لومړۍ 200 کرښې.
زیرنویس shine021
- آمادهاي؟ - آمادهام.
پس شروع ميکنيم.
اين 'اگنـسه' ،
و امروز روز عروسيشه.
'اگنـس' نميخواست ازدواج کنه.
اين مرد يه غريبهست، و دهنش بوي خوبي نميده،
ولي مجبور بود.
ازدواج کنه. يه پسر داشته باشه.
قانون بود.
هميشه اينجوري نبود.
اولش، خدايي به اسم 'کیدو' دنيا رو ساخت.
اين دنيا فقط يه باغ قشنگ بود،
و ساده بود.
وقتي 'کیدو' مطمئن شد که انسانهاي کوچولوش
راحت و خوشحالن، ولشون کرد به امون خدا.
پدر 'کیدو'، 'بردمن'،
قسم خورده بود که تو دنياي دخترش دخالت نکنه.
نه، فقط بذاره آدما بخورن و بخوابن
و جفتگيري کنن و حالشو ببرن. -'کیدو'.
ولي حيف، خيلي کسلکننده بود.
هيچ هدفي ندارن،
دارن چپ و راست توليدمثل ميکنن.
هيچي نميدونن!
نه ميدونن تو کي هستي، نه ميدونن من کيام.
اينجوري نميشه 'کیدو'.
بسپارش به من.
اون روز 'بردمن' حسابي احساس قدرت ميکرد،
و خيلي زود همهجاي اين دنيا پر شد از عکس اون.
اونايي که ميپرستيدنش، البته...
خيلي 'بردمن' رو خوشحال ميکنه!
...و کلي قانون و قاعده.
من رسماً قسم ميخورم که تسليم تو بشم
و از وسوسهها، چه ذهني چه جسمي، دوري کنم.
من با قلبي پاک همه اينا رو قول ميدم.
و قول ميدم که وارثهاي زيادي بهت بدم.
'بردمن' اينو ميخواد. -'بردمن' اينو ميخواد.
اوه، خيلي بهتر شد.
ولي 'اگنـس' وارثي نخواهد داشت.
هيچکس نميدونه، ولي اون از قبل بارداره.
و دخترش، 'هیرو'،
دنيا رو عوض ميکنه.
100شب هیــــــــــــــــــــرو
28سال بعد
شش ماه.
شش ماه گذشته، و هنوز هيچ خبري از بچه نيست.
بيشتر زوجهاي جوون تو حوزهي من بچه به دنيا ميارن
تقريباً هفت ماه بعد از ازدواجشون.
امکان نداره از 'جروم' باشه.
خانوادهي من وارثهاي بيشماري توليد کرده.
پسر. فقط پسر.
معلومه.
ولي ما فقط به اندازهي ضعيفترينهامون قوي هستيم.
و ضعف هم ميتونه تو خونواده موندگار بشه.
پدرت کجاست؟
هنوز... هنوز مرده قربان.
متاسفم.
اين 'چری' هست.
داستان ما واقعاً با اون شروع ميشه.
'چری' همسر ايدهآل 'بردمن' هست --
زيبا، مطيع،
تو شطرنج خوبه...
...و تو بازداري.
ولي هيچکدوم از اينا تو اين ملاقات خاص نجاتش نميده.
اين کيه؟
اين 'هیرو' هست قربان. خدمتکار منه.
'هیرو' از لحاظ فني خدمتکار 'چری' هست،
ولي خيلي بيشتر از اينه.
اون بهترين دوست 'چری' هست.
ما از شب عروسي هر شب سعي کرديم قربان.
تو از نژاد خوبي هستي.
و تو...
به نظر سالم و سرحال مياي،
با اينکه فاميلات مردن.
بعد از 101 شب بهم گزارش بده.
خيلي دقيق.
من خيلي دقيق هستم، دختر جون.
و اگه برگردي و من هيچ پيشرفتي نبينم...
...بهار بعدي رو نميبيني.
حالا بجنب و حامله شو.
فردا.
همونطور که معلوم شد...
...'جروم' يه دروغي گفته بود.
اين اتاق توئه.
اگه چيزي لازم داشتي بهم بگو.
شب عروسي اونجوري که قول داده بود پيش نرفت...
...اونجوري که قول داده بود پيش نرفت.
فردا. فردا. فردا. فردا.
و هيچ شب ديگهاي هم.
وحشيانه است.
و اين 'جروم' نيست که تاوان پس ميده.
'بردمن' عاشق زناست، البته، ولي...
...از نااميدي خوشش نمياد.
'کلارنس'؟
حقيقت اينه که هيچ زن خوبي وجود نداره.
بله.
- من عاشقش بودم، 'جروم'. - ميدونم.
اوه خداي من، من با هديه و جذابيت مخشو زدم.
من بهش قولهاي زيادي دادم،
و در عوض، فقط يه چيز خواستم...
...وفاداري مطلق و کامل.
- بله، کاملاً. - اون قبول کرد.
ما ازدواج کرديم، ولي...
يه چيزي درست نيست، ميدوني؟
براي همين پدرم يه خدمتکار استخدام ميکنه تا زنمو اغوا کنه.
-نه. مچشونو گرفتي؟ -نه دقيقاً.
ولي يه جفت شورت ازش داشت
و يه شرح دقيق از يه جاي زخم روي قسمت داخلي رونش.
-زنت چي گفت؟ -انکار کرد.
گفت که اون به زور شورتشو درآورده.
باورش نکردي؟
هيچکس نکرد.
برادران نوکدار قلعهمو گرفتن و منو از شهر بيرون کردن.
زنت چي؟
-ميتوني دوباره ازدواج کني. -اوه، خواهش ميکنم.
بيا ديگه! چه جور زني دوست داري؟
منظورم اينه که معمولاً چي، ميدوني؟
مثلاً زيبا، پاکدامن، شنوندهي خوب،
جورابدوز، علاقهمند به نقشهها، بازداري، شطرنج و غيره،
ولي خب معلومه که نبايد تو هيچکدوم از اينا خيلي خوب باشه.
زن من دقيقاً همينه.
درسته.
چه خوششانسي.
هوم.
منو ببخشيد، ولي...
حتي يه ذره هم خبري از حاملگي نيست؟
اوه. الان ديگه هر روز ممکنه.
-من شايعاتي شنيدم. -شايعات؟
دربارهي اينکه شما ترجيح ميدين که...
شکار کنين و... اسبسواري کنين و دارت بازي کنين
با دوستاي خوشتيپتون... -چي؟
...به جاي اينکه وقتتونو تو اتاق خواب با زنتون بگذرونين.
نه، نه! اشتباه شنيدين.
من و زنم نميتونيم دست از سر همديگه برداريم.
خيلي وحشيانهست.
هوم.
چقدر بده که شايعهها پخش ميشن، مگه نه؟
البته جالبه که چقدر راحت براي بعضيا اتفاق ميفته،
بچه دار شدن، درسته؟
منظورم اينه که، لعنتي، من حتي زنهايي رو ميشناسم که انقدر زياد دارن،
که يکي هم اضافه دارن.
کي؟
آه. من آدمايي رو ميشناسم.
من يه آدم خيلي پرمشغلهام با کلي کار و بار.
-بدون شک. -پس، متاسفانه،
بايد براي يه مدت از شهر برم...
براي کار.
-اوه. -مطمئناً هيچکس نميتونه منو سرزنش کنه.
من حتي اينجا نيستم که زنمو حامله کنم.
خب، سفر خوبي داشته باشين.
فقط، ميشه...
خجالتآوره. ميشه بهم اجازه بدين
يه چند روزي وقت داشته باشم تا يه جاي جديد براي موندن پيدا کنم؟
اين چه حرفيه.
معلومه که ميتوني بموني.
ميدونم اوضاع سخته.
نگران نيستي، درسته؟
- از چي؟ - خب...
درباره اينکه زنت رو اينجا تنها بذاري...
...با من؟
اصلا. من، آم...
...بهت اعتماد دارم.
زن من هيچوقت اين کارو نميکنه.
گوش کن، 'جروم'، زن من -- خدا بيامرز --
نميتونست صبر کنه تا با يه خدمتکار بپره تو تخت،
و خب، به من نگاه کن.
اوه!
چطور جرات ميکني؟ - هو!
چطور جرات ميکني؟
تو يه حرومزادهي از خود راضي هستي! - از خود راضي، اينطورياست؟
زن من هيچوقت با -- با يه خدمتکار
يا تو يا هيچکس ديگه نميپره تو تخت، اصلا.
- ثابتش کن. - ثابت ميکنم.
همونطور که گفتم، من براي يه مدت براي کار ميرم.
ميتوني هرچقدر که ميخواي سعي کني اغواش کني.
موفق باشي. چقدر وقت لازم داري؟
آسونه. يه ماه بهم وقت بده.
100 شب وقت داری
هيچ فرقي نميکنه.
من ميدونم زنم وفاداره.
و بعد...
...تو از يکي از اون زنهاي خودت يه وارث برام جور ميکني...
...و قسم ميخوري که مال منه.
و کاري ميکني که طبيعي به نظر برسه.
درسته؟
با کمال ميل... اگه ببازم.
اگرچه اگه من اغواش کنم...
...چي گير من مياد؟
خب، اگه -- اگه تو ببري...
منظورم اينه که...
...ميتوني اين قلعه رو داشته باشي
و هرچي توش هست.
جالبه.
قلعهي قشنگيه.
آره.
تقريبا هيچ تغييري نميدم.
اين زن، آم...
اگه من ببرم کجا ميره؟
خب، تو نميبري.
زن من يه نمونهي فضيلته.
No comments yet. Be the first to leave one.