاد بگیرید

لعنتی

"اسم خودم رو بنویسم" چقدر متکبر

من تا روزی که بمیرم یک کلمه هم نمینویسم

همه تموم کردید؟

باورت میشه "کنبو" داره نوشتن یاد میگیره؟

اون باهوشه، مثل من نیست

و پسر خوش قیافه ایه

خداحافظ

فردا میبینمتون

درمانگاه

این پسر مگه استاد شمشیرزنی نیست؟

چرا، پدرشم شمشیرزن بزرگی بوده

یه سامورایی که به بچه ها نوشتن یاد میده؟

Hana yori mo naho (Hana) subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left