Pyaasa

Pyaasa (प्यासा)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

PyaasaAKAThirst(1957)[GuruDutt]
د لخوا تبصره SubAvaliHa

تګونه

other
په خپور شو: 2024-01-12
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

گروه اسکرین چنل تقدیم می‌کند

‫کانال تلگرامی: ‫ScreeningChannel@ ‫ارائه‌ دهنده‌ی آثار نایاب سینمای جهان

«عطش»

«این گل‌های خندان»

«این باغ خوشبو»

«این مسیرهایی که پر از رنگ و نورن»

«زنبورها با نوشیدن شهد گل‌ها تاب می‌خورن»

«چه می‌توانم بهت عرضه کنم، ای طبیعت باشکوه؟»

«تمام چیزی که دارم اندکی اشک و افسوسه»

.بهت گفتم برگه‌ها رو مرتب نگه دار

نکنه دست‌نوشته رو ارواح اومدن دزدیدن؟

تو چیزی شنیدی؟ - .برات صبح خوبی رو آرزو کرده بود -

احمق! اون دست‌نوشته کجاست؟

چیزهای من رو هم بررسی کردی؟

میزها؟

خدا لعنتت نکنه! اینج چاپخونه‌ست !نه مدرسه

چیزها. شعری که گذاشته بودم رو خوندی؟

.خوندم

چاپش می‌کنی؟

چرا؟ دیوونم مگه؟

به اون می‌گی شعر؟ فقط یک مبارزه علیه .گرسنگی و بی‌کاریه

.قربان، شعر باید خوش‌ترکیب باشه

.یک شعر درباره‌ی گل‌ها و نغمه‌ی پرنده‌ها بنویس

!قربان، شما تکین

...درباره‌ی تُنگ و شراب بنویس

،گردن دلچسب تُنگ .. !انحنای ابروی یک زن

تو ساکت شو! تو شاعری یا آرایشگر؟

مثل میر مومین، درس شاعری خوندی؟

.جاش و فیض هم هستن .اینا از درک و فهم تو خارجه

.اشعارم رو پس بده

.باید یک جایی همین طرف‌ها باشه .بعدا پیداش می‌کنیم

.داری کاغذ‌هام به هم می‌ریزی دیوونه شدی؟

.پس اشعار من رو اینجا گذاشته بودی تو کی هستی که اشعار من رو دور میندازی؟

نکنه باید ازشون کلاه کاغذی درست می‌کردم؟

نمی‌خواد با گذاشتنشون روی اون مغز خالی .بهشون توهین کنی

پس داری می‌گی مغز من خالیه؟

خودت چطور؟ !اگه تو شاعری، منم الاغم

معلومه که هستی، ولی .اینکه تاییدش می‌کنی خیلی خوبه

داری سبزی وزن می‌کنی یا طلا؟ .یک بادمجون دیگه هم بذار

.مادربزرگ، عمو ویجای بود

!ویجای .نمی‌خوامش

!عمو

!ویجای

!عمو

!ویجای

!ویجای

.عمو رو گرفتم

.من دشمنت نیستم چرا از مادرت فرار می‌کنی؟

پسرم، این همه وقت کجا بودی؟

.پدرت رو از دست دادی .نمی‌تونم ببینم داری زجر می‌کشی

.من خوبم، مادر

!معلومه .ببین تو چه وضعیتی هستی

.بیا خونه. برات یکم غذای مخصوص قایم کردم

پیداش کردی؟

.ویجای آینده‌ی امیدوارکننده‌ای داره .الانش رو ببین

!شنیدم شاعری شیفته‌ش کرده

پس شاعرت برگشته؟

.هر الاغ ادیبی فکر می‌کنه اون شاعره

کجا می‌تونه بره؟ کی بهش غذا بده بعد؟

.بهشون توجه نکن. بخور

می‌بینی داداش؟ ما کار می‌کنیم، پول در میاریم .و مادر بهترین‌ها رو به پسر عزیزش میده

.همین که خجالت نمی‌کشه من رو شگفت‌زده می‌کنه

اگه برای خودش احترام قائل بود .ترجیح میداد از گرسنگی بمیره تا اینجا غذا بخوره

!شما دوتا، دهن‌هاتون رو ببندین .نمی‌خوام حرفی بر علیه‌ش بشنوم

بعد از این همه مدت گرسنه و تشنه برگشته .و شما چشم دیدنش رو ندارین

اون که صحیح و سالمه. چرا نمی‌ره پول در بیاره !شکمش رو سیر کنه؟ چرا روی ما حساب می‌کنه؟

برادرتونه. بعد از مرگ پدرتون .شما باید مراقبش باشین

ما که نمی‌خواستیم مادر و پدرمون .یک بچه‌ی به درد نخور به دنیا بیارن

.وای بر من. چه چیزهایی که نمی‌شنوم

.از بخت شومِ منه که شما دوتا رو به دنیا آوردم

به خاطر آبروی خودتون نمی‌ذارین .من برم جایی کار کنم

.اگرنه این کار رو می‌کردم تا شکم بچه‌م رو سیر کنم

زن‌داداش، اشعار من کجان؟

.با من حرف بزن نه زنم

.در عوض ده آنه به عنوان کاغذ باطله فروختمشون

ده آنه؟ اشعار من رو به عنوان کاغذ باطله فروختی؟

احمق‌های بی‌فرهنگی مثل شما بیشتر از این چیزی .سرشون نمی‌شه

به من میگی بی‌فرهنگ؟ شنیدی چی میگه داداش؟

چطور جرئت می‌کنی؟ !از شر کاغذهات راحت شده، الان از شر خودت هم راحت می‌شم

کجا می‌خوای بری با شکم خالی؟ کی ازت مراقبت می‌کنه؟

منم با خودت ببر. دیگه نمی‌خوام .یک لحظه هم توی این خونه بمونم

.نگران نباش، مادر .نهایت تلاشم رو می‌کنم

.به محض اینکه بتونم از اینجا می‌برمت

ویجای به جای اینکه با تو بشینم کاغذهای باطله .رو بگردم بذار کارم رو بکنم

.بین اون کاغذ باطله‌ها یک پوشه‌ی مهم بوده

پوشه؟ همون برگه‌های دست‌نویس رو میگی؟

کجان؟ - .یک خانمی خریدشون -

چشمش رو گرفتن، یکمش رو خوند .و بعدش هم بردشون

کیه؟ کجا زندگی می‌کنه؟

من از کجا بدونم؟ .محلی نبود

.ویجای، اگه دوباره برگشت ازش می‌پرسم

بیا تو. برادرهات مثل همیشه مهربون بودن؟

.گرسنه‌ای؟ آخرش از گرسنگی می‌میری

.اما من، امروز 200 روپیه از یک مرد پولدار گرفتم

،پای یک زن پیر رو زیر گرفته بود .منم براش شهادت دروغ دادم

شیام، یادته بچه که بودی یک گنجشک شل پیدا کرده بودی؟

.تا وقتی بهتر نشد مراقبش بودی

.اون موقع بچه بودم

.اما تو هنوز هم بچه‌ای

«اگه با گستاخی بهت نگاه می‌کنم شکایت نکن»

«!اونجا»

«تو دوباره از ته دل من رو نگاه می‌کنی»

...میگم

«کی می‌دونه که تو چی می‌گی؟»

«کی می‌دونه من چی می‌شنوم؟»

«یک چیزی توی قلبم تکون می‌خوره»

«یک صدای زنگ شنیدم»

«یک حس مور مور شدنی داشتم»

«رویاهای خفته دارن بیدار می‌شن»

«یک چیزی توی قلبم تکون می‌خوره»

«چشم‌هام که فقط پایین رو می‌دید دوباره بالا رو نگاه می‌کنه»

«پاهای لرزونم الان با ثبات قدم برمی‌دارن»

«در قدم‌هام جوون تازه‌ای پیدا شده»

«یک چیزی توی قلبم تکون می‌خوره»

«...موهام روی شونه‌هام در حرکتن»

«و یک رایحه‌ی شیرینی دارن ..»

«آرزوهای پنهان آشکار می‌شن»

«یک چیزی توی قلبم تکون می‌خوره»

ببخشید؟ - بله؟ -

...آهنگی که داشتین می‌خوندین - دوستش داشتی؟ -

از کجا آوردینش؟

.مال خودمه

.مال شما نیست - اگه می‌دونی پس چرا می‌پرسی؟ -

...چون می‌خوامش

چی رو می‌خوای؟

.پوشه‌ی اون شعرها رو

همین؟

.من از جوک‌های بی‌معنی خوشم نمیاد

از من خوشت میاد؟

.نه

پس چرا داری دنبالم میای؟

اگه اون پوشه رو دارین، برای من ...خیلی باارزشه. هر وقت پول دستم اومد

دست خالی اومدی دنبالم؟ نکنه فکر کردی اینجا هم خونه‌ی باباته؟

.من فقط اون پوشه رو می‌خوام .خیلی مهمه

!برو بیرون

نکنه باید پرتت کنم بیرون؟

.احمق جون، داد نزن .مشتری جدیدت می‌پره ها

آس و پاس بود! تا اینجا کشوندمش .ولی یک پنی هم پول نداشت

.جوهی، خودش بود

گلابو، چت شده؟ کجا داری میری؟

.باید ازش عذرخواهی کنم .خیلی باهاش بد رفتار کردم

.انقدر چرت و پرت نگو .مثل آدم حرف بزن

چه خبره مگه؟

.مردی که دنبالم اومده بود شاعره

.شاعر همون شعر‌هایی که به عنوان کاغذ باطله خریدم

ببین، دست خط‌هاش یکیه .برگه‌ها هم همونه

.و من مثل یک تیکه کاغذ انداختمش بیرون

.آس و پاس بود

اگه نمی‌انداختیش بیرون، می‌خواستی بغلش کنی حتما؟

.شغل ما هم استاندارد خودش رو داره

.بیا برگردیم بالا

ویجای، توی تعطیلات شعر ننوشتی؟

.یک چندتایی نوشتم

،اگه بتونی فی‌الداهه یک چیزی بگی .ما هم قبول می‌کنیم که شاعری

بگم؟

!بگم؟ موضوع بده

اون کیه؟

:چه اهمیتی داره؟ موضوع همینه .یک شعر درباره‌ی اون

«وقتی من راه میرم، سایه‌م پشت سرم میاد»

«...وقتی تو راه میری»

«زمین و آسمون هم‌پای تو میم‌شن ..»

«وقتی من وایمیستم، یک شب تنها و تاریک روم سایه میندازه»

«وقتی تو وایمیستی، بهار و ماه هم باهات وایمیستن»

زندگی شاید آزمون‌های زیادی جلوی پامون بذاره» «اما ما از همدیگه جدا نمی‌شیم

هیچ وقت پیمان عشقمون رو نشکن» «حتی اگه روز قیامت فرا رسید

دوتایی با هم دنیا رو پشت سر می‌ذاریم» «از قدم به قدمش استفاده می‌کنیم

کی می‌دونه تا کِی می‌تونیم اینطور با خیال آسوده» «با همدیگه سفر کنیم؟

!یک عمله می‌خوام

.امرتون رو بفرمایین

یا خدا! این دنیا به کجا داره میره؟ .دیگه آدم‌های تحصیل کرده به عنوان عمله کار می‌کنن

امروز پول آوردی؟

.دیگه برات نمی‌زنم به حساب

.اینکه تقلبیه

حتما چیز دیگه‌ای هم نداری، نه؟

!پس اینطوری می‌خوای بازی کنی

کی قراره پول غذایی که خوردی رو حساب کنه؟

.زود باش پولش رو بده وگرنه از جلوت جمع می‌کنم

.بشقاب رو بذار کنار

.بذارش سر جاش

.اینم از پولت

.خوردش رو هم نگه دار، برو پیش یک آرایشگر

.تا شاید بتونه شبیه آدمیزاد درستت کنه

چرا نمی‌خوری؟

.گرسنه نیستم - .چرا، هستی -

.حق نداری برام دل بسوزونی

...متاسفم .لطفا نذار عصبانیتم برنجونت

.حق داری عصبانی باشی

.اون روز خیلی باهات بد رفتار کردم

.من شکایتی ندارم

.پس لطفا بخور... به خاطر من

به خاطر تو؟

.تو به سختی من رو می‌شناسی

.من خیلی خوب تو رو می‌شناسم

.از طریق شعر‌ها و آهنگ‌هات

.احساسات و افکار تو رو می‌دونم

دیگه چی می‌مونه؟

.نمی‌تونم درکت کنم

...اون روزی، شما خانم

چرا انقدر مودبانه صدام می‌کنی؟ ...حس عجیبی داره

...تا امروز، تنها چیزی که شنیدم توهین مردم بوده

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left